انسان شناسی و فزهنگ
انسان شناسی، علمی ترین رشته علوم انسانی و انسانی ترین رشته در علوم است.

معرفی کتاب نیازشناسی (نیازسنجی) فرهنگی و هنری شهروندان تهرانی

کتاب نیازشناسی (نیازسنجی) فرهنگی و هنری شهروندان تهرانی تألیف حمید رزاقی از سوی انتشارات اندیشه دانش منتشر شد.

نیاز در جامعۀ انسانی بستر و مفهومی گسترده و چند وجهی دارد. از یک سو ابعاد مادی، عینی و انضمامی مانند نیاز به غذا، مسکن، سلامت و بهداشت را در بر می‌گیرد و از سویی دیگر بر وجوه نمادین، بین‌الذهنی و کیفی استوار است. مانند نیاز به آموزش، تربیت، تعلق، هنر، مطالعه و فراغت. نیازهای فرهنگی و هنری در حوزۀ نیازهای نمادین، ذوقی و معنایی جای دارند.

به بیان دیگر نیازهای فرهنگی (و هنری) به‌مثابۀ بخشی از سرشت درون‌ماندگار انسان از نوع معنایی، متعالی و معرفتی هستند که از طریق فعالیت‌های خلاق و اقدامات فرهنگی و هنری برآورده می‌شوند و در وجوه نگرش، خودشکوفایی، جهت‌دهی، فرح‌بخشی و مهارت مطرح می‌گردند و نیازسنجی فرهنگی و هنری فرآیند اندازه‌گیری و سنجش آن‌ها در یک گروه اجتماعی، در یک محله و یا یک شهر به منظور طراحی، تدوین و اجرای برنامه‌های کارآمد و اثرگذار در فضای زندگی و عرصۀ عمومی به وسیله‌ و با مشارکت شهروندان است.

از این منظر تحولات شتابان شهرنشینیِ معاصر، به‌ویژه در کلان‌شهرهایی چون تهران، صرفاً به تغییرات کالبدی، جمعیتی و اقتصادی محدود نمانده و با دگرگونی در سبک‌های زندگی، الگوهای مصرف فرهنگی، مناسبات اجتماعی و نظام نیازهای شهروندان همراه بوده است. در چنین بستری، تأمین نیازهای فرهنگی و هنری به‌مثابۀ بخشی از نیازهای نمادین و معناییِ زندگی شهری، نقش تعیین‌کننده در ارتقای کیفیت زیست، سلامت اجتماعی، احساس تعلق، مشارکت اجتماعی و توسعۀ فرهنگیِ شهروندی ایفا می‌کنند.

با این حال، سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی فرهنگی در بسیاری موارد بدون اتکا به داده‌های نظام‌مند و شناخت دقیق از نیازهای واقعی شهروندان انجام می‌شود؛ امری که می‌تواند به ناهماهنگی میان عرصۀ برنامه‌های فرهنگی و تقاضای اجتماعی بینجامد.

کتاب پژوهشیِ «نیازشناسی (نیازسنجی) فرهنگی و هنری شهروندان تهرانی» با تمرکز بر همین حوزه، به بررسی نظام‌مند نیازهای فرهنگی و هنری شهروندان تهرانی می‌پردازد و تلاش می‌کند تصویری مبتنی بر داده‌ها از وضعیت موجود و الگوهای تقاضاهای فرهنگی در این کلان‌شهر ارائه دهد.

در این کتاب، شهر نه صرفاً به‌مثابۀ فضای فیزیکی، بلکه به عنوان بستری اجتماعی- فرهنگی در نظر گرفته می‌شود که در آن نادیده گرفتن و یا تحریف نیازهای فرهنگی می‌تواند پیامدهایی چون کاهش سرمایۀ اجتماعی، ضعف اخلاق عمومی، تشدید احساس بیگانگی، افت کیفیت زندگی شهری و افول خلاقیت‌های فرهنگی و هنریِ شهرنشینان را به دنبال داشته باشد.

مرور پیشینۀ پژوهش در فصل دوم نشان می‌دهد که مطالعات نیازسنجی در ایران عمدتاً بر حوزه‌هایی چون آموزش رسمی، بهداشت، سلامت و سازمان‌ها متمرکز بوده‌اند و نیازسنجی فرهنگی و هنری در مقیاس شهری کمتر به صورت جامع و نظام‌مند مورد توجه قرار گرفته است. در حوزۀ فرهنگ، بسیاری از مطالعات یا به توصیف کلی وضعیت فرهنگ بسنده کرده‌اند یا صرفاً به یک فعالیت یا گروه اجتماعی خاص پرداخته‌اند. این در حالی است که کلان‌شهری مانند تهران با تنوع فضایی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی گسترده، نیازمند رویکردی چندسطحی (پهنه‌محور) در شناسایی نیازهای فرهنگی و هنریِ شهروندان است.

این کتاب با تمرکز بر کل شهر تهران و تفکیک آن به پنج پهنۀ شرقی، غربی، شمالی، جنوبی و مرکزی می‌کوشد داده‌هایی را فراهم آورد که بتواند مبنای تحلیل‌ها و برنامه‌ریزی فرهنگی قرار گیرد. از این حیث، اثر حاضر را می‌توان در زمرۀ پژوهش‌های میدانی گسترده در حوزۀ نیازسنجی فرهنگیِ شهری در ایران طبقه‌بندی کرد.

در فصل دوم، چارچوب مفهومی پژوهش تبیین می‌شود. «نیاز» در این کتاب به عنوان مفهومی چند وجهی در نظر گرفته شده است؛ مفهومی که می‌تواند به فاصلۀ میان وضع موجود و وضع مطلوب اشاره داشته باشد، هم به ترجیحات و انتظارات افراد و گروه‌های اجتماعی، و هم به کمبودهایی که بر عملکردهای فردی و اجتماعی اثر می‌گذارند.

نیازهای فرهنگی و هنری در این کتاب، بخشی از نیازهایی کیفی و نمادین در نظر گرفته می‌شوند که  برآورده شدن آن‌ها از طریق دسترسی به فعالیت‌ها، فضاها و برنامه‌های فرهنگی و هنری امکان‌پذیر است و با حوزه‌هایی چون فراغت، یادگیری غیررسمی، خلاقیت، تعامل اجتماعی و معنابخشی به زندگی روزمره پیوند دارد.

فرهنگ در این کتاب به عنوان مجموعه‌ای از ارزش‌ها، نگرش‌ها و فعالیت‌های معنادار تعریف می‌شود که هم در سطح فردی و هم در سطح جمعی آفریده و بازآفریده می‌شوند. بر این اساس، توسعۀ فرهنگی به معنای گسترش متوازن فرصت‌های فرهنگی، افزایش مشارکت اجتماعی و توجه به تنوع نیازهای فزاینده در گروه‌ها و پهنه‌های شهری است؛ توسعه‌ای که بدون نیازسنجی دقیق و مستمر به سختی قابل تحقق خواهد بود.

یکی از نکات محوری این پژوهش، تفکیک تحلیلی  دو سطح نیازسنجی است که به طور هم‌زمان مورد توجه قرار گرفته است. نحست نیازسنجی محتواهای فرهنگی و هنری که به شناسایی نیاز شهروندان به انواع خدمات، برنامه‌ها و فعالیت‌های فرهنگی و هنری می‌پردازد. این سطح، معطوف به این پرسش است که شهروندان در حوزه‌های فرهنگی و هنری چه نوع محتواهایی را مطالبه می‌کنند و اولویت‌های آنان در این زمینه چیست. دوم، نیازسنجی سازوکارهای عرضۀ محتواهای فرهنگی که به شیوه‌ها و قالب‌هایی می‌پردازد که از طریق آن‌ها محتواهای فرهنگی به شهروندان ارائه می‌شود. در این سطح، سازوکارهایی مانند نمایش، مشاوره، نشست، همایش، سمینار، سخنرانی و سایر قالب‌های ارتباط فرهنگی، موضوع بررسی قرار گرفته‌اند. این تفکیک دو گانه، امکان تمایز  میان «چه چیزی» و «چگونه ارائه شدن» در برنامه‌ریزی فرهنگی را فراهم می‌کند.

بر این اساس، طیف گسترده‌ای از زمینه‌ها و عرصه‌های فرهنگی و هنری هدف نیازسنجی قرار گرفته‌اند که از جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

آموزش‌های هنری و غیر هنری، کنسرت‌ها، فیلم و فیلم‌های سینمایی، نمایش و تئاتر، جشنواره‌ها، فعالیت‌های فوق برنامه، فعالیت‌ها و مسابقات ورزشی، نمایشگاه‌ها و نگارخانه‌ها، کانون‌های فرهنگی و هنری، همایش‌ها و سمینارها، نشست‌ها، مشاوره‌ها و سخنرانی‌ها، کتاب و کتاب‌خوانی، نشریات، و نیز فضاها و مراکز فرهنگی، هنری و تفریحی.

روش‌شناسی پژوهش در فصل سوم تبیین شده است. تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش پیمایشی و میدانی است و با رویکردی توصیفی-تحلیلی انجام شده است. داده‌ها از طریق پرسش‌نامۀ ساخت‌یافته گردآوری شده‌اند، به طوری که اولویت‌ها و ترجیحات فرهنگی و هنری شهروندان مورد سنجش کمّی قرا گرفته است. جامعۀ آماری  شامل شهروندان ۱۵ سال به بالا در پنج پهنۀ شهری تهران است و نمونه‌گیری به صورت خوشه‌ای و سیستماتیک انجام شده است. هم‌چنین مدلی برای تعیین سطوح نیاز (کم، متوسط، زیاد و خیلی زیاد) طراحی شده و اولویت‌بندی عناصر فرهنگی و هنری بر اساس امتیازدهی معکوس انجام گرفته است. این امر به تفکیک حوزه‌های دارای تقاضای بالا و پایین کمک کرده است.

اگر چه فصل چهارم  کتاب عمدتاً به ارائۀ جداول و نمودارهای آماری اختصاص دارد، اما منطق کلی یافته‌ها نشان می‌دهد که نیازهای فرهنگی و هنری شهروندان تهرانی، هم از نطر نوع محتوا و هم از نطر سازوکارِ عرضه،‌ متنوع و ناهمگن هستند. الگوهای تقاضا در حوزه‌های و زمینه‌های مورد بررسی در پهنه‌های مختلف شهری تفاوت‌های معنادار دارند. این تفاوت‌ها بیانگر آن است که نیازهای فرهنگی و هنری تحت تأثیر موقعیت فضایی، شرایط اجتماعی و دسترسی به امکانات قرار دارند.

از منظر مطالعات فرهنگی و شهری، این کتاب داده‌هایی فراهم می‌کند که می‌تواند به تحلیل سبک‌های زندگی، ترجیحات فرهنگی، و الگوهای مشارکت فرهنگی کمک کند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که برنامه‌ریزی مؤثر، نیازمند توجه هم‌زمان به محتواهای فرهنگی و سازوکارهای عرضۀ آن‌ها و نیز حساسیت به تفاوت‌های پهنه‌ای است. از حیث اجرایی، داده‌های ارائه شده می‌توانند در طراحی برنامه‌های فرهنگی هدفمند و متناسب با نیازهای شهروندان، بازنگری سیاست‌های فرهنگیِ شهری، تخصیص منابع و مکان‌یابی فضاهای فرهنگی مورد استفاده قرار گیرند.

این کتاب، گزارشی پژوهشی از وضعیت نیازهای فرهنگی و هنری در یک کلان شهر پیچیده است. این اثر با اتکا به چارچوب مفهومی مشخص، روش‌شناسی پیمایشی و داده‌های پیمایشی گسترده امکان بررسی نظام‌مند نیازهای فرهنگی شهری را فراهم می‌کند و می‌تواند به عنوان یک منبع پژوهشی در حوزۀ مطالعات فرهنگی، شهری و برنامه‌ریزی مشارکتیِ شهروندان بهره‌برداری شود.