انسان شناسی و فزهنگ
انسان شناسی، علمی ترین رشته علوم انسانی و انسانی ترین رشته در علوم است.

مسابقه ای گمراه کننده برای بازدهی در سرویس های عمومی (لوموند دیپلماتیک: ژوئیه ۲۰۱۳)

پیر رمبر ترجمه ی آریا نوری

ربات ها اپرای « تراویتا » را اجرا نخواهند کرد(۱)

دگم کاهش هزینه های دولتی که در آنسوی آتلانتیک رواج یافته به طور خاص خدمات عمومی را هدف می گیرد. در حالیکه در بخش هایی که رابطه ای شخصی بین سرویش دهنده و مشتری الویت دارد این امر سبب کاهش کیفیت شده است.آیا خودکار سازی بیش از پیش فعالیت های انسانی پاسخگویی مالیخولیای بهره وری خواهد بود؟

برای ساکنین کشور های صنعتی فرار از این احساس که زندگی روزمره شان به وسیله ی دو جریان کاملا متضاد احاطه شده سخت است.در یک سو فراوانی خدمات شخصی شده به واسطه ی وجود دستگاه هایی کارسازتر،کاربردی تر و مقرون به صرفه تر و از سویی دیگر کمبود و افزایش قیمت خدمات تکمیلی عمومی ، آنچه توسط انسان برای انسان انجام می پذیرد و شکل دهنده تار و پود جامعه است. تحمیل های بودجه ای ، روش های فکری و جریان : گویا همه چیز ما را به این سمت هدایت میکند. درک این روند برای مبارزه کردن با آن نیازمند به کار گیری فرآیندیست که از پنجاه سال پیش تا به اکنون شناخته شده اما رهبران سیاسی از هیچ تلاشی برای برای نادیده گرفتن آن فروگذار نمی کنند. نام آن ؟ « بیماری هزینه ها » (cost disease) . (۲)

در اواسط دهه ی ۶۰ ،دو اقتصاد دان جوان دانشگاه پرینستون به نام های ویلیام بومول(۳) و ویلیام بوون(۴) برای اثبات فرضیه ی خود اقدام به بررسی بلیط های تئاتر برادوی کردند.افزایش بی وقفه ی قیمت بلیط ها از نظر ایشان مربوط به ویژگی تراکم ناپذیری کار هنری میشد. برای اجرای یک کوارتت موزارت در سال ۱۷۸۵ در قصر ژوزف دوم در وین همانقدر کار لازم بود که دو قرن بعد در تالار کارنگی نیویورک.به عبارتی دیگر بهره وری در عرصه ی موسیقی کلاسیک مجلسی ثابت مانده در حالی که صنعت رشد چشمگیری داشته است. این امر سبب افزایش قابل پیش بینی قیمت تخصص های فرهنگی شده است.

نیم قرن بعد، « بیماری هزینه ها » در بسیاری از زمینه ها مانند آموزش و بهداشت مشاهده می شود. چرا که « میزان کار مورد نیاز برای ارائه چنین خدماتی به سختی کاهش پذیر است».این مساله را بومول در اثری که اخیرا برای طرح آخرین دست آوردهای منتشر کرده است توضیح می دهد.(۵)

این اقتصاد دان در واقع دو بخش مجزا را به تصویر میکشد. یکی مربوط میشود به بخش کالا و خدمات که اتوماتیزاسیون(خودکار سازی) آن امریست آسان. به مرور که ماشین ها جای انسان را بگیرند میزان کار مورد نیاز برای تولید یک واحد کم تر خواهد شد. از زمان Ford T بازدهی در زنجیره های تولیدی افزایش پیدا کرده و حقوق کارگران بخش اتوموبیل کم و بیش به خوبی پرداخت میشود و قیمت خودروها ثابت مانده است.

 

اما در بخش دوم مثل آموزش و بهداشت ، تولید در بخش بزرگی از آن به نقش مهم و غیر قابل جایگزینی نیروی انسانی تکیه دارد.به همین دلیل بازدهی ثابت مانده ولی با این وجود حقوق پرستاران و آموزگاران مانند کارگران صنایع اتومبیل سازی افزایش پیدا کرده است . در نتیجه هزینه تولید به مرور افزایش داشته است : « پس از چند دهه شکاف بین رشد هزینه ها افزایش پیدا کرده است و باعث شده که خدمات «شخصی شده » بسیار گران تر از کالاهای صنعتی شوند.به این ترتیب در ایالات متحده خدمات درمانی ۳۰۰ درصد یعنی بیش تر از کل اقتصاد ،بدون در نظر گرفتن تورم، بین سال های ۱۹۷۸ و ۲۰۰۸ افزایش پیدا کرده است . در همین زمان، تعرفه های تحصیلات تکمیلی،باز هم بدون در نظر گرفتن تورم تا ۲۵۰ درصد افزایش پیدا کرده است.چنین جهشی ، هرچند اندکی کمتر، در اکثر کشورهای صنعتی واز این به بعد در کشورهای در حال توسعه مشاهده میشود.

مقاومت در برابر خودکار سازی

علاوه بر حوزه های آموزش ، هنرهای زنده و بهداشت ،بیماری قیمت ها بخش های مختلفی را مثل کتابخانه ها، خدمات قضایی،خدمات اجتماعی، پست، امنیت ، نظافت خیابان ها و جمع آوری زباله ها ، دوزندگی ، پلیس محله ،آرایشگاه ها ،خدمات کفن و دفن و حتی تعمیرات را تحت تاثیر خود قرار داده است که فصل مشترک همه ی اینها مقاومت در برابر خودکارسازی میباشد چرا که همه شان نیازمند حضور مدت دار نیروی انسانی و توجهی خاص میباشند.بیماری بومول بیانگر نابودی نسبی دنیای تعمیرکارهای حرفه ای از هرنوع که قیمت کارشان(تعمیر) نسبت به قیت یک وسیله نو همواره افزایش پیدا میکند، میباشد . زمانی که خریدن جارو برقی جدید باصرفه تر از تعمیر آن باشد یقینا مصرف کننده به خود تردیدی راه نخواهد داد.

 

کیفیت این خدمات بستگی به میزان کار لازم برای ارائه آن دارد. در نتیجه آنچنان که بومول یادآوری می کند« کم کردن زمان لازم برای انجام برخی کارها بدون کاهش کیفیتشان امریست مشکل.کسی که تلاش میکند سرعت کار جراحان، آموزگاران و یا موسیقی دانان را افزایش دهد یقینا شاهد عمل های جراحی خراب شده، دانش آموزانی ناتوان و بد آموزش دیده و یا کنسرتی عجیب و غریب با وضعیتی آشفته خواهد بود.»

این همان مساله ایست که مسئولین سیاسی سعی در نادیده انگاردنش دارند . درست است که افزایش بی رویه ی قیمت هنرهای زنده مسئولین را برآن داشته تا به فعالیت های هنری که در شرایطی دیگر به داروینیسم اقتصادی منجر میشد، کمک هزینه اختصاص دهند. اما این راه حل موجب شکنندگی آنها می شود بویژه آنکه دولت ها اقزایش قیمت خدمات این چنینی را نه به حساب طبیعت آنها بلکه ناشی از مدیریب غلط و کمبود کارائی آن می گذارند. و زمانی که ریاضتی بر گرفته از التزام سیاسی در پیش گرفته شود در وهله ی اول مدارس،بیمارستان ها و خدمات اجتماعی هدف قرار خواهند گرفت که در راس قربانیان ریاضت اقتصادی در یونان ، اسپانیا و پرتغال قرار گرفته اند.

افزایش اجباری سود دهی در خدماتی که درآنها نیروی انسانی قابل حذف نیست نقش کمتری را در توازن بخشیدن به بودجه نسبت به احیای مالیات ها خواهد داشت.اگر هیچ یک از مدیران بخش موسیقی که ما میشناسیم قبلا به حذف کردن صدای ویولون در موسیقی برای تولید نتی جدید فکر نکرده است یقینا مسئولین در سایر بخش ها این اندیشه را به ذهن خود راه داده اند که نتیجه هم قابل پیش بینی بود : به تعویق افتادن چند ماهه ی عمل های جراحی غیر ضروری در کانادا یا انگلستان ، کم کردن تعداد پست چی ها ، حذف برخی از کلاس های درس در مدارس ابتدایی ، تشکیل صف هایی عظیم در برابر گیشه های ارائه دهنده ی خدمات اجتماعی و . . .

بومول در نوشته ی خود اینگونه ادامه میدهد : اشتباه اخلاقی تاریخ در این است که بخشی از ضروریترین خدمات اجتماعی را در برابری بیماری قیمت ها بسیار تضعیف کرده است ، خدماتی که بعضا مربوط به سرویس های اجتماعی و اگر نه، منفعت عمومی میشوند.به طور مشخص، بخش هایی که دارای ظرفیت تولید روزافزون هستند مربوط به دنیای شرکت های خصوصی میشوند : سرمایه دار دوراندیش سرمایه ی خود را به بخشی اختصاص میدهد که از سود دهی آن یقین حاصل کرده باشد و همین امر سبب ایجاد پدیده ای شده است که جان کنت گالبرایت اقتصاد دان آن را «ثروت خصوصی، فقر عمومی » نام نهاده است.

با قبول کاهش فعالیت های ضروری برای زندگی جمعی به بهانه ی افزایش قیمت آنها، مسئولین انتخابی طبقاتی کرده اند : فقرا که بیشتر از ثروتمندان محتاج سرویس های عمومی هستند ،آسیب بیشتری خواهند دید.جنبه ی اجتماعی این انتخاب را هم نباید نادیده انگاشت ،جایگزینی انسان با روبات در گیشه پست خانه ها، بانک ها، اداره ها و حمل و نقل همراه با محدودیت های بودجه ای تشدید خواهد شد.اما در جریان روند این خودکار سازی تنها آسانترین و استانداردترین فعالیت ها که بیشترین شانس موفقیت را دارند به روبات ها واگذارخواهند شد. بدین ترتیب به کارگیری نیروی انسانی منحصر میشود به بادجه ها یی که فعالیت در آنها مشکل و چالش برانگیز است. تصور از بین رفتن و فروپاشی ارتباطات انسانی در خدمات عمومی نیز از همین جا ناشی می شود.(۶)

پیوند بین ریاضت اقتصادی و نوآوری که میتواند سبب افزایش سوددهی چشمگیر در تکنولوژی نوین می شود قدرتمندان را در مقابل یک دوراهی قرار داده است: فرو رفتن بیشتر در «بیماری بومول» با ازبین بردن هر چه بیشتر سرویس های عمومی و یا پذیرفتن افزایش هزینه خدمات عمومی نه بمثابه یک مصیبت بودجه ای بلکه همچون پرداخت یک سرویس برای زندگی بهتر.

به نظر میرسد همه چیز ما را به سمت انتخاب اول سوق میدهد.اگر روند اقتصادی دنیا به همین منوال ادامه پیدا کند قیمت خدمات انسانی با منحنی ای بسیار بیشتر از میزان کاهش سرویس های اطلاعاتی افزایش پیدا خواهد کرد.

زمان کار لازم برای خریدن کامپیوتری که توانایی انجام یک میلیون دستورالعمل در ثانیه (MIPS) را داشته باشد گواهیست بر همین مساله.طبق محاسبه ی بومول،در سال ۱۹۷۷، کامپیوتری با ظرفیت یک MIPS تقریبا هزینه ای برابر با ۲۷ دقیقه کاربا حقوقی متوسط داشته است که این مبلغ در سال ۱۹۸۴ به ۵۲ ساعت، در سال ۱۹۷۰ به ۱/۲۴ روز کاری و در سال ۱۹۴۴ به میزان غیر قابل باور ۷۳۳ هزار زندگی کاری رسیده است.این نیروی محاسبه ی مقرون به صرفه که همراه شده است با توانایی اجماع، ذخیره و محاسبه مقادیر بسیار دقیق داده ها راه را برای خودکار سازی وظایف پیچیده تر فراهم کرده است.

آقای تری گو،مدیر شرکت فاکسکن،تولید کننده ی تایوانی تابلت ها و تلفن های هوشمند شرکت اپل در چین تمایل خود برای خرید یک میلیون ربات را این چنین توضیح می دهد:« انسان ها به نوعی به حیوانات شباهت دارند و فکر اداره یک میلیون حیوان سرسرسام آور است ».(۷) وی در واقع عمل مکانیزه سازی صنعت را که از قرن شانزدهم آغاز شده است ادامه میدهد.اما ورای « اعمال مکانیکی » ساده و پاسخ های استاندارد شده در خدمات ، خودکارسازی وظایف هوشمند به جریان افتاده است.عمل های جراحی که به وسیله ی بازوهای الکترونیکی با دقت عمل بالا انجام میشوند،مقالات مطبوعاتی که به وسیله ی نرم افزارها نگاشته میشوند، تصحیح خودکار پایان نامه ها ،استراتژی دفاع حقوقی توسط نرم افزار ها یی که توانایی بررسی کردن صدها هزار پرونده را دارند و در نهایت درمان و توصیه های پزشکی که توسط محاسبه گری که به پایگاه اطلاعات دسترسی دارد انجام میشود.همه ی اینها هم اکنون وجود دارند . اریک برینجلنسون تاکید می کند :«این گیرافتادگی سریع و عمیق در حوزه مسائل انسان به گذشته ای تقریبا نزدیک بر میگردد. این مسئله می تواند در زمینه های اقتصادی نقشی به سزا ایفا یکند». اندرو مک آنی نیز به این مساله اشاره میکنند : تکنولوژی تقسیم در آمدها را به نفع تحصیل کرده ها در برابر افراد بدون مدرک تحصیلی، «ستاره» ها به ضرر طرفدارانشان و سرمایه در برابر کار تغییر می دهد ».(۸)

این مساله همچنین میتواند دانشگاه ،سنگر متعالی اندیشه ی انسانی را با باب کردن تحصیلات تکمیلی به صورت آنلاین، تحت تاثیر قرار دهد. شرکت آمریکایی کورسرا، یک سال پس از تاسیس خود در آوریل سال ۲۰۱۲ ادعا میکند که بیش از سه میلیون کاربر دارد.این موسسه فیلم های ضبط شده از کلاس های درس دانشگاه های طرف قرارداد خود را ارائه میدهد و همچنین آزمون هایی به صورت مجازی برگزار میکند.در پایان این دوره دانش آموز میتواند با پرداخت مبلغی پول گواهی دریافت کند که بیش از آنکه معرف توانایی اش باشد ، شاهدیست بر کسب دانش اش. بنیانگذاران این موسسه اکنون به فکر سوددهی بیشتری هستند:به اجرا در آوردن سرویسی تضمینی با قیمتی بیشتر که اطلاعات دانش آموزان را در اختیار شرکت ها قرار میدهد. براساس منطق « برنده همه چیز را از آن خود میکند» ( تعداد اندکی از دست اندرکاران درجه اول بخش عظیم سود را از آن خود میکنند) (۹)، دروس ارائه شده توسط معروفترین اساتید بستر اصلی رقابت را تشکیل میدهند.

این واقعیت که مغز آدمی انحصار خود را بر روی تعداد روز افزونی از وظایف روزمره از دست میدهد به خودی خود افق را برای خودکارسازی عمومی فراهم نمی کند : در حالی که مردم عادی در مقابل سرویس های اتوماتیک تلفنی منتظر می مانند، خدمات ویژه توسط افراد حرفه ای مودب و مجرب به پولدارها ارائه می شود. و مدرک پربار دانشگاه هاروارد که پس از ۵ سال تلاش زیر نظر مسئولین آن از طریق اینترنت به دست می آید گرایش به دانشگاه های مجازی را افزایش میدهد.

میدانی نبردی کاملا مهیا شده
کارل ماکس در نطق خود در آوریل سال ۱۸۵۶ گفته است :

« امروزه ، هرچیزی به روشنی به ضد تبدیل شده . ما شاهد این هستیم که ماشین هایی که دارای ظرفیتی بی نظیر برای کاهش و غنی سازی کار انسانی هستند در واقع آنرا به زوال کشانده و شکننده می کنند.به نظر میرسد که دستاورد تمام اکتشافات و پیشرفت های بدست آمده فقط به دادن یک زندگی روشنفکرانه به قدرت های مادی خلاصه می شود و تنزل دادن زندگی انسانی در چنگ نیرویی مادی».

اما بیماری قیمت ها نیز به ضد خود تبدیل می شود و می تواند شفا داروی خود را بوجود آورد ،با مجبور کردن رژیم اقتصادی به گذشتن از مرزهای حیاتی اش.. بررسی بومول تصویری از چالش ها بدست می دهد.در سال ۱۹۶۰،هزینه های مربوط به بخش بهداشت ۵ درصد تولید ناخالص داخلی آمریکا را تشکیل میداد که این میزان در سال ۲۰۱۲ به ۱۸ درصد افزایش پیدا کرده است و اگر بخواهد با همین روند ادامه پیدا کند تا سال ۲۰۱۵ به ۶۲ درصد خواهد رسید.البته این کشور نمونه ی نادری میباشد و درست نیست اگر بخواهیم این الگو را به تمامی کشور ها توسعه دهیم. اما با اضافه کردن سایر فعالیت هایی که گرفتار بیماری قیت ها هستند به این تحول،میتوان یک گرایش روشن را مشخص کرد: به همان نسبت که دست آوردهای افزاینده بازدهی، کمیت کار انسانی لازم برای تولید کالاهای صنعتی را کاهش می دهد، ارزش تولیدات انسانی به سوی فعالیت هائی کشیده می شود که در آن کار انسانی بیشتری طلبیده می شود، فعالیت هائی که اغلب در حوزه عمومی و منفعت جمعی قرار دارند.

 

نقطه ی سرنوشت ساز نیز همین جاست : دور شدن از نقطه ی جاذبه ی ارزش ها به سمت سرویس های عمومی بیانگر نبرد های اساسی است که حول آن در جریان است. صاحب کاران و دولتمرداران مدتهاست تلاش خود را برای منحصر کردن آن در مسیر بازدهی به منظور کاهش قیمت آغاز کرده اند. برای نیروهای اجتماعی خواهان بازگرداندن دوباره ی خدمات عمومی با تکیه بر جنبه رهاسازنده دستاوردهای تکنیکی ، صحنه نبرد زین پس مشخص شده است.

پا نوشتها

 

۱-

La Traviata

۲-

The Cost Disease

۳-

WilliamBaumol
۴-

William Bowen

۵-

William Baumol, The Cost Disease. Why Computers Get Cheaper and Health Care Doesn’t Yale University Press, New Haven, 2012. Saufmention contraire, les citations en sont tirées, ainsi que de nombreux exemples

۶- مقاله «مصرف کننده، آستین ها را بالا بزن !» لوموند دیپپلماتیک ژوئن ۲۰۱۱

http://ir.mondediplo.com/article1715.html

۷-

John Markoff, « Skilled work, without the worker », The NewYork Times, 18 août 2012.

۸-

Erik Brynjolfsson et Andrew McAfee, Race Against the Machine. How the Digital Revolution is Accelerating Innovation, Driving Productivity, and Irreversibly Transforming Employment and the Economy, Digital Frontier Press, Lexington (Massa chausette)

۹-

Robert Frank et Philip Cook, TheWinner-Take- All Society, Free Press, NewYork, 1995

Pierre Rimbertنوشته پیر رمبر

 

 

صفحه لوموند دیپلماتیک در انسان شناسی وفرهنگ
http://anthropology.ir/lmd

 

پرونده «لوموند دیپلماتیک» در انسنا شناسی و فرهنگ
http://anthropology.ir/node/15007