انسان شناسی و فزهنگ
انسان شناسی، علمی ترین رشته علوم انسانی و انسانی ترین رشته در علوم است.

روز استرالیا به روایت عکس های محمدرضا جهان پناه

روز استرالیا به روایت عکس های محمدرضا جهان پناه

امروز، روز استرالیا (Australia Day) است. هر ساله در تاریخ ۲۶ ژانویه، یاد و خاطرۀ مهاجرت اولین گروه اروپائیها به سرزمین استرالیا که به همت کاپیتان آرتور فلیپ تحقق یافت گرامی داشته می شود. درسال ۱۷۸۷ دولت انگلستان تصمیم به استقرار تشکیلاتی سازمان یافته در ایالت نیو ساوت ولز (New South Wales) استرالیا می گیرد. از این رو، آرتور فلیپ از انگلستان خارج شده و در تاریخ ۲۶ ژانویۀ ۱۷۸۸ پس از یک سفر دریایی نه ماهه، به اتفاق همراهانش که متشکل از ۱۰۳۰ نفر (۷۳۶ نفر تبهکار) بودند وارد این ایالت می گردد و ۱۸ سال پس از کشف سرزمین استرالیا توسط کاپیتان جیمز کوک، این ایالت را پایه گذاری کرده و پرچم بریتانیا را در این سرزمین برافراشته می سازد.

از سال ۱۹۳۵ تا کنون روز ۲۶ ژانویه در سراسر کشور تعطیل رسمی اعلام شده و جشنهایی با مراسمی باشکوه برگزار می‌ گردد. برخی از این مراسم عبارتند از بالا بردن پرچم، مسابقات مختلف ورزشی، مسابقات قایقرانی، مراسم آتش بازی، مسابقهٔ پشم چینی و چوب بری و کنسرتهای مختلف.
اما کمی آنسوترعدۀ قلیلی نیز وجود دارند که به جای شادی و پایکوبی به عزاداری و سر دادن شعارها و کنسرتهای اعتراضی می پردازند. آنها کسانی جز بومیان استرالیایی (Aboriginals) نیستند.

بومیان استرالیا بیش از ۶۰،۰۰۰ سال قدمت داشته اند و می توان گفت که تصرف استرالیا، در حقیقت اشغال قدیمی ترین مردم جهان در قدیمیترین سرزمین جهان بوده است. تا سال ۱۷۸۸ قسمت های وسیعی از استرالیا در قلمرو حدود ۵۰۰ قبایل بومی بود که سیستم هایی کارآمد و پایدار برای زندگی خود داشتند. آنها توسط شکار، جمع آوری مواد غذایی و کوچ های فصلی برای تهیۀ غذا به رژیم غذایی متعادلی دست یافته بودند. آتش بصورتی کاملا ماهرانه برای سوزاندن عناصر کهنۀ طبیعت و تشویق آن به بارور شدن مجدد استفاده می شد. به دلیل زندگی کوچ نشینی، مفهوم مالکیت در حداقل میزان خود بود. آنها عقاید پیچیدۀ مذهبی، روابط اجتماعی و ارتباطات تجاری پیشرفته ای در سرتاسر این قارۀ پهناور داشتند.
نتایج تاسیس اولین کلنی اروپائیها در استرالیا و تازه ترین مستعمرۀ کیفری بریتانیا برای بومیان فاجعه بار بود. با حضور یکبارۀ مجرمین، سربازان و مهاجران موج بیماریهای گوناگونی چون حصبه، آنفولانزا، آبله و بیماریهای مقاربتی به بومیانی که سیستم بدنشان ایمن نبود سرایت کرد. در طی صد سال بعد از این تاریخ، به دنبال مهاجرت پی در پی بریتانیایی ها به استرالیا در جستجوی ساختمان سازی، کشاورزی، گسترش مراتع و کشف معادن، بومیان از سرزمین شان رانده شده، از حق مالکیت زمین هایشان محروم گشته، زندانی، مسموم، کشته و قتل عام شدند. در کنار آنها، تجاوز جنسی به زنان و دختران بومی و ربودن آنها نیز بسیار رواج داشت.

برخی قبایل بومی در ابتدا تازه واردان را تحمل و از آنها استقبال کردند، اما مشکلات وقتی شروع شد که آنها دریافتند اروپائیها قصد ترک سرزمین شان را ندارند. بومیان در قالب گروه های متفاوت، مبارزات چریکی موثری را در برابر استعمارگران انگلیسی آغاز کردند اما در نهایت توسط قدرت سلاح های آن دولت به شدت سرکوب شدند.
حذف شده از سرزمینشان، محروم از غذاهای سنتی و طبیعی خود و نابود شده توسط بیماری، سوء تغذیه، فقر، اعتیاد به الکل، خشونت و ناامیدی، اکثر بومیان به حاشیۀ شهرها و روستاها رانده شده، به ماموریت های مختلف فرستاده شده و برای بهره وری از ذخایر این کشور به خدمت گرفته شدند.
با انتقال قدرت از بریتانیا به دولت فدرال استرالیا در سال۱۹۰۱ تغییرات اندکی در وضعیت بومیان صورت گرفت. تا دهۀ ۱۹۶۰ بومیان، شهروند استرالیا محسوب نمی شدند و حق رای نداشتند. آنها کاملا توسط قوانین ایالتی کنترل می شدند. دولت، نگهبان همۀ کودکان بومی بود و بسیاری از آنها را با توسل به زور از خانواده هایشان می گرفت، مورد آزار قرار می داد و به موسسات استرالیایی می فرستاد تا در آن جا بزرگ شوند و تعلیم ببینند. بومیان در هر دو جنگ جهانی جنگیدند و حضورشان در توسعۀ دامپروری استرالیا بسیار موثر بود اما در برخورداری از حقوق طبیعیشان مانند آموزش و پرورش، بهداشت، شغل، درآمد و حتی استفاده از اتوبوس ها، سینماها و استخر ها با تبعیض مواجه می شدند.
۲۰۰ سال تلاش برای از بین بردن هویت و فرهنگ بومی به واسطۀ مقاومت بومیان در عدم همکاری، خرابکاری، تظاهرات اعتراضی، اعتصاب و افزایش فعالیت های سیاسی شکست خورد. سرانجام در اواسط قرن بیستم بومیان توانستند صاحب حق رای، شهروندی، دستمزد برابر و گنجانده شدن در سرشماری ملی استرالیا شوند. پس از رفراندوم سال ۱۹۶۷، دولت فدرال (کانبرا) توانست قوانین مربوط به مسائل بومی را وضع کند. قانون مخالفت با تبعیض نژادی در سال ۱۹۷۵ به تصویب رسید. در سال ۱۹۹۰، در پی تشکیل کمیسیون بومیان و جزیره نشینان تنگۀ تورِس (ATSIC) و برخورداری از بودجه ای محدود برای توسعۀ برنامه های ملی و منطقه ای، بومیان نخستین گامهای خود را در برخورداری از بهداشت، مسکن و خدمات امدادی برداشتند.
با اینحال، در آغاز قرن ۲۱، مبارزه بومیان برای نابرابری در به رسمیت شناخته شدن و برخورداری از زمین، استقلال در تصمیم گیری، شغل، بهداشت مناسب، آموزش و پرورش و خدمات آب و برق و پایان بخشیدن به زندانی شدن و مرگ و میر همچنان ادامه دارد.
به راستی آیا ۲۶ ژانویه، روز بقا است یا روز استرالیا؟ آیا روز استقرار است یا تصاحب؟ آیا روز یادبود است یا روز جشن؟ برای بسیاری از بومیان، در این روز چیز زیادی برای جشن گرفتن وجود ندارد. این روز برای آنها یادبود “از دست دادنی” تراژیک و عمیق است. از دست دادن حق حاکمیت بر زمین هایشان و به اجرا درآوردن فرهنگ شان. اما برای بیشتر استرالیاییها این روز، جشن دستاوردهای عظیم این کشور است.
این روز نمایش غریبی از تضاد در رفتار و احساس آدمهای این دو گروه است و برای شخصی که شاهد آن است آئینه ای واضح از تاریخ این کشور نو پا را پیش رو می گذارد. بومیان در این روز پرچم خود را که متشکل از سه رنگ سیاه به نشانۀ بومی، زرد به نشانۀ خورشید و قرمز به نشانۀ زمین است به دست می گیرند، صورت های خود را با رنگ های پرچم خود می آرایند و به استرالیایی های شاد و سرخوش می نگرند. سکوت آنها به مراتب رساتر از فریادهای استرالیایی ها شنیده و حس می شود.
عکس های پیش رو، توسط محمدرضا جهان پناه طی مشاهده گری این روز در استرالیا گرفته شده است.

منابع:http://www.eniar.org/history.html
http://www.australiaday.com.au/studentresources/indigenous.aspx

برای مطالعه عکس های بیشتر: aks