در یکی از شبهای جام جهانی ۲۰۲۶، دوربین تلویزیونی روی سکوها مکث میکند. گروهی از هواداران، فارغ از نتیجه مسابقه، سرود ملی کشورشان را با صدایی بلند و چشمانی اشکبار میخوانند. در گوشهای دیگر، پدری پرچم کشورش را بر شانههای فرزندش انداخته و او را در آغوش گرفته است. چند ردیف آنسوتر، جوانانی که هرگز یکدیگر را ندیدهاند، دست در دست هم فریاد میزنند و شادی میکنند. آنچه در این صحنهها رخ میدهد، چیزی فراتر از حمایت از یک تیم فوتبال است؛ گویی میلیونها نفر برای لحظاتی کوتاه، تجربهای مشترک از تعلق و همبستگی را زندگی میکنند.
جام جهانی فوتبال را نباید صرفاً یک رویداد ورزشی دانست. این رقابتها یکی از بزرگترین آیینهای جمعی جهان معاصر هستند؛ آیینهایی که در آنها ملتها نه فقط از طریق بازیکنان خود، بلکه از طریق هوادارانشان نیز به نمایش درمیآیند. در جهانی که بسیاری از پیوندهای سنتی تضعیف شدهاند و زندگی روزمره بیش از گذشته بر فردیت استوار شده است، جام جهانی همچنان توانایی شگفتانگیزی در خلق احساس «با هم بودن» دارد.
نوشتههای مرتبط
امیل دورکیم بیش از یک قرن پیش در مطالعه مناسک دینی متوجه شد که انسانها در برخی موقعیتهای جمعی دچار نوعی شور و هیجان مشترک میشوند؛ وضعیتی که او آن را «خروش جمعی» (Collective Effervescence) نامید. (Durkheim, 1995 [1912]) در این لحظات، افراد احساس میکنند بخشی از نیرویی بزرگتر از خود هستند و هویت فردی آنان موقتاً در یک هویت جمعی ادغام میشود. اگر دورکیم امروز در میان ما بود، احتمالاً یکی از بهترین مکانها برای مشاهده این پدیده را نه در معابد و آیینهای مذهبی، بلکه در ورزشگاههای جام جهانی مییافت.
در طول این رقابتها، ورزشگاهها به فضاهایی آیینی تبدیل میشوند. پرچمها برافراشته میشوند، سرودها خوانده میشوند، رنگهای ملی بر چهرهها نقش میبندند و هزاران نفر حرکاتی هماهنگ را تکرار میکنند. از منظر جامعه شناسی، اینها صرفاً رفتارهای تفریحی نیستند؛ بلکه کنشهایی نمادیناند که احساس تعلق را بازتولید میکنند. پرچم دیگر تنها یک شیء مادی نیست؛ نمادی از عضویت در یک اجتماع بزرگتر است. سرود ملی صرفاً یک موسیقی نیست؛ بازنمایی صوتی حافظه و هویت جمعی است.
جام جهانی همچنین فرصتی برای مشاهده آن چیزی است که بندیکت اندرسون «جماعت خیالی» مینامد (Anderson, 2006). ملت از نظر اندرسون اجتماعی است که اعضای آن هرگز اکثر یکدیگر را ملاقات نمیکنند، اما در ذهن خود احساس تعلق به یک جامعه مشترک دارند. فوتبال این تخیل را به تجربهای ملموس تبدیل میکند. هنگامی که میلیونها نفر به طور همزمان مسابقهای را تماشا میکنند، از یک گل به وجد میآیند یا از یک شکست اندوهگین میشوند، ملت از یک مفهوم انتزاعی به تجربهای زیسته تبدیل میشود.
نکته قابل تأمل آن است که آنچه در جام جهانی اهمیت مییابد، فقط پیروزی نیست. بسیاری از تأثیرگذارترین تصاویر تاریخ فوتبال به لحظات شکست تعلق دارند؛ زمانی که هواداران پس از حذف تیم خود همچنان ایستاده تشویق میکنند، اشک میریزند یا سرود میخوانند. در چنین لحظاتی، رابطه میان هوادار و تیم ملی از منطق نتیجهگرایانه فراتر میرود. آنچه مورد حمایت قرار میگیرد صرفاً یازده بازیکن نیست، بلکه نوعی هویت مشترک و احساس تعلق به یک «ما»ی بزرگتر است.
از سوی دیگر، جام جهانی را میتوان عرصه نمایش فرهنگها نیز دانست. شیوه تشویق ملتهای مختلف، موسیقیها، لباسها، رقصها و نمادهایی که هواداران با خود به ورزشگاه میآورند، نوعی نمایش جهانی تنوع فرهنگی را رقم میزنند. سکوهای ورزشگاهها به مکانی تبدیل میشوند که در آن فرهنگهای مختلف نه از طریق متون رسمی، بلکه از طریق بدنها، صداها، نمادها و احساسات خود را بازنمایی میکنند.
در بسیاری از جوامع معاصر، افراد در زندگی روزمره در چارچوب شکافهای سیاسی، اقتصادی، قومی و طبقاتی از یکدیگر متمایز میشوند. اما در جریان جام جهانی، دستکم برای مدتی کوتاه، این تفاوتها در سایه یک هویت مشترک قرار میگیرند. کارگر و استاد دانشگاه، ثروتمند و فقیر، زن و مرد، جوان و سالمند، همگی در قالب «هوادار تیم ملی» در کنار یکدیگر قرار میگیرند. فوتبال در اینجا نقشی فراتر از ورزش پیدا میکند و به سازوکاری برای تولید همبستگی اجتماعی بدل میشود.
شاید راز محبوبیت جهانی فوتبال نیز در همین باشد. در جهانی که بسیاری از انسانها با احساس تنهایی، گسست اجتماعی و فروپاشی اجتماعات سنتی مواجهاند، فوتبال همچنان قادر است لحظاتی خلق کند که در آن افراد احساس کنند بخشی از یک داستان مشترک هستند. داستانی که با یک توپ و یک مسابقه آغاز میشود، اما در نهایت به بازآفرینی یکی از بنیادیترین نیازهای انسانی میانجامد: نیاز به تعلق داشتن.
از این منظر، جام جهانی بیش از آنکه میدان رقابت میان تیمها باشد، آیینی جهانی برای بازتولید هویتهای جمعی است. آنچه در سکوها، خیابانها و میدانهای شهرهای جهان رخ میدهد، یادآور این حقیقت است که انسان، علیرغم تمام تحولات جهان مدرن، همچنان موجودی اجتماعی است؛ موجودی که گاه برای یافتن خود، نیاز دارد در میان جمع گم شود.
* در تهیه و ساماندهی این مقاله، علاوه بر منابع علمی، از ابزارهای هوش مصنوعی بهعنوان ابزار کمک پژوهشی استفاده شده است؛ با این حال، مسئولیت تحلیل، انتخاب محتوا و چارچوب نظری بر عهده نویسنده بوده است.
منابع
- Anderson, Benedict. (2006). Imagined Communities: Reflections on the Origin and Spread of Nationalism. Revised Edition. London: Verso.
- Durkheim, Émile. (1995 [1912]). The Elementary Forms of Religious Life. Translated by Karen E. Fields. New York: Free Press.
- Giulianotti, Richard. (2005). Sport: A Critical Sociology. Cambridge: Polity Press.
- Hobsbawm, Eric. (1992). Nations and Nationalism since 1780: Programme, Myth, Reality. Cambridge: Cambridge University Press.
- Serazio, Michael. (2013). “The Elementary Forms of Sports Fandom: A Durkheimian Exploration of Team Myths, Kinship, and Totemic Rituals.” Communication & Sport, ۱(۴), ۳۰۳–۳۲۵.
- Smith, Anthony D. (1991). National Identity. Reno: University of Nevada Press.
- Turner, Victor. (1969). The Ritual Process: Structure and Anti-Structure. Chicago: Aldine Publishing.
- Geertz, Clifford. (1973). The Interpretation of Cultures. New York: Basic Books.
