نویسنده: تاتیانا نورُز، برگردان سمیرا روشنایی
مسکنهای اجتماعی ژاپن در دهه ۱۹۶۰، تجربهای جذاب از تقاطع فرهنگهای مختلف بودند که الگوهای مدرن غربی و شوروی را با عناصر سنتی ژاپنی تلفیق میکردند. این پروژه که زمانی نمادی از “روش زندگی مدرن” بود، اکنون تبدیل به بار سنگینی برای جامعه ژاپن شدهاست. شرایط فعلی زندگی در این مجتمعهای مسکونی برای سالمندان نامناسب است و پدیدهای به نام کدوکوشی (Kodo Kushi) به مفهوم مرگ در تنهایی در داخل آپارتمانها، را بوجود آوردهاست. محقق و عکاس تاتیانا نوروز در مقالهای برای مجله استرلا، سرنوشت غمانگیز این پروژه مدرنگرایانه را بررسی میکند.
نوشتههای مرتبط
«اینجا احساس آرامش میکنم. از زمانی که بیست سال پیش رابطهام را با خانوادهام قطع کردم، دیگر کسی را ندارم که بتوانم روی او حساب کنم. واقعاً از دولت محلی سپاسگزارم که با مهربانی اجازه داد اینجا را اجاره کنم»، این سخنان را آندو-سان، زن بیوهی ۷۰ سالهی یاکوزاهای درجه پایین، با لبخند میگوید. پس از مرگ شوهرش، او وارد آپارتمانی ۴۱ متر مربعی در یک مجتمع دانچی با سوبسید دولتی در منطقه میتو، شمال توکیو، شد. مسکن جمعی در ژاپن در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، به طور عامیانه، به نام «دانچی» معروف است که میتوان آن را «خانههای جمعی» یا «سرزمین اشتراکی» ترجمه کرد.
«تا الان خیلی شانس آوردهام. در حالی که وضعیت سلامتی بعضی از همسایههایم به آنها امکان بیرون رفتن و پیادهروی نمیدهد.»، این را آندو میگوید، در حالی که یک روپوش پشمی حجیم بر تن کرده و به بخاری گازی قابل حمل نزدیک میشود. دمای داخل اتاقها در دسامبر نسبت به بیرون سردتر است، اما به نظر نمیرسد ساکنان را آزرده کند. آندو از سرسبزی منطقه و بزرگی آپارتمانش راضی و خوشحال بنظر میرسد و معتقد است برای یک نفر بیش از حد کافی است.


کیمورا-سان، مرد ۷۵ ساله از ساختمان مقابل، سخنان آندو را تایید میکند و اضافه میکند که سبک زندگی تاتامیمحور باعت درد زانوهایش شده است. به همین خاطر مجبور شده صندلیهای غربی، یک تخت و فرشهای ضخیم روی کفهای سنتی تاتامی بیاندازد تا کمتر آسیب ببیند.
کیمورا هم با خانوادهاش صحبت نمیکند، اما داشتن احساس تنهایی را انکار میکند. «در گذشته، در اینجا جامعه فعالی از همسایهها داشتیم و خیلی همدیگر را میدیدیم. البته، زمانه عوض شده و حالا این کار را نمیکنیم، اما خاطرات خوب کافی است. من زیاد میخوانم، گاهی عکسهایی از گلهای بیرون میگیرم و با اتوبوس به شهر میروم تا نگاتیوها را چاپ کنم. همیشه چیزی هست که من را مشغول نگه دارد.»
ژاپن اغلب کشوری تصور میشود که در آن روباتها، دستگاههای عجیب و غریب، مهندسی پیشرفته و شرکتهای میلیون دلاری در کنار میراث فرهنگی چندصدساله و دستاوردهای بینظیر در هنر مدرن، طراحی و مد، به طور ظریف کنار هم قرار گرفتهاند. اگرچه در بازدید از محلههای پرطرفدار توکیو میتوان تمام اینها و حتی بیشتر را دید، اما زندگی روزمره در دیگر بخشهای ژاپن همچنان یادآور روزگار قرن بیستم است. بیشتر مغازهها، سوپرمارکتها و فستفودها فقط پرداخت نقدی را میپذیرند. افتتاح حساب بانکی، بدون مهر شخصی سفارشی، ممکن است از نگهداری تمام پولهای شما زیر تشک هم سختتر باشد. دریافت هر نوع خدمات دولتی نیازمند پر کردن چندین فرم و ارائه مدارک است و برخی مکاتبات مهم تنها از طریق فکس یا پست امکانپذیر است.

همچنین محیطهای شهری در ژاپن گاهی به شدت نوستالژیک و قدیمی به نظر میرسند. ترک کردن مناطق مرکزی شهرهای بزرگ شما را وارد خیابانهایی از ردیف خانههای کوچک و تکراری میکند که گاهی با مغازههای غبارآلود با وسایل برقی قدیمی و پوسترهای رنگ و رو رفته که نامزدهای انتخابات ده سال پیش شهرداری را با لبخند نشان میدهند، قطع میشوند.
اگر مدت طولانی در این مناطق حومهای بگردید، مطمئناً محلههایی با بلوکهای آپارتمانی سیمانی یکدست و خاکستری پیدا خواهید کرد که ممکن است شما را به یاد خروشچفکای شوروی بیاندازند. یکی از مشهورترین انواع مسکن پس از جنگ. هزاران پروژه مشابه در سراسر ژاپن در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ ساخته شد تا بحران مسکن پس از جنگ جهانی دوم را حل کند. در ابتدا، این بلوکهای آپارتمانی مکانهای زندگی بسیار مطلوبی محسوب میشدند اما اکنون، مشابه نمونههای غربیشان، مرکز بروز مسائل اجتماعی متعدد و دردسر برای شهرداریها شدهاند.

بر خلاف اروپا، ژاپن قبل از جنگ نمونههای زیادی از مسکن چندطبقه جمعی نداشت؛ بخش عمده جمعیت در خانههای ویلایی یا خانههای ردیفی زندگی میکردند. به جز چند بلوک چهارطبقه که بصورت آزمایشی در توکیو در دهه ۱۹۲۰ ساخته شدند و چندان موفق نبودند، تنها یک نوع معمول مسکن آپارتمانی وجود داشت به نام ناگایا (Nagaya). ساختمانهای چوبی بلندی که عمدتاً دو طبقه بودند و تجار ثروتمند بر روی زمینهای اضافی خود ساخته و به کارگران اجاره میدادند. آشپزخانهها و حمامها معمولاً مشترک بودند و در انتهای راهرو در هر طبقه قرار داشتند. واحدهای آپارتمانی ناگایا شامل یک یا دو اتاق چندکاره با کفپوش تاتامی بودند، و در کل مساحتی در حدود ۲۰ متر مربع داشتند.

واضح بود که طرحهای سنتی همچون خانههای چوبی ناگایا برای حل بحران مسکن پس از جنگ مناسب نیستند. تا آگوست ۱۹۴۵، ۱۹ درصد از تمام ساختمانهای مسکونی در ژاپن در نتیجه بمبارانهای هوایی تخریب شده بودند و اگر فقط مناطق شهری در نظر گرفته شوند، این رقم به ۴۴ درصد میرسید. به جای بازسازی واحدهای مسکونی، دولت ژاپن ترجیح داد ابتدا بر روی بازیابی اقتصادی تمرکز کند و در صنایع سنگین سرمایهگذاری کرد که سریعترین بازده سرمایه را وعده میدادند. مردم برای کار به شهرهای بزرگ هجوم بردند، قیمت زمینها سر به فلک کشید، و توسعه افسارگسیخته شهرها در توکیو و اوزاکا به مشکلی جدی تبدیل شد.
با رشد سریع جمعیت در دهه ۱۹۵۰، دولت راهی جز مداخله نداشت. در سال ۱۹۵۵، سازمان مسکن ژاپن (JHC) تأسیس شد که عمدتاً وظیفه داشت نوع جدیدی از مسکن جمعی را برای خانوادههای متوسط شهری ایجاد کند. پس از چندین سال تحقیق دقیق، JHC شروع به ساخت مجتمعهای دانچی (Danchi) در سراسر کشور کرد.
دانچیها قرار بود ژاپن را مدرن کنند تا بر گذشتههای امپریالیستی و شکست شرمآور نظامی غلبه کرده و آن را در سطح کشورهای توسعه یافته غرب قرار دهند. علیرغم برنامهریزی رسمی رایج مبتنی بر ارزشهای دموکراسی آمریکایی، ایدههای سوسیالیستی در میان نخبگان فکری ژاپن آن زمان بسیار محبوب بود. بعنوان مثالی میتوان از بازدید معمار کیشو کوروکاوا (Kisho Kurokawa) از اتحاد جماهیر شوروی به امید تحقق ابرسازههای متابولیستی آرمانشهری اش، یاد کرد. همچنین سفر غیر علنی مقامات JHC در دهه ۱۹۵۰ به مسکو برای الهام از معماری آن از دیگر موارد است.

ژاپنیها تحت تأثیر روشهای ساخت ارزان و کارآیی طرحهای خروشچفکای شوروی قرار گرفتند و چند نقشه فنی، برای بررسیهای دقیقتر، به خانه بردند. از اینرو شباهت زیاد اولین دانچیها به نمونههای شورویشان تعجببرانگیز نیست اما در داخل آنها تفسیر متفاوتی از واحد مسکونی مینیمالیستی مدرن، که از معماری بومی ژاپن الهام گرفته، دیده میشود.
داخل آپارتمان دانچی
اکثر واحدهای دانچی دهه ۶۰، مساحتی حدود ۴۱ متر مربع دارند و شامل یک ورودی کوچک به نام جنکان، سه اتاق تاتامی چندمنظوره جدا شده توسط پارتیشنهای متحرک فوشوئما، و یک بخش غذاخوری – آشپزخانه (معروف به«DK») با دسترسی مستقیم به یک حمام کوچک است.
Dk مرکز اصلی مدرنیزاسیون داخلی در ژاپن بود که اعضای خانواده را برای صرف غذا کنار هم جمع میکرد. حمامهای خصوصی و درهای ورودی فلزی نوآوریهایی بودند که خیلی مورد استقبال زوجهای جوان قرار گرفتند، زیرا در خانههای چندنسلی سنتی، حریم خصوصی بسیار محدود بود و این نیاز برآورده نمیشد.

اگرچه واحدهای مسکونی اولین مجتمعهای دانچی به میزان قابل توجهی از خانههای ویلایی متوسط کوچکتر بودند و معمولاً در حومههای دوردست قرار داشتند، تعداد زیادی از مردم مایل بودند واحدهای این «خانههای آینده» را اجاره کنند، به همین دلیل سازمان مسکن ژاپن مجبور شد برای اختصاص این واحدها، در سطح ملی قرعهکشی برگزار کند. برای پرطرفدارترین دانچیها، احتمال برد در قرعهکشی به طور تقریبی یک در ۲۵ هزار بود.
چرا دانچیها محبوبیت خود را از دست دادند؟
از سال ۱۹۶۵، سازمان مسکن ژاپن شروع به ساخت شهرهایی اقماری با مجتمعهای دانچی با طبقات متنوع در امتداد خطوط اصلی راهآهن منتهی به مراکز شهری کرد. این پروژهها با عنوان «شهرهای نوین» نامگذاری شدند، که ادای احترام به تجربه برنامهریزی شهری بریتانیا بود.

در سال ۱۹۷۰، دولت ژاپن رسماً اعلام کرد که بحران مسکن حل شده است و محبوبیت دانچیها به تدریج کاهش یافت. بسیاری از ساکنان دانچی، به مجرد جمعآوری پول کافی، به خانههای ویلایی مستقل نقل مکان کردند. سلیقههای در حال تغییر جامعه مصرفگرای دهه ۸۰ میلادی، دیگر طرحهای قدیمی واحدهای دانچی را نمیپسندید و در دهه ۲۰۰۰، محبوبترین این نوع محلات یکی پس از دیگری رو به زوال رفت.
اگر امروز از هر رهگذری در توکیو بپرسید دانچی چیست، ممکن است پس از چند توضیح ناباورانه، چیزی شبیه «خانههای قدیمی برای افراد بسیار کمدرآمد» بشنوید و احتمالا فرد مورد پرسش واقع شده حالت شرمندگی پیدا کرده و سعی میکند موضوع را عوض کند. بیشتر مردم تمایلی به اعتراف یا پذیرش دوستان یا بستگان ساکن یا سابقاً ساکن در دانچی را ندارند، هرچند در داخل توکیو هنوز دهها محله از این نوع وجود دارد که اندازههای قابل توجهی دارند، چه برسد به مناطق حومهای پر از شهرهای نوین.
مسکن برای سالمندان و افراد تنها

پس از ترکیدن حباب اقتصادی ژاپن در سال ۱۹۹۱، بیشتر ساکنان دانچی که تا آن زمان امکان ترک دانچیها برایشان فراهم نشده بود، محکوم به ماندن در این آپارتمانهای اجارهای فرسوده شدند. تعدادی از محلههای دانچی به مسکنهای اجتماعی تغییر کاربری دادند و حالا مورد اقبال سالمندان، خانوادههای کمدرآمد و تکسرپرست، مهاجران سایر کشورهای آسیایی و بعضاً نمایندگان اقشار اجتماعی سنتی در ژاپن همچون کارگران بازنشسته صنعت تشییع، یاکوزاهای سابق رتبه پایین، و بدهکاران بانکی واقع شدند.
در گذشته، دانچیها نماد استاندارد زندگی مدرن و پر از صدای بازی کودکان در زمینهای بازی وسیع بین بلوکها بودند، اما اکنون به یادگارهای بیصدا و محو شدهای از دستاوردهای اقتصادی گذشته تبدیل شدهاند، که مشکلات متعددی برای دولتهای محلی ایجاد میکنند.
علاوه بر افزایش تعداد واحدهای خالی، شرایط زندگی نامناسب و تخریب ساختاری، نگرانی اصلی محلههای دانچی، سالمندان ساکن در داخل آپارتمانها هستند که درها را به روی خود قفل کرده و به دلیل نبود آسانسور و فاصله نسبی از زیرساختهای شهری، تقریباً از محیط اطراف جدا شدهاند. پدیدهی کدوکوشی، یعنی مرگ افراد سالمند در تنهایی و ناشناختگی، به ویژه در مجتمعهای دانچی رایج است. تعجبآور نیست که شهروندان عادی اغلب از رفتن به مناطق دانچی پرهیز میکنند مگر در موارد ضروری. در مقابل ساکنان دانچی نیز، عمدتاً به دلیل شرم ناشی از وضعیت اجتماعی خود، ترجیح میدهند در محیط بیرونی حضور پیدا نکنند.

آپارتمانهای دانچی عایقبندی مناسبی ندارند. در ماههای زمستان، مستاجرین تلاش میکنند از رادیاتورهای نفتی یا گازیشان دور نشوند و بخش زیادی از درآمد ماهانهشان را صرف گرم کردن محیط میکنند. اگرچه فقدان عایقبندی یک ویژگی معمول خانههای سنتی چوبی ژاپن است، اما دیوارهای بتنی باعث میشود گرمای هوا در داخل اتاق به سختی حفظ شود. همچنین در ماههای تابستان، اکثر ساکنان دانچیهای سوبسیدی توان مالی فراهم کردن تهویه مطبوع را ندارند و باید گرمای مرطوب را با پنکههای برقی تحمل کنند.

طرحهای واحدهای دانچی دیگر با استانداردهای زندگی مدرن مطابقت ندارند. فضای کافی برای نگهداری وسایل شخصی که سالها جمع شدهاند وجود ندارد؛ ماشینهای لباسشویی روی بالکنهای باریک قرار دارند؛ ورودیهای کوچک و حمامها به سختی برای سالمندان و افراد دارای معلولیت قابل دسترسی هستند. اغلب در آشپزخانه آب گرم وجود ندارد و دیوارها پوشیده از کپک و ترکخوردگی هستند. ولی تعمیرات دستی یا تغییرات داخلی، عموماً توسط مدیریت ساختمان ممنوع است. با این حال، ساکنان هرگز شکایتی نمیکنند، حتی اگر درباره تمامی مشکلات آشکار از آنها سوال کنید.


به نظر میرسد مسائلی که حول محور دانچیها وجود دارد، باید در مرکز بحثهای مطبوعات و دولت قرار گیرد، اما واقعیت این است که بیشتر شهروندان ژاپن سعی میکنند درباره این موضوع چیزی ندانند، انگار این موضوع تابو شده و نمیخواهند بدانند چه چیزی پشت دیوارهای قدیمی و بتنی رخ میدهد.
تا چند سال پیش، اراده عمومی بر این بود که تمام نواحی مسئلهدار تخریب و به طور کامل بازسازی شوند، اما هر چه زمان میگذرد، بیشتر مشخص میشود که پس از المپیک تابستانی ۲۰۲۰ توکیو، صنایع ساختمانسازی با کاهش شدیدی روبرو خواهد شد. به نظر میرسد محلههای قدیمی و فرسوده دانچی حداقل برای چند دهه دیگر، یادآوریکننده از سرنوشت غمانگیز این پروژه بزرگ مسکن اجتماعی باشند.
اما با توجه به شروع سناریوسازی برای بازسازی دانچی ها از سوی معماران جوان و حتی شرکتهای بزرگ مانند MUJI و در صورت توجه بیشتر رسانهها، امید به بهبود وضعیت وجود خواهد داشت.
منبع: آرک دیلی
