معماری از جمله مباحثی است که هر روز بر اهمیت آن بیشتر افزوده میشود و مقولهی معماری در هر سرزمینی، آیینهی تمام نمای فرهنگ آن سرزمین میباشد؛ لذا تلاش شده است در دومین بخش از پرونده اینترنتی معماری، مقالاتی راجع به معماری معاصر ایران و تحولات معماری و همچنین ورود مدرنیسم در معماری تهران گردآوری شود. این پرونده در سه بخش: الف) معماری معاصر ایران، ب) آغاز معماری مدرن در تهران
و ج) تحولات معماری تهران تنظیم شده است.
نوشتههای مرتبط
الف) معماری معاصر ایران
تجلی مفهوم حرکت در معماری معاصر ایران
چکیده:
«حرکت» یکی از مفاهیم بنیادین در معماری ایرانی- اسلامی است که معماران ایران زمین از گذشتههای دور تا کنون تلاش کردهاند آن را در آثار معماری خود به کار گیرند. به وجود آمدن گرایشهای جدید در معماری باعث شده توجه به حرکت، در معماری معاصر نیز امتداد یابد. این مقاله که منتج از پژوهشی با این عنوان است، با هدف بازشناسی ویژگیهای مادی و معنوی مفهوم حرکت در معماری سنتی و اندیشههای ایرانی و تبیین کیفیت تجلی آن در آثار معماری معاصر ایران تدوین شده است. پرسش کلیدی آن است که حرکت در معماری سنتی ایران دارای چه مشخصههایی است؟ و تجلی مفهوم حرکت در معماری معاصر ایران چگونه بوده است؟ برای پاسخگویی به این پرسشها از روش مورد پژوهی با بهرهگیری از راهکارهای ترکیبی و برای گردآوری اطلاعات مورد نیاز از روش کتابخانهای و میدانی اسفتاده گردید. بیست نمونه از آثار معماری معاصر ایرانی از میان آثاری که طراحان آنها مفهوم حرکت را به عنوان ایده اصلی در طراحی در نظر داشتهاند، به عنوان نمونه و به صورت تصادفی انتخاب شدند. آثاری که هم از لحاظ کیفیت طراحی در گروه آثار قابل توجه در معماری معاصر باشند و هم مفهوم حرکت ایده اصلی طراحی آنها را تشکیل داده باشند. نتیجه آن که حرکت در دو قالب حرکت فیزیکی و حرکت معنایی در معماری سنتی ایران قابل شناسایی است. حرکت فیزیکی با معیارهایی چون جابهجایی در فضا و ایجاد حرکت در چشم و حرکت معنایی با تاثیرگذاری بر احساس مخاطب قابل تحلیل است. این مفاهیم به عنوان معیارهای طراحی در آثار تحلیل شده نیز قابل مشاهده است و نوعی پیوستگی میان مفهوم فیزیکی و معنایی حرکت در آنها وجود دارد.
کلیدواژگان:
حرکت، معماری ایرانی، اسلامی، معماری معاصر، معماری سنتی ایران
منبع: http://www.magiran.com/view.asp?Type=pdf&ID=902441
بی هویتی معماری معاصر ایران
آوازه ایران درمعماری جهان آن چنان طنین افکنده که تاریخ معماری جهان خودراوامدار آن می داند.ازبنای زیگورات چغازنبیل که درحدود ۱۲۵۰ سال قبل ازمیلادمسیح بناشده، تااکنون بیش ازسه هزارسال می گذرد. آنچنانکه درکتابها آمده ،به عنوان تمدنی بزرگ وباشکوه ازپیشتازان علم وفرهنگ وهنربوده ایم.دانشمندان بزرگی چون ابوعلی سینا،ابوریحان بیرونی و … دراین سرزمین زیسته اندوحاصل رنج خودرابه جهانیان عرضه داشته اند. معماران گمنام ایران چنان روحی درکالبدمعماری ایران دمیده اندکه گویی پاسارگادونقش جهان بانفس آنهازنده است. گویی آنها روح ابدی خودرادرمعماری به یادگارگذاشته اند.
اما اینک ما کجائیم؟
چقدربه تاریخ وهویت خودوفاداربوده ایم؟ آیامسیر آنهاراادامه داده وتلاشهایشان رابه ثمرنشانده ایم یا آنچنان ازقله شکوه فروافتاده ایم که توان نگاه کردن بربلندای تاریخ خودرانداریم؟ شایددرمیانه راه،بلاتکلیف وسرگردان ازحرکت بازایستاده ایم تادستی از آسمان راه رابرمابنماید.
نام معماری معاصرایران برگ کدامین کتاب رابه نام خود آذین بسته است؟ مفاهیم سنتی خودراچقدربه جهانیان عرضه کرده ایم تادرعرصه جهانی گمنام نمانیم؟ غیراینست که به تاریخ خودوامداریم؟براستی مشکل کجاست؟ چرادرعرصه ای که پیشتازبودیم، اکنون ته قافله ایستاده ونظاره گرشده ایم تادیگران راه رابه مانشان دهند؟ آیامدرن زیستن، به معنای فراموشی خود،عاری شدن ازماهیت وجودی ودنباله روی ازدیگران است؟
هیچکس منکرتاثیر معماری وشهرسازی بررفتارشهروندان یک جامعه نیست. سیمای شهری ومعماری ما آنچنان ازمفاهیم والای خودتهی شده که آثارش برروح وروان جامعه مشهوداست.ساختمانهابافرمها، رنگهاومصالح ناهمگون،آنچنان ناموزون درکنارهم قرارگرفته اندکه انسان رابه فکروادارمی سازد: شایدعمدی درکارباشد.
کجابودیم؟
بحث درموردمعماری معاصرایران، اغلب باموضوع نسبت باتاریخ وسیرتکاملی آن همراه شده است.اکثرصاحبنظران هویت رامفهومی متغیروشناورمی دانندکه درگذرزمان ودربازخوردباعوامل مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و… شکل می گیرد. بررسی سیرتکاملی این مفهوم درمعماری ایران، به عنوان یکی ازکلیدهای اصلی راه گشای امروز مامی باشد.
قبل ازوروداسلام به ایران،معماری ایران تحت تاثیرشرایط مختلف سیاسی، فرهنگی، مذهبی دارای مولفه هاومفاهیم عمیق ومنحصربفردی بودکه ماندگاری آن حکایت ازپایداری این الگوهادرگذرزمان بوده است. باوروداسلام این مفاهیم به صورتی کاملا هوشمندانه وقاعده مندتوسط معماران واندیشمندان بااصول متعالی دین اسلام پیوندخورد. این تلفیق سبب تعالی اصول، مبانی وشکل گیری نوعی معماری هوشمندانه گردیدکه افزون برتکامل هویت معماری ایران، چهره ای ماندگار به آن داد.
بررسی وتحلیل عناصروالگوهای تاریخی معماری ایران، نشان میدهدکه این مفاهیم اگرچه هریک دردوره معینی ازتاریخ این سرزمین خلق شده اند، لکن باحضورممتددردوره های بعدی، تکامل وپالایش یافته ودارای هویتی مستقل اززمان گشته ومفهوم عامی راازیک الگوی معماری ارائه می دهند که شان تجریدی یافته ودارای تصویرذهنی وبارعاطفی است. شایدبه همین دلیل است که درزمان حضوردرچنین فضائی، جایگاه وشان خودرابه مراتب بیشترازآنچه که هست احساس می کنیم.
چه شد؟
اکثرصاحبنظران، آغازدوره معماری معاصرایران راسال ۱۹۲۰ مصادف بادوران پهلوی اول می دانند. بسیاری ازرخدادهای این دوره دررابطه بادوران حکومت قبل یعنی حکومت قاجارقابل توضیح وتبیین است.
درآغازسده نوزدهم ( دوره قاجار ) ایران ازاقتصادجهانی کاملا برکناروجدابود. براثربحران وشکافهای مختلف سیاسی، اقتصادی واجتماعی درپایان سده نوزدهم اوضاع به گونه ای شکل گرفت که ایران درمسیرادغام شبکه اروپائی تجارت بین الملل قرارگرفت وهمین امرزمینه نفوذ اقتصادی غرب راهموارساخت وبه تبع آن آشفتگیهای شدیداجتماعی پدید آمد. درچنین شرایطی حکومت پهلوی شکل گرفت.
دوره پهلوی آغازارتباط مستمر باغرب وایجادنهادهای اجتماعی وعلمی وآغاز تمدنی به ظاهرصنعتی ومدرن بود. رشدسریع صنعت وواردات وارتباط تنگاتنگ علمی وفرهنگی باغرب، ایجادساختارهای جدیداجتماعی به دلیل مهاجرت مردم، زمینه سازشکل گیری عناصرجدیدی درمعماری گردیدکه سبب تغییرچهره مراکز شهری گردید. تغییرشیوه های زندگی، ارتباطات انسانی، مناسبات شغلی وخلاصه بسیاری ازعملکردهای اجتماعی، نیازهای جدیدی رافراهم کردکه راه حل های مناسبی رادرحوزه های مختلف ازجمله معماری وشهرسازی می طلبید. به ظاهرهمه مشکلات معماری ازاین زمان شکل می گیرد.
مفهوم هویت
وقتی بحث از هویت پیش می آید، دیدگاههای پیچیده وگاهی متضاد درابعادی گسترده مطرح می شود. دراین یادداشت سعی شده اجماعی ازدیدگاههای صاحبنظران حول مفهوم هویت درارتباط بامسائل اجتماعی و فرهنگی بخصوص معماری مطرح گردد. اریکسون یکی ازجامعه شناسان معروف این مفهوم راقائل به دوبخش می داند. « اول یکی شدن باخود ودیگری مشارکت بادیگران دربعضی ازاجزای ذاتی ». اوفرایند هویت رایک سیستم کنترل می داند که مجموعه ای ازهنجارها وناهنجارها را درفرد بوجود می آورد. استوارت هال معتقداست هویت یک روند درحال شدن است که یک شناسنامه وعامل شناخته شدن است. برخی هویت رایک مفهوم ارتباطی می دانند که بوسیله تشابه ها وتفاوتها با دیگران مفهوم پیدا می کند.
بسیاری ازروشنفکران ایرانی، هویت امروزجامعه ایران را دارای سه لایه فرهنگ دینی، ملی وبالاخره فرهنگ وتمدن مدرن می دانند که با هم دروجود هرایرانی درگیراست که پیوندمناسب این سه لایه متناسب با روح مکان و زمان درتکامل هویت امروز جامعه ایران مفید باشد.
عمده ترین نکته ی مفهوم هویت، عوامل موثربرشکل گیری آن است که اززبان « اندرسون » بدین صورت تبیین شده است.
– فضای حاکم برفرد یا جامعه که درواقع نوعی فضاشناسی ومحیط شناسی فرد یا جامعه تلقی می شود.
– چرخش یا استمرارروندها
– روندهای هویتی همزمان وحتی همزمان گرائی های متفاوت
چه کرده ایم؟
تکامل وپالایش الگوها وعناصرمعماری ایران دردوره های مختلف تاریخ، سبب شده این عناصرهویتی مستقل اززمان شده وشان تجریدی به خود گیرند. این مفاهیم والگوها، نباید به صورت مستقیم درمعرض خلاقیت فضائی قرارگرفته وبه اثرمعماری تبدیل شوند، بلکه بایددریک روندخلاقیت فکری ازیک مرحله تجریدی عبورکرده وبه یک بیان یا ایده معمارانه بدل شوند.
درطول دوران معاصر، اندک معمارانی اثرآنها دارای چنین بیان معماری بوده است. عده کثیری یا به تقلید صرف ازگذشته پرداخته یااینکه این بیان معماری را به صورت التقاطی با عناصرمدرن درهم آمیخته اند. متاسفانه درمعدود مواردی هم که ارتباط شایسته ای بین معماری سنتی ومدرن برقرار گردیده، معماری بصورت تک بنا درآمده وقابلیت هویت بخشی خود را ازدست داده است.
برای مثال برج آزادی تهران،علیرغم همه پتانسیل های مثبت برای شکل دهی به هویت محیط اطراف خود به صورت بنایی تشریفاتی درآمده وازقابلیت تبدیل طرح به یک مفصل درساختار فضایی شهرغفلت شده است. گوئی زمان درمجموعه آزادی متوقف شده است. نمادهای شهری ازمسجد گرفته تا بازار و میدان جزو بخشی ازروح شهرمحسوب می شوند که علاوه برهویت بخشی محیطهای شهری، ایجادکننده حس تعلق به مکان ونشانه ای ازوجود عقیده ای مشترک هستند. عدم شکل گیری عناصرلازم برای ارتباط دهی این نمادها با معماری امروز، علاوه براحساس جدائی ازگذشته، سبب قطع تداوم روند هویتی معماری ایران گشته است.
علیرغم دغدغه همیشگی معماران ایران درجهت برقراری پیوند با معماری گذشته وتامین تداوم آن، عمدتا این تلاشها ناموفق بوده که صرفنظرازضعف مدیریت شهری، عدم انسجام لایه های فرهنگی عمده معماران می باشد. یافتن راه حلهایی برای آنچه که معماری امروزایران را ازمحتوا ومفاهیم عالی تهی کرده و دچاربحران هویت نموده، تنهاراه خروج ازبحران پیش آمده است.
عمده ترین مشکلات معماری امروزایران، نکات ذکرشده درذیل است:
-انقلاب اسلامی به عنوان حکومتی منحصربفرد، تجربه ایدئولوژیکی جدیدی می باشد که درتکمیل زیرساختهای فرهنگی، کاستیهای زیادی به همراه دارد که پی ریزی مبانی فرهنگی متناسب با روح مکان وزمان، قابلیت انسجام بخشی به همه عرصه های فرهنگی را دارد.
-ضعف نظام مدیریت ونظارت درعرصه معماری وشهرسازی
-عدم تبیین الگوهای سنتی معماری ایران بصورت فرهنگ نامه ای مدون جهت استفاده درطرحهای معماری وشهرسازی
-استفاده نا مناسب ازفرهنگ های بومی واقلیمی وتکامل آن با روح زمان
-عدم شکل گیری موسسات غیردولتی منسجم درراستای مشارکت مردم جهت تصمیم گیری درمورد محیط زندگی خود.
-فرهنگ مصرفی جامعه ایران.
-عدم توجه به پتانسیل بافت های سنتی درجهت پیوند با معماری امروز.
– رویکردهای تاریخ گرایانه بدون توجه صحیح به مولفه های معماری مدرن.
– لزوم توجه به رابطه بین معمار، اثرو مخاطب به عنوان سه رکن اساسی معماری که علاوه برشکل گیری یک معماری مناسب، سبب انسجام هویتی آنها نیزمی شود.
مواردفوق تنها قسمتی ازحلقه های مفقوده معماری معاصر ایران می باشد. البته روندجهانی شدن نیزبرعوامل ذکرشده بی تاثیرنیست.
منبع: http://qdarch.blogfa.com/page/02
نیم نگاهی به معماری معاصر ایران :
با تحلیلی کلی و کارشناسانه از معماری امروز ایران، و مشکلاتی که با آنها مواجهیم به چه نکاتی بر می خوریم؟ معماری ایران در چه جایگاهی در مقایسه با معماری معاصر دنیا قرار دارد؟ تا چه حدی توانسته ایم به مفاهیم و اندشیه های فرهنگی – ایرانی در معماری پرداخته و موفق باشیم؟ فعالیت های حرفه ای معماران چگونه در سطح جامعه و در دید عموم مردم تعریف شده و چگونه باید تعریف شود؟ و هزاران سوالی که افکار بسیاری از معماران و کارگزاران امر را به خود معطوف ساخته و از ارایه ساختاری مشخص و الگویی منظم باز می دارد. اگر کمی به عقی برگردیم و دهههای ۴۰ و ۵۰ را بررسی کنیم، خواهیم دید که چگونه معماران بزرگی در فاصله کمتر از سه چهار دهه توانسته بودند آثاری را خلق کنند که بدون اغراق تا سالیان درازی به عنوان نمادهایی از ورود مدرنیته و مواجهه آن با معماری ایران خواهند درخشید.
موارد بسیاری را میتوان در عدم تداوم فکری و عملی، اندیشههای آن دوران برشمرد که بسیار حائز اهمیت بوده، هماکنون نیز شاهد تاثیرگذاری گونهای از اقدامات انجام گرفته در دهههای گذشته به خصوص دوران سازندگی هستیم؛ ولی اینبار نمیخواهیم به گذشته بازگردیم و خلاهای فکری معماران جامعه امروز ایران را با تخطئه گذشته، ارضاء کنیم! از طرف دیگر پرداختن به آینده نیز با شرایط حاکم بر معماری ایران بیهوده به نظر میرسد! همیشه رسم بر این بوده که دغدغه گذشته را به بلندپروازیها و شعارهای آینده گره بزنیم و از زمان و مکانی که در آن حضور داریم، بگریزیم. هیچ وقت سعی نکردهایم که واقعیت جامعه خویش را باور کرده، در چارچوبی که اقتضای شرایط، اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی ما است فعالیت کنیم.
سالهاست که در سایه تخت جمشید و میدان نقش جهان، آنهم با غروری بس گران، خود را به جهانیان عرضه میداریم و از هرگونه حرکت و بازاندیشی نو در روند معماری سر باز میزنیم و گروهی دیگر نیز دست تمنا به دنیای غرب گشودهاند و ابزار و آرا ایشان را صحیحترین مسیر نیل به یک معماری «درست» معرفی میکنند. اینها همه در شرایطی نقل و حتی استفاده میشوند که ما از شناخت جایگاهی که در آن مستقریم، عاجز و ناتوانیم؛ نمیتوان بدون بررسی میزان تواناییهای معماران امروز و بار معنایی که از معماری در ذهن کارگزاران و مردم موجوداست به راهکارهای ارایه شده از خارج این جامعه چه از معماری سنتی ایران و چه از دنیای غرب پرداخته و به نتیجه مطلوبی دست یابیم.
دهه ۸۰ معماری ایران همراه است با مشاورین بزرگ معماری و همکارانی از کشورهای اروپایی، معمارانی که تحصیلات گستردهای را در کشورهای مختلف انجام دادهاند، آثار مکتوب بسیاری در مورد معماری سنتی ایران موجود است، ورود تکنولوژی هاو مصالح جدید به بازار ایران و مهمتر اینکه هنوز چندی از معماران دهه های ۴۰ و ۵۰ ایران در قید حیاتند، در چنین بستر و با چنین امکاناتی که در دهههای گذشته کمتر شاهد آن بودهایم، معماری ایران در چنین وضع اسفباری به سر میبرد!
اگر واقعبینانه به اطراف خویش بنگریم، خواهیم دید که رهآورد سه دهه گذشته ما به جز چند اثر معماری که تنها در مقیاس کشوری میتوانند مطرح شوند و شمارشان از انگشتان دست نیز تجاوز نمیکند چیزی در دست نیست و نمی توان رویکرد یا آغازی از اندیشه ای نو و تاثیر گذار در آنها یافت که بتواند خلاهای فکری و ساختاری معماری ایران را بهبود ببخشد.
معماران امروز ایران و کسانی که بر اریکه استادی این مرز و بوم تکیه زده اند، در چنین شرایط بحرانی، وظیفه بس دشوار و سنگینی، به خصوص در قبال آیندگان بر عهده دارند و انتظاری بس فراتر از فعالیت های انجام شده از ایشان وجود دارد.
باید به باوری عمیق از خود و ایرانی بودن خویش دست یابیم و هرگز پند و اندرز گذشتگان را فراموش نکنیم که ما قرن هاست که توانسته ایم و باز هم اگر اراده کنیم می توانیم به اندیشه های والایی در معماری دست یابیم و اینبار ما به عنوان الگو و مظهری از پیشرفت و نوآوری در جهان و در مقابله با جهان غرب قدرت نمایی کنیم.
نه تخت جمشید و… نه مسجد مدرسه آقابزرگ و نه تک اثرهای معماری هلندی (که این روزها دیگر حتی دانشجویان تازهوارد هم آنرا کپی میکنند)، میتواند برای من الگوی خوبی باشند؛ من انسانی هستم که در جهان چهارم، با هزاران محدودیت و استعدادهای بزرگ زندگی می کنم… جامعه ما بسیار بسیار متاثر از دنیای مدرن و دستاوردهای آن است و ما را از آن گریزی نیست و نباید فراموش کنیم که معماری سرآمد همه علوم و فنون نیست که امروزه، به گونهای اغراق شده جلوه میکند و سعی دارد مختصات جهان را عوض کند… امری ناممکن و تلاشی بیهوده!باید واقع بین باشیم و بدانیم که جامعه و معماری ما بر اساس دستاوردهایمان میتواند شکل بگیرد و به پا خیزد نه بر اساس اندوختههایی که از غرب و شرق بر ما تحمیل شده و هزاران بار در کلاس های درس و مجامع مختلف تکرار میشود! باید نقشی نو زنیم و قبل از همه امور به فکر تولید اندیشه و فکر معماری باشیم.
مسئله فعلی جامعه معماری ما عدم شناخت و آگاهی از اصول اولیه معماری نیست، بلکه مشکل اصلی، نبودن تفکر معماری و شناختی ست که باید از خود و توانایی های جامعه، داشته باشیم. ظهور و پیدایش یک معماری موفق به عوامل بسیاری بستگی دارد که تضعیف هر کدام از آنها می تواند تأثیرات مهمی در عمق و شکل گیری آن داشته باشد ولی نمی توان منکر سیر تفکر معماری در یک دوره موفق بود؛ چه بسا آرا و اندیشه های متفکری به تنهایی جوابگوی نیازهای دهه های بعد از خود بوده و به علت نبود بستری مناسب به منصه ظهور نرسیده است، بستری که در وهله اول نیازمند شناختی عمیق از محیط اطراف خویش است تا بتواند اندیشمندان و معماران آگاهی را در زمینه های مختلف به کار گرفته و یا پرورش دهد، آنگاه می توانیم به تولید اندیشه و فکر در عرصه معماری کشور امید وار باشیم.
به کمک نقد و جسارتی که صاحب نظران معماری باید از خود نشان دهند، آن هم به دور از مناسبات و تشریفات رایج جامعه معماری، کیفیت و میزان کارآیی پروژه های اجرا شده، مشخص و عیوب و توانایی های اثر به وضوح معلوم خواهد شد؛ چنین روندی بر تحقق پروسه شناخت می افزاید و حتی در پالایش و بازنگری افکار و ایده های مطرح شده در عرصه معماری بسیار مفید و کارساز خواهد بود. بیایید آب را گل نکنیم و بدانیم که نه معمار و نه معماری درستی را در چنین فضای ناهمگونی از معماری و بدون هرگونه نقد و انگیزشی از جانب اندیشمندان این عرصه، با وجوود داشتن امکانات و ابزار بسیار، نمی توان پرورش داد، مگر اینکه جایگاه خودمان را بدون اغراق و بدون بهرهگیری از مفاهیم و اندیشههای گذشتگان و غربیان، با ذهنیتی درست – تاکید می کنم با ذهنیتی درست – شناخته، و آنگاه تحلیل به تحلیل و بررسی رابطه ای بپردازیم که باید با تاریخ و آیندگان برقرار سازیم.
منبع: پیش شماره دوم هفته نامه نقش نو – علی خیابانیان، سایت آفتاب:
http://esource.netne.net/Persian/M-SM-SJ-NimNegahMMo.htm
نگاهی به وضیعت معماری معاصر
عوامل گوناگونی بر روند پیشرفت جوامع بشری موثرند که از آن جمله میتوان به عواملی نظیر: اقتصاد، جامعه شناسی، سیاست، پیشرفتهای علمی، فلسفه و… اشاره کرد که همگی این عوامل بر دگرگونیهای هنر و معماری نیز بسیار موثرند؛ این تحولات در معماری، آنگونه که چارلز جنکز (منتقد شهیر معاصر)، از آن یاد می کند با دوره مدرن آغاز می شود و سپس با دو دوره پست مدرن و لیت مدرن پی گرفته می شود.
مدرنیسم در معماری، پس از انقلاب صنعتی و از حدود سال ۱۹۲۰ م آغاز می شود؛ بهلحاظ شناختشناسانه معماران مدرن به یک سبک جهانی و شاید بتوان گفت به نوعی بی سبکی معتقد بودند. در معماری مدرن فرم، ناشی از «عملکرد» است. ساختمان حاصل از سبک در معماری مدرن دارای صراحت بیان است، فرم انتزاعی و دارای خلوص و سادگی است. از آنجا که معماری مدرن نفی کننده تاریخ است، لذا ضد هر گونه تزئینات، تمثیل و استعارهای است که رجعتی به تاریخ قلمداد شود. در حقیقت معماری مدرن بر اساس اصالت برنامه شکل می گیرد و در آن عملکرد، نقش مهمی را ایفا میکند؛ بدین معنی که سازماندهی فضایی پروژه تحت تاثیر مستقیم اقتصاد قرار دارد و پروژه بر مبنای اقتصادی ترین وضیعت عناصر برنامه به وجود می آید و فرم، صورت اقتصادی طرح است! فرم، عنصری جبری است که ناشی از عملکرد و برنامه است و زیباییشناسی آن زیبایی ماشینی و منتج از فناوری است.
پس از سال ۱۹۶۰م، دو گرایش جدید پست مدرن و لیت مدرن، رخ مینمایند، هر یک دارای گرایش های مجزایی هستند، حتی ادامه تفکرات این سبکها تا سال های اخیر هم قابل پی گیری است. در اندیشه معماران پست مدرن، سبک به صورت دوگانهای به وجود می آید و دارای ظاهری عامه پسند و طرفدار عقاید جمع است. معماران این دوره که دیگر معماری مدرن را کارآمد و آرمانی نمییابند، با رجعت به گذشته و تاریخ معماری، نشانههایی را از آنها در معماری خود مورد استفاده قرار میدهند.
در معماری پست مدرن نئوکلاسیک، برنامه طرد میشود و فرم فارغ از برنامه شکل میگیرد؛ در واقع این فرمها هستند که مساله اصلی معماری را تعریف می کنند. فرمهای اسطورهای ولی بیزمان. این معماری با برداشتهای تاریخی و استفاده از الگوهای کلاسیک نظیر تقارن، تعادل، تبدیل کثرت به وحدت و… فرمهای انتزاعی را خلق میکند که برنامه و عملکرد در ادامه درون آن گنجانده میشود. برای معمار پست مدرنیست علیالسویه است که یک کتابخانه طراحی شود یا یک موزه، یک مدرسه یا یک کارخانه، او تصویر سازی کرده، تمثیلها و استعارات تاریخی را از متن موجود برداشت میکند، به طرزی مملو از تزیینات آلی و کاربردی، سپس در نهایت، عملکرد در قالب فرمال ریخته میشود و شکل میگیرد، حتی به قیمت تغییراتی در برنامه!
اندیشه «لیتمدرن» معتقد به سادگی ناخودآگاه است؛ «معمار لیتمدرن»، واقع بین است و معتقد به هر فرمی است که حاصل آید. ساختمان حاصل از این سبک دارای فرمی تندیس گونه است، فرمی رمزآلود با تکرار فوقالعاده و خلوص! این بناها در عین سادگی، پیچیده هستند و دارای دوگانگی و اشاراتی مبهم. معماران لیتمدرن همانند اسلاف خود با تمثیل و استعاره مخالف هستند لیکن، طراحی آنها به گونهای است که با ساختمان و سازه بهمانند تزئینات برخورد میشود؛ بناهای این سبک بسیار پرزرق و برق و تکنیکی است، قسمت اعظم زیباییشناسی آنها نتیجه زیبایی ماشین است البته با تعابیری نو از آن….
در سالهای اخیر گرایشهای جدیدی را در معماری شاهد هستیم که تقریبا همه آنها منتج از این سه جریان عمده هستند که بعضی از آنها را میتوان به طور مشخص به عنوان سبکی خاص نام ببریم؛ مانند: اما تکثر طرز تفکرات حاکم بر معماری امروز جهان به حدی است که می توان با توجه یه اندیشه، نحوه طراحی، گرایش و موضعگیری معماران نسبت به معماری، سبکی خاص را برای هر معمار قائل شد، به طور مثال سبکی که برای معماری فرانک گری قایل هستیم یا سبک معماری افرادی نظیر آیزنمن و یا دانیل لیبسکیند کاملا متفاوت است و آنها را نمیتوان در یک قالب گنجاند و در عین حال نمی توان نام یک سبک خاص را بر روی آنها گذاشت بلکه هریک از آنها بر اساس اندیشه و استراتژی خود دارای سبکی منحصر به خویش هستند. البته ممکن است سبک کاری آنها توسط افراد دیگری مورد استفاده و اقتباس قرار گیرد.
در ایران نیز، علیالخصوص در دهه اخیر، رویکردهایی خاص به معماری شکل گرفته است که در نگاهی عام میتواند به صورت یک رستهبندی کلی، حضور و نوع نگاه به معماری را در بین گروههای مختلف مطرح در کشور را طبقه بندی کرد؛ طبقهبندی اینچنینی هرچند تا به حال شکل نگرفته (یا جدی گرفته نشده است!)، ولی کاملا در درک معماری و ساخت و ساز معاصر ایران میتواند راهگشا باشد
منبع: http://esource.netne.net/Persian/M-SM-SJ-NegahVMMoaser.htm
معماری سنتی، معماری ایران :
معماری ایران ، شناسنامه معتبر مردم در این سرزمین از دورترین ازمنه قدیم است . طبیعت اقلیمی ایران در این زمینه تأثیرگذار فرهنگهائی که با فاتحین و مغلوبین به این خطه راه گشودند ، در این معماری به بارزترین اشکال خود جلوه کرده است . آداب و رسوم ، مراسم مذهبی ، روحیه ، اخلاقیات ، اندیشه و عقیده نسلها در معماری ایران انعکاس واضحی دارد . نه تنها در بناهای عظیم ، در ابنیه آثار کوچک هم این انعکاس را می توانیم دریابیم . آتشکده و دهکده های شاهی که در گذشته در سراسر این خطه جابجا روئیده بود و اینک به جا مانده است ، باری از فرهنگ معماری ایران باستان را در خویش نهفته اند. آتشکده ها و دهکده های شاهی را در ایران باستان بر روی تپه ها بنا می کردند . در دهکده های شاهی معابد ویژه پرستش مهر و ناهید ( فرشته آب ) وجود داشت .نقاطی را که هم اکنون به پل دختر یا قلعه دختر نسبت می دهند ، همان پرستشگاههای باستانی ناهید یا فرشته آب است . از معابد مهر ( میترا ) که قبل از زرتشت در ایران رواج داشته است ، نمونه های چندی باقی است . معبد (( مصیصر )) در شمال غربی ایران که در کوه تراشیده شده است.
و همچنین صخره (( بی فخریکار )) در جنوب دریاچه رضائیه از جمله این نمونه ها هستند . مهرپرستان باستانی قبل از ورود به معبد در جائی دست خود را به آب می زدند و آن را ( مهر آب ) می نامیدند ـ که شاید لغت محراب دوره اسلامی از آن سرچشمه گرفته باشد ـ معماری ایران حاصل قرنها تطور و ثمره اندیشه و قریحه هنری نیاکان ما و الهاماتشان از سنت ها و دستاوردهای دیگر ملل است . با آنکه در هر دوره سیمای معماری ایرانی تغییر و تبدیل هائی را پذیرفته است ، روح یگانه و ذات نیرومند آن همواره زنده و بالنده باقی مانده و همپای زمان ظرفیت های خویش را عوض کرده است . مروری در خطوط اصلی معماری ایران از آغاز تاریخ مدون ما ، در واقع گشاینده شاهراهی به قلب تمدن دیرینه سال این سرزمین است . نخستین سلسله حکومت ایران سلسله ماد بود که بخشی از هستی خود را در بنا و آثاری که آفریده ، به وام نهاد .
سنگ شیر همدان ، دکان داود در سرپل ذهاب ، دخمه صحنه در کرمانشاه ، دخمه موسوم به طاق فـرهاد در لرستان ، دخمه ده نو اسحق وند نزدیک کرمانشاه از برگزیده ترین آثار این دوره است . (( پولی یبوس )) در توصیفی که از کاخ باستانی همدان کرده ، یادآور شده است که ستون های این کاخ از چوب سدر و سرو ساخته شده و روی این ستونها از لوحه های سیمین و زرین پوشانده شده بود (( دمرگان پرود )) و (( شی پیه )) معتقدند که این نشانه ها به آثار تخت جمشید کم و بیش شباهت دارند . قرنها پیش از آنکه بابل و یونان و روم وارد صحنه تاریخ شوند ، تمدنهای عظیمی در سرزمین پهناور ایران وجود داشته است .
شاهنشاهان هخامنشی در عرصه وسیع سرزمین خود از مهارت واستادی هنر مندان ممالک زیر فرمان خویش به نحو احسن بهره می گرفتند و از این جهت در آثار معماری و صنعت ایران در دوره هخامنشی تأثیر سایر ملل نیز دیده می شود چنانکه داریوش می گوید در بنای قصر او صنعتگران بابلی ، مادی ، لیدی و مصری خدمت می کرده اند و مصالح ساختمان ها از فواصل دوردست می آمده است . استفاده از تجربیات و سنن ملل تابعه ، نه به صورت تقلیدی و پیروی ، بلکه به گونه بازآفرینی و الهام پذیری خلاقه ، مختص دوره هخامنشی نیست . مادها نیز پیش از آن از تجربه و مهارت (( اوراتوئی )) ها استفاده بسیار بردند . معماری دوره هخامنشیان ادامه یک هنر ملی بود . اصالت این هنر در قصر کیاکسار پادشاه ماد ( در همدان ) جلوه کرد و کورش در ادامه آن پس از شکست مادها قصری در پازارگاه یا (( مادر سلیمان )) در هشتاد کیلومتری شمال تخت جمشید بنا کرد که گرچه مانند تØ
