بنا بر اهمیت ورزش و تأثیرات اجتماعی آن بر زندگی انسانها و ساختارهای جامعه قصد داریم در بخش ورزش و فرهنگ سایت انسان شناسی و فرهنگ این شاخه از علوم اجتماعی را با مقدمهای بر جامعه شناسی ورزشی که یکی از رشتههای نوپا در دانشگاههای ایران میباشد شروع کرده و به مرور بعد از بررسی کلیات به بررسی نمونه ها، موارد موردی، مصداقها و … خواهیم پرداخت.
جامعهشناسی ورزش، شاخهای از جامعهشناسی است که ورزش را بهعنوان یک پدیده اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مطالعه میکند. ورزش فقط مجموعهای از حرکات بدنی یا رقابت برای پیروزی نیست؛ بلکه آیینهای از ساختارهای اجتماعی، ارزشها، نابرابریها و روابط قدرت در جامعه است. از همین رو، تحلیل ورزش به ما کمک میکند بفهمیم جامعه چگونه کار میکند، چه چیزی را ارزشمند میداند و چگونه تغییر مییابد.
نوشتههای مرتبط
در این حوزه، جامعهشناسان به پرسشهایی میپردازند مانند:
- چرا برخی ورزشها در گروههای اجتماعی خاص محبوبترند؟
- چگونه طبقه اجتماعی، جنسیت یا قومیت، فرصتهای ورزشی را شکل میدهد؟
- نقش رسانهها، سرمایهداری و سیاست در ورزش چیست؟
- باشگاهها، لیگها و هواداران چه نوع هویتهای جمعی میسازند؟
- ورزش چگونه میتواند ابزار کنترل اجتماعی یا مقاومت اجتماعی باشد؟
و سؤالات بسیاری که به مرور و با اتفاقات موردی خاص نظیر برگزاری مسابقات المپیک، جامهای جهانی، مسابقات لیگ در رشتههای مختلف و در فرهنگهای گوناگون و یا حتی در اتفاقات سیاسی نظیر جنگها و … میتواند مورد تحلیل و بررسی محققین علوم اجتماعی قرار گیرد.
بر اساس دیدگاه بوردیو (Bourdieu, 1978)، ورزش یک میدان اجتماعی است که در آن رقابت برای سرمایههای نمادین و فرهنگی جریان دارد. از سوی دیگر، گیدنز و الیوت (Elliot, 2014) ورزش را بهعنوان بخشی از پروژه بدن در عصر مدرن تحلیل کردهاند. این نگاهها نشان میدهد که ورزش بستری برای فهم تعامل میان فرد، جامعه، قدرت و فرهنگ است.
نظریات مهم در جامعهشناسی ورزش
۱. نظریۀ کارکردگرایی (Functionalism)
کارکردگرایی یکی از قدیمیترین و پایهایترین رویکردهای جامعهشناسی است که جامعه را مانند یک سیستم هماهنگ میبیند؛ سیستمی که هر بخش آن (خانواده، آموزش، دین، اقتصاد، ورزش…) برای حفظ ثبات و انسجام اجتماعی نقش یا «کارکرد» مشخصی دارد.
مهمترین کارکردها:
– کارکرد همبستگی اجتماعی
ورزش موجب اتحاد، تعلق جمعی و همدلی میشود.
نمونهها: مسابقات ملی، لیگهای محلی، حضور تماشاگران.
– انتقال ارزشها و هنجارهای اجتماعی
ورزش ارزشهایی مثل قانون پذیری، همکاری، رقابت سالم، تلاش، نظم را منتقل میکند.
– حفظ نظم و کنترل اجتماعی
ورزش یک «میدان کنترلشده» است که به یادگیری رعایت قانون، پذیرش داوری و حل تعارض کمک میکند.
– کارکرد سلامت جسمی و روانی
ورزش، سلامت جامعه را افزایش و هزینههای درمان را کاهش میدهد؛ بنابراین به بقا و کارآمدی جامعه کمک میکند.
– تحرک اجتماعی
کارکردگرایان معتقدند ورزش به افراد (بهویژه طبقات پایین) امکان میدهد جایگاه اجتماعیشان را ارتقا دهند.
۲. نظریۀ تعارض (Conflict Theory / Marxist)
نظریه تضاد، که ریشه در اندیشههای کارل مارکس دارد، ورزش را نه یک فعالیت بیطرف و خنثی، بلکه عرصهای برای بازتولید نابرابری، رقابت نابرابر و سلطه گروههای قدرتمند میبیند. در این نگاه، ورزش بخشی از ساختار سرمایهداری است که از طریق آن قدرت، ثروت و ایدئولوژی طبقات حاکم تثبیت و بازتولید میشود.
در نظریه تضاد، جامعه محل رقابت دائمی طبقات، جنسیتها، نژادها و گروههای اجتماعی است و ورزش نیز یکی از میادینی است که این تضادها در آن نمود پیدا میکنند.
ورزش بهعنوان ابزار بازتولید نابرابری طبقاتی
از دیدگاه تضاد، دسترسی به فرصتهای ورزشی به شکل برابر توزیع نشده است.
ورزشهای خاص مانند گلف، تنیس یا اسکی هزینههای بالایی دارند و فقط طبقات مرفه میتوانند در آن شرکت کنند. در مقابل، ورزشهای ارزانتر برای طبقات پایینتر باقی میمانند. به این ترتیب، ورزش تفاوتهای طبقاتی را بازتولید میکند.
ورزش در خدمت سرمایهداری و سودآوری
نظریه تضاد معتقد است در عصر جدید، ورزش از یک فعالیت سرگرمکننده به یک صنعت عظیم سرمایهداری تبدیل شده است. باشگاهها، لیگها، شرکتهای ورزشی و شبکههای تلویزیونی تلاش میکنند بیشترین سود را از هیجان و بدن ورزشکاران کسب کنند.
مواردی مانند:
فروش بلیتهای گران
تبلیغات گسترده
قراردادهای میلیاردی
اسپانسرینگ برندها
کالایی شدن بازیکنان
نشان میدهد که سرمایهداری چگونه ورزش را به منبع سود تبدیل کرده است.
ورزش و ایدئولوژی: کنترل اجتماعی
مارکسیستها معتقدند ورزش میتواند ابزار انحراف افکار عمومی و حفظ نظم موجود باشد.
هیجانزدگی ورزشگاهی، سرگرمی دائمی مسابقات، و ایجاد قهرمانهای مصنوعی باعث میشود افراد از مسائل مهمتری مانند فقر، تبعیض یا نابرابری دور بمانند؛ به بیان دیگر، ورزش نقش نوعی افیون مدرن را بازی میکند.
همزمان روحیههایی مثل رقابت شدید، فردگرایی و اطاعت از قانون در ورزش تقویت میشود که اینها ارزشهای مطلوب نظام سرمایهداریاند.
استثمار بدن ورزشکار
در رویکرد تضاد، بدن ورزشکار مانند یک «ماشین تولید ارزش» دیده میشود.
ورزشکاران حرفهای در بسیاری موارد:
- تمرینهای فرساینده دارند
- دوران ورزشی کوتاهی دارند
- در صورت آسیبدیدگی کنار گذاشته میشوند
- سود اصلی به مدیران، اسپانسرها و باشگاهها میرسد
بنابراین بدن ورزشکار «کالایی» است که ارزش اقتصادی تولید میکند.
تضادهای جنسیتی و نژادی
رویکرد تضاد همچنین به تبعیضهای جنسیتی و نژادی در ورزش توجه دارد.
درآمد کمتر زنان ورزشکار، پوششهای محدودکننده، بازنمایی جنسی در رسانهها و تبعیض در فرصتهای ورزشی از جمله نمودهای این تضاد است.
نظریه تضاد، ورزش را نه یک فعالیت بیطرف، بلکه میدانی از قدرت، رقابت نابرابر، سلطه و سودآوری میداند.
در این نگاه، ورزش به این دلایل مهم است:
- بازتولید نابرابری طبقاتی
- خدمت به ساختار سرمایهداری
- کالاییشدن بدن ورزشکار
- انحراف توجه مردم از مسائل اصلی
- تشدید تضادهای جنسیتی و نژادی
۳. نظریه کنش متقابل نمادین (Symbolic Interactionism)
نظریه کنش متقابل نمادین، یکی از رویکردهای کلیدی در جامعهشناسی است که بر تعاملات روزمره، معناها و نمادهای اجتماعی تأکید دارد. برخلاف نظریههای کلان مانند کارکردگرایی یا تضاد، این رویکرد میکروسطحی است و به چگونگی شکلگیری هویتها، نقشها و تجربههای شخصی در ورزش توجه میکند.
از این منظر، ورزش نه فقط یک فعالیت جسمانی یا نهادی اجتماعی، بلکه فضایی برای ایجاد و تفسیر معناها است.
معنا و هویت در ورزش
ورزشکاران، مربیان و هواداران از طریق کنشهای روزمره و تعامل با یکدیگر هویت ورزشی خود را میسازند.
مثالها:
- یک بازیکن فوتبال با نحوه تعامل با همتیمیها و مربی، نقش خودش را تعریف میکند.
- هواداران با شعارها و لباسهای تیمی، هویت جمعی خود را بازنمایی میکنند.
- نمادهایی مانند لباس، شماره بازیکن، توپ یا ورزشگاه معناهای خاصی به گروه و فرد میدهند.
نقش تعامل در شکلگیری تجربههای ورزشی
- کنش متقابل نمادین نشان میدهد که تجربه ورزش به واسطه تعامل اجتماعی ساخته میشود.
- نحوه تمرین و مسابقه، بازیابی معنا میکند.
- موفقیت یا شکست در مسابقات، تنها به نتایج آماری محدود نمیشود بلکه معنای اجتماعی و روانی دارد.
- مربیان با بازخورد و راهنمایی، رفتار ورزشکار را معنا میدهند و نقش او را تثبیت میکنند.
آیینها، نمادها و فرهنگ ورزشی
ورزش پر است از آیینها و نمادها:
- سرودهای تیمی
- حرکات پیش از مسابقه
- لباس و شماره بازیکن
- تشویق تماشاگران
این نمادها به افراد کمک میکنند تا معنا بسازند، هویت گروهی شکل دهند و احساس تعلق پیدا کنند.
هواداری و تعامل اجتماعی
هواداری ورزشی یکی از مهمترین موضوعات در رویکرد کنش متقابل نمادین است:
- تشویق و شعارها، رفتار و نمادهای فردی و گروهی هواداران، معنا و تجربه اجتماعی ایجاد میکند.
- هواداران با لباس تیم، پرچم و رفتارهای نمادین، تعلق خود به گروه و هویت جمعی را نشان میدهند.
جمعبندی
نظریه کنش متقابل نمادین ورزش را به چشم فضایی برای معناپردازی، شکلگیری هویت و تعامل اجتماعی میبیند.
به کمک این رویکرد میتوان تحلیل کرد که چگونه:
- هویت ورزشکار و هوادار شکل میگیرد
- نمادها و آیینها معنا میسازند
- تعاملات روزمره، تجربه ورزشی را تعریف میکنند
به طور خلاصه، ورزش عرصهای برای ساخت معنا و هویت اجتماعی است، نه فقط رقابت و سرگرمی.
۴. نظریه انتقادی (Critical Theory / Frankfurt School)
نظریه انتقادی ریشه در اندیشههای مکتب فرانکفورت دارد و بر بازخوانی قدرت، ایدئولوژی، سلطه و ساختارهای اجتماعی تمرکز میکند. برخلاف کارکردگرایی یا کنش متقابل نمادین، نظریه انتقادی ورزش را فضایی سیاسی، فرهنگی و اجتماعی میبیند و میپرسد: چه گروههایی از ورزش سود میبرند و چه کسانی تحت سلطه یا نادیده گرفته میشوند؟
ورزش و رسانهها
از نگاه انتقادی، رسانهها نقش مهمی در شکلدهی معناهای ورزشی و بازنمایی قدرت دارند:
- مسابقات و قهرمانان به نحوی پوشش داده میشوند که ارزشهای سرمایهداری و ملیگرایی تقویت شود.
- ضعفها و مشکلات ورزشکاران یا فساد باشگاهها اغلب کمرنگ نشان داده میشود.
ورزش و قدرت
نظریه انتقادی تأکید دارد که ورزش میتواند قدرت و سلطه گروههای اجتماعی و اقتصادی را بازتولید کند:
- مالکیت باشگاهها و لیگها در دست سرمایهداران است.
- تصمیمگیریهای کلان ورزش بیشتر به منافع اقتصادی و سیاسی مربوط است تا منافع ورزشکار یا جامعه.
- نابرابریهای جنسیتی و نژادی نیز در ورزشهای حرفهای بهطور سیستماتیک مشاهده میشود.
نقد نابرابری و تبعیض
رویکرد انتقادی ورزش را میبیند که میتواند نابرابری اجتماعی و اقتصادی را بازتولید یا به چالش بکشد.
نمونهها:
- محدودیتهای جنسیتی و تبعیض علیه زنان در دسترسی به امکانات ورزشی
- دسترسی نابرابر اقشار کمدرآمد به ورزشگاهها و باشگاهها
- تفاوت دستمزد و فرصت در لیگهای حرفهای
ورزش و تغییر اجتماعی
نظریه انتقادی ورزش را به چشم ابزاری بالقوه برای تغییر اجتماعی هم میبیند:
- جنبشهای عدالت اجتماعی در ورزش (مانند مبارزه با تبعیض نژادی یا حمایت از زنان)
- پروژههای ورزشی محلی که به توانمندسازی اقشار محروم کمک میکنند
- استفاده از ورزش برای تقویت آگاهی اجتماعی و انتقاد از سلطههای موجود
جمعبندی
نظریه انتقادی ورزش را نه تنها یک فعالیت تفریحی یا رقابتی، بلکه فضایی اجتماعی-سیاسی میبیند که:
- قدرت و سلطه را بازتولید یا نقد میکند
- نابرابریها و تبعیضها را نمایان میکند
- رسانهها و فرهنگ مصرفی ورزش را شکل میدهند
۵. نظریۀ فمینیستی در ورزش (Feminist Theory)
نظریههای فمینیستی ورزش را نه فقط به عنوان فعالیت جسمانی، بلکه به عنوان فضایی اجتماعی و فرهنگی تحت سلطه مردسالاری میبینند. این رویکرد به بررسی نابرابریهای جنسیتی، محدودیتها، بازنمایی و دسترسی به فرصتها در ورزش میپردازد.
بازنمایی زنان در ورزش
فمینیستها معتقدند که زنان ورزشکار در رسانهها و تبلیغات به شکل محدود یا جنسیشده بازنمایی میشوند. این بازنماییها:
- هویت زنان ورزشکار را کاهش میدهد
- موفقیتها و تواناییهای واقعی آنها را کماهمیت جلوه میدهد
- پیامدهای اجتماعی و فرهنگی در مورد جنسیت و نقشهای اجتماعی منتقل میکند
دسترسی و فرصتهای نابرابر
زنان ورزشکار معمولاً به امکانات کمتر، سرمایهگذاری پایین و فرصتهای محدودتر دسترسی دارند. این محدودیتها شامل:
- محدودیت در ورزشگاهها و سالنها
- کمبود مربی و مربیان زن
- تفاوت در دستمزد و قراردادهای ورزشی
فمینیستها بر ایجاد فرصتهای برابر و سیاستهای حمایتی برای زنان تأکید دارند.
بدن و استانداردهای اجتماعی
فمینیستها توجه ویژهای به کنترل و بازنمایی بدن زنان در ورزش دارند:
- فشار برای زیبایی و جذابیت ظاهری
- استانداردهای سختگیرانه در وزن و اندام
- محدودیت آزادی حرکت یا لباس در ورزشهای رسمی
این نگاه نشان میدهد که ورزش میتواند مکان سیاستگذاری بدن و هنجارسازی جنسیتی باشد.
فمینیسم و نقد ساختارهای قدرت
فمینیستها ورزش را به عنوان بخشی از ساختارهای قدرت مردسالارانه تحلیل میکنند. در این چارچوب:
- قوانین و سیاستهای ورزشی ممکن است نابرابر طراحی شوند
- مردسالاری در مدیریت، مربیگری و داوری غالب است
- تغییر نیازمند سیاستگذاری و بازنگری فرهنگی است
جمعبندی
نظریههای فمینیستی در ورزش نشان میدهند که:
- ورزش فضای نابرابری جنسیتی است
- بازنمایی رسانهای و استانداردهای بدن نقش مهمی دارند
- زنان محدودیتهای ساختاری و فرهنگی را تجربه میکنند
- سیاستها و برنامههای حمایتی میتوانند فرصتهای برابر ایجاد کنند
به بیان ساده، فمینیسم ورزش را عرصهای برای بررسی قدرت، هویت و نابرابری جنسیتی میبیند، و بر ایجاد تغییر اجتماعی و عدالت جنسیتی تأکید دارد.
۶. نظریه بوردیو درباره میدان ورزشی (Field Theory)
بوردیو ورزش را یک میدان اجتماعی میداند که در آن بازیگران برای کسب «سرمایه»های مختلف رقابت میکنند:
- سرمایه جسمانی
- سرمایه نمادین (شهرت، افتخار)
- سرمایه فرهنگی و اقتصادی
ورزش در این دیدگاه کاملاً طبقاتی، نمادین و ساختاریافته است.
نکته مهم: انتخاب نوع ورزش (گلف، بوکس، فوتبال، تنیس) نوعی اعلام طبقه اجتماعی است.
در پایان باید تأکید کرد که این نوشتار صرفاً مقدمهای بر جامعهشناسی ورزش بوده است. بیتردید، مطالعات جامعهشناختی ورزش ظرفیت آن را دارد که در آینده بهصورت عمیقتر به نقش ورزش در میدانها، مسابقات، کنشهای ورزشی و تحولات اجتماعی پیرامون آن بپردازد.
* در تهیه و ساماندهی این مقاله، علاوه بر منابع علمی، از ابزارهای هوش مصنوعی بهعنوان کمک پژوهشی استفاده شده است؛ با این حال، مسئولیت تحلیل، انتخاب محتوا و چارچوب نظری بر عهده نویسنده بوده است.
منابع:
- Coakley, J. (۲۰۱۷).
Sports in Society: Issues and Controversies. McGraw-Hill Education. - Delaney, T., & Madigan, T. (۲۰۱۵).
The Sociology of Sports: An Introduction. McFarland. - Sage, G., & Eitzen, D. (۲۰۱۹).
Sociology of North American Sport. Oxford University Press. - Giulianotti, R. (۲۰۱۶).
Sport: A Critical Sociology. Polity Press. - Maguire, J. (۲۰۱۱).
Global Sport: Identities, Societies, Civilizations. Polity Press. - Blumer, H. (۱۹۶۹).
Symbolic Interactionism: Perspective and Method. University of California Press. - Mead, G. H. (۱۹۳۴).
Mind, Self and Society. University of Chicago Press. - Horkheimer, M., & Adorno, T. (۱۹۴۷).
Dialectic of Enlightenment. Stanford University Press. - Andrews, D., & Giardina, M. (۲۰۰۸).
Sport, Culture and the Media. Peter Lang. - Hargreaves, J. (۱۹۸۶).
Sport, Power and Culture. Polity Press. - Hargreaves, J. (۱۹۹۴).
Sporting Females: Critical Issues in the History and Sociology of Women’s Sports. Routledge. - Messner, M. A. (۲۰۰۲).
Taking the Field: Women, Men, and Sports. University of Minnesota Press. - Scraton, S., & Flintoff, A. (۲۰۰۲).
Gender and Sport: A Reader. Routledge. - World Health Organization (WHO). (۲۰۲۰).
Guidelines on Physical Activity and Sedentary Behaviour.
– ربانی، عبدالحسین. (۱۳۹۲).
جامعهشناسی ورزش. تهران: نشر ورزشی.
– محمدی، مهدی. (۱۳۹۶).
«نقش ورزش در انسجام اجتماعی». پژوهشهای ورزشی ایران.
– داوری، محمد. (۱۳۹۵).
«ورزش مدرسه و انتقال ارزشها». فصلنامه تربیت بدنی.
– قاسمی، رضا. (۱۳۹۴).
«نقش ورزش در کنترل اجتماعی نوجوانان». مطالعات جامعهشناختی ورزش.
– نادری، مهدی. (۱۳۹۵).
«کنش متقابل نمادین و ورزش نوجوانان». پژوهشهای جامعهشناسی ورزشی ایران.
– جعفری، علی. (۱۳۹۶).
«نمادگرایی و ورزش در فرهنگ شهری ایران». فصلنامه جامعهشناسی ورزش.
– قربانی، رضا. (۱۳۹۳).
«رسانه و بازتولید ایدئولوژی در ورزش». مجله جامعهشناسی ورزش.
– نجفی، علی. (۱۳۹۷).
«ساختار قدرت در ورزش حرفهای ایران». پژوهشهای تربیت بدنی و علوم ورزشی.
– موسوی، نرگس. (۱۳۹۵).
«چالشها و نابرابریهای جنسیتی در ورزش زنان». مجله مدیریت ورزشی.
– احمدی، امیر. (۱۳۹۳).
«ورزش و تحرک اجتماعی». پژوهشهای علوم ورزشی.
– محسنی، سارا. (۱۳۹۸).
«ورزش و سلامت روان». مجله پژوهش در تربیت بدنی.
– احمدی، امیر. (۱۳۹۳). «ورزش و تحرک اجتماعی». پژوهشهای علوم ورزشی.
