اکبر احمد[۱]، برگردان: آذر جوادزاده
ابوریحان بیرونی دانشمندی شگفتانگیز و چندساحتی بود که آثارش حوزههایی چون اخترشناسی، ریاضیات، ژئودزی (زمینسنجی) و بسیاری رشتههای دیگر را دربر میگرفت. هزار سال پیش از آنکه انسانشناسی در غرب پدید آید، بیرونی نخستین مشاهدات خود را ثبت کرده بود.
نوشتههای مرتبط
کارهای ابوریحان بیرونی حوزههای گوناگون و فرهنگهای مختلف را دربر میگرفت. او محیط زمین را با دقتی در حدود یک درصد محاسبه کرد؛ در پژوهشهایش به ترجمههای اقلیدس[۲]، بطلمیوس[۳] و متون هندی، همچنین آثار دانشمندان مسلمان همچون ابنسینا[۴] و خوارزمی[۵] تکیه داشت. عشق او به یونانیان باعث شد که به مرجع و صاحبنظر در باب ارسطو[۶] بدل شود. دهانهای بر سطح ماه به نام ابوریحان بیرونی نامگذاری شده است، شورویها (اتحاد جماهیر شوروی سابق) تمبری به افتخار او منتشر کردند، و او را لئوناردو داوینچیِ مسلمان[۷] خواندهاند.
ابوریحان بیرونی محصول عصر طلایی اسلام بود. در این زمان، مفهومی که من آن را منش علمی[۸] مینامم، سراسر جامعه را دربر گرفته بود. برتری دانش، یا همان علم، در اسلام بیچونوچراست. علم پس از نام خدا، پرکاربردترین واژه در قرآن است و حدیث پیامبر که میفرماید: «جوهر قلم دانشمند مقدستر از خون شهید است» بهخوبی شناخته شده است. آشکارا حمایت حاکمان از دانش وجود داشت. این محیط، پژوهش سختگیرانه و تسلط میانرشتهای را پروراند، که نمونۀ آن در چهرههایی چون ابن عربی[۹]، ابن رشد[۱۰]، ابنسینا، فارابی[۱۱] و غزالی[۱۲] دیده میشود. عامل دیگری در آن زمان، احترام گسترده و عمومی به دانشمندان بود. برخی از آنان چهرههایی مشهور بودند. سخنرانیهای غزالی در بغداد با حضور صدها نفر برگزار میگردید.
امروز ابوریحان بیرونی بیش از هر چیز بهخاطر پژوهش سترگش دربارۀ هند، کتابالهند یا کتاب هند[۱۳] شناخته میشود. استفادۀ ابوریحان بیرونی از واژۀ «تحقیق»[۱۴] در عنوان اصلی تحقیق ما للهند یا تحقیق دربارۀ هند[۱۵] بازتابدهندۀ گرایش علمی اوست. این کتاب پس از حدود سیزده سال پژوهش، میان سالهای ۱۰۱۷ تا ۱۰۳۱ م. نوشته شد. ادوارد زاخائو[۱۶] آن را در سال ۱۸۸۷ به زبان آلمانی ترجمه کرد و سال بعد به انگلیسی با عنوان هندِ البیرونی.[۱۷] این اثر همچنان منبعی کلیدی برای شناخت جامعۀ هندو[۱۸] در هزار سال پیش به شمار میرود، و نمونۀ کار او نشان میدهد که قرنها پیش از آنکه این رشته در غرب شکل بگیرد، مسلمانان کاری را انجام میدادند که امروز آن را انسانشناسی مینامیم.
پژوهش ابوریحان بیرونی دربارۀ هند
تعریف انسانشناسی شامل یادگیری زبان گروه مورد مطالعه، مشاهدۀ مشارکتیِ طولانیمدت، بایگانی یادداشتها و ثبتهای دقیق، مشاهدۀ آیینهای گذار، پژوهش در متون اصلی، و الزام به ارائۀ یافتهها با عینیت و بیطرفی؛ و در صورت امکان، همراه با مقایسههای میانفرهنگی است.
پژوهش ابوریحان بیرونی، بابِ نظری و روششناختی را به روی دانشمندان علوم اجتماعی میگشاید. هزار سال پیش از انسانشناسان اروپایی همچون لِوی اشتروس[۱۹]، لویی دومون[۲۰] و آدریان مایر[۲۱]، ابوریحان بیرونی روشی برای مطالعۀ نظام کاست و خویشاوندی در هند پیشنهاد کرده بود.
چنانکه ادوارد زاخائو[۲۲] در مقدمه خود مینویسد: «روش نویسندۀ ما این است که خود سخن نگوید، بلکه بگذارد هندوها سخن بگویند… او تصویری از تمدن هند ارائه میدهد، همانگونه که خود هندوها آن را ترسیم کردهاند.» ابوریحان بیرونی بهشدت بر منابع اصلی هندو تکیه داشت و برای این منظور زبان سانسکریت[۲۳] آموخت. او مینویسد: «در گردآوری کتابهای سانسکریت از جاهایی که گمان میبردم یافت میشوند، نه از زحمت دریغ میکنم و نه از هزینه.
ابوریحان بیرونی افق گستردهای برای مقاصد مقایسهای میگشاید و به یهودیان، مسیحیان، پارسیان و یونانیان باستان[۲۴] ‑ که تحسین بیپردهای نسبت به آنان دارد ‑ اشاره میکند. همچنین همدلی او با عرفان جهانی در مقایسهای که میان صوفیان، عارفان هندو و عارفان مسیحی انجام میدهد، بازتاب یافته است.
در هشتاد فصل که در ششصد صفحه گسترده شدهاند، ابوریحان بیرونی مطالعهای از آیین هندو بهعنوان دینی کارآمد، پخته و با کیفیت عالی ارائه میدهد. او فلسفه، ریاضیات و اخترشناسی هندو را معرفی میکند؛ موضوعاتی که برای مسلمانان بسیار جالب بودند. ابوریحان بیرونی مقایسههای میانفرهنگی با عربها و یونانیان انجام میدهد. او مسلمانان و هندوها را همچون دو خانواده میبیند که در یک خانه زندگی میکنند.
فصلهای گوناگون کتاب ابوریحان بیرونی و عناوین آنها بازتابی از علوم اجتماعی مدرناند: «دربارۀ کاستها که به آنها ‹رنگها› (وارنا)[۲۵] گفته میشود و دربارۀ طبقات زیرین آنها» (فصل نهم) و «دربارۀ آیینها و رسوم دیگر کاستها، به جز کاست برهمنان، که در طول زندگی خود انجام میدهند» (فصل شصتوچهارم). مسائل مربوط به زنان نیز بررسی شده است: «دربارۀ ازدواج، دورههای قاعدگی، جنینها و زایمان» (فصل شصتونهم). ابوریحان بیرونی هدف اصلی خود را چنین بیان کرده بود که «جز یک گزارش تاریخی ساده از واقعیتها چیزی ارائه نکند». او میخواست «نظریههای هندوها را دقیقاً همانگونه که هستند» ثبت کند.
شایان توجه است که ابوریحان بیرونی در برابر آنچه بهعنوان تفاوتهای میان اسلام و آیین هندو مشاهده میکند، عینیت خود را حفظ کرده و بیطرف میماند: «هندوها در همۀ جنبهها کاملاً با ما متفاوتاند… آنان در دین بهطور کامل با ما فرق دارند، زیرا ما به هیچیک از چیزهایی که آنان باور دارند ایمان نداریم و برعکس… در همۀ رفتارها و رسوم، آنچنان با ما تفاوت دارند که کودکانشان را با ما، با پوشش و شیوهها و آداب ما میترسانند، و ما را نسل شیطان میخوانند و کارهای ما را درست در برابر هر آنچه نیک و شایسته است قرار میدهند.»
درسهایی برای امروز
این خود ادای احترام شگفتانگیزی به ابوریحان بیرونی است که روشنفکران معاصر هندو، همچون نیراد چودریِ[۲۶] نامدار، در اثر کلاسیک خود قارۀ سیرسه (جادوگر اساطیری یونان) (۱۹۶۵)[۲۷]، با ستایش از او یاد کردهاند. نیمیت آرورا[۲۸] در مستند خود کاوش در گذشتۀ هند[۲۹]: از البیرونی تا مارکوپولو و ابنبطوطه[۳۰]، از ابوریحان بیرونی نقل میکند. آرورا ابوریحان بیرونی را چنین توصیف میکند: «بردبار، روشنذهن و باورمند بزرگ به علم و شواهد»، «اندکی دیندار»، و انسانی «شریف».
ابوریحان بیرونی چه ارتباطی با زمانۀ ما دارد؟ نخست آنکه او ویژگیهای برجستۀ یک دانشمند قابل اعتماد را در خود مجسم میسازد: این ویژگیها شامل دقت، درستکاری و همدلی است. دانشمندان در هر جای جهان، فارغ از نژاد، دین یا سیاست خود، با پایبندی به این اصول بهرهمندیِ بیشتری خواهند داشت.
کثرت و کیفیت والای آثار علمی ابوریحان بیرونی، همراه با اصالت اندیشه و پشتکار مستمر او در حوزههای گوناگون، وی را به الگویی بیبدیل بدل ساخته است. در عصری که با اخبار جعلی، تحریف اطلاعات و سوءبرداشتهای فرهنگی مشخص میشود، تعهد ابوریحان بیرونی به حقیقت و پژوهش، همچون مشعلی فروزان از تعالی عقلانی و درک میانفرهنگی میدرخشد.
منبع:
Ahmed, Akbar, An anthropologist for our times, 2025, Abu Rayhon Beruniy: a multi-faceted scholar, The UNESCO Courier, November 2025, SPECIAL EDITION
[۱] Akbar Ahmed استاد برجسته و صاحب کرسی ابنخلدون در مطالعات اسلامی، دانشکدۀ خدمات بینالملل، دانشگاه آمریکایی، ایالات متحده
[۲] Euclid
[۳] Ptolemy
[۴] Avicenna
[۵] Khwarizmi
[۶] Aristotle
[۷] Muslim Leonardo da Vinci
[۸] ilm-ethos
[۹] Ibn Arabi
[۱۰] Ibn Rushd
[۱۱] Al Farabi
[۱۲] Al Ghazali
[۱۳] Kitab al Hind or The Book of India.
[۱۴] “investigation”
[۱۵] Tahqiq ma al-Hind, or Investigation of India,
[۱۶] Edward C. Sachau
[۱۷] Alberuni’s India
[۱۸] Hindu society
[۱۹] Levi-Strauss
[۲۰] Louis Dumont
[۲۱] Adrian Mayer
[۲۲] Edward C. Sachau
[۲۳] Sanskrit
[۲۴] Jews, Christians, Parsis and the ancient Greeks
[۲۵] Varna
[۲۶] Nirad Chaudhuri
[۲۷] The Continent of Circe (1965) این عنوان استعارهای است که نیراد چودری برای توصیف هند به کار برده؛ یعنی سرزمینی پر از افسون، تناقض و پیچیدگیهای فرهنگی.م.
[۲۸] Nimit Arora
[۲۹] Exploring India’s Past
[۳۰] From Al-Beruni, to Marco Polo and Ibn-Battuta
