انسان شناسی و فزهنگ
انسان شناسی، علمی ترین رشته علوم انسانی و انسانی ترین رشته در علوم است.

ساختار های اجتماعی و نظام انتخاباتی:مطالعه موردی دو روستا دهستان اشکور

ساختارهای اجتماعی به عنوان چارچوب مشخص و تقریباً ثابتی که در انگیزه , معیارهای و نحوه زندگی مردم در عرصه های مختلف فرهنگی،اقتصادی،اجتماعی و سیاسی مردم تاثیر گذار است، در این مقاله ابتدا به تعریف و سپس بیان انواع دسته بندی که جامعه شناسان معروف در مورد ساختار اجتماعی صورت داده اند ، را اشاره ای می کنیم ، سپس در ادامه به بررسی تاثیر این ساختارهای اجتماعی در عرصه انتخابات ملی و محلی به عنوان یک نوع مشارکت سیاسی در امر سیاسی را در دهستان اشکور خواهیم پرداخت.

– ساختارهای اجتماعی و امر سیاسی:

در یک تعرف کلی می توان در تعریف ساختارهای اجتماعی گفت: «مجموعۀ عوامل جمعی که با ارتباط بین خود، یک مجموعۀ بهم پیوسته، کلّی و پیچیده را به وجود می آورد.» ساختار در این جامعه به صورت یک چارچوب نسبتاً ثابت گذشته از آن که نماد بیرونی جامعه مورد نظر را به صورت سلسله مراتبی از نقش ها و شکل تعارضی نیروها و نابرابریهای اجتماعی شکل می دهد، به فعالیت های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و … جهت داده و محدودیت های خاصی بر افراد، تشکل ها و اجتماعات در درون یک جامعه تحمیل می کند. (نقیب زاده: ۱۳۷۸، ۳۲)

جامعه شناسان معتبر قرن نوزدهم به ویژه فردیناند تونیس ، امیل دورکیم و سربرت اسپنسر و دیگران تقسیم بندی های معتبری در این زمینه ارائه داده اند … تونیس (۱۹۳۶ – ۱۸۵۵) جوامع گوناگون را بر حسب نوع رابطۀ درونی، میزان انسجام، میزان پیچیدگی و چند معیار دیگر به دو دسته اصلی تقسیم می کند؛ یکی را گمینشافت (معادل فارسی جماعت، گروه اجتماعی یا اجتماع) و دیگری گزلشافت(معادل فارسی «جامعه») …. روابط اجتماعی در گمنشنافت بر پایه عاطفه، سنت، خویشاوندی و دوستی قرار دارد. افراد در چنین ساختار اجتماعی نوعی اراده مشترک بی چون و چرا بینشان وجود دارد. اما در گزلشافت محبت و عاطفه جای خود را به وظیفه، الزام و نیاز می دهد و علاقه جای خود را به اکراه و خدمت رسانی جای خود را به سودجویی و حمایت های خود را به رقابت می سپارد و پیوند و همبستگی که در گمینشاخت حالتی طبیعی و اصیل داشت در گزلشاقت عَرَضی پیدا می کند. (نقیب زاده :۱۳۷۹، ۸۱-۸۳)

امیل دورکیم (۱۹۱۷- ۱۸۵۸ ) هم به همین سان دو نوع جامعه را از هم تفکیک می کند که یکی مبتنی است بر پیوندهای عاطفی ، احساس و اطاعت بی چون و چرا پایه قول خود مکانیکی و دیگری مبتنی بر روابط غیر شخصی وانداموار، یا چنانکه او می گوید پیوندهای ارگانیک. (همان، ۸۵)
به نظر می رسد که در روستاها به عنوان اجتماعاتی مبتنی بر روابط شخصی و خویشاوندی (نزدیک به تعریف تونیس از «اجتماع» ) و یا تفکیک اجتماعی کم (در معنای موردنظر دورکیم) و خلاصه به علت بافت اجتماعی – فرهنگی و جغرافیای خاص سیاست و مشارکت سیاسی (و در عرصه انتخابات) معانی ویژه ای داشته باشد… به این ترتیب که سیاست و مشارکت سیاسی در درون روستا بیش تر اعمال روزمره و روابط مستقیم قدرت است. در این حالت سیاست بیش تر ناظر بر ملزومات عینی زندگی خواهد بود. یعنی زندگی در روستا منظومه ای همگون و نامتمایز یا کم تر تمایز یافته از شئون مختلف زندگی است و روابط شخصی و چهره به چهره محل انعکاس این زندگی است که طبعاً تنیدگی شئون اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی را در هم ایجاب می کند، به این ترتیب سیاست نیز معنایی معادل اعمال روزمره و چهره به چهره خواهد داشت .( فکوهی: ۱۳۸۳، ۳۴).

دهستان اشکور :
این دهستان که از لحاظ تقسیمات کشوری جزء شهرستان رامسر می باشد و دارای ۱۱ روستا (آبادی) در خود می باشد ؛ کیت ، سپارده ، تمل، یازن ، نارنه ، افی، نداک، کلایه ، آکنه، لج و میج می باشد. که با توجه به سرشماری مرکز آمار در سال ۱۳۸۵ ، ۱۶۰۰ نفر جمعیت دارد که بیشترین جمعیت را روستا سپارده با ۳۸۱ جمعیت و کمترین جهت را روستاهای آکنه و کلایه با ۶۳ نفر جمعیت می باشند. که این تحقیق در دو روستای سپارده و یازن به صورت روش شناسی های انسان شناسی صورت گرفته که در گردآوری داده بیشتر از فن مصاحبه کمک گرفته شده که مصاحبه از نوع عمیق بوده که در این نوع از مصاحبه پژوهشگر آزادی کاملی در اراده مصاحبه دارد همان طور که مصاحبه شونده، نیز در پاسخ هایش از آزادی کامل برخوردار است. در کنار این نوع مصاحبه عمیق که فردی بود ما مصاحبه ها گروهی متمرکز نیز استفاده کردیم که برای جوانان و زنان استفاده شد.

– انتخاب ملی و محلی؛
نحوه تبلیغات انتخاباتی، معیارهای انتخاب نماینده، انگیزه شرکت در انتخابات و مسائلی از این دست، بحث انتخابات را در عرصه سیاست مهم جلوه می دهد که اگر به خوبی این فضا درک و فهم نشود، موجب عدم استفاده درست از انتخابات در عرصه مشارکت سیاسی افراد می شود.
در روستاهای دهستان اشکور، رفتار انتخاباتی مردم در بعضی جهات همانند آن چیزی است که ما در شهر و روستاهای ایران شاهد آن هستیم و از خیلی جهات هم با شهرها و حتی روستاهای دیگر مناطق ایران می تواند متفاوت باشد.
در مقاله بحث انتخابات را هم در سطح ملی، مثل ریاست جمهوری صورت می گیرد را مورد بررسی قرار می دهیم و هم انتخاباتی که در سطح استانی و محلی برگزار می شود مثل انتخابات شوراهای روستایی.
در بحث انگیزه شرکت در انتخابات ملی و محلی، اکثر مردم به این انگیزه در انتخابات شرکت می کنند که با انتخابی که صورت می دهند، وضعیت کشاورزی، امکانات پیشرفت و توسعه از آن چیزی که هست بهتر کنند و و به گونه ای نوسازی که در این روستاها به مدت زیادی شروع شده ولی به دلایلی رشد کندی دارد، شتاب پیدا کند. بنابراین به گونه ای می توان گفت، انگیزه اقتصادی و پیشرفت در مورد شرکت در انتخابات مهم است. یکی از جوانان در این زمینه می گوید: «من وقتی می خواهم در انتخابات شوراها شرکت کنم، به فکر این هستم که کسی را انتخاب کنم که دم و دستگاه های حکومتی را بشناسد و با آن ها در ارتباط باشد، تا بتواند از آن طریق بودجه ای را برای روستا بگیرد تا مشکلات روستا را برطرف کند».
و یا نمونه بارزاش در مورد انگیزه مالی و اقتصادی، به ادعای مردم در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری که با سهام عدالتی که مردم این دهستان دریافت کردند، موجب شد که به سمت یک نماینده خاص گرایش پیدا کنند.
البته بودند کسانی که عقیده داشتند که مردم به انگیزه های غیر از اقتصادی در انتخابات شرکت می کنند. برای مثال مردی ۶۱ ساله در مورد ،انگیزه شرکت مردم در انتخابات می گوید: «یکسری از افراد نان خور مستقیم دولتند مثل همین معلم ها و کارکنان خانه بهداشت روستا،که در انتخابات شرکت می کنند، یکسری نیمه نان خور دولتند، مثل همین شصتی (حقوق بازنشستگی کشاورزی است که از طرف کمیته امداد امام خمینی به افراد بالا ۶۰ سال روستایی داده می شود) که می گویند که اگر رای ندهیم ممکن است به ما دیگر شصتی ندهند، و در آخر اینکه یکسری از افراد چون فرد در آینده یک روزی کارش به سازمان های دولتی بکشد، اگر شناسنامه اش مهر نخورده باشد، ممکن است اذیتش کنند، بنابراین در انتخابات شرکت می کند». در مورد دسته آخری که این فرد به آن اشاره کرد، یک شخصی تقریباً با چنین ذهنیتی و اینکه به ادعا خودش نمونه تجربه ای اش را دیده در انتخابات شرکت می کند، وی در مورد تجربه خود می گوید: «زمانی که من برای گرفتن دفترچه بیمه، به سازمان تأمین اجتماعی رفتم، وقتی کارمند به صفحه های آخر شناسنامه ام نگاه کرد، وقتی مهر انتخاباتی زیادی نداشت، آنقدر من را در آن ساختمان سازمان بالا و پایین کردند، که تا آخر بعد از ۶ ماه دویدن، دفترچه ام را گرفتم، از اون به بعد به خودم گفتم: که باید در انتخابات شرکت کنم و این را به همه می گویم که در انتخابات شرکت کنند». ممکن است که مشکل این فرد، واقعاً بیش باز آنکه مشکل مهر آخر صفحه شناسنامه اش باشد، مشکلات دیگر داشت، ولی چنین ذهنیتی در فرد وجود داشته که مشکل واقعاً از صفحات آخر شناسنامه اش است.
معیارهای انتخاب مردم در انتخاب ملی / محلی که در انتخابات ملی مثل ریاست جمهوری و مجلس که مردم کمترین شناخت را می توانند داشته باشند (به استثناء دوره دهم، که تلویزیون پوشش وسیعی داده بود)، یکسری از مردم به علت عدم سواد یا سواد کم و آگاهی پایین معمولاً معیار انتخابشان را کسانی مشخص می کنند که آگاهی نسبی بالایی دارند و یا اصولاً هستند در هر روستا کسانی که یا به علت سواد و آگاهی و یا اصولاً آگاهی از وضعیت جامعه، در پیش مردم وجهه خوبی دارند وآن ها هستند که مشخص می کنند که مردم به چه کسی رای دهند. که اگر بخواهیم مصداقی کار کنیم، مثل معلم بومی یکی از روستاها که هم سواد دارد و هم اینکه وجهه خوبی در بین روستاییان برخوردار است.
وقتی با یکی از این افراد که پیش مردم وجهه ی خوبی دارند صحبت می کردیم، در این زمینه می گوید: «پدر و مادر و یا افراد نزدیک به من می گویند که به چه کسی رأی دهیم، من مثلاً می گویم به فلان کس، و این سبب می شود که دیگر افراد نزدیک به پدر و مادر و آشنایانمان، به کسانی رأی بدهند که آنها رأی داده اند، و بنابراین مردم به اصطلاح چشم تو چشم به هم نگاه کنند و فرد مورد نظر خود را انتخاب کنند».
که این امر را یکی از زنان روستا به گونه ای دیگر می گوید: «موقع انتخابات، چون من آگاهی و شناخت نبست به افراد را ندارم، به خاطر همین زنگ می زنم به پسرم و هر چیزی را پسرم گفت، به آن رأی می دهم».
و این نوع معیار انتخاب کردن، در بین همه افراد روستا صادق نیست و هستند کسانی که به خصوص جوانانی با رفتو و آمد به شهر یا امیدی که به تغییر دارند، معیارهای شان خود تعیین می کنند و کمتر با ساختارهای اجتماعی هماهنگ است. و سعی می کنند حداقل معیارهای را در انتخاب نماینده داشته باشند.
معیار انتخاب در مورد انتخابات شوراهای محلی تا حدود زیادی متفاوت با انتخابات ملی می باشد. در انتخابات شوراها مردم سعی می کنند که اول یک فرد باسواد و آگاه را انتخاب کنند و در ادامه سعی می کنند در انتخاب های دیگرشان، فامیل یا دوستی را که در انتخاب شوراها کاندید شده است را انتخاب کنند. به خاطر همین در اکثر روستاهای این منطقه، ما از یک طرف شاهدیم که افراد آگاه و باسواد عضو شورا هستند و از طرف دیگر کسانی را می بینیم که به علت داشتن دوست و فامیل در بین روستاییان در انتخابات شورای رای می آورند و عضو شوراهای روستایی می شوند و البته هستند افراد آگاه و با سوادی که هم به علت آن آگاهی و هم به علت داشتن آشنایان زیاد در روستا انتخاب شده است. که این نوع متفاوت بودن اعضاء شوراهای روستایی، سبب شده که یک نوع ناهماهنگی بین اعضای شورا شاهد باشیم که کمتر می توانند با یکدیگر در مسائل مختلف به توافق برسند.
در بحث تبلیغات و شرایط آن در منطقه، شیوه های گوناگون وجود دارد که تحت تاثیر شرایط خاص منطقه این شیوه ها به وجود آمده است .یکسری از شیوه ها تبلیغات به شرایط جغرافیایی منطقه بر می گردد که چون از مرکز شهر بسیار دور است بنابراین آن نوع شیوه های مرسومی که در جاهای دیگر می بینیم در اینجا کمتر شاهد آن هستیم.
در بعضی از انتخابات مثل، انتخابات مجلس، نامزدهای انتخاباتی سعی می کنند حضور مستقیم در روستاها داشته باشند و با رفتار و منشی که از خود نشان می دهند، اقبال مردم روستا را به خود جلب کنند و خود را به گونه ای دلسوز و آگاه به مشکلات مردم نمایش دهند. به عنوان مثال یکی از اهالی روستا به نحوه رفتار یکی از نامزدهای انتخاباتی مجلس در روستا اشاره می کند که اتفاقاً موجب شد که خیلی در روستا در آن دوره به آن کاندید رای دهند.در مورد جزئیات این تجربه می گوید: «در یک دوره انتخابات مجلس، یک نامزد انتخاباتی وقتی خودش را به روستا رساند، اول به چشمه ای که در وسط روستا بود، رساند و در آنجا کاسه ای مسی را از دست یکی از زنان روستا گرفت و با آن آب خورد و در ادامه دست و پای خود را با آب چشمه شست که این سبب شد که خود را در آن هنگام به گونه ای معرفی کند که روستازاده است و به فکر مردم روستا می باشد، که این رفتار آن فرد سبب شد که مردم روستا به او رای بدهدند ولی وقتی مردم به آن رأی دادند دیگر آن فرد به روستا نیامد و در هیچ جایی هم یادی از ما و مشکلات این روستا نکرد و به قول معروف وقتی خرش از روی پل گذشت، آقا دیگر به ما سر نزد که ببینید ما چه مشکلاتی داریم».
و این تجربه را نماینده دیگر در دوره انتخابات مجلس اخیر (هشتم) به گونه ای دیگر از خود نشان داد که سعی داشت رای مردم را به سمت خود جلب کند. آن تجربه را یکی از اهالی روستا این گونه تعریف می کند که: «آقای … به روستای ما آمد و در مسجد گریه و زاری که من تحت تأثیر مشکلات مردم قرار گرفته ام و قول داد که اگر نماینده شود، اکثر مشکلات مردم را برطرف کند و مردم کمترین کم و کاستی در روستا داشته باشند. حال زمانی که انتخاب شده است، یکبار هم گره از مشکلات روستا را باز نکرد و حتی یکبار هم دیگر به روستا نیامد».
شیوه دیگر تبلیغات در این روستاها صورت می گیرد به این گونه است که نامزدهای انتخاباتی سعی می کنند یکی از افراد روستا را که در آن روستا دارای اعتبار زیادی می باشد، مبلغی پول بدهند، تا در روستا آن نامزد را بین روستاییان به صورت های مختلف مثل پخش کردن تراکت بین روستاییان و یا اینکه گپ و گفتگو خودمانی با اهالی روستا، آن ها را تشویق کنند که در انتخابات به آن فرد مورد نظر رأی دهند. در این مورد یکی از افراد که خود شاهد چنین تجربه ای بوده، می گوید: «در سطح نمایندگی مجلس، نماینده پنچاه هزار تومان کمتر یا بیشتر به یکی دوستان نزدیک ما که از اهالی روستا است، داد که هم دارای اعتبار زیادی بود و هم اینکه احتمال موثر بودن در رأی سازی در آنجا را داشته باشد. تا از این طریق بر مردم تأثیر گذارد تا مردم به آن رأی دهند».

در کل، در بحث انتخابات ملی و محلی در دهستان اشکور باید گفت که مردم کمترین شرایط مناسب چه در انگیزه، چه معیار انتخابات دارند و در ضمن در نحوه تبلیغات،شیوه های مناسبی رعایت نمی شود. و این یعنی اینکه انتخابات هیچ وقت برایشان یک شرایط مطلوبی محسوب نمی شود که این خود بر می گردد هم به سیستم انتخابات در ایران و همچنین به عدم آگاهی و شناخت مردم از چرایی انتخابات و نحوه حضور و انتخاب نمایندگان توسط آنها.
در کنار این باید اشاره کرد که جامعه روستایی در دهستان اشکور در حال گذار است و ساختارهای اجتماعی در حال تغییر می باشد. ساختارهای اجتماعی از یک طرف پا در گذشته دارد و مردم با معیارها و انگیزهای آن زندگی می کند و از طرف دیگر با چشیدن طعم نوسازی و پیشرفت که در حال شکل گیری است ، مردم خواهان شتاب در تغییرات هستند که این همزمان است با یکسری تغییر و تحول در ساختارهای اجتماعی شان و این امر سبب شده که یک دوگانگی در عرصه ها مختلف از جمله در امر سیاسی شده که از یک طرف با معیارهای گذشته ساختارهای اجتماعی دارند زندگی می کنند و امر سیاسی را زیا جدی نگیرند و آن را همانند یک فعالیت روزانه تلقی کنند ولی با تغییراتی که صورت گرفته مردم شاهد تغییراتی در زندگی شان شده و نیازهای زیادتری را در زندگی شان گنجانیده اند و از نظر مردم تنها کسی که می تواند این نیازها را برطرف کند در کشورهای جهان سوم دولت است چرا که دولت است که همه امور در این کشورها در دست دارند و این امر شده که مردم تغییراتی در نگرش خود به انتخابات داشته باشند و آن را کم کم امر جدی تلقی کننند و خواهان مشارکت بیشتر در امور سیاسی باشند.

منابع؛
– نقیب زاده، احمد، درآمدی بر جامعه شناسی سیاسی،تهران:انتشارات سمت، ۱۳۷۹.
– همان، تأثیر ساختارهای اجتماعی بر زندگی سیاسی،مجله اطلاعات سیاسی – اقتصادی(بهمن و اسفند ۱۳۷۸ – شماره ۱۴۹ و ۱۵۰ ( .
-فکوهی، ناصر،نگرشی انسان شناختی بر پنداشت روستاییان از مشاراکت روستاییان و چند عامل مؤثر بر آن در روستایی نمونه گرمسار،فصلنامه علوم اجتماعی(دانشگاه علامه طباطبائی)، تابستان ۱۳۸۳ – شماره ۲۶.

separdeh@yahoo.com