انسان شناسی و فزهنگ
انسان شناسی، علمی ترین رشته علوم انسانی و انسانی ترین رشته در علوم است.

جین گودال؛ از رؤیای کودکی تا دگرگونی نگاه بشر به طبیعت

مانوئل کاستلز[۱] در کتاب عصر اطلاعات[۲] می‌نویسد: اگر بنا باشد نهضت‌های اجتماعی را بر اساس نیروی مولد تاریخی آن‌ها یعنی تاثیر آن‌ها بر ارزش‌های فرهنگی نهادهای جامعه ارزیابی کنیم، نهضت محیط زیست در ربع پایانی قرن بیستم جایگاه ممتازی در چشم‌انداز تاریح کسب می‌کند. در دهه ۱۹۹۰، ۸۰‌درصد آمریکایی‌ها و بیش از دوسوم اروپایی‌ها خود را طرفدار محیط زیست می‌دانسته‌اند.[۳]

وی به نقل از پترا کلی[۴] بیان می‌کند: رهیافت سبز به سیاست نوعی تجلیل است. ما پی می‌بریم که هریک از ما بخشی از مسائل جهان هستیم و همچنین بخشی از راه حل این مسائل. خطرات و امکانات سالم‌زیستن فقط بیرون از ما نیست. ما کار را دقیقا از جایی که هستیم آغاز می‌کنیم. لازم نیست منتظر بمانیم تا شرایط مساعد شود. ما می‌توانیم زندگی خود را ساده کنیم و به شیوه‌ای زندگی کنیم که ارزش‌های انسانی و بوم‌شناختی را تقویت کند. اوضاع بهبود خواهد یافت زیرا ما شروع کرده‌ایم …. بنابراین می‌توان گفت که سیاست سبز یک انقلاب درونی و «خود را سبزساختن» است.[۵]

در این مسیر طوفانی نام بسیاری از انسان‌های والا خوش می‌درخشد از جمله راشل کارسون[۶] با کتاب بهار خاموش[۷] که تلنگر آگاهی‌بخشی‌اش بر همگان روشن است. اما امروز نام‌های پرشمار دیگری مطرح می‌شوند از جمله جین گودال[۸] زنی که تمام زندگی خود را وقف پژوهش در نواحی جنگلی و رفتارشناسی حیوانات کرد.

گاهی یک رؤیای کودکانه، اگر با پشتکار، کنجکاوی و شجاعت همراه شود، می‌تواند نگاه میلیون‌ها انسان را به جهان دگرگون کند. داستان زندگی جین گودال، روایت همین دگرگونی است؛ دختری که روزی رؤیای زندگی در کنار حیوانات آفریقا را در سر می‌پروراند و سال‌ها بعد، به یکی از اثرگذارترین دانشمندان و مدافعان محیط‌زیست جهان تبدیل شد.

جین گودال در سوم آوریل ۱۹۳۴ در لندن، انگلستان، به دنیا آمد. علاقه او به حیوانات از همان دوران کودکی آشکار بود. خانواده‌اش نقل می‌کنند که او ساعت‌ها به مشاهده رفتار جانوران می‌پرداخت و از کودکی رؤیای سفر به آفریقا و زندگی در میان حیوانات وحشی را در سر داشت. این علاقه با مطالعه کتاب‌های طبیعت، به‌ویژه داستان‌های تارزان[۹] بیش از پیش تقویت شد. در سال ۱۹۵۷، گودال به دعوت یکی از دوستانش به کنیا سفر کرد. این سفر مسیر زندگی او را دگرگون ساخت. در نایروبی با باستان‌شناس و دیرین‌انسان‌شناس[۱۰] برجسته، لوییس لیکی[۱۱] آشنا شد. لیکی معتقد بود که برای شناخت بهتر منشأ و رفتار انسان، باید نزدیک‌ترین خویشاوندان او یعنی نخستی‌ها[۱۲] در زیستگاه طبیعی‌شان مطالعه شوند. او استعداد، دقت و پشتکار جین گودال را تشخیص داد و او را برای مطالعه شامپانزه‌های وحشی در پارک ملی گومبه[۱۳] واقع در تانزانیا برگزید.

در ژوئیه ۱۹۶۰، گودال پژوهش خود را در گومبه آغاز کرد. او در ابتدا با دشواری‌های فراوانی روبه‌رو شد؛ شامپانزه‌ها از انسان می‌ترسیدند و ماه‌ها طول کشید تا حضور او را بپذیرند. اما صبر، مشاهده دقیق و پرهیز از دخالت در رفتار حیوانات، سرانجام به او امکان داد تا به زندگی روزمره آن‌ها نزدیک شود.

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای او، مشاهده‌ی استفاده و ساخت ابزار توسط شامپانزه‌ها بود. او دریافت که شامپانزه‌ها شاخه‌های درخت را برای بیرون کشیدن موریانه‌ها از لانه آماده می‌کنند و از آن‌ها به‌عنوان ابزار استفاده می‌کنند. این کشف باور رایج آن زمان را که ساخت ابزار ویژگی منحصربه‌فرد انسان است، به چالش کشید و جایگاه جین گودال را در تاریخ علم تثبیت کرد.

گودال علاوه بر این، نشان داد که شامپانزه‌ها دارای شخصیت‌های متفاوت، روابط خانوادگی پیچیده، احساسات، همکاری، رقابت، دوستی و حتی سوگواری هستند. او برخلاف روش معمول دانشمندان، به جای شماره‌گذاری حیوانات، برای هر یک نامی انتخاب کرد و معتقد بود که هر شامپانزه هویت و ویژگی‌های فردی خاص خود را دارد. این رویکرد در ابتدا با انتقادهایی روبه‌رو شد، اما بعدها به یکی از اصول پذیرفته‌شده در رفتارشناسی جانوران تبدیل شد.

در سال ۱۹۶۵، جین گودال از دانشگاه کمبریج[۱۴] درجه دکترای رفتارشناسی[۱۵]  دریافت کرد؛ اتفاقی کم‌نظیر چرا که او بدون گذراندن دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد مستقیماً وارد دوره دکتری شده بود. این موفقیت نشان‌دهنده ارزش علمی پژوهش‌های میدانی او بود.

از دهه ۱۹۸۰ به بعد، فعالیت‌های گودال از پژوهشِ صرف فراتر رفت. او با مشاهده تخریب جنگل‌ها، کاهش جمعیت شامپانزه‌ها و گسترش بحران‌های زیست‌محیطی، بخش عمده زندگی خود را به حفاظت از طبیعت اختصاص داد و مؤسسه جین گودال[۱۶] را بنیان نهاد تا از پژوهش‌های علمی، حفاظت از زیستگاه‌ها و توسعه پایدار حمایت کند. همچنین در سال ۱۹۹۱ برنامه جهانی ریشه‌ها و جوانه‌ها[۱۷] را برای کودکان و نوجوانان پایه‌گذاری کرد؛ برنامه‌ای که هدف آن پرورش نسلی مسئولیت‌پذیر در قبال انسان‌ها، حیوانات و محیط‌زیست است و امروزه در ده‌ها کشور جهان فعالیت دارد.

همچنین جین گودال کتاب‌های بسیاری درباره شامپانزه‌ها، محیط‌زیست، اخلاق، آموزش و امید نوشت. از مشهورترین آثار او می‌توان به کتاب‌های در سایه انسان[۱۸]، دلیلی برای امید[۱۹]  و کتاب امید[۲۰]  اشاره کرد. او همچنین به عنوان سفیر صلح سازمان ملل و یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های جهانی در حوزه حفاظت از محیط‌زیست به شمار می‌رود.

امروزه، بسیاری از پژوهشگران جین گودال را نه تنها یکی از بزرگ‌ترین نخستی‌شناسان[۲۱] جهان، بلکه از تأثیرگذارترین چهره‌های جنبش جهانی حفاظت از محیط‌زیست می‌دانند. اهمیت او تنها در کشفیات علمی‌اش نیست، بلکه در این است که توانست میان علم، اخلاق و مسئولیت اجتماعی پلی برقرار کند. از دیدگاه گودال، شناخت طبیعت زمانی ارزشمند است که به حفظ آن بینجامد. به همین دلیل، زندگی او نمونه‌ای کم‌نظیر از پیوند میان پژوهش علمی، آموزش عمومی و کنشگری زیست‌محیطی است.

کتاب در سایه انسان که نخستین بار در سال ۱۹۷۱ منتشر شد، روایت جین گودال از سال‌های آغازین پژوهش بر شامپانزه‌های وحشی در منطقه گومبه تانزانیا است. این کتاب ترکیبی از زندگی‌نامه، گزارش علمی و روایت ماجراجویانه است و نشان می‌دهد چگونه دختری جوان و بدون تحصیلات دانشگاهی رسمی، با حمایت دیرین‌انسان‌شناس لوییس لیکی، یکی از مهم‌ترین مطالعات تاریخ رفتارشناسی جانوران را آغاز کرد.

در آغاز، گودال ماه‌ها موفق نمی‌شود به شامپانزه‌ها نزدیک شود. اما با صبر، سکوت و مشاهده مداوم، اعتماد آن‌ها را جلب کرد و کم‌کم هر یک را به‌عنوان فردی مستقل با شخصیت، روابط و ویژگی‌های خاص شناخت. برخلاف روش رایج آن زمان که حیوانات را با شماره مشخص می‌کردند، او برایشان نام انتخاب کرد؛ از جمله دیوید ریش‌خاکستری، فلو، فیفی و گولیات. این شیوه نگاه تازه‌ای به مطالعه رفتار جانوران ایجاد کرد.

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای کتاب، شرح کشف استفاده و حتی ساخت ابزار توسط شامپانزه‌هاست. گودال مشاهده می‌کند که آن‌ها شاخه‌های درخت را برای بیرون کشیدن موریانه‌ها از لانه به کار می‌برند و پیش از استفاده، برگ‌های شاخه را جدا می‌کنند. این کشف این باور دیرینه را که ساخت ابزار ویژگی منحصربه‌فرد انسان است، به چالش کشید و درک دانشمندان از جایگاه انسان در طبیعت را تغییر داد.

بخش بزرگی از کتاب به زندگی اجتماعی شامپانزه‌ها اختصاص دارد. گودال روابط خانوادگی، سلسله‌مراتب قدرت، رقابت میان نرها، پیوند عاطفی مادر و فرزند، بازی، مراقبت از نوزادان، رفتارهای جنسی، همکاری، پرخاشگری و حتی سوگواری آن‌ها را با جزئیات توصیف می‌کند. او نشان می‌دهد که شامپانزه‌ها موجوداتی با احساسات، شخصیت‌های متفاوت و روابط پیچیده هستند و شباهت‌های بسیاری با انسان دارند، هرچند تفاوت‌های مهمی نیز میان دو گونه وجود دارد.

در فصل‌های پایانی، گودال درباره معنای این یافته‌ها برای شناخت منشأ انسان تأمل می‌کند. او استدلال می‌کند که مطالعه شامپانزه‌ها نه‌تنها به شناخت رفتار این جانوران کمک می‌کند، بلکه دریچه‌ای برای فهم بهتر تکامل، رفتار اجتماعی و ریشه‌های انسانی ما می‌گشاید. به همین دلیل کتاب در سایه انسان تنها یک گزارش علمی نیست، بلکه اثری است که نگرش ما را نسبت به رابطه انسان و دیگر جانوران دگرگون کرده است؛ روایتی زنده و خواندنی از کشف جهانی ناشناخته. جین گودال با زبانی روان و همراه با دقت علمی، خواننده را به دل جنگل‌های آفریقا می‌برد و نشان می‌دهد که مرز میان انسان و دیگر نخستی‌ها بسیار باریک‌تر از آن چیزی است که زمانی تصور می‌شد. این کتاب از زمان انتشار تاکنون یکی از آثار کلاسیک رفتارشناسی جانوران به شمار می‌رود و نقش مهمی در تغییر نگرش انسان نسبت به شامپانزه‌ها و ضرورت حفاظت از آن‌ها داشته است

از دیگر کتاب‌های جین گودال می‌توان دلیلی برای امید: سفری معنوی را نام برد که در سال ۱۹۹۹ با همکاری فیلیپ برمن[۲۲] منتشر شد. این کتاب را می‌توان آمیزه‌ای از زندگی‌نامه، تأملات فلسفی و اخلاقی، گزارش‌های علمی و دعوتی به حفاظت از طبیعت دانست. برخلاف کتاب در سایه انسان که عمدتاً بر پژوهش‌های میدانی گودال درباره شامپانزه‌ها تمرکز دارد، دلیلی برای امید حاصل ده‌ها سال تجربه او در مواجهه با بحران‌های زیست‌محیطی و تلاش برای یافتن دلایلی برای امیدواری در جهانی پر از چالش است. محور اصلی کتاب، مسئله امید است. جین گودال می‌پرسد چگونه می‌توان در دورانی که جنگل‌ها نابود می‌شوند، گونه‌های جانوری در حال انقراض‌اند، تغییرات اقلیمی شدت گرفته و فقر و خشونت در بسیاری از نقاط جهان ادامه دارد، همچنان امیدوار باقی ماند؟ او پاسخ خود را در چهار سرچشمه امید می‌یابد.

نخست، توانایی و انعطاف‌پذیری طبیعت است. گودال با ذکر نمونه‌های فراوان نشان می‌دهد که اگر انسان فرصت و حمایت لازم را فراهم کند، بسیاری از اکوسیستم‌های آسیب‌دیده می‌توانند دوباره احیا شوند. دوم، خلاقیت و توانایی ذهن انسان است؛ همان نیرویی که موجب پیشرفت علم، فناوری و راه‌حل‌های نوآورانه برای مشکلات زیست‌محیطی شده است. سوم، توان و تعهد نسل جوان است. او با اشاره به برنامه جهانی ریشه‌ها و جوانه‌ها  توضیح می‌دهد که کودکان و نوجوانان می‌توانند با اقدام‌های کوچک، تغییرات بزرگی در جامعه و محیط‌زیست ایجاد کنند. چهارم، روحیه تسلیم‌ناپذیر انسان است؛ نیرویی که باعث می‌شود انسان‌ها حتی در دشوارترین شرایط نیز برای ساختن آینده‌ای بهتر تلاش کنند.

در کنار این مباحث، گودال درباره رابطه علم و معنویت نیز تأمل می‌کند. او از تجربه‌های شخصی خود سخن می‌گوید و معتقد است که احترام به همه اشکال حیات، احساس پیوند با طبیعت و مسئولیت اخلاقی در قبال زمین می‌تواند سرچشمه امید و انگیزه برای عمل باشد. از دیدگاه او، علم و معنویت نه در تقابل، بلکه در تکمیل یکدیگرند و هر دو می‌توانند به درک بهتر جایگاه انسان در جهان کمک کنند.

در مجموع، دلیلی برای امید کتابی درباره خوش‌بینی ساده‌لوحانه نیست، بلکه دعوتی است به امید مسئولانه؛ امیدی که بر آگاهی، اقدام و مسئولیت‌پذیری استوار است. جین گودال خواننده را به این باور می‌رساند که هر انسان، هرچند با گام‌هایی کوچک، می‌تواند در حفظ طبیعت، حمایت از حیات وحش و ساختن آینده‌ای پایدار سهمی داشته باشد. به همین دلیل، این کتاب در شمار تأثیرگذارترین آثار محیط‌زیستی معاصر قرار گرفته و همچنان الهام‌بخش پژوهشگران، فعالان محیط‌زیست و خوانندگان در سراسر جهان است. در واقع، دلیلی برای امید را می‌توان مانیفست فکری جین گودال دانست. او در این کتاب می‌کوشد به این پرسش پاسخ دهد که: آیا با وجود همه بحران‌های زیست‌محیطی، هنوز می‌توان به آینده زمین امیدوار بود؟ پاسخ او مثبت است، اما نه از سر خوش‌بینی، بلکه بر پایه تجربه، علم و مسئولیت اخلاقی.

از دیگر کتاب‌های جین گودال می‌توان از کتاب بذرهای امید[۲۳]نام برد که بر اهمیت گیاهان و درختان برای بقای بشر و توان شگفت‌انگیز طبیعت برای بازسازی تمرکز دارد. کتاب امید[۲۴] که در سال های پایانی عمرش بسیار مورد توجه قرار گرفت بر نبوغ و خلاقیت انسان، تاب‌آوری طبیعت، قدرت نسل جوان و روح تسلیم‌ناپذیر انسان تاکید دارد. کتاب امید نشانگر این نکته است که امید یک عمل است، نه یک احساس منفعل.

آخرین کتاب جین گودال برداشتِ امید: تغذیه آگاهانه[۲۵] است که نشان می‌دهد انتخاب و الگوی غذا عمدتا بر وضعیت زمین اثر می‌گذارند. مصرف آگاهانه می‌تواند جهان را تغییر دهد و غذا فقط یک نیاز شخصی نیست، بلکه یک کنش اخلاقی، اجتماعی است. با انتخاب آگاهانه غذا می‌توانیم از یک نظام مخرب به سمت جهانی سالم‌تر، عادلانه‌تر و پایدارتر حرکت کنیم.

در سال ۲۰۲۳ راهنمای آموزشی[۲۶] به همراه فیلم مستند از جین گودال منتشر شد. این راهنما به‌منظور همراهی با مستند  تهیه شده و هدف آن آشناکردن دانش‌آموزان با اندیشه‌ها و فعالیت‌های جین گودال در زمینه حفاظت از طبیعت و توسعه پایدار است. محتوای آن شامل معرفی فیلم، پرسش‌های بحث‌برانگیز و دوازده فعالیت آموزشی است که مخاطبان را با موضوعاتی مانند تنوع زیستی، رفتار جانوران، نقش درختان و جنگل‌ها، فناوری‌های نوین در مطالعه حیات وحش، حفاظت از گونه‌های در معرض خطر، مدیریت مسئولانه منابع طبیعی و تأثیر رفتار انسان بر محیط‌زیست آشنا می‌کند. پیام اصلی این راهنمای آموزشی آن است که آینده زمین به انتخاب‌ها و اقدامات روزمره انسان وابسته است و هر فرد، صرف‌نظر از سن و جایگاه خود، می‌تواند در حفظ طبیعت و مقابله با بحران‌های زیست‌محیطی نقش مؤثری ایفا کند. این نگاه، بازتاب فلسفه جین گودال است که بر امید، مسئولیت‌پذیری، آموزش نسل جوان و مشارکت همگانی در حفاظت از محیط‌زیست تأکید دارد.

از دستاوردها و اقدامات جین گودال متوجه می شویم که امید در اندیشه جین گودال صرفاً یک احساس یا آرزو نیست، بلکه نوعی نگرش فعال به جهان است. او میان «خوش‌بینی» و «امید» تفاوت قائل می‌شود. از نظر گودال، خوش‌بینی ممکن است به انتظار منفعلانه برای بهتر شدن اوضاع بینجامد، اما امید زمانی معنا پیدا می‌کند که انسان مسئولیت بپذیرد و برای تغییر شرایط دست به عمل بزند. به همین دلیل، امید در نگاه او همواره با آگاهی، انتخاب و اقدام همراه است. این دیدگاه از تجربه‌های چندین دهه زندگی او در آفریقا سرچشمه می‌گیرد. گودال از نزدیک شاهد نابودی جنگل‌ها، کاهش جمعیت شامپانزه‌ها، گسترش فقر، شکار غیرقانونی و تخریب زیستگاه‌های طبیعی بوده است. او به‌خوبی می‌داند که بحران‌های زیست‌محیطی واقعیت دارند و نمی‌توان آن‌ها را انکار کرد. با این حال، در کنار این تجربه‌های تلخ، نمونه‌های فراوانی از احیای جنگل‌ها، بازگشت گونه‌های در معرض خطر و موفقیت پروژه‌های حفاظتی را نیز دیده است. همین تجربه‌ها او را به این باور رسانده که طبیعت، اگر فرصت پیدا کند، توانایی شگفت‌انگیزی برای بازسازی خود دارد.

جین گودال امید را بر چهار پایه استوار می‌داند: نخست، تاب‌آوری طبیعت است. او معتقد است اکوسیستم‌های طبیعی، اگر از فشارهای انسانی رها شوند، می‌توانند دوباره جان بگیرند. احیای جنگل‌ها، بازگشت برخی گونه‌های جانوری و ترمیم زیستگاه‌های تخریب‌شده، از نظر او گواه این توانایی‌اند. دوم، خلاقیت انسان است. همان ذهنی که فناوری‌هایی پدید آورده که گاه به محیط‌زیست آسیب زده‌اند، می‌تواند راه‌حل‌هایی برای انرژی‌های پاک، کشاورزی پایدار، حفاظت از تنوع زیستی و کاهش آلودگی نیز ارائه دهد. از نگاه گودال، علم زمانی ارزشمند است که در خدمت زندگی و حفظ طبیعت قرار گیرد. سوم، نقش نسل جوان. گودال بارها تأکید کرده که کودکان و نوجوانان بیش از هر گروه دیگری توانایی تغییر آینده را دارند. او با تأسیس برنامه جهانی ریشه‌ها و جوانه‌ها میلیون‌ها جوان را تشویق کرده است تا در حفاظت از محیط‌زیست، کمک به جامعه و حمایت از حیوانات مشارکت کنند. از دیدگاه او، آموزش محیط‌زیستی مهم‌ترین سرمایه‌گذاری برای آینده زمین است. چهارمین دلیل امید، روحیه تسلیم‌ناپذیر انسان است. تاریخ نشان داده که انسان‌ها در برابر دشوارترین بحران‌ها نیز توانسته‌اند با همکاری، نوآوری و اراده، بر مشکلات غلبه کنند. گودال این ویژگی را سرمایه‌ای اخلاقی می‌داند که در مواجهه با بحران‌های جهانی نیز می‌تواند راهگشا باشد.

این اندیشه امروز بیش از زمان انتشار کتاب‌هایش اهمیت یافته. جهان با بحران‌هایی مانند تغییرات اقلیمی، نابودی جنگل‌ها، آلودگی اقیانوس‌ها، کاهش تنوع زیستی و انقراض گونه‌ها روبه‌روست. بسیاری از دانشمندان از آغاز «ششمین انقراض بزرگ»[۲۷] سخن می‌گویند و هشدار می‌دهند که فعالیت‌های انسانی تعادل اکوسیستم‌های زمین را برهم زده است. در چنین شرایطی، جین گودال بر این نکته تأکید می‌کند که ناامیدی خود به یکی از بزرگ‌ترین موانع حفاظت از محیط‌زیست تبدیل می‌شود؛ زیرا انسان ناامید انگیزه‌ای برای اقدام ندارد. از این رو، امید در اندیشه گودال نوعی تعهد اخلاقی است. او از خواننده می‌خواهد به جای تمرکز صرف بر بزرگی مشکلات، به سهم خود در حل آن‌ها بیندیشد. تغییر الگوی مصرف، حفاظت از منابع طبیعی، حمایت از محصولات پایدار، آموزش دیگران و مشارکت در فعالیت‌های زیست‌محیطی، از نظر او گام‌هایی کوچک اما اثرگذارند که در کنار یکدیگر می‌توانند تغییرات بزرگی ایجاد کنند.

پیام نهایی جین گودال این است که آینده زمین از پیش نوشته نشده است. سرنوشت طبیعت و نسل‌های آینده به تصمیم‌هایی بستگی دارد که امروز گرفته می‌شود. امید در این معنا، نه انتظار برای معجزه بلکه ایمان به این حقیقت است که هر انسان می‌تواند بخشی از راه‌حل باشد. جین گودال می گوید: هر کاری که انجام می‌دهید، در جهان اثری بر جای می‌گذارد؛ این شما هستید که باید تصمیم بگیرید آن اثر، چه نوع اثری باشد. این جمله در واقع عصاره اندیشه جین گودال و پیام اصلی کتاب‌هایش برای داشتنِ امید است.

جین گودال را می‌توان دگرگون‌کننده‌ی پارادایم[۲۸] در علوم زیستی و رفتارشناسی جانوران دانست. پیش از پژوهش‌های گودال، بسیاری از دانشمندان بر این باور بودند که ساخت و استفاده از ابزار ویژگی منحصربه‌فرد انسان است. اما او در سال ۱۹۶۰ مشاهده کرد که شامپانزه‌های گومبه شاخه‌های درخت را برای بیرون کشیدن موریانه‌ها از لانه آماده و از آن‌ها به‌عنوان ابزار استفاده می‌کنند. این کشف یکی از باورهای بنیادین انسان‌شناسی را زیر سؤال برد. به همین دلیل، دیرین‌انسان‌شناس مشهور، لویی لیکی، جمله‌ای معروف بیان کرد: اکنون یا باید تعریف انسان را تغییر دهیم، یا تعریف ابزار را، یا بپذیریم که شامپانزه‌ها نیز انسان‌اند. این جمله نشان‌دهنده عمق تغییری بود که یافته‌های گودال در علم ایجاد کرد.

گودال همچنین نگاه انسان‌محور به طبیعت را به چالش کشید. او تأکید می‌کرد که انسان بخشی از شبکه گسترده حیات است، نه موجودی جدا از آن. این دیدگاه، پژوهش او را از مطالعه صرف شامپانزه‌ها فراتر برد و به فعالیت‌های گسترده در زمینه حفاظت از محیط‌زیست، آموزش عمومی و توسعه پایدار انجامید. از این رو، تأثیر جین گودال تنها به کشفیات علمی محدود نمی‌شود، بلکه در تغییر نگرش جهانی نسبت به حیوانات، تنوع زیستی و مسئولیت انسان در قبال طبیعت نیز آشکار است. گودال در زمینه های زیر تغییرات شگرفی ایجاد کرد:

  • تغییر باور رایج درباره انحصار ساخت و استفاده از ابزار توسط انسان.
  • اثبات پیچیدگی زندگی اجتماعی، عاطفی و شناختی شامپانزه‌ها.
  • وارد کردن مشاهده بلندمدت و توجه به تفاوت‌های فردی حیوانات به پژوهش‌های رفتارشناسی.
  • تغییر نگاه انسان‌محور به رویکردی که انسان را جزئی از اکوسیستم می‌داند.
  • پیونددادن علم با حفاظت از محیط‌زیست، آموزش عمومی و کنشگری جهانی.

به همین دلایل، بسیاری از مورخان علم و زیست‌شناسان، جین گودال را نه صرفاً یک نخستی‌شناس برجسته، بلکه دگرگون‌کننده پارادایم در مطالعه رفتار جانوران و رابطه انسان با طبیعت می‌دانند. این عنوان نشان می‌دهد که دستاوردهای او فقط به افزودن اطلاعات جدید محدود نبود، بلکه شیوه اندیشیدن دانشمندان درباره جانوران و جایگاه انسان در جهان طبیعی را دگرگون کرد.

علاوه بر این، جین گودال را امروزه نه فقط به عنوان پژوهشگر شامپانزه‌ها و رفتارشناس حیوانات بلکه به عنوان زن جسور و پیشگام،
پژوهشگر تحول‌آفرین، مظهر تقابل علم و همدلی، پیام‌آور امید، کنشگر جهانی محیط زیست، بنیان گذار موسسه جین گودال، و اقدام جهانی برنامه ریشه‌ها و جوانه‌ها می شناسیم. چندان‌که گام‌های اصلی زندگی‌اش را این‌چنین به تصویر می‌کشیم:

  • گام اول: دختری که رؤیای آفریقا داشت، وقتی همه می‌گفتند غیرممکن است، ولی او مسیرش را پیدا کرد.
  • گام دوم: مشاهده و پژوهش عمیق بر رفتارشناسی حیوانات بخصوص شامپانزه‌ها، لحظه‌ای که فهمید شامپانزه‌ها ابزار می‌سازند و یک باور علمی قدیمی فرو ریخت.
  • گام سوم: تبدیل شدن از پژوهشگر به کنشگر جهانی محیط زیست، وقتی فهمید دانستن کافی نیست و باید برای حفاظت از طبیعت اقدام کرد.

اما فارغ از داده های گسترده و عمیق در باره رفتار حیوانات که جین گودال طی سال ها پژوهش به دست آورده، نکات مهم تصمیم و اراده محکم او نشاندهنده‌ی:

  • تغییر نگرش نسبت به محیط پیرامون، محیط زیست زندگی ما
  • تعلق خاطر به محیط طبیعی و منابع طبیعی
  • لزوم همیاری جمعی، همدلی، تعهد، مسئولیت پذیری نسبت به آنچه در سیاره زمین رخ می دهد
  • اقدام جهانی و درگیرشدن تک تک انسان های روی سیاره زمین برای نجات سیاره
  • امید برای تغییر و مراقبت از آن: همواره و همیشه

یکی از ابتکارات جین گودال برنامه ریشه‌ها و جوانه‌ها است که از سال ۱۹۹۱ در تانزانیا شروع به فعالیت کرد. و هدف آن توانمندسازی کودکان و نوجوانان برای ایجاد تغییرات مثبت در جامعه و برای انسان‌ها، حیوانات و محیط زیست است. ریشه‌ها و جوانه‌ها فقط یک برنامه محیط‌زیستی نیست؛ بلکه فلسفه‌ای آموزشی برای پرورش شهروندانی مسئول، همدل و امیدوار است که تغییر را از جامعه محلی خود آغاز می‌کنند. جین گودال این نام را به‌عنوان یک استعاره برگزید.ریشه‌ها در زیر زمین گسترش می‌یابند و بنیانی استوار می‌سازند؛ جوانه‌ها کوچک به نظر می‌رسند، اما می‌توانند برای رسیدن به نور حتی از میان دیوارهای آجری عبور کنند. پیام این نام آن است که اقدامات کوچک جوانان نیز می‌تواند موانع بزرگ را از میان بردارد و جهان را تغییر دهد. در واقع در سال ۱۹۹۱ گروهی از نوجوانان تانزانیایی با جین گودال درباره مشکلات محیطی و اجتماعی پیرامون خود گفتگو کردند. آنان احساس می‌کردند در برابر بحران‌های جهان ناتوان‌اند. گودال دریافت که راه‌حل در خود جوانان نهفته است؛ اگر دانش، امید و فرصت عمل داشته باشند، می‌توانند تغییر ایجاد کنند. از همین نشست، برنامه ریشه‌ها و جوانه‌ها متولد شد.

هر گروه ریشه‌ها و جوانه‌ها معمولاً پروژه‌هایی را در سه حوزه فعالیت اصلی دنبال می‌کند:

  1. انسان‌ها (People)    
    مانند کمک به سالمندان، آموزش، سلامت یا عدالت اجتماعی.
  2. حیوانات(Animals)
    مانند حفاظت از حیات‌وحش، حمایت از حیوانات خانگی یا بهبود رفاه حیوانات.
  3. محیط زیست (Environment)
    مانند درختکاری، پاکسازی طبیعت، بازیافت و حفاظت از منابع طبیعی.

روش کار شامل الهام‌گرفتن و آگاهی‌یافتن، مشاهده و شناسایی مسئله، اقدام عملی، تجلیل و به اشتراک‌گذاشتن موفقیت‌ها در گستره جهانی است. امروزه ریشه‌ها و جوانه‌ها در ده‌ها کشور جهان فعال است و میلیون‌ها کودک، نوجوان و جوان در پروژه‌های محلی آن مشارکت کرده‌اند. این شبکه یکی از بزرگ‌ترین جنبش‌های جوانان در حوزه محیط زیست و مسئولیت اجتماعی به شمار می‌رود.

جین گودال در یکی از آخرین سخنرانی‌های خود گفته است: پیامی که می‌خواهم از من باقی بماند و مطمئن باشم درک کنید دقیقا هر کدام از شما نقشی برای بازی کردن دارید، شاید ندانید نقش شما در این دنیا چیست. شاید هنوز پیدایش نکردید، اما زندگی شما مهم‌ است. و شما برای دلیلی اینجا هستید و من امیدوارم این دلیل رفته رفته در زندگی شما مشخص تر و پیداتر بشود.  می‌خواهم این را بدانید که حتی اگر نقشی که باید بازی کنید را پیدا نکردید باز هم زندگی شما مهم است. و هر روزی که زندگی می‌کنید در حال رقم زدن یک تغییر در جهان هستید. و آن تغییری که ایجاد می‌کنید را باید خودتان انتخاب کنید. حتی امروز که سیاره ما به جایی تاریک تبدیل شده، هنوز امید هست. امیدتان را از دست ندهید.

جین گودال اول اکتبر ۲۰۲۵ درگذشت ولی میراث او چه نظری و چه عملی، همواره ماندگار است.

پانویسها:

[۱] Manuel Castells

[۲] The Information Ageترجمه احد علیقلیان و دیگران، انتشارات فرهنگ نشر نو.م.

[۳] مانوئل کاستلز. ۱۹۹۹ عصر اطلاعات: اقتصاد جامعه فرهنگ، جلد دوم، ترجمه حسن چاووشیان، ۱۳۸۵، ص۱۴۷

[۴] Petra Kelly از اعضای مؤسس حزب سبز آلمان.م.

[۵] پیشین

[۶] Rachel Carson

[۷] Silent Springترجمه عبدالحسین وهاب‌زاده، انتشارات جهاد دانشگاهی واحد مشهد.م.

[۸] Jane Godall

[۹] Tarzan ترجمه المیرا کاس‌نژاد، انتشارات پینه‌دوز.م.

[۱۰] paleoanthropologist and archaeologist

[۱۱] Louis Leakey

[۱۲] The Primates

[۱۳] Gombe National Park

[۱۴] University of Cambridge

[۱۵] Ethology

[۱۶] The Jane Goodall Institute(janegoodall.org)

[۱۷] Roots & Shoots

[۱۸] In the Shadow of Manترجمه حمیدرضا حسینی و عبدالحسین وهاب‌زاده، انتشارات فرهنگ نشرنو.م.

[۱۹]  Reason for Hope: A Spiritual Journey

[۲۰] The Book of Hope

[۲۱] primatologists

[۲۲] Phillip Berman

[۲۳] Seeds of hope

[۲۴] The book of hope ترجمه زهرا حسینیان، نشر سپیده باوران.م.

[۲۵] Harvest for Hope

[۲۶] Jane Goodall: Reasons for Hope (2023)

[۲۷] The age of the Sixth Great Extinction مطالعات دسامبر ۲۰۲۲ در مجله ساینس ادونس بیان می‌کند که «سیاره وارد ششمین انقراض بزرگ شده است» و هشدار می‌دهدکه روندهای فعلی انسان‌زایی، به ویژه در مورد تغییرات آب و هوایی و کاربری زمین، می‌تواند منجر به از بین‌رفتن بیش از یک‌دهم گیاهان و حیوانات شود.م.

[۲۸] Paradigm Shifter