انسان شناسی و فزهنگ
انسان شناسی، علمی ترین رشته علوم انسانی و انسانی ترین رشته در علوم است.

بازنمایی اسطوره ایرانی توسط جاسوس آمریکایی؛ نقد فیلم لو

فیلم «لو (Lou) » فیلمی در ژانر هیجان انگیز و اکشن و محصول سال ۲۰۲۲ است که توسط شبکه نتفلیکس ساخته شده و آنا فورستر (Anna Foerster) کارگردانی آن را بر عهده داشته است. فیلم‌نامه این اثر توسط جک استنلی و مگی کوهن نوشته شده و آلیسون جنی (Allison Janney) در نقش اصلی، یک زن مرموز و خشن به نام لو، ایفای نقش می‌کند. داستان فیلم در سال ۱۹۸۵ روایت می‌شود و حول محور زنی به نام لو می‌چرخد که در منطقه‌ای دورافتاده زندگی می‌کند. او در کنار همسایه خود، هانا و دختربچه‌ای به نام وی، درگیر ماجرایی پرتعقیب‌وگریز می‌شود که رازهای تاریکی از گذشته او را آشکار می‌سازد.

از نظر هنری، فیلم با فضاسازی تاریک و بارانی خود، سعی در ایجاد حس تعلیق و تنهایی دارد. فضای جنگلی مه‌آلود با پوشش گیاهی انبوه و طوفان دائمی، حس پنهان کاری و درگیری درونی شخصیت‌ها را بازتاب می‌دهد. بازی زن در نقش لو، با فیزیک بدنی قوی و نسبتا مردانه، کلیشه‌های جنسیتی را به چالش می‌کشد و عمق یک شخصیت چندلایه را از همان صحنه‌های ابتدایی فیلم تصویر می‌کشد.

فیلم «لو» را می‌توان فراتر از یک تریلر اکشن معمولی و در چارچوب یک اثر سیاسی-اجتماعی با رویکردی خاص نسبت به تاریخ معاصر ایران بخصوص دهه سی شمسی و کودتای سال۱۳۳۲ش تحلیل کرد، چرا که در صحنه‌های ابتدای فیلم وقتی لو در حال آتش زدن خاطرات جوانی خود است با شعری از خیام آنهم به خط فارسی پشت کارت پستالی روبرو می‌شویم. ورق زدن نامه‌ها تداعی‌گر مرور خاطرات لو است. خاطراتی که تصاویری آشنا و بیشتر گنگ از خیابان‌های تهران در کودتای ۲۸مرداد را نشان می‌دهد. همین صحنه‌ و بعد گفتگوی ریگان با مردم آمریکا بخاطر تسخیر سفارت آمریکا از تلویزیون یک مغازه، احتمالا کنجکاوی مخاطب ایرانی را حتی بیش از تماشاگر آمریکایی بیفزاید.

اگرچه فیلم در بستر داستانی خود به دنبال روایت چالشهای رابطه یک مادر(لو) و پسر است، اما لایه‌های پنهان آن، به‌ویژه در ارجاعات تاریخی و شخصیت‌پردازی، نشان از نگاهی دارد که به زعم برخی، قرائتی ضدایرانی را ترویج می‌کند. این نگاه در سه حوزه کلیدی خود را نشان می‌دهد که در ادامه به آنها می‌پردازیم.

۱. بازنمایی تقابل با ایران در بستر تاریخ

یکی از مهم‌ترین محورهای فیلم، ارجاع مستقیم به کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و ایفای نقش سیا در آن است. فیلم در لفافه، لو را یک مأمور سابق سیا معرفی می‌کند که در ایران فعالیت داشته و اسنادی محرمانه از نقش آمریکا در این کودتا در اختیار دارد. این روایت، اگرچه از منظر تاریخی قابل بررسی است، اما در فیلم به شکلی بازنمایی می‌شود که بار منفی آن بر دوش ایران و انقلاب سال۱۳۵۷ می‌افتد. بدین صورت که رابطه نامبارک ایران و آمریکا یک چالش جدی است که ابتدای آن از گروگانگیری اعضای سفارت آمریکا توسط انقلابیون نیست، بلکه قریب سه دهه قبل آمریکا در این کشور کودتا کرده است و باعث سرنگونی حکومت مصدق شده است.

اما نقش لو در این کودتا چیست؟ کارگردان تصمیمی در نمایش گذشته لو و جزئیات آن ندارد. اما مشخص است لو مدتی در ایران بوده، با یک مرد ایرانی ازدواج کرده است و در کودتای مذکور نیز نقش داشته است. در ادامه متوجه می‌شویم مردی که محور شرارت فیلم است. یعنی فیلیپ، فرزند حاصل این ازدواج است. در واقع کودتا و ارتباط و دخالت غلط آمریکا در ایران نتیجه نامبارکی به نام فیلیپ داشته که الان لو باید حاصل شراکت گذشته‌اش را از بین ببرد.

در واقع این تقابل‌ها به گونه‌ای کدگذاری شده که گویی ریشه تمامی تراژدی‌های بعدی، از جمله تولد و سرنوشت فیلیپ، در فضای خصمانه ایران پس از کودتا شکل گرفته است. و حالا در دومین چالش حیثیتی ایران و آمریکا یعنی تسخیر سفارت سروکله این فرزند ناخلف پیدا می‌شود. این نگاه، روایتی یک‌جانبه از تاریخ را ارائه می‌دهد که در آن، ایران همواره به‌عنوان عاملی تهدیدکننده و ایجادکننده بحران معرفی می‌شود.

۲. ضدیت با ایران و نتایج انقلاب از خلال شخصیت فیلیپ

شخصیت فیلیپ، پسر لو یکی از کلیدی‌ترین عناصر فیلم برای درک این رویکرد است. فیلیپ در طول فیلم به‌عنوان یک شخصیت منفی، خشن و بیمار روانی ترسیم می‌شود که در شکنجه گروگان‌ها در السالوادور دست داشته است. فیلم با نشان دادن فیلیپ به‌عنوان “فرزند ایرانی-آمریکایی”، می‌خواهد این پیام را القا کند که حاصل رابطه یک مأمور غربی (نماد غرب) با یک مرد ایرانی (نماد ایران)، چیزی جز خشونت، تروما و ویرانی نیست. پسر ایرانی-آمریکایی لو، تبدیل به یک هیولا می‌شود که هم مادر خود(آمریکا) و هم جامعه بشری را به چالش می‌کشد. این رویکرد، یک نگاه تقلیل‌گرایانه به هویت ایرانی و تأثیر آن بر نسل بعدی است و نتیجه کودتا و انقلاب۵۷ به شکل مستقیم، زمینه‌ساز تولد چنین خشونتی معرفی می‌کند.

۳. بازنمایی وارونه اساطیر ایرانی در اوج فیلم

یکی از مهمترین صحنه‌های فیلم، صحنه پایانی رویارویی مادر و پسر در ساحل است. در این صحنه، مادر (لو) و پسر (فیلیپ) درگیر نبردی مرگبار می‌شوند. این صحنه، ارجاعی آشکار به اسطوره کهن ایرانی «نبرد رستم و سهراب» دارد؛ نبردی که در آن، پدر (رستم) فرزند خود (سهراب) را از روی ناآگاهی به قتل می‌رساند.

اما فیلم «لو» این اسطوره را به شکلی وارونه بازسازی می‌کند. در اینجا، به‌جای پدر ایرانی، یک مادر آمریکایی (لو) در نقش رستم ظاهر می‌شود و فرزند که نماد هویت ایرانی-آمریکایی است، نقش سهراب را ایفا می‌کند. فرزندی که با منطق رستم و لو باید کشته شود تا لو همچنان بماند. این تغییر جنسیت و هویت، پیامی فراتر از یک تقابل ساده دارد. فیلم با تصاحب اسطوره پرافتخار ایرانی، آن را در خدمت روایت خود مبنی بر “قهرمانی غرب” در مقابل “تهدید شرق” قرار می‌دهد. لو که یک مأمور سابق سیا است، در این نبرد، نقش قهرمان تراژیکی را ایفا می‌کند که مجبور است فرزند “آسیب‌دیده” خود را از بین ببرد تا “آرامش” را برقرار کند. این وارونه‌سازی اسطوره، نه‌تنها اوج ضدفرهنگی فیلم محسوب می‌شود، بلکه تلاش دارد تا هویت اسطوره‌ای ایران را به نفع روایتی غرب‌گرا و خاص مصادره کند. پسر(سهراب) که حاصل رابطه یک ایرانی با یک تورانی(آمریکایی) است باید کشته شود تا جهان رستم فیلم یعنی آمریکا از گزند او در امان ماند. در واقع فیلم علت مواجهه آمریکا با چالش گروگانگیری را ادامه رابطه با ایران می‌داند. به تعبیر دیگر اگر سالها این ارتباط را قطع کرده بود و سهراب حاصل رابطه را کشته بود الان دیگر سفارتخانه‌ای به دست ایرانی‌ها نیفتاده بود.

فیلم «لو» را می‌توان اثری دانست که در لفافه یک داستان اکشن و خانوادگی، روایتی خاص و جهت‌دار از تاریخ، هویت و اساطیر ایران ارائه می‌دهد. فیلم با بازنمایی مداخلات گذشته سیا در ایران، پیوند زدن خشونت و بیماری روانی به یک شخصیت ایرانی-آمریکایی، و در نهایت، بازتعریف و مصادره اسطوره رستم و سهراب، به نوعی تلاش کرده تا یک “گفتمان ضدایرانی” را در سطحی نمادین و عاطفی به مخاطب خود منتقل کند. این اثر، فارغ از کیفیت سینمایی خود، نمونه‌ای جالب توجه از تولید محتوایی است که در آن، تاریخ و فرهنگ یک ملت، در خدمت روایت‌پردازی یک داستان غربی قرار می‌گیرد و این مهم، نقطه عطفی برای نقد سیاسی و فرهنگی این فیلم به شمار می‌رود.