فانتزی یکی از پرکاربردترین و مهمترین شگردهای ادبی در آثار حوزه کودک و نوجوان محسوب میشود. فانتزی برای شاعر یا نویسنده این بستر را فراهم میسازد که شخصیتهای رمزآلود بیافریند، فضاهای خیالانگیز خلق کند، منطق زمانی و مکانی را در هم بریزد و قدرت تخیل خواننده کودک یا نوجوان یا حتی بزرگسالِ خود را درگیر کند. نویسنده فانتزی، به صورت آگاهانه و خودخواسته، از واقعیت و دنیای حقیقیِ روزمره و از روابط علّی و معلولی و منطق روزمره عبور میکند. نویسنده فانتزی درصدد آن است که واقعیت جدیدی، ورای واقعیتِ حقیقی و روزمره، خلق کند و برای رسیدن به مقصود خود، هر نوع تغییر عامدانه و آگاهانهای در جهان واقعی ایجاد میکند، تا به دنیای ذهنی کودک و نوجوان نزدیک شود و با نوعی آشناییزدایی، از هر آنچه بوده و هست، برای کودک حماسه شگفتی بیافریند. بنابر نظر فانتزینویسها و نویسندگان حوزه کودک و نوجوان، فانتزی درصدد آن است تا با فاصله گرفتن از جهان واقعی و حقیقتهای انسانی، خواننده را با پدیدههای غیرواقعی آشنا کند و او را همراه خود به دنیای خیالی و دنیای پریان و افسانهها و… ببرد.
فانتزینویسها بر این عقیدهاند که ذهن انسان این قابلیت را دارد که بتواند تمام آنچه را که میبیند، به صورت ذهنی شکل بدهد؛ چنانکه تالکین هم گفته است: «ذهن آدمی مستعد شکل بخشیدن به تصاویر ذهنی از اشیاست؛ نه آنگونه که در واقعیت عرضه میشوند. این قوه پروراندن تصاویر به طور طبیعی، تخیل نامیده میشود. ولی در دوران اخیر، تخیل به زبان تخصصی نه عادی، بیشتر به عنوان چیزی فراتر از تصویرسازی صرف، در نظر گرفته شده است و به آن عملکردهای فانسی (خیالپردازی) را نسبت دادهاند. بنابراین، فانتزی تلاشی است که صرف محدود کردن تخیل به نیرویی میشود که به آفریدههای آرمانی، انسجام ارگانیک پدیدههای واقعی را میدهد.»۱
نوشتههای مرتبط
درواقع، جان رونالد تالکین، یکی از نخستین کسانی است که در زمینه فانتزی شروع به پژوهش کرد و برجستهترین فانتزی دهه سی، یعنی هابیت، را خلق کرده است. بنابر نظر تالکین و فانتزینویسها، تخیل، مهمترین عنصر فانتزی است و بنابر گفته میرصادقی، «اهمیت تخیل در فانتزی به قدری است که گاهی از آن با اصطلاح داستان خیال و وهم یاد میکنند.»۲
شگرد فانتزی در آثار حوزه کودک و نوجوان، تلاش برای خلق فضای تخیلی، عینیتبخشی به رویاها و حوادث خارقالعاده، علاوه بر جذابیتی که به داستان یا شعر کودک و نوجوان میبخشد، به مخاطب خود بینشی خاص برای رهایی از دنیای واقعی و سپس رویارویی با حقایق زندگی میدهد.
کتاب «اعترافات یک دوست خیالی» اثر میشل کیوواس و با ترجمه زهرا چوپانکاره یکی از آثار موفق در حوزه نوجوان است که نویسنده هوشمندانه از شگردهای فانتزی و الگوهای تخیلی برای خلق داستان بهره برده است. داستان، داستانِ پذیرش است؛ پذیرش منِ درونی و تلاش برای دستیابی به آن. اعترافات یک دوست خیالی، مجموعه اعترافات و به نوعی، خاطرات ژاک پاپیه است. ژاک خودش را قبول ندارد و معتقد است که همه از او متنفرند. همه او را نادیده میگیرند. در مدرسه، با وجود اینکه پاسخ یک سؤال را فقط ژاک بلد است و دستش را در هوا تکان میدهد، اما معلم نادیدهاش میگیرد. هیچکدام از بچههای مدرسه رغبتی ندارند که در تیمکشی بازیهای ورزشی، ژاک را در تیم خود بپذیرند. فلور، خواهر دوقلوی ژاک است و تنها انسانی است که صادقانه ژاک را دوست دارد و به او اهمیت میدهد. اما این تمام ماجرا نیست؛ رازی در میان است که خواننده با خواندن داستان، رفتهرفته از آن آگاه میشود و درمییابد که ژاک پاپیه، یک پسربچه واقعی نیست؛ ژاک تنها دوستِ خیالی فلور است و تنها فلور او را میبیند. ژاک ناامید است؛ اما ناامیدی منجر به سکون نمیشود. او به دنبال شناخت خود، کشف درون و سرانجام پذیرش منِ وجودی خود میرود. ژاک راوی اعترافات است و وقایع درونی و بیرونی را به خوبی ثبت میکند. کتاب اینگونه آغاز میشود: «آی دنیا! من دارم خاطراتم را مینویسم و اسم فصل اولش را هم گذاشتهام: همه از ژاک پاپیه متنفرند.»۳
طبق بررسی انجامشده، موارد زیر، اصلیترین مؤلفههای فانتزی در اعترافات یک دوست خیالی است که در ادامه به توضیح هر کدام پرداخته میشود:
راوی و قهرمان غیرواقعی (خیالی): ژاک پاپیه، قهرمان و راوی داستان، شخصیتی خیالی است؛ شخصی که برساخته ذهن فلور است و او در دنیای خیالات فلور زنده است و زندگی میکند. ژاک در ابتدا نمیداند به چه دلیل نادیده گرفته میشود؛ اما رفتهرفته به هویتِ خیالی خود آگاه میشود و از این منظر به ادامه روایت میپردازد. دنیای عجیب ژاک، تصورات عجیب و غریب او و زندگی این شخصیت خیالی بسیار باورپذیر است و در قسمتهایی از داستان، خواننده از کارهای عجیب ژاک خندهاش میگیرد و در بعضی موارد هم احساس ترحم و محبتی در وجود خواننده کودک، نوجوان یا بزرگسال برانگیخته میشود و او را به همدلی میرسانَد. دنیای ژاک چنین میگذرد: «دوست خیالی من قلبی از گل دارد. صبح تا شب زنبورها دور سرش وزوز میکنند و خودش هم بیشتر وقتها در آفتاب و باران با دهان باز راه میرود؛ چون امیدوار است این کار برای قلبش مفید باشد.»۴
شخصیتبخشی به مفاهیم انتزاعی: در سرتاسر داستان اعترافات یک دوست خیالی، مفهوم انتزاعیِ خیال، شخصیت و خصلت انسانی یافته است. فلور، برنارد، زویی و… در کل داستان با دوست خیالی به مثابه یک شخص و شخصیت انسانیِ امن و مطمئن و دوستداشتنی زندگی میکنند. ژاک، خود تجسمِ یک خیال است؛ خیالی که شخصیتِ انسانی یافته است و راوی یا قهرمان اصلی داستان خود شده است.
عینیتبخشی به مفاهیم انتزاعی: نویسنده در اعترافات دوست خیالی به بسیاری از مفاهیم انتزاعی نیز عینیت بخشیده است. در قسمتی از داستان، ژاک برق چشمهای فلور را چنان توصیف میکند که گویی به آن عینیت میبخشد. ژاک میگوید: «برق چشمهای فلور را دیدم، به رنگ دریاچهای با سایههای سبزآبی، جوری که میشد هر آن منتظر باشی یک ماهی بیاید روی سطح آب و جست بزند بیرون. دقت کردهاید وقتی آدمها درباره چیزی حرف میزنند که دوستش دارند، چهطور چشمهایشان برق میزند؟ چشمهای فلور وقتی از من برای کسی میگفت، همانطوری برق میزد. به روشنایی فکر کردم و دلم برایش تنگ شد و آرزو کردم برگردد تا اینکه سرانجام یک روز، روشنایی برگشت.»۵
حضور شخصیتهای افسانهای و اسطورهای: در داستان اعترافات، علاوه بر غرق شدن در دنیای خیالات و تخیل یک شخصیت خیالی، با موجودات افسانهای و تخیلی بسیاری نیز مواجه میشویم. برخی از عناصر تخیلی و افسانهای در این داستان عبارتند از: اژدها شاهماهی کبیر (دوستِ خیالیِ ژاکِ خیالی)، مارماهیِ برقی، موارد خیالی چون جوراب بوگندوی سخنگو، رنگهای خیالی و مندرآوردی مثل زراپیت، خشاشور، نشافر، شاتانجو، هارنجی و… . حضور ناگهانی چند پری دریایی در استخر خانه زویی، پرندهماهی غریب و نامرئی و خیالی، یه گوله کوچولوی کرک که شخصیتِ انسانی یافته است و برخی موارد دیگر. در جایی دیگر شخصیتی با نام اوگلی بوگلی وجود دارد که خودش را هیولای اندرون کمد و جانور زیر تخت معرفی میکند.
در این داستان اشیا و پدیدههای افسانهای و غذاهای خیالی و افسانهای و مکانهای خیالی هم وجود دارد؛ همچون: نوشابهگلاسه با ابر مخصوص و ساندویچ تنوری ماه و پنیر، یک پرنده چاقوچله نارنجی با کله کرگدن، موجود خیالی سوسیسی یا یک هیولای پشمالوی بنفش با بالهای ریزهمیزه روی پشتش. مکانهای خیالی نیز چون اداره خیالیهای گمنام که مخصوص شخصیتهای خیالی است و میتوانند آنجا فرم استخدام برای به خیال درآمدن یک کودک را پر کنند و مشغول به کار شوند یا استعفا کنند. این اداره مأموری با هشت بازوی اختاپوسی هم دارد. شخصیتبخشی به اشیا یکی دیگر از فانتزیهای این داستان است. در داستان اعترافات، جوراب بوگندویی، شخصیت انسانی مییابد و در نقش دوست خیالی یک پسربچه نامرتب و کثیف، حاضر میشود.
هنر و صنعت جادویی: هنر و تردستیهای بسیاری در داستانهای فانتزی رخ میدهد که برای شخصیتهای اصلی این داستانها دور از باور نیست. افراد و شخصیتهایی در داستانهای فانتزی حضور دارند که قدرت عجیبی در انجام کارهای خارقالعاده و دور از واقعیت دارند. آنان میتوانند زمان را متوقف کنند یا به عقب و جلو ببرند یا آنکه چیزی را محو و دوباره ظاهر کنند و کارهای شگفتانگیز دیگر. در این داستان موریسِ پیری حضور دارد که قدرت تردستی عجیبی در محو و ظاهر کردن اشیاء و انسانها دارد. «موریس یک قطبنمای قدیمی ازکارافتاده را از جیب جلیقهاش بیرون کشید. بیا اینجا دختر کوچولو. فلور بلند شد و با بیمیلی روی صحنه رفت. یکدفعه عذاب وجدان گرفتم و خداخدا کردم فلور را نگذارد توی آن جعبههایی که بهشان شمشیر فرو میکنند. موریس قطبنما را داد دست فلور و گفت: میخوام تو رو غیب کنم. به سمت یک کمد همقد خودش رفت، درش را باز کرد و به فلور اشاره کرد وارد شود. فلور رفت تو و موریس در را پشت سرش بست. موریس داد زد: اجی مجی لاترجی. وقتی موریس در کمد را باز کرد فلور غیبش زده بود. جمعیت از شدت هیجان به ولوله افتاد.»۶
تخیل زبانی هم یکی دیگر از راههای خلق فانتزی در داستان اعترافات است. این گونه فانتزی از طریق خلق کلمات و عبارات عجیبو غریب شخصیتها ایجاد شده است. برای نمونه رنگهای مندرآوردی که فلور و ژاک از آنها نام بردند چون خشاشور، نشافر، هارنجی و… یا عبارت «اجّی مجّی لاترجّی» که موریس برای محو کردن فلور به کار میبرد، از این موارد است.
تخیل نمادین یکی دیگر از عناصر فانتزی در داستان حاضر است. درواقع، تخیل نمادین، یکی از فانتزیهایی است که هر کودک در مراحل رشد طبیعی خود، در مراحل ابتدایی زندگی و در حالی که خود و هویت شخصی او شکل میگیرد، تجربه میکند. در این برهه زمانی، بسیاری از پدیدهها و اتفاقات برای کودک صورت نمادین و تمثیلی مییابند. برخی پدیدهها نماد امنیت، صلح، دوستی و مهربانی میشود و در مقابل، برخی حیوانات و پدیدهها یا حتی انسانها تمثیلی از شر و بدی. ژاک در دنیای تمثیلی و نمادین خود میگوید: «دوست خیالی من یک غول است. تردستی میکند. زمین و سیارهها را مثل توپ میگیرد و بالاوپایین میاندازد، به خاطر همین است که آنها دور خودشان میچرخند. معمولاٌ زمین از دستش نمیافتد اما وقتی از دستش در میرود، یا فنجانهای چینی انگلستان از کره زمین پرت میشوند بیرون یا خالهای پلنگ آفریقایی میریزند.»۷
تخیل حرکتی یکی دیگر از فانتزی شخصیتهای داستان است. فلور در جریان روایی داستان، در خیالات خود، در کشتی با یک ماهی آشنا میشود که توی یک قوری زندگی میکند. یا جایی دیگر دختر گاوچران، دوست خیالی دختربچهای دیگر، میگوید: «با اسکیت تا نوک آتشفشونها بالا میرفتیم و از اونجا سرازیر میشدیم تا ته اقیانوس، اونجا توی درههای زیر دریا و از لابهلای یه عالمه جلبک کیلومترها پشت یه نهنگ میاومدیم بالا.»۸
فانتزیهای پریوار نیز یکی دیگر از عناصر مهم است. در این داستان با اژدها شاهماهی کبیر، پری دریایی یا در پایان موجودی پولکدار که انگار نصفش اژدهاست و نصفش ماهی و غذایش هم نوشابهگلاسه با ابر مخصوص و ساندویچ تنوری ماه و پنیر است؛ اما غذای موردعلاقهاش گرد ستاره است، مواجه میشویم.
شاید باز هم مواجهه با یک اژدها شاهماهی کبیر! اینبار برای دخترِ جدیدِ داستان، فلیس…
پانوشتها
۱-(تالکین، ۱۳۸۵: ۲۵)
۲-(میرصادقی، ۱۳۹۲: ۱۰۵)
۳-(کیوواس، ۱۳۹۷: ۳)
۴-(همان: ۱۷)
۵-(همان: ۴۸- ۴۹)
۶-(همان: ۹- ۱۰)
۷-(همان: ۱۷)
۸-(همان: ۳۸)
منابع
-تالکین، جی. آر. آر (۱۳۸۵)، فانتزی و کودکان، ترجمه غلامرضا صراف، کتاب ماه کودک و نوجوان، خرداد و تیر و مرداد، شماره ۱۰۴- ۱۰۶، صص ۱۲۶- ۱۳۷.
-کیوواس، میشل (۱۳۹۷)، اعترافات یک دوست خیالی، ترجمه زهرا چوپانکاره، تهران: نشر کتاب چ.
-میرصادقی، جمال (۱۳۹۲)، داستانهای خیالی، تهران، سخن.
