انسان شناسی و فزهنگ
انسان شناسی، علمی ترین رشته علوم انسانی و انسانی ترین رشته در علوم است.

مرگ در روستای حاجی‌بیگی: اقتباسی از کتاب «تاریخ مرگ»

در کتاب «تاریخ مرگ»، فیلیپ آریس (مورخ فرانسوی قرن بیستم) نه از چیستی مرگ بلکه از چگونگی برگزاری آیین‌ها و مناسک مرگ سخن گفته است. در واقع با مطالعه‌ی این کتاب، از شیوه‌ی مواجهه‌ی انسان با مرگ در گذر زمان (نگرش‌های غربی در باب مرگ از قرون وسطی تاکنون) آگاهی می‌یابیم. تغییراتی که با گذشت زمان در نوع مواجهه‌ی مردم با مرگ و برگزاری آیین‌ها و مناسک مرگ دیده می‌شود، برخاسته از تغییرات همه‌جانبه‌ در جامعه است که آریس مهم‌ترین‌اش را صنعتی شدن جوامع می‌داند. آریس در این کتاب چهار نوع نگرش در باب مرگ را به ما معرفی می‌کند: مرگ رام‌شده، مرگ خود شخص، مرگ دیگری و مرگ ممنوعه. در چهار یادداشت، به صورت مجزا از هر یک از این نگرش‌ها خواهم نوشت. در این یادداشت، تلاش شده کمی از مرگ رام‌شده و حضور چنین نگرشی در روستای حاجی‌بیگی (روستایی در استان خراسان رضوی) گفته شود.

فیلیپ آریس در «تاریخ مرگ» در بخش مرگ‌ رام‌شده از «پیش‌آگاهی» نسبت به مرگ سخن گفته است. آن‌چه این پیش‌آگاهی را مهم می‌کند این است که در چنین نگرشی پس از آن‌که فرد آگاه می‌شود در حال مرگ است، از آن‌جا که می‌داند از مرگ گریزی نیست بی‌ آن‌که به میلِ به جاوادنه بودن در انسان دامن بزند و لجوجانه در برابر مرگ ایستادگی کند، تن دادن به مرگ را می‌پذیرد. او نه تنها در آرامش و بدون ترس در انتظار لحظه‌ی فرارسیدن مرگ خویش است بلکه خود را براساس آیین‌ها و رسوماتی که در فرهنگ‌‌اش رایج است برای مرگ آماده می‌کند. «مطابق با نوشته‌ی ژان گیتون «در ۱۸۷۴ او دچار کولرین [نوعی بیماری خطرناک] شد. در پایان روز چهارم [چنین گفت]: «کشیش را خبر کن». کشیش آمد. او می‌خواست آخرین تشریفات را به‌جا آورد. «هنوز نه، مستر لوکیو، وقتی زمان آن فرابرسد به شما اطلاع خواهم داد». و دو روز بعد: «برو به مستر لوکیو بگو آخرین تدهین مرا به‌جا آورد»» (آریس, ۱۳۹۷, ص. ۱۶ـ۱۵). فاطمه مومنی (روضه‌خوان زنان در روستای حاجی‌بیگی) به نقل از اطرافیان محمدعلی اسماعیل‌زاده، مرد باایمانی که در سن ۸۱ سالگی می‌میرد، می‌گوید: «او همیشه وضو داشت. به هنگام مرگ، دست به سینه و رو به قبله نشسته و از حضرت محمد تا امام زمان را سلام می‌داد. گویا در آن لحظه‌ها آن‌ها را می‌دیده است» (مومنی, ۱۴۰۰). خاله فاطمه (از اهالی روستای حاجی‌بیگی) از صالحه اسماعیل‌زاده که در سن ۷۶ سالگی می‌میرد، می‌گوید: «پسرش در ایران‌شهر کار می‌کرد. هفته‌ی آخر پیش از مرگ که در بستر بیماری بود، وقتی عروسش می‌خواهد به علی(پسر متوفی) اطلاع بدهد که به روستا بازگردد، صالحه می‌گوید: «نه، هنوز زود است که این همه راه را طی کند و به این‌جا بیاید». یک روز به عروسش می‌گوید: «تو جوانی و نباید تنها باشی. برو به چند زن بزرگ‌تر بگو به این‌جا بیایند. من حالم خوب نیست و نباید موقع مرگ من تنها باشی». صالحه از کسانی که نزد او هستند می‌خواهد که او را رو به قبله بخوابانند، ناخن‌هایش را بگیرند و دستان و پاهایش را حنا ببندند. دو روز پیش از مرگ می‌گوید: «وقتش رسیده و کم‌کم به پسرم خبر بدهید به این‌جا بیاید». گویا سه‌ـ‌چهار ساعت پس از رسیدن و دیدن پسرش، می‌میرد»» (امینی, ۱۴۰۰). تونی والتر نیز از مرگ‌ رام‌شده سخن می‌گوید اما آن را مرگ سنتی می‌نامد. او معتقد است این نگرش به مرگ در زمان و مکانی که سنت به زندگی‌ها چیرگی دارد اتفاق می‌افتد. چنین نگرشی به مرگ در فرهنگ مذهبی که دین در چگونگی آیین‌ها و مناسک مرگ نقش‌تعیین‌کننده‌ای می‌یابد، وجود دارد. (والتر, ۱۳۹۶).

منابع

آریس, ف. (۱۳۹۷). تاریخ مرگ. (م. عبداللهی, مترجم) تهران: علم.

امینی, ف. (۱۴۰۰, خرداد). چه کسی/ کسانی در حاجی‌بیگی از مرگ، پیش‌آگاهی داشته و برای آن آماده بوده‌ است؟. (ی. سجادی, مصاحبه کننده)

مومنی, ف. (۱۴۰۰, خرداد). چه کسی/ کسانی در حاجی‌بیگی از مرگ، پیش‌آگاهی داشته و برای آن آماده بوده‌ است؟. (ی. سجادی, مصاحبه کننده)

والتر, ت. (۱۳۹۶). مرگ و مدرنیته: مجموعه مقالات تونی والتر. (ه. قربانی, مترجم) تهران: پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات.