به سوی جامعهشناسی امید: نگاهی فراتر، نویسندگان گوئیدو گیلی و امیلیانا مانگونه
Towards a Sociology of Hop Looking Beyond, Guido Gili and Emiliana Mangone
نوشتههای مرتبط
امید اندازهای که هوایی که تنفس میکنیم ضروری است. چگونه با قطعیت میتوان این ادعایی را مطرح کرد؟ زیرا تجربهای عمومی است که معنای زندگی و هستی بهطور ذاتی با امید پیوند خورده است. خودکشی اغلب زمانی روی میدهد که افراد هیچ راه فراری، هیچ نوری در انتهای تونل نمیبینند، یا وقتی که آنها دیگر معنایی برای زندگی نمییابند.
از نظر گیلی و مانگونه در کتاب «به سوی جامعهشناسی امید: نگاهی فراتر» میگویند، از زمان ارسطو و آگوستین تا امروز، بسیاری از فیلسوفان و متفکران گفتهاند که امید یک نیاز همگانی یا حتی ساختاری از خودِ زندگی انسانی است، زیرا بدون امید نمیتوانیم زندگی کنیم. با این حال، امید تنها یک اصل جهانشمول، چیزی که همواره و بیوقفه از ذهن و دل انسانها نشأت می گیرد، نیست؛ بلکه ـ همانطور که تاریخنگار فرهنگی پیتر برک (۲۰۱۲) خاطر نشان میکند ـ در جوامع و دورههای تاریخی مختلف، به شیوههای گوناگون جلوهگر میشود. امید نهتنها برای بقای افراد، بلکه برای تداوم حیات فرهنگها نیز ضروری است؛ خواه آنها [فرهنگها] جوان و سرشار از ظرفیت باشند و یا قدیمی و رو به افول. این موضوع راههایی را برای بررسی در حوزه خاصی از جامعهشناسی امید فراهم میسازد؛ که در کتاب مورد بحث بسط یافته است. آنها تأکید میکنند که موضوع فقط دیدگاههای امیدوارانه افراد نیست، بلکه پویاییهای امید در میان انسانها در جامعه است. این نگاه جامعهشناختی بر بُعد رابطهای امید تأکید و بیان میکند که امید همچنین نوعی رابطه اجتماعی نیز هست.
آنها تلاش میکنند ویژگیهای «جامعهشناسی امید» را ترسیم کرده و به پرسشهای متعددی پاسخ میدهند که ساختار این کتاب را شکل میدهند: امید چیست و چه عناصر اساسی آن را مشخص میکند؟ شکلها و ابعاد بنیادین امید کداماند؟ پیامبران [حاملان] که در طول تاریخ تجسمبخش و مظهر امید بودهاند چه کسانی هستند؟ سوژههای امید چه کسانیاند و به چه چیزی یا چه کسی امید دارند؟ در چه شرایط یا زمینههایی پرورش امید آسانتر (یا سختتر) است؟ و نسبت میان امید و امر متعالی چیست؟.
از نظر گیلی و مانگونه سخن گفتن از جامعهشناسی امید بلافاصله پرسش بنیادی دیگری را پیش میکشد: چه ضرورتی دارد که امروز ــ در دهههای آغازین قرن بیستویکم ــ از جامعهشناسی امید سخن بگوییم؟ آنها بر این باورندکه اگرچه انسان همواره برای زیستن به امید نیاز داشته است، اما در برخی لحظات این نیاز شدیدتر و آشکارتر جلوه میکند. از نظر آنها بحث درباره امید در قرن ۲۱ نیازمند تلاش بیشتری است، زیرا نمیتوان بحرانهای پیش روی خود را نادیده گرفت؛ فرو ریختن برجهای دوقلو و جنگهایی که بهدنبال آن آمد، بحران بزرگ اقتصادی-مالی جهانی که از ۲۰۰۸ آغاز شد و پیامدهای آن، همهگیری کووید-۱۹، بحرانهای زیستمحیطی، وضعیت اضطراری مهاجرت، بروز جنگ روسیه و اوکراین و مناقشه اسرائیل ـ فلسطین با خطر جدی گسترش در سطح بینالملل، فرصتها و تهدیدهای پیوندخورده با توسعه هوش مصنوعی: اینها تنها بخشی از ابعاد بحران عصر ما هستند.
نویسندگان نقطه شروع خود را در عنوان کتاب مطرح میکنند: «نگاهی فراتر»،آنها با بهرهگیری از مفهوم نسبتاً کماستفاده «امکان» در این حوزه، بحث را به سمت رویکردهای تازهای برای هوشمندی و تخیل جامعهشناختی هدایت میکنند؛ رویکردهایی که در جستوجوی پروژههای اجتماعی امیدوارکننده هستند.کتاب برای پاسخ به این پرسشها سفری را در شش فصل آغاز میکند که فصل آخر، خلاصهای از یافتههای مطالعه است. این یافتهها با یک موضوع خاص برای تحلیل و دیدگاهی ویژه مشخص میشوند. این بدان معنی نیست که جامعهشناسی امید یک رویکرد یا پارادایمی مستقل در کنار سایر رویکردها است؛ بلکه نشاندهنده یک دیدگاه و حساسیت نسبت به عناصر انسانی است که میتواند در تفسیر جامعهشناختی از جامعه معاصر را شکل دهد.
نویسندگان در این کتاب با ترسیم ویژگیهای اصلی جامعهشناسی امید، حساسیت خاصی را برای در کنار هم قرار دادن ابعاد علمی و انسانگرایانه ایجاد می کنند و فرد را، با یگانگی و رابطهمندی ذاتیاش، در مرکز گفتمان جامعهشناختی قرار میدهند. این کتاب با چشماندازی تاریخی و معاصر به موضوع نگاه میکند و درک کلی از امید را غنیتر میسازد. بنابراین، تز اصلی کتاب این است که امید صرفاً یک تجربه فردی نیست، بلکه چیزی است که میان افراد رخ میدهد و ماهیت رابطهای آن را برجسته میکند. از نظر آنها وقتی سخن از امید به میان میآید، دو شرط اساسی است: بُعد زمانی که به چشماندازی آیندهمحور پرتاب میشود؛ حضور چیزی که موضوع امید است و افراد را به کنش برای دستیابی به آن برمیانگیزد، هرچند موفقیت در رسیدن به آن قطعی نیست.
در فصل اول، تعریف جامعهشناختی امید، نویسندگان در پی پاسخ به این سؤال هستند که امید و امیدوار بودن یعنی چه؟ و مهمتر از همه، امید یا امیدوار بودن در جامعه معاصر ما چه معنایی دارد؟. روشن ساختن برخی جنبههای مرتبط با این پرسشها بهعنوان اولویت، برای مسیری که در پیش گرفتهاند، ضروری است؛ مسیری که میخواهند دریابد آیا جامعهشناسی امید امکانپذیر است یا نه. این مسیر با ایده امید بهعنوان اهرمی برای غلبه بر وضعیت بینابینی (که پیشتر بدان اشاره شد) آغاز میشود و سپس با بررسی مفهوم امید در علوم اجتماعی و مطالعات جامعهشناختی ادامه مییابد؛ جایی که میکوشند یک جمعبندی نظاممند از مطالعاتی ارائه دهند که با مفهوم امید «پرداختهاند و اغلب، مستقیم یا غیرمستقیم، امید را نیرویی دانستهاند که افراد و گروههای اجتماعی را به کنش برمیانگیزد. گیلی و مانگونه از دید جامعهشناسی در این کتاب تلاش میکنند نشان دهند ـ امید [و ناامیدی] نه فقط تجربهای فردی، چیزی که «در» افراد اتفاق میافتد، بلکه همچنین چیزی [تجربهای] است که «بین» اتفاق میافتد. زیرا ما نهتنها برای خودمان، بلکه برای دیگران، با دیگران و گاهی علیه دیگران امید داریم [و ناامید هستیم]. درک آنچه میان افراد میگذرد، برای درک آنچه در «درون» افراد روی میدهد نیز اساسی است. نویسندگان با تکیه بر اندیشههای جامعهشناسان کلاسیک چون کنت، اسپنسر، مارکس، وبر و دورکیم، مفهومی از امید ارائه میکنند که شامل کلیت تجربه انسانی است و تفکر، احساس و عمل را در بر میگیرد. امید همچنین یک واقعیت اجتماعی است و باید بهعنوان شیوههای تفکر، احساس کردن و عمل کردن که ویژگی یک جامعه هستند و بر آگاهی فردی اثر میگذارند، تحلیل شود. همچنین گیلی و مانگونه (۲۰۲۵) معتقدند تعریف امید ـ تعریف هم شامل عناصر اساسی مفهوم و هم شامل کثرت پدیدههایی که در خود مفهوم است ـ باید شامل چهار عنصر اصلی باشد: امید پیش از هر چیز، به مستلزم میل (خواسته) و انتظار یک خیر است؛ امید بهسوی یک خیر ممکن اما نامطمئن هدایت میشود؛ رابطه نزدیک بین اعتماد و امید؛ امید برای اینکه بهگونهای عمل کند که میل به یک خیر یا هدف مورد انتظار، پاسخ مثبتی بیاید، نیازمند گرایشی فعال است. امید «انتظاری فعال» است.
در فصل دوم، جهان رابطهای امید، مفهوم جامعهشناختی امید به طور عمیق بررسی میشود. با شروع از امید به عنوان یک رابطه اجتماعی، تأکید میشود که هنوز یک حالت وجودی ذاتی و فردی وجود دارد زیرا ما صرفاً بخشی از جامعه نیستیم. بنابراین، میتوان رابطهای بین ارزشهای فردی و ارزشهای جامعهای که فرد در آن زندگی میکند، مشاهده کرد. از اینرو، نقاط شناسایی (یا فقدان آن) و وفاداری پدیدار میشوند. به همین دلیل است که از سلسله مراتب مختلف شناسایی و سلسله مراتب متغیر امید صحبت میشود که اغلب با مراحل مختلف زندگی هر فرد مرتبط هستند. همچنین اگر کسی از جامعه و ارزشهای آن فاصله بگیرد، زیرا با آنها اشتراک و همدلی ندارد، میتوان در جامعه او را خائن دانست. در واقع، ممکن است شکاف قابل توجهی بین ارزشهای خود فرد و ارزشهای جامعه وجود داشته باشد. نویسندگان به چهار نوع امید در روابط اجتماعی مطرح می کنند: الف) امیدهای مشترک: در جامعه، همبستگی و همکاری وجود دارد زیرا اهداف مشترک هستند و امکان تحقق پروژههای مشترک را فراهم میکنند. ب) امیدهای مکمل: امید یک فرد، از امید دیگری پشتیبانی وآن را تقویت میکند؛ این نشان دهنده نوعی خیر رابطهای است. نمونههای بارز آن شامل روابط بین پزشک و بیمار یا بین معلم و دانشآموز است. ج) امیدهای متعارض: آنچه برای برخی وعده است، ممکن است توسط دیگران خیانت تلقی شود. یک مورد معمول، دیدگاههای متفاوت در مورد مهاجرت است. در نهایت، مجموع این تعاملات صفر یا منفی است. د) امیدهای مذاکره شده: اینها موقعیتهایی هستند که در آنها تلاشهایی برای رسیدن به توافق انجام میشود، برای مثال در موارد بحرانی چون جنگ. در این موقعیتها، مهم است که بدانیم چگونه خودخواهیهای اجتماعی را محدود کنیم تا به مصالحهای برسیم که به نفع همه باشد.
در فصل سوم: اشکال و ابعاد امید، گیلی و مانگونه معتقدند به جای صحبت از «امید» باید از امیدها سخن بگوییم. آنها میان امیدهای کلی و جزئی (خاص)، امیدهای شخصی و جمعی، امیدهای کوتاهمدت و بلندمدت و امیدهای واقعبینانه و آرمانشهری مایز قائل میشوند. نویسندگان در این فصل قصد دارند این ایده را برجسته نمایند که خوانندگان میتوانند راهی برای غلبه بر نگرش رایج بیتفاوتی پیدا کنند. چه اتفاقی می افتد وقتی ابتکارات و امیدهای ما تحقق پیدا نمیکنند؟، اغلب ممکن است به نگرش «برایم مهم نیست» دچار شویم. در این فصل نویسندگان از ترکیبی از فروتنی و دوراندیشی حمایت میکنند. تلاش برای رسیدن به یک هدف مهم است، اما مهمتر از آن توانایی فاصله گرفتن از انحصار و مطلقانگاری ایدههای خود و مواجهه مداوم با واقعیت و امکانپذیری آنها است. امید همیشه نباید انتظار تغییر بزرگ باشد. در این معنا، نویسندگان از «امید ذهنی» صحبت میکنند که نه آرمانشهری، بلکه واقعبینانه است.
نویسندگان در فصل چهارم: حاملان امید، در پی پاسخ به این سؤال هستند که آیا امید معطوف به اصولی انتزاعی است یا در درجه اول معطوف به افراد؟ همانطور که در مورد ایمان گفته میشود که انسان همیشه «به کسی» ایمان دارد، امید نیز با «حاملان امید پیوند دارد. این افراد کسانی هستند که در فرایندهای گذار و نوآوری تاریخی، در زمینههای خاص اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، رهبری را به دست میگیرند. در اصل، این موضوع در مورد رهبران کاریزماتیکی است که مردم برای راهنمایی به آنها نگاه میکنند و آنها امید به آیندهای بهتری را القا میکنند. این رهبران میتوانند از حوزه سیاسی و نظامی باشند، یا از عرصههای علم، فناوری و صنعت و همچنین میتوانند در نقش شاهد و پیامبر ظاهر شوند. با این حال، نویسندگان با الهام از ماکس شلر یادآوری میکنند که این الگوها میتوانند هم رهبر و هم فریبدهنده باشند.
نویسندگان در فصل پنجم: امید بهعنوان عمل و کنش، بیان میکنند که یکی از مهمترین ویژگیهای امید، بُعد فعال آن است: امید بهمثابه عمل و کنش اجتماعی. نویسندگان تجربههای اجتماعی شکلگرفته در زمانهای دشوار و شرایط بحرانی را بررسی میکنند؛ تجربههایی که با هدف بازگرداندن امید به افراد آسیبدیده و محیط اجتماعی اطراف آنها ایجاد شدهاند. از جمله: کار داوطلبانه، همبستگی اجتماعی و همسایگی مثبت. برای هر منطقه و فضای اجتماعی که تحت تأثیر بحران قرار گرفته است، تجربهها و پروژههایی ارائه شده است که از طریق شکلهای مختلف انجمنها و سازماندهی جامعه مدنی، تلاش کردهاند پاسخی خلاقانه به شرایط بدهند. بهویژه، تأمل درباره قدرت دگرگونکننده همکاری انسانی در این پروژهها اهمیت زیادی دارد؛ زیرا در آنها امیدهای فردی و جمعی و همچنین امیدهای کوچک و بزرگ، بهصورت مشترک تجربه و تقویت میشوند.
این کتاب با بررسی رابطه بین امید و شرایط اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی، نگاه جامعهشناختی را به سمت کشف تجربیات اجتماعی که در آنها امید احیا میشود و به تخیل یک دنیای اجتماعی جدید کمک میکند.
