انسان شناسی و فزهنگ
انسان شناسی، علمی ترین رشته علوم انسانی و انسانی ترین رشته در علوم است.

بدن ها و شهر

شهر در خدمت بدنها یا بدنها در خدمت شهر؟رنگاآمیزی بدنها در شهر ، نقطه کور مشاهده است . چشم اندازی که از خیابانهای تهران دیده می شود سهم آفرینش بدنهایی است در عصبیت تکثیر دیگری تا خلوص نیت رام خویش را بازپخش کند و در این میان رابطه خیابانهای شهر و بدنهایی که بر سطح ان در حرکتند خود می تواند نشانه ای باشند در جهت شناخت کنشگری و واکنشگری بدنها در کنار یکدیگر و در شهر… رابطه بدن با مکانها و فضاهای پیرامون خود رابطه ای درهم تنیده ،دوسویه و پویا در نظر گرفته می شود (ذکایی.۱۳۹۲: ۱۴۹).این امر در تاریخ اندیشه انسانی آنگاه که بدن در کانون مطالعه قرار می گرفته است بعنوان پیش فرضی در جهت شناخت روابط متقابل ذهن و بدن مورد توجه بوده است . حتی آن هنگام که از منظرهای مختلف و بعضا متضاد به بدن نگاه شده است، درک بدن بعنوان اولین و طبیعی ترین وسیله انسانی(موس) بدون توجه به محیط بلافصل آن مخصوصا در علوم اجتماعی اگر نگوییم غیرممکن اما به دور از تجربه زیسته بوده است .در واقع توجه به این مسئله است که باعث می شود محققانی که به بدن بعنوان مفهومی محوری در پی ریزی اندیشه انسانشناسانه اذعان می کنند بدن را تولیدی همزمان طبیعی و فرهنگی می دانند که به یک لحظه تاریخی ویژه گره خورده است (لاک و هیوج ۱۹۸۷) و فهم مدیریت ، تولید ، بازتولید و سرکوب آن جز با آگاهی به روابط و پیچیدگیهای فضایی و مکانی آن ممکن نخواهد بود . از یک سو هستی بدن نه در خلا بلکه در نوع رابطه او با مکان و کنش و برهم کنش با فضای پیرامون اوست که موجود می شود و شکل می یابد . از سوی دیگر فضا و مکان زمینه تعامل میان بدنها را پدید آورده و این امکان را در اختیار آنها قرار می دهد که دست به تولید و تبادل معنا زنند .(ذکایی همان: ۱۴۷). به طورکلی در مورد هستی شناسی بدن سه نگرش مطرح شده است که از این میان امروزه نگاه به بدن به صورت حدواسط از اقبال بیشتری برخورددار بوده است .۱)اصول گرایان :بدن مبنای بیولوژیک و جهان شمول دارد که بر تمامی تجارب ما از بدن خود را تحمیل می کند .۲) غیراصولگرایان : در هر زمینه اجتماعی نوع خاصی از بدن تولید می شود .۳) حدواسط: بدن ترکیبی از امراجتماعی و امر زیسته است .(اباذری.نفیسی ۱۳۸۶) . با توجه به این دیدگاه ها بوده است که امروز محققان از انواع مختلف بدنها همچون بدن جسمانی ، بدن اجتماعی، سیاسی ، مصرفی ، شهری شده و جهانی صحبت کرده و طیف گسترده ای از موضوعات را با توجه به انواع بدنها مورد مطالعه قرار می دهند . بدن بعنوان واسطه نقش مهمی در پیوند بین هویت اجتماعی و هویت فردی از خود برجای می گذارد . داگلاس بدن را نمادی از جامعه می داند .اوضمن بیان اینکه بدن مستعدترین تصویر قابل دسترسی از نظام اجتماعی است وجود شباهتهای میان ایده های رایج درباره بدن و عقاید مرسوم درمورد جامعه را مورد تصریح قرار می دهد گروههای گوناگون در جامعه رویکردهایی را درباره بدن می پذیرند که با پایگاه اجتماعی آنها هم خوانی دارد . بعنوان مثال هنرمندان و اندیشمندانی که نسبت به جامعه موضعی انتقادی دارند بی تفاوتی به بدن را در قالب عدم آرایش و اصلاح موی سر و صورت نشان می دهند(فاتحی.اخلاصی ۱۳۸۹).از طرف دیگر همانطور که دوسرتو می گوید هیچ قانونی نیست که دارای تاثیری بر بدن نباشد . بدن طبیعی توسط قوانین جامعه محدود می شود و به طور متقابل آشفتگیهای ظاهری شیوه های رایج اعتراض در جوامع امروز است (همان ۱۳۸۹).می توان گفت تاثیر قوانین بر بدنها در شکلهای مختلف حکومت و در جوامع مختلف ، از جوامع شکارچی-گرد آورنده تا دموکراسیها و دولتهای توتالیتر مدرن مشاهده می شود . در تمام این شیوه های حاکمیت ،ثبات نظام سیاسی به توانایی اش در تنظیم جمعیتها(بدن اجتماعی ) و به نظم درآوردن بدنهای اشخاص بستگی دارد (لاک و هیوج ۱۹۹۶) . تحققیقات بسیاری در مورد تنظیم و کنترل بدنهای اجتماعی و شخصی که عمدتا مربوط به جوامع صنعتی هستند انجام شده است .کارهای فوکو را می توان در این رده قرار داد .از دید وی بدن مکانی است که در آن ظریف ترین و جزییترین کردارهای اجتماعی با سازمان گسترده قدرت پیوند می یابد . روابط قدرت و دانش بر بدنها حک می شوند و از طزیق آنها انسانها به سوژه تبدیل می گردند . نفس مادیت بدن تحت محاصره این روابط قرار می گیرد و از همین جا امکان نوشتن تاریخ بدن آدمی متصور می شود (دریفوس و رابینیو ۱۳۷۹) . در این میان رابطه ای که بین فضای شهری و بدنهای شهروندان برقرار می شود و نشانه هایی که از میان آنها می توان پی به وجود و شناخت این روابط در سطوح تحلیلی مختلف برد ، سهم ارزنده ای در جهت یابی مطالعات بدن و همچنین مطالعات شهری خواهد داشت . نشانه هایی همچون پوشش تزئینات یدن ، لباسها ، فرم بدن ، تکنیکهای مختلف بدنی (شیوه های راه رفتن ، دویدن ، حمل و استفاده از وسایل مختلف ) از جمله منابعی هستند که با ملاحظه آنها در سطح یک شهر جوابهایی برای شناخت چگونگی مدیریت و تنظیم روابط بدنی و شهری افراد فراهم می کنند . همچنین شهر این امکان را به ا فراد می دهد که از خلال فرآیندهای کالبدی و حرکتی در تجربه روزمره گی خود دست به ایجاد تفاوت بزنند و از این طریق تشخص یابی و هویت یابی را برای خود ممکن کنند(فکوهی. ۱۳۸۹ . ۳۰۲) . خوانش این امکانات در فضای شهری از جمله مسائلی است که نظریه پردازان شهری در دوران معاصر به ان پرداخته اند . لینچ از جمله این نظریه پردازان است که با طرح مفهوم خوانایی در فضای شهری به رابطه ای که بین شهروندان با فضای شهری از طریق قرائت این فضا برقرار می کنند ، می پردازد (همان ۲۰۷) . وی یکی از عوامل سازنده این فضاهای شهری را که نقش اساسی در سیمای شهر ایفا می کنند راهها می داند که حرکات شهروندان و اشیا از خلال آنها انجام می گیرد (همان ۲۰۹).با شناخت چگونگی این حرکات در این نوع از فضا می توان به گوشه ای از تکنیکهای بدنی شهروندان یک شهر خاص پی برد و نقش فضاهایی همچون پیاده رو ها و خیابانهای مختلف (بصری و معنایی) را بر روی بدنها دریافت .تاریخ شکل گیری این فضاها نیز در اینجا دارای اهمیت می باشد .

در مورد شهر تهران برای تسریع در نوسازی اداره بلدیه یا همان شهرداری تهران به دستور ناصرادین شاه ایجاد شد و در تاریخ ۱۲۶۱ ه ش میرزاعباس خان مهندس باشی ریاست آن را به عهده گرفت و کم کم تهران شاهد تغییرات جدی در ترکیب فضاهای شهری شد وبه کانونی در زمینه تحولات شهری و ایجاد فضاهای جدید تبدیل شد(ذکایی و امن پور ۱۶۷ ۱۳۹۲) . با ایجاد مکانهای جدیدی همچون مغازه ها ، فروشگاهها ، تماشاخانه ها ، هتلها و کافه ها فضاهای جدید شهری در خیابانهای تهران بوجود آمدند . با انقلاب مشروطه و ورود مفاهیمی چون آزادی و پیشرفت زنان نیز توانستند به تدریج به فضاهایی قدم بگذارند که تنها به مردان تعلق داشت . از طرف دیگراین پنداشت میان طبقه متوسط و نوظهور شهری به وجود امد که نا آشنایی با فضاهای جدید و آشفتگی در رفتارهای بدنی مربوط به این فضاها به عنوان نشانهای ازفرودستی و عقب ماندگی اجتماعی در نظرگرفته می شود (همان ۱۷۰و۱۷۱) اما اوج تعییرات فضایی در تهران را از درسلسله پهلوی می دانند که با ساخت خیابانهای اصلی و فرعی و ساخت بناهای مدرن ، فضاهای مختلف شهری از هم تفکیک می شدند و با این تفکیک فضایی بدن افراد نیز به نوعی بر اساس طبقات اجتماعی ؛ اقتصادی و فرهنگی جداسازی شدند (همان ۱۷۳) البته هم زمان با این تغییرات قوانینی هم در جهت پوشش افراد در فضای عمومی جامعه وضع شد . انقلاب و به دنبال آن جنگ دوپدید ه مهم اجتماعی فرهنگی بودند که در ایجاد و رابطه بین بدنها و فشاهای جدید شهری تغییرات گسترده ای گذاشتند کاربرد وسیع نمادهای دینی در فضاهای اجتماعی در قوانین پوشش اسلامی و تفکیک جنسیتی فضا از ضرورتهای جامعه اسلامی به شمار می رفت .(همان ۱۷۸). در این میان رشد جمعیت ، افزایش وسایل حمل و نقل ،ایجاد و توسعه بزرگراههای شهری که از شمال به جنوب و از شرق به غرب تهران امتداد می یافت و ایجاد محله ها و شهرکهای جدید نیز،به شکل رابطه بین بدنها و فضاهای شهری تاثیر گذاشت . اما شکل معماری بسازبفروشی ، همجواریهای تعریف نشده کاربریهای متنوع و بی توجهی به کلیت خیابان حاکی از بی برنامگی مدیریت شهری در خیابانهای تهران است . باچنین نگرشی خیابانهای زیادی پدید آمدند که فاقد نظام روشن و تعریف شده راهها در فضای شهری بودند(آتشین بار ۱۳۹۱) . تاثیری که چنین خیابانهایی بر روی بدنهای افرادی که بر سطح آن در حال حرکت هستند می گذارد و اضطرابی که در این میان بوجود می آید موضوعی است که باید به ان از فاصله نزدیکتری نگریست و نقش عوامل مختلف فرهنگی ، فیزیولوژیکی و روانی را بر رفتارهای بدنی روشن ساخت . برای نمونه می توان از خیابان دادمان (پونک باختری) که از شرق به غرب شهرک غرب در منطقه ۲ تهران ایجاد شده است نام برد . در ۵ سال گذشته در منتهی الیه غربی این خیابان شاهد تغییرات بسیاری در کاربری و معماری ساختمانها هستیم . خانه های مسکونی که در این قسمت و جود داشتند به تدریج تبدیل به نمایشگاه ماشین ، داروخانه ، بستی فروشی و رستوران و … شدند که در کنار یکدیگر قرار گرفته اند و فضایی را به وجود آوردند که در ساعات عصر می توان شاهد رفت آمدهای زیادی در این قسمت بود . بدنهایی مصرف کننده(انیل) در پیاده رویی که با شکل ظاهری مختلف به فاصله های هر چند متر و پستی و بلندی سنگها و آسفات از هم گسسته و خاک و مانع بنایی در حال ساخت گویی در تنگ نظری فضای ایجاد شده به دام افتاده اند .از نظر موس در تمام عناصر هنر به کارگیری بدن انسان ، حقیقت تعلیم و تربیت غالب است (لاک۲۰۰۷: ۵۳) وابستگی به سن و جنس نیز جزء عواملی هسنند که از نظر وی بر تکنیکهای بدن تاثیر می گذارند .در فضای ذکر شده به علت شرایط بدساخت پیاده رو و همچنین ازدحام و ترافیک ماشینهایی که در ساعاتی از روز باعث بسته شدن راه می شوند ، خوانش تکنیکهای بدنی افراد در کنش (و یا بهتر بگویی در واکنش) راه دادن به دیگر عابران جریان می یابد ادوارد هال در کتاب بعد پنهان به این مسئله اشاره می کند که حبابهای کره ای شکل هوا اطراف شخص به مثابه یک فضای خصوصی است که تجاوزناپذیر محسوب می شود .اندازه این کره بسته به درجه ازدحام ،سن ،جنس و اهمیت شخص و همین طور محیط کلی پیرامون او فرق می کند (هال.۱۳۸۴: ۱۸۲) . هرچه درجه ازدحام در یک فضای مشخص بیشتر باشد از فضای خصوصی هر فرد کاسته و بالطبع به فواصل بحرانی بین افراد نزدیک می شویم . در اینجا است که تکنیکهای به کارگیری بدن تنها به صورت واکنشی ظاهر شده و هدف بر مبنای عدم برخورد بدنی خواهد بود . در فضای ذکر شده ما شاهد این وضعیت هستیم که از حذف کاربری واقعی پیاده رو و عدم هماهنگی با نیازهای جدید بوجود آمده نشات می گیرد . این امر در تولید و بازتولید همان روابط قدرتی که در جامعه جریان دارد موثر خواهد بود .حرکت و چشم چرانی بیشتر مردان در مقابل زنان برای رسیدن به نقطه صفر در ایستایی و در تکرار روزمرگی . حرکت از بیرون به درون و از درون به بیرون بدن در حد فاصل فضای ایجاد شده توسط مغازه ها و خیابان و گردشی که دور شکمها جریان می یابد . شکمهای طبقه بالای پایینی و میانی بالایی( وارنر)که در پیاده رو جلوی رستوران و بستنی فروشی و ساندویچی ویا در درون ماشینهای پارک شده به طور پیوسته تکرار می شوند . تکراری از ناچاری و یا یقین؟ . تجربیات جسمانی بدن تحت تاثیر طبقه بندیهای اجتماعی تغییر می کند(فاتحی ۱۳۸۹) در منطقه مذکور که بیشر افراد از جوانان طبقه های ذکر شده هستند مد و آرایش روز و تزیینات و خالکوبیهای بدن همچون کلماتی بر روی خط پیاده رو در نمایش هستند اما به ناچاردر فضایی که با بسته شدن گویی قدرت بازپخش این رنگهای گونه گون را ندارد . این فضای ایجاد شده در پیاده رو و فضاهای مشابه در سطح شهرتحت نفوذ اقتدار حاکمیت حال ایران و گنگی در زمانی و بی مکانی خود سرشت بدنهای جوانان پذیرایی را به رخ می کشند که هیجان به دیگری نگریستن را در صحنه ای پریشان و درهم از دست می دهد . اگر با این جمله دوسرتو موافق باشیم که حرکات عابران پیاده یکی از سیستمهای واقعی را تشکیل می دهد که در واقع وجود آنها شهر را می سازد،این پرسش پیش می آید که در این دست از فضاها حذف پیاده رو و عابر(شهر؟) به قیمت چه چیزی خواهد بود؟ عدم ارتباط و یا سنگینی و شلوغی ارتباطی که مغازه ها ، پیاده رو ،خیابان،ماشینها و افراد درمکانهایی از این دست ،تکنیکهای بدنی را منوط به اجازه فضایی می کند که خود از قبل سرکوب شده است . چراکه سرکوب یکی سرکوب دیگری را هم به دنبال خواهد داشت . نمونه دیگر از خیابانهای تهران می توان به خیابان رودکی (سلسبیل) اشاره کرد در حد فاصل بین خیابان امام خمینی و خیابان دامپزشکی دو طرف خیابان مملو از مغازه های پوشاک است که این منطقه را به یکی از بازارهای لباس تهران برای طبقه میانی تبدیل کرده است .این خیابان یک طرفه (جنوب به شمال) سالهاست که شاهد خیل عظیمی از شهروندان است که به خصوص در ساعات عصر برای خرید وارد این فضا می شوند .پیاده روهای باریک در دو طرف باعث شده است که در بعضی از ساعات شلوغ مرز بین خیابان و پیاده رو از بین رفته و گذر عابران درهردو مسیر انجام گیرد. در اینجا نیز همچون مورد قبلی تنگی فضا باعث تحت فشار قرار گرفتن بدنهای افراد می شود و تماسهای بدنی خواسته و ناخواسته در بعضی از موارد تنشهایی را در بین افراد ایجاد می کند و ترجیح بعضی از افراد برای دوری از این امر حرکت در کناره های خیابان است . یکسان شدن حالات و حرکات بدنی افراد بعلت فضای محدود و از بین رفتن مرزهایی فضایی بین عابران چشم اندازی را ایجاد می کند که به گو.نه ای نشان دهنده تاثیرات منفی قدرت ناسازگاری فضایی بر روی بدنها می با شد . بدنهای در حال آمد و شد در مسیری ناهمخوان با شرایط ویژه کاربری اش قدرت اراده خود را از دست می دهند و با بازخوردی منفی در جهت کشف و ایجاد فضایی بیشترحتی برای لحظه ای، تقلا می کنند .دراین میان تکنیکهای بدنی در یکنواختی و کمبودفضا همچون مورد قبل منوط به واکنشهای عدم برخورد با دیگری شده و راه رفتن و پرسه زنی در شهر در خشونت نمادین این فضاها اثرات خود را برای ایجاد یک بدن شهری فراموش می کنند ..

 

منایع:
-اباذری،یوسف.نفیسه،حمیده(۱۳۸۷) ، جامعه شناسی بدن و پاره ای مناقشات ،پژوهش زنان،دوره ۶ ش(۴)
-آتشین بار،محمد (۱۳۹۱) زیبایی شناسی منظر خیابانهای تهران در چهار دوره تاریخی .هنر ومعماری :منظر، شماره ۱۹ . ۱۲-۱۹
-دریفوس ؛هیوبرت:رابینیو ،پل(۱۳۷۹) میشل فوکو:فراسوی ساختارگرایی و هرمنوتیک ؛ ترجمه حسین بشیریه .تهران :نشرنی
-ذکایی،محمد.امین پور،مریم (۱۳۹۲) درآمدی بر تاریخ فرهنگی بدن در ایران .تهران:انتشارات تیسا
-فاتحی بوالقاسم.اخلاصی،ابراهیم(۱۳۸۹)گفتمان جامعه شناسی بدن و نقدآن بر مبنای نظریه حیات معقول و جهان بینی اسلامی .معرفت فرهنگی اجتماعی شماره (۳) .۵۷-۸۲
-فکوهی ، ناصر(۱۳۸۳) انسانشناسی شهری، تهران :نشرنی
-هال ،ادوارد (۱۳۸۴) بعد پنهان ترجمه منوچهر طبیبیان .تهران :دانشگاه تهران ،موسسه انتشارات
Lock,Margaret (2007) beyond body proper,in,faquhar.judith(eds) reding the anthropology of material life,duke university press:durham and London
Scheper-hugues nancy . lock Margaret(1987) the mindful body:prolegomenon to future work in medical anthropology :medical anthropology quarterly 1(1):6-41
.