انسان شناسی و فزهنگ
انسان شناسی، علمی ترین رشته علوم انسانی و انسانی ترین رشته در علوم است.

معرفی کتاب «انسانشناسی جهانی­ شدن، انسانشناسی وارد قرن بیست و یکم می­شود»

انسانشناسی جهانی­ شدن، انسانشناسی وارد قرن بیست و یکم می­شود

نویسنده: تد سی. لِویلِن[i]

سال انتشار:۲۰۰۴

۲۹۶ صفحه

کتاب با داستان دختری شروع می­کند اهل مکزیک با نام آلما، که پدرش می­خواست برایش چرخ ریسندگی بخرد تا بتواند از فقر نجات یابد، اما این ممکن نمی­شود و او را در سن جوانی به همسری کشاورز ی فقیر در می­آورند. او بزودی بچه­­دار می­شود، هفت فرزند. اما شوهر از پرداخت تامین زندگی خانواده برنمی­آید، لذا آلما غیر قانونی از مرز عبور کرده و به آمریکا وارد می­شود. در آنجا در کارگاهی کار کرده و مخارج مدرسه فرزندانش را تامین کرده و همزمان برای همسرش نیز پول می­فرستد. در عبورهای مکررش از مرز، دستگیر می­شود. سپس دولت آمریکا او را در کارگاهی ویژه­ی زنان مجرد مشغول به کار می­سازد. نویسنده بعد از گفتن داستان زندگی آلما، مچ خواننده را گرفته و سریعا اعلام می­دارد که هیچ چیز غیر نرمالی در زندگی آلما وجود ندارد. میلیونها زن در کشورهای جهان سوم، سرنوشت­های مشابه آلما دارند. “آلما یکی از بزرگترین چالش­هایی است که انسانشناسی فرهنگی با آن مواجه شده­است. برعکسِ بیشتر قرن بیستم که “مردمان بومی” سوژه­ی تحقیقات انسانشناسی بوده­اند و تحقیقات اجتماع محور و حول سنن بوده­اند، آلما یک زن کاملا مدرن( و حتی به عقیده­ی برخی پست مدرن) است. او به آسانی میان جهان­های مختلف، تقریبا میان قرن­ها، حرکت می­کند، در خانه­ در زمین­های گرم و خشک کاکاهواتِپِک یا در میان آسمان­خراش­های لس انجلس. او بخشی است از اقتصاد جهانی…”. نویسنده با بازگوکردن داستان زندگی زنی در مکزیک در چندین سطر، به زیبایی خواننده را وارد مفهوم جهانی­شدن می­کند. و نیز مفهوم اقتصاد جهانی. او نشان می­دهد که چگونه این زن در یک روستای کوچک به­دنیا می­آید، در عین وابسته و پایبند ماندن به سنن و بندهای سنتی و خوشاوندی، در شهرهای بزرگ و مدرن زندگی می­کند. بچه­هایش در آمریکا تحصیل کرده و زبان انگلیسی را به روانی تکلم می­کنند و از نظر ملیتی خود را آمریکایی مکزیکی تبار می­دانند. سپس نویسنده پرسش را مطرح می­کند” آلما کیست؟”.آیا او ” یک دهقان پرولتاریا[ii] شده است، اصطلاحی مارکسیستی که دهه­ای پیش محبوب بود؟ آیا یک مهاجر بین­المللی است یا یک مهاجر داخلی شهری یا، به زبان امروزی، یک فرامهاجر[iii]؟” (لویلن: ۲). لویلن مفاهیم بنیادی انسانشناسی را به چالش می­کشد. او میپرسد که “فرهنگ” آلما چیست؟ از انجایی که طبق تعریف انسانشناسی فرهنگ مجموعه ارزش­ها و نمادهایی است که از نسلی به نسل دیگر منتقل می­شود، اما آلما چه مقدار از فرهنگ خانواده­اش را حفظ کرده­است و چه مقداری را به فرزندانش که دو زبانه و دو فرهنگه هستند منتقل کرده ­است؟

و پاسخش آن است که در حقیقت آلما بسیاری چیزها بوده­ است:” زن، دهقان، مهاجر داخلی، مهاجر فراملیتی، کارگر ماهر، مادر، سرپرست خانواده، زن خانه، معاهده­کار، مکزیکی، دورگه. دسته­بندی­های ساده­ی گذشته در دنیایی که پاره­پاره شده است و مکان و زمان در آن فروریخته­اند، دیگر به کار نمی­آیند”(همان: ۳).

نویسنده ضربات خود را می­زند و خواننده را عمیقا و بنابر کیس قابل لمس آلما و نه یک نظریه انتزاعی، به تفکر و مطابقت زندگی و دنیای امروز با گذشته وامی­دارد. او در بخش مقدمه مدام پرسش می­کند و همین پرسش­ها است که سبب می­شود خواننده به شدت جذب کتاب شده و جهت یافتن پاسخ، کتاب را به سرعت بخواند. “آلما که میان این همه نقش در حرکت است، خود را چگونه می­بیند؟ هویتش را درکجا، اگر جایی وجود داشته باشد، می­یابیم؟ لویلن گذشته از دانشی که در مورد انسانشناسی و جهانی­شدن دارد، تکنیکی که برای نگارش کتاب و عرضه مطالب و جذب خواننده بکاربرده­است، بسیار زیبا و موثر است. به همین دلیل است که این کتاب را نه تنها متخصصان و دانشجویان مطالعات انسانشناسی و جهانی شدن، بلکه خوانندگان عادی نیز، جذاب خواهندیافت. و اینگونه است که خواننده وارد داستان انسانشناسی می­شود که این انسانشناسی خود وارد قرن بیست و یکم می­شود و دیگر نمی­تواند مفاهیم و تعاریف و دسته­بندی­ها را آنگونه که در گذشته انسانشناسی به­کار برده­میشد بکار برد. لویلن حتی مفاهیم مدرن را نیز به پرسش می­کشد، او می­گوید اصطلاح پست­مدرن “هویت­های پاره­پاره و شیزوفرنیک” [iv]را آنگونه که جیمسون (۱۹۸۸ :۳۵۱) بکار می­برد، نمی­توان برای آلما استفاده کرد زیرا آلما برعکس، در تطبیق با محیط چندگانه­اش بسیار استاد به نظر می­رسد زیرا اگر چیزی پاره­پاره و شیزوفرنیک باشد، آن نه خود آلما ، بلکه دنیایش است. البته لویلن، راه آلما را تنها راه و پاسخ به جهانی که وارد قرن بیست و یکم می­شود نمی­داند. بلکه می­داند راه­های دیگری هم هست مانند مهاجرانی که فرهنگ خود را کامل با خود به جامعه­ی که به آن مهاجرت کرده­اند می­برند و در آنجا این نوع از مهاجران دور هم جمع شده و اجتماعات خاص خود را تشکیل می­دهند، جوامع بومی که ممکن است مناسک مقدس خود را کالایی کرده و برای توریست­ها آن را اجرا کننند، بومیان موردتهدید آمازون ممکن است که جهت دستیابی به قدرت، نمایندگان سیاسی خود را ایمیل باران کنند، یا مذاکراتشان با نمایندگان دولت را ضبط و تصویر نمایند. بعد از مفهوم فرهنگ، لویلن، کار میدانی را که بنیاد انسانشناسی است به چالش می­کشد و باز از طریق همین داستان آلما نشان می­دهد که دیگر آن کارمیدانی خصوصا مشاهده­ی مشارکتی (که حداقل یک تا دو سال طول می­کشید و توسط انسانشناس جهت جمع­آوری داده­های دست اول انجام می­شد) دیگر در مورد آلما، کاربرد ندارد زیرا دیگر مشاهده­ی مشارکتی نمی­تواند پیچیدگی زندگی روتین آلما را لمس کند. البته لویلن معتقد نیست که کار انسانشناسی تمام شده است و بلکه در ادامه کتاب نشان می­دهد چگونه چندین کارمیدانی و نظریه­پرداز توانسته­اند از این چالش­ها عبور کنند، که اولین­ آنها را کار اریک ولف (۱۹۸۲) “اروپا و مردم بدون تاریخ”[v] می­داند.

جهانی­شدن که بحث مرکزی این کتاب و نیز به ذعم لویلن بحث مرکزی بیشتر رسانه­ها و محافل علمی است، از چه زمانی آغاز شد؟ وی مینویسد که هرچند در مورد ذات و لذا چگونگی و زمان آغاز جهانی­شدن توافق کامل وجود ندارد اما اجماع نظری هست در این مورد که این فاز از جهانی شدن در دنیای امروز با سرمایه­داری گسترش­خواه گره خورده است. جالبی شرح لویلن در مورد سرمایه­داری آن است که وی برای ظهور سرمایه­داری زمان­های متفاوتی را برمی­شمارد و نه تنها سده­های اخیر را. برای مثال اشاره دارد به مزوپوتامیای باستان، یا در برخی دوران­ها چین؛ اما رد سرمایه­داری غربی را می­توان در اروپای قرن ۱۶ گرفت که دوران بزرگترین کاوش­های اقیانوسی و شکلگیری دولت­-ملت­ بود. و جهانی­شدنی که امروز شاهدش هستیم نشات گرفته و زاده­ی تولد سرمایه ­داری است.

” گذار از نظم خویشاوندی[vi] به شیوه­ی تولید خراج­گذار[vii] تقریبا تمامی جوانب زندگی بومیان را تحت تاثیر قرارداد- فروپاشی خطوط خویشاوندی، تغییر رهبری، منجرشدن به مهاجرت به قلمروهای تازه، و در شمال آمریکا ایجاد جنگ­های ویرانگر وقتی که سگ آبی و (بعدها گاو وحشی) تعدادشان کاهش یافت و قبایل هندی برسر شبکه­های تجاری و کمبود منابع باهم دیگر به جنگ پرداختند”(بلیک به نقل از لویلن ۲۰۰۴ : ۱۳).

متن تلاش می­کند که در فصول بعدی مطالب و سوالات مطرح شده در مقدمه را بیشتر تشریح کرده و سپس راه حل­هایی بیابد.

کتاب انسانشناسی جهانی شدن، از سه فصل اصلی تشکیل شده و هر فصل خود دارای ۴ زیرفصل است. در زیر فهرست کتاب را می­توانید ببینید:

سرآغاز

مقدمه: آلما کیست؟

بخش اول: انسانشناسی درحال جهانی شدن

حرکت آهسته به سمت جهانی­شدن

انسانشناسی جهانی­شدن

توسعه، انتقال، و گفتمان

برساختن هویت

بخش دوم: جهانی­شدن و مهاجرت

مهاجرت: مردم در حرکت

فراملیت­گرایی: زیستن درآنسوی مرزها

دیاسپورا: دلتنگی برای خانه

پناهنده: انسانشناسی مهاجرت اجباری

بخش سوم: جهانی/محلی

جهانی­شدن از اساس

فرهنگ­های قبیله­ای: دیگر قربانی نیستند

دهقانان: نجات­یافتگان در یک دنیای جهانی

فکر ثانوی، به رسم نتیجه­گیری

توضیحات

کتاب­شناسی

ایندکس

کتابخانه الکترونیکی والِی[viii] درباره کتاب لویلن چنین می­نویسد: “لویلن از طریق مثالهایی چندگانه برگرفته از تحقیقات مردمنگاری اخیر از سراسر جهان، به بررسی تاثیرات جهانی­شدن می­پردازد بر زندگی مهاجران و خانه نشینان، دهقانان و مردمانی که در قبایل زندگی می­کنند، زنان و مردان. تم اساسی این است که پیوند جهانی/محلی یکی از تطابق­های غیرقابل پیشبینی بر هم تاثیرگذار و خلاق است، و البته نه از نوع جبرگرایی از بالا به پایین. به لحاظ نظری، مطالعات جهانی­شدن تبدیل شده­است به نقطه مرکزی تلاقی انسانشناسی تفسیری، انسانشناسی انتقادی، پست مدرنیسم، و پساساختارگرایی، که اینها با یک تجربه­گرایی سخت ترکیب شده­اند. این کتاب حسنش هم برای خوانندگان عادی و هم کسانی که حوزه تخصصشان است، آن است که مطالعات مردمنگاری و نظریات پیشگام انسانشناسی جهانی­شدن را باهم متحد می­سازد”.

[i] – Ted C. Lewellen

[ii] – Proletarianized Peasant

[iii] – Transmigrant

[iv] – ‘Fragmented and schizophrenic decentering’

[v] – Eric Wolf (1982) Europe and the People without History.

[vi] – Kin-order

[vii] – tributary

[viii] – Wiley Online Library