انسان شناسی و فزهنگ
انسان شناسی، علمی ترین رشته علوم انسانی و انسانی ترین رشته در علوم است.

جنسیت و آموزش عالی

مقدمه: در ایران امروز به نظر می رسد مهمترین نهادی که پس از خانواده در تماس و ارتباط مستقیم با دختران و پسران جوان قرار می گیرد نهاد آموزش و بویژه آموزش عالی است. این نهاد گاه در پیوند مستقیم با خانواده و نیازهای اجتماعی-فرهنگی و اقتصادی جوانان قرار می گیرد و گاه رابطه ای متضاد با این دو وجه دارد. این پرسش که پسرها چگونه مرد می شوند و دخترها چگونه زن می شوند و نقش ها ی جنسیتی متناسب با آن را ایفا می کنند مکرر در نوشته های فولکلوریک، در متون کلاسیک و معاصر و نیز در محاورات و گفتگوها ی عادی مردم به شکل مرسوم خود آمده است مطالعات انسان شناسانه و فمنیستی در طول چند دهه گذشته نشان داده است که هویت زن بودن و مرد بودن هویت هایی اکتسابی هستند که از طر یق فرایند اجتماعی شدن به افراد انتقال داده می شوند و از آنان انتظار می رود تا برطبق آن رفتارکنند .( میروویتز، ۲۰۰۲ ) به محض اینکه شخص ازچهارچوب قراردادها ی اجتماعی در رابطه با جنسیت خود خارج می شود مکا نیزم ها ی تنبیه و طرد اجتماعی به کار می افتند و آنان را به درون نظام باز می گردانند.(فوکو، ۱۹۷).
از جمله مسائلی که در زمینه های آموزشی و بویژه آموزش عالی با آن مواجهیم جنسیتی ساختن برنامه های آموزشی و فرهنگی است که از جمله آنها می توان به میزان بالای تحصیلات در زنان نسبت به مردان و میزان بسیار پایینتر اشتغال در زنان نسبت به مردان و تفکیک جنسیتی در دانشگاهها اشاره کرد. البته در اینجا لازم به ذکر است که واژه ی جنسیت که در اینجا از آن نام برده می شود مقوله ای اجتماعی و هم ساخته است و از واژه ی جنس که عموما برای بیان همان مقوله فقط از دیدگاه زیست شناسی به کار می رود متفاوت است.
جنسیت مشمول رفتارها، نقش ها، کنش ها و اندیشه های اجتماعی است که فرهنگ حاکم در هر جامعه به عهده ی دو جنس زن و مرد می گذارد و در ارتباط با نقشهای جنسیتی افکار قالبی در مورد هر دو جنس در جامعه مشاهده می شود. در راستای دو مقوله ی ذکر شده یعنی جنسیت و نقشهای جنسیتی، قشربندیهای جنسیتی در جامعه پدیدار می شود که عمدتا مربوط به پاداشهایی از قبیل توزیع قدرت، ثروت، وجهه، آزادیهای فردی و اقتصادی می شود که هر عضوی از جامعه بنا رب موقعیت خود در هرم سلسله مراتبی حاضر در جامعه از آن بهره می برد (نرسیسیانس، ۱۳۸۳: ۱۰-۹).
جنسیتی ساختن برنامه ی آموزشی را می توان این گونه تعریف کرد :” کل آموزشی که توسط نهاد آموزشی سازمان یافته و می تواند از طریق درس یا خارج از مدرسه و دانشگاه صورت گیرد و درآن برعلایق فرضی یک جنس تاکید می شود و به بهای آن علایق فرضی تمایلات جنس دیگر را نادیده می گیرد (استفانی گرت ، ۱۳۷۹ ). به عنوان مثال درایران رشته ها ی مهندسی اغلب مردانه و رشته ها یی مثل ماما یی و پرستار ی زنانه درنظرگرفته می شوند و نظام آموزشی نیز دانش آموزان را در راستای همین دیدگاه تشویق به انتخاب رشته و یا ترغیب به صرف نظر کردن می کند. پس از فارق التحصیل شدن از دانشگاه نیز با وجود اینکه نزدیک به ۶۵ درصد دانشجویان دختر بوده اند ولی بازار کار فقط درصد بسیار کمی از این قشر تحصیلکرده را جذب خود می کند.
برآوردهای انجام شده حاکی از آن است که دسترسی زنان به منابع اقتصادی اعم از سرمایه مادی، فرصت های اشتغال و سرمایه فرهنگی (به صورت تخصص و مهارت حرفه ای) اندک است و بهره مندی آنها از دستمزد و مزایا، فرصت های ارتقای شغلی و قدرت تصمیمگیری در اقتصاد بسیار نابرابر است. اشتغال زنان به صورت غیررسمی میتواند یکی از دلایل پایین بودن آمار اشتغال زنان و بالا بودن بار تکفل در آمارهای رسمی باشد که به رغم برخی امتیازات آن موجب تضعیف نیروی کار زنان می شود. ساختار نابرابر جنسیتی در توزیع منابع و فرصتهای اقتصادی با نابرابریهای جنسیتی موجود در سایر حوزه های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و بخصوص آموزش عالی جامعه مرتبط بوده و تغییر آن سهم مهمی در تحول زندگی زنان در حوزه خصوصی و عمومی دارد.

ضرورت موضوع:
حدود دو دهه است که روند افزایش ورود دختران به دانشگاه سیر صعوی داشته است و محققان و صاحب نظران در علل این فزونی و نیز پیامدهای مثبت و یا منفی آن دیدگاههای متفاوت و گاه متضادی داشته اند. دختران نیمی از جمعیت جوان کشور را تشکیل می‌دهند از این‌رو روند فزاینده شرکت‌کنندگان دختر نسبت به پسران نمی‌تواند ناشی از ترکیب جمعیتی آن‌ها باشد. از مهمترین دلایل افزایش ورود دختران به دانشگاه کسب استقلال بیشتر و احراز هویت اجمتماعی، بدست آوردن سرمایه ی فرهنگی و اجتماعی و همچنین احراز موقعیت مناسب و مرتبط با رشته ی تحصیلی در بازار کار است. با حجم گسترده ورود زنان به دانشگاه ها، باید پیش بینی حضوری هرچند کمتر نسبت به حجم کسب سواد در محیط اقتصادی و بازار کار نسبتا مردانه موجود در ایران داشت. تغییر وضعیت شغلی زنان بدون شک نه تنها سبک زندگی آنها را تغییر می دهد بلکه منجر به شکل گیری سبک های زندگی متفاوتی در سطح جامعه خواهد شد که در کنار هم قرار گرفتن آنها می تواند مشکلاتی به وجود آورد از جمله سبک های زندگی مدرن و سبک های زندگی سنتی.
در شرایط گذشته جامعه ایرانی، تقسیم مشخص و روشنی میان موقعیت های زنانه و مردانه در رابطه با سنت های مرسوم وجود داشت. در شرایط فعلی این روابط مخدوش شده و گفتمان پیشرو در زمینه حضور اجتماعی زنان و گسترش نقش اجتماعی شان غالب شده است اما در عین حال می کوشد این امر را با ساختارهای سنتی سازش دهد.(فکوهی، ۱۳۸۹: ص۲۳۶)
یکی از موقعیت های اجتماعی که افراد در فرآیند اجتماعی شدن به دست می آورند، هویت جنسیتی آنها است. هویت جنسیتی، هویتی است که افراد جامعه از خود به عنوان زن یا مرد ارائه می کنند و حول ارزشهای جامعه پیرامون زنانگی و مردانگی شکل می گیرد. خانواده، مدرسه، دانشگاه، رسانه های جمعی، گروه های همسال و دیگر نهادهای اجتماعی با ارائه متون آموزشی، تعاملات رسمی و غیر رسمی و تقسیم نقشها در جامعه و خانواده، آگاهانه یا ناآگاهانه، نقشهای جنسیتی و هویت جنسیتی را به افراد انتقال می دهند. تحصیل در واقع به صورت یک امر جانبی و به دست آوردن حیثیت اجتماعی در میان خانواده ها را دارد و بنابراین با ورود دختران به دانشگاه، این چشم انداز را تأمین شده می دانند. دختران بدین ترتیب مدارک تحصیلی عالی خود را اعم از کارشناسی، کارشناسی ارشد و حتی دکتری، درون یک سلسله مراتب اجتماعی وارد می کنند و تبدیل سرمایه های فرهنگی کسب شده به سرمایه اجتماعی از این حیث، مسئله اصلی برای اکثریت آنها محسوب می شود.
در واقع با وجود اینکه اکنون در حدود ۱۰ سال است که ترکیب جنسیتی در دانشگاهها به نفع دختران رقم خورده است ولی از سوی دیگر عدالت جنسیتی چه در محیط دانشگاه به لحاظ سرمایه ی فرهنگی و چه در محیط بیرون از دانشگاه از نظر اشتغال در موقعیتی مناسب، رعایت نشده و به اجرا گذاشته نشده است. گاه دخترانی با سطح تحصیلی کارشناسی و یا کارشناسی ارشد مجبورند در موقعیتهای شغلی فعالیت کنند که یک پسر یا دختر با تحصیلات دیپلم به آن اشتغال دارد و این امر نشانگر این است که گروه زیادی از دختران پس از فارق التحصیل شدن از دانشگاه نمی تواتند به شغل دلخواه خود دست یابند. بدین ترتیب ضرورت اجرای این طرح از این روی اهمیت می یابد که کسب استقلال و شأن اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بواسطه ی آموزش عالی، یک حق و ضرورت برای هر دو جنس به گونه ای مساوی است.
– در اینجا از جمله پرسشهایی که می توان مطرح کرد این است که:
– آیا نهاد آموزش عالی توانسته است عدالت و برابری جنسیتی را در برنامه های آموزشی و فرهنگی و همچنین کارآفرینی و اشتغال زایی خود به اجرا گذارد؟
– “جنسیت” تا چه اندازه دربرنامه ریزی و سیاست آموزشی به عنوان یک مساله مطرح شده است؟
– دختر و پسر به طور واقعی “تحصیل در دانشگاه” را چگونه تجربه می کنند؟
– نحوه ی توز یع زنان و مردان در حرفه ی تدریس و کارها ی دیگر در نهاد ها ی آموزشی چگونه است؟
– نظام ها ی آموزشی تا چه اندازه نابرابری های جنسیتی را تداوم می بخشند یا به چالش می کشند؟

نظریه های مرتبط:
در ارتباط با مبحث جنسیت و آموزش عالی و با توجه به مواردی که در بخش های پیشین بدان ها پرداخته شد، می توان از دو رویکرد نظری برای بررسی این موضوع یاری گرفت. رویکرد اول مبتنی بر نظریات پیر بوردیو و جیمز کلمن در ارتباط با سرمایه ی فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی است.
به اعتقاد بوردیو وجه تمایز انسانها سرمایه ی اقتصادی (مجموعه ی دارایی و درآمدهای فرد) و سرمایه ی فرهنگی (همچون سطح تحصیلات، داشتن اشیاء فرهنگی مانند کتابخانه، عتیقه جات و …) آنان است. به اعتقاد وی یک اصل تفاوت گذار دیگر، یک نوع سرمایه ی دیگر، وجود دارد که توزیع نا مساوی آن منشأ تفاوتهای ملاحظه شده، بویژه در حوزه ی مصرف و الگوها و سبکهای زندگی است. در نظر بوردیو سرمایه ی اجتماعی مجموعه ی منابع مادی یا معنوی است، که به یک فرد یا گروه اجازه می دهد تا شبکه ی پایداری از روابط کم و بیش نهادینه شده ی آشنایی و شناخت متقابل را در اختیار داشته باشند (فیلد، ۱۳۸۶: ۳۱).
سرمایه ی اجتماعی مجموع منافع بالفعل و بالقوه را شامل می شود که کنش گران از طریق عضویت در شبکه های اجتماعی و سازمانها بدست می اورند و کلیه ی شبکه ی روابط اجتماعی افراد در جامعه را نیز در بر می گیرد. در تعریف جیمز کلمن سرمایه ی اجتماعی برای توصیف روابط میان مردم، گروهها و جماعتهایی که اعتماد و یا التزامهای دو طرفه را بوجود می آورند، استفاده می شود. این روابط، انتظارات و التزامات اعتماد ساز بین مردم به مثابه نوعی چسب اجتماعی عمل می کنند که افراد را قادر می سازد تا به شیوه ی مؤثرتری عمل کنند، جامعه را کاراتر سازند و همچنین زندگی را به طور کلی ارزشمند تر کنند. به اعتقاد وی در درون این شبکه ی روابط اجتماعی، عناصری وجود دارند که روابط اجتماعی را هدایت و کنترل کرده و شکل می دهند. این عناصر شامل اعتماد، اقتدار، حقوق، تعهد، داشتن اطلاعات و رعایت هنجارها است. به باور کلمن سرمایه ی اجتماعی شیئی واحد نیست بلکه شامل انواع چیزهای گوناگونی است که دو ویژگی مشترک دارند: همه ی آنها شامل جنبه ای از یک ساخت اجتماعی هستند و کنش های معین افرادی را که در درون ساختار هستند را تسهیل می کنند. سرمایه ی اجتماعی، همچون شکلهای دیگر سرمایه مولد است و دستیابی به هدفهای معینی را که در نبود آن دست یافتنی نخواهد بود، امکانپذیر می سازد. (کلمن، ۱۳۷۷: ۴۶۲).
از نقطه نظر دیگر می توان دیدگاههای فمینیستی در باب آموزش را مطرح کرد. به اعتقاد لیبرال فمنیست ها دختران باید از بخت مساو ی بر ای آموزشی مشابه پسران برخوردار باشند … اما افزایش حضور دختران در نظام آموزشی به این معنا نیست که مشاغلی به “خوبی” مشاغل پسران به ایشان عرضه می شود بلکه صرفا به سطوح بالاتر ی از مشاغل زنانه راه می یابند.(بیسلی، ۱۳۸۵)
دیل اسپندر ( ۱۹۸۰ ) گفته است که در نظام آموزشی دانش خنثی نیست و فرضیات مردانه درباره ی جهان را بازتاب می دهد . دختران و پسران یاد می گیرند که هنرمندان، دانشمندان نویسندگان و جامعه شناسان “بزرگ” همگی مرد بوده اند.اهمیت سخت کوشی و رقابت در عرصه ی موفقیت ها ی فرد ی که جان مایه ی نظام آموزش ی را تشکیل می دهد از نظر رادیکال فمنیست ها نمونه ی رویکرد ی مردانه به جهان است.
در تئور ی فمنیستی نحوه ی جامعه پذیری افراد در پذیرش و یا عدم پذیرش نقش ها ی جنسیتی جایگاه ویژه ای دارد . تا آن جا که سیمون دوبوار معتقد است : زن ومرد از نظر زیستی تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند، بلکه نحوه ی اجتماعی شدن آنان موجب تمایز و در نتیجه امتداد فر آیند تبعیض برزنان می شود.

ادبیات نظری:
در ارتباط با مبحث جنسیت و آموزش عالی کتاب، مقاله و یا پژوهشی به صورت مستقیم به زبان فارسی صورت نگرفته است و بیشتر به گونه ای غیر مستقیم و به مسائل پیرامونی این موضوع پرداخته شده است.
در کشورهای پیشرفته صنعتی، یکی از عوامل مهم تعیین کننده تقاضای آموزش عالی شرایط بازارکار و سطح حقوق و دستمزد در رشته های مختلف است.( فرجادی،۱۳۸۳: ۵۵-۶۲) به نظر وی در ایران با وجود افزایش میزان بیکاری تحصیل کرده های دانشگاهی به ویژه در رشتههای علوم انسانی- اجتماعی عطش ادامه تحصیل در آموزش عالی نه تنها علائمی از کاهش را نشان نمیدهد، بلکه به طور مداوم در حال افزایش است. هرچه میزان بیکاری فارغ التحصیلان دبیرستانی بیشتر باشد، هزینه فرصت برای آموزش عالی کمتر و انگیزه برای ادامه تحصیل در دانشگاه بیشتر از سایر مقاطع آموزشی خواهد بود.
عمادزاده(۱۳۸۱: ۲۹-۵۰) تحصیلات را به عنوان علایم راهنما در بازار کار معرفی میکند. به نظر وی تحصیلات بالاتر نشاندهنده ظرفیتهای فردی، اقتدار، انگیزه، علاقه و پشتکار است، بنابراین کارفرمایان برای استخدام نیروی کار تحصیلات بالاتر را به عنوان قابلیت بیشتر در نظر میگیرند.
در پایان نامه ای در مقطع کارشناسی ارشد با عنوان سیاست جنسیتی آموزش و پرورش در دوران بلوغ دختران نوجوان: مطالعه ی موردی مدارس راهنمایی و دبیرستان شهر تهران، با نگارش مهزاد الیاسی بختیاری، با استفاده از روشهای کیفی و مصاحبه های باز به سه ضلع مثلث آموزش و پرورش، خانواده و فرد پرداخته شده است. نتیجه گیری بدست آمده این است که آموزش و پرورش سیاستهای جنسیتی خود را بازتولید می کند و زندگی دختران جوان را از این طریق کنترل می کند.
در پایان نامه ی دیگری در مقطع دکتری با عنوان افزایش نسبی ورود دختران به دانشگاه؛ چگونگی و چرایی به نگارش حسن سعیدی، افزایش ورود دختران به دانشگاه در نگرشی چند عاملی مورد بررسی قرار گرفته است. این موضوع از یک سو تربیت نیروی متخصص ، توسعه اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی و اقتصادی را به همراه دارد و از سوی دیگر استقلال و رشد قابلیت های فردی را در بر می گیرد . جمعیت آماری مورد استفاده در این پژوهش دانشجویان دختر دانشگاه شهید چمران اهواز که در سال تحصیلی ۸۶-۱۳۸۵ مشغول به تحصیل بوده اند می باشد . روش مورد استفاده در این پژوهش پیمایشی و تکنیک گرد آوری اطلاعات علاوه بر آمار و اسناد موجود پرسشنامه می باشد .
در مقاله ای با عنوان مطالعه ای بر عوامل فرهنگی تأثیر گذار بر افزایش ورود دختران به دانشگاه، نوشته ی فرهاد خسرو خاور و محمد امین قانعی راد به ارزیابی انگیزه های اجتماعی و فرهنگی ورود دختران به دانشگاه می پردازد. پرسش اصلی این است که ورود زنان به دانشگاه را در شرایط بیکاری گسترده دانش‌آموختگان دانشگاهی با توجه به چه عوامل غیراقتصادی می‌توان توضیح داد و در این میان تقاضای اجتماعی،‏ چه تأثیری را در جذب زنان به دانشگاه‌ها دارد. آیا این تقاضای اجتماعی به معنای خروج از عرصه خصوصی (خانواده) برای ورود به عرصه عمومی می‌باشد و یا زنان در دریافت‌های خود این دو مقوله را با یکدیگر پیوند می‌دهند؟
در مقاله ی چرایی افزایش نسبی ورود دختران به دانشگاه: مطالعه ی موردی دانشگاه اهواز، نوشته ی ابوالقاسم فاتحی، مهدی ادیبی، بهجت یزدخواستی و حسن سعیدی، عنوان شده که عوامل فزونی ورود دختران به دانشگاه را باید بارویکردی تلفیقی از مجموعه ای از علل چندگانه جستجو کرد که این علل عبارتند از: تغییر نگرش جامعه نسبت به مشارکت زنان، افزایش آگاهی زنان نسبت به حقوقشان، دستیابی و شغل، کسب منزلت اجتماعی، گسترش دامنه انتخاب همسر، جاذبه های دانشگاه و افزایش توقعات زنان.
مقاله ای با عنوان زنان، اشتغال و تحصیلات آموزش عالی نوشته ی مریم براتعلی، دکتر علیرضا سیادت، دکتر رضا هویدا، دکتر حسنعلی بختیار نصرآبادی، پژوهش توصیفی ـ تحلیلی است که موضوع اشتغال زنان و تمایل آنان به نقش آفرینی در اجتماع و به دست آوری جایگاه شغلی مناسب تری را در بستر روی آوری آنان به تحصیلات آموزش عالی و کسب مدارج علمی بالاتر، تبیین می کند.
مقاله ی مسائل جنسیتی در آموزش عالی ( gender issues in higher education) بر اساس پرژه ی مطالعاتی که در سال ۲۰۱۰ و تحت هدایت نهاد علمی، فرهنگی و آموزشی سازمان ملل (UNESCO) در آسیا و اقیانوسیه صورت گرفته توسط ویمالا راماچاندار ((Vimala Ramachandra نوشته شده است. در این مقاله مطرح می شود که آموزش عالی گستره ای وسیع و پیچیده است و مسائل جنسیتی نیز به گونه ای قابل توجه در آموزش عالی جریان دارند این مسائل نیازمند الزامات و تعهداتی در سطح عالی در بین حامیان و فعالان عرصه های مختلف دانشگاهی و نهادی، است.
کتاب جنسیت و آموزش عالی (gender and higher education)، نوشته ی باربارا جی بنک (Barbara j. Bank)، جنسیت و تأثیر آن بر آموزش عالی در آمریکا را با مد نظر قرار دادن زمینه های تاریخی و فرهنگی مورد بررسی قرار می دهد. این کتاب به علاوه نظریات اخیر که مدعی هستند نابرابری جنسیتی در آموزش عالی ایالات متحده دیگر وجود ندارد را به چالش می کشند.

منابع:
• الیاسی بختیاری، مهزاد (۱۳۸۷). سیاست جنسیتی آموزش و پرورش در دوران بلوغ دختران نوجوان: مطالعه موردی مدارس راهنمایی و دبیرستان شهر تهران، پایان نامه ی کارشناسی ارشد، استاد راهنما دکتر علی اصغر عسگری خانقاه، دانشکده ی علوم اجتماعی، دانشگاه تهران.
• براتعلی، مریم و دیگران. زنان، اشتغال و تحصیلات آموزش عالی، مجله ی آموزش عالی، سال سوم، شماره ی ۲، ص ۷۹
• بسیلی، کریس( ۱۳۸۵ ) ترجمه محمدرضا زمردی، چاپ اول، انتشارات روشنگران
• خسرو خاور، فرهاد؛ قانعی راد، محمد امین. مطالعه ای بر عوامل فرهنگی مؤثر بر افزایش ورود دختران و دانشگاه، نشریه زن در توسعه ی سیاست، دوره ی ۴
• سعیدی، حسن (۱۳۸۶). افزایش نسبی ورود دختران به دانشگاه؛ چگونگی و چرایی آن، پایان نامه ی دکتری از دانشکده ی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان، اساتید راهنما دکتر مهدی ادیبی سده و دکتر بهجت یزدخواستی
• عمادزاده، مصطفی(۱۳۸۱).”تحصیلات، علایم راهنما در بازارکار”، پژوهشهای اقتصادی، سال دوم ، شماره چهارم، صص ۲۹-۵۰.
• فاتحی، ابوالقاسم و دیگران. چرایی افزایش نسبی ورود دختران به دانشگاه: (مطالعه موردی دانشگاه اهواز)، نشریه ی جامعه شناسی و علوم اجتماعی » مطالعات راهبردی زنان (کتاب زنان سابق) » تابستان ۱۳۸۸، شماره ۴۴ (علمی-پژوهشی)،صص ۱۷۳ – ۲۰۴
• فرجادی، غلامعلی(۱۳۸۳).” آموزش عالی و بیکاری تحصیلکره ها”؛درکتاب بررسی مسائل اجتماعی ایران،دانشگاه پیام نور،صص۵۵-۶۲.
• فکوهی، ناصر (۱۳۸۹)، انسان شناسی کاربردی، تهران: نشر افکار
• فیلد، جان (۱۳۸۶). سرمایه ی اجتماعی، غلامرضا غفاری و حسین رمضانی، تهران، رشد
• کلمن، جیمز (۱۳۷۷). بنیادهای نظریه ی اجتماعی، منوچهر صبوری، تهران، نی
• نرسیسیانس، امیلیا (۱۳۸۳). مردم شناسی جنسیت، تهران، نشر افکار

Bank, Barbara J (2011). Gender in Higher Education, JHU press.
Ramachandra, Vimala (2010). Gender Issues in Higher Education, United Nation’s Educational, Scientific and Cultural Organization (UNESCO).

منابع برای مطالعه بیشتر:
آبوت،پاملا و کلر والاس(۱۳۷۶)درآمدی بر جامعه شناسی نگرش های فمینیستی،ترجمه مریم خراسانی و حمید احمدی،تهران،دنیای مادر
ابوت پاملا و کلر والاس،۱۳۸۰،جامعه شناسی زنان،مترجم منیژه عراقی،تهران،نشر نی
الیاسی مهزاد،۱۳۸۴،آموزش رسمی و غیر رسمی روابط جنسی در دوران نوجوانی،پایان نامه کارشناسی،استاد راهنما،دکتر مقصودی،دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
اعزازی،شهلا،۱۳۸۶،فمینیسم،انتشارات روشنگران
ایوان ایلیچ،۱۳۵۹،مدرسه زدایی از جامعه،ترجمه شیخاوندی،نشر سازمان ابتکار
خرمی ،قاسم،۱۳۷۹،ساختار نظام آموزشی و موانع تربیتی دمکراسی در ایران،روزنامه همبستگی،شماره ۲۲
راهبردهایی در راستای ترویج آموزش دختران،۱۳۷۳،یونیسف،دهتر نشر و فرهنگ اسلامی
شپرو،تی بی،آموزش و پرورش زنده،۱۳۵۷،ترجمه احمد آرام،انتشارات سروش
طالبی ،سکینه،۱۳۷۸،تحول هویت ملی دانش آموزان دختر،پایان نامه کارشناسی ارشد،دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس
علاقه بند؛علی،۱۳۶۷،جامعه شناسی آموزش و پرورش،انتشارات فروردین
گلشن فومنی،محمد رسول،۱۳۸۰،جامعه شناسی آموزش و پرورش،نشر دوران
کاکو جویباری،۱۳۸۳،آموزش و پرورش و گفتمان های نوین،پژوهشکده تعلیم و تربیت
کیوی ،لوتنان،۱۳۷۸،آموزش و پرورش،فرهنگ ها و جوامع،ترجمه محمد یمینی،دانشگاه شهید بهشتی
گولومبوک،سوزان،۱۳۷۸،رشد جنسیت،ترجمه مهناز شهر آرای ،نشر ققنوس
ضمیری،محمد علی،زمینه تاریخ آموزش و پرورش ایران و اسلام،نشر راهگشا،
۱۳۷۱
محمدی،محمد علی و بیژن عبدالکریمی،۱۳۸۱،رهایی بخشی یا سلطه،نقدی بر نظام آموزش و پرورش ایران،نشر فرهنگ
محمدی ،محمد علی،۱۳۸۳،آموزش و پرورش و گفتمان های نوین،انتشارات آموزش و پرورش،پژوهشکده تعلم و تربیت
تفکر درباره تحولات آموزش و پرورش ،ترجمه محمد علی امیری،انتشارات مدرسه،۱۳۶۹یونسکو
میشل،آندره،۱۳۷۶،پیکار با تبعیض جنسی،ترجمه محمد جعفر پوینده،نشر نگاه

 

پرونده ی «دانشگاه» در انسان شناسی و فرهنگ
http://www.anthropology.ir/node/6448

پرونده ی «زنانگی» در انسان شناسی و فرهنگ
http://www.anthropology.ir/node/9983

 

malihedargahi@yahoo.com

صفحه ی ملیحه درگاهی در انسان شناسی و فرهنگ
http://www.anthropology.ir/node/5211