انسان شناسی و فزهنگ
انسان شناسی، علمی ترین رشته علوم انسانی و انسانی ترین رشته در علوم است.

علم موسیقی در ایران: چشم‌اندازهایی از گذشته و امروز

نشست یک صد و هشتادمین یکشنبه‌های انسان‌شناسی و فرهنگ
یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۸ ساعت ۱۶ الی ۱۹
پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات

موضوع: علم موسیقی در ایران: چشم اندازهایی از گذشته و امروز

اتنوموزیکولوژی و دانشگاهی‌شدنش در ایران: رویکردها و دستاوردها
بهرنگ نیک آیین
(کارشناس ارشد قوم موسیقی شناسی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران)

خلاصه سخنرانی فرشاد توکلی با موضوع «مسئله‌مندی فرهیخته‌گرایی در موسیقی ایران»
فرشاد توکلی
(کارشناس ارشد قوم موسیقی شناسی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران)

خلاصه سخنرانی بهرنگ نیک آیین با موضوع «اتنوموزیکولوژی و دانشگاهی شدنش در ایران: رویکردها و دستاوردها»

رشته‌ی موزیکولوژی در ایران سابقه‌ای طولانی دارد و پیشینه‌اش به قرن‌ها پیش از تاسیس موزیکولوژی در آلمان در اواخر قرن نوزدهم بازمی‌گردد. فارابی و بسیاری از فلاسفه در مکتب مدرسی و پس از آنها در قرون بعدی در مکتب منتظمیه موسیقی‌شناسانِ متخصصی بودند که آثارشان تا به امروز مورد بحث و بررسی بوده است. با این حال، پس از تاسیس رشته‌ی اتنوموزیکولوژی در ایالات متحده در اواسط دهه ۵۰ قرن بیستم تحولاتی در موزیکولوژیِ آلمانی ایجاد شد که در سراسر دنیا اشاعه پیدا کرد و رویکردِ غالب در مطالعاتِ موسیقایی شد. اتنوموزیکولوژیِ جدید دیگر تنها ویژگی‌های موسیقاییِ صرف را بررسی نمی‌کرد و به مطالعه‌ی موسیقی در بسترهای اجرایی، در ارتباط به کنش‌های انسانی، موسیقی در فرهنگ یا موسیقی به عنوانِ فرهنگ می‌پرداخت. این تحول با بحث‌ها و اختلاف نظرهای فراوانی البته همراه شد. در ایران هم اگرچه رشته‌ی اتنوموزیکولوژی در سال ۱۳۹۱ تاسیس شد و اقدام به پذیرش دانشجو در مقطع کارشناسی ارشد کرد اما از سال‌های قبل به دلیل وجود موسیقی‌شناسان و قوم‌موسیقی‌شناسانِ ایرانی و وجود مجلاتِ تخصصی‌ای برای انتشار مطالب موسیقی‌شناختی این رشته شناخته شده بود و بحث‌هایی در باب مباحث معرفت‌شناختی و روش‌شناختیِ رشته مطرح می‌شدند. حتی در موردِ نام این رشته و ترجمه‌ی آن نیز اختلاف‌های هست و برخی نام این رشته را به اشتباه موسیقی شناسی قومی که معادلِ (Ethnic Musicology) هست ترجمه کرده‌اند در حالی که ترجمه درست می‌تواند «قوم‌موسیقی‌شناسی» باشد. اما از سال ۱۳۹۱ و با تاسیس این رشته شاهدِ حضورِ رویکردِ موسیقی‌شناختی و رویکردِ فرهنگی در دانشگاه، سیلابس درسی و پایان‌نامه‌ها بوده‌ایم. در بسیاری از موارد دانشجویان این بینارشته، یعنی اتنوموزیکولوژی، تلاش کرده‌اند که با استفاده از مفاهیم نظریاتِ علوم اجتماعی مطالعاتی بینارشته‌ای انجام دهند ولی آنچه رخ داده حاکی از بحرانی هست که منجر به وجودِ انبوهی از مفاهیم و نظریات اجتماعی، بدونِ دانشِ کافی برای استفاده از آنها، شده است. و البته تصور بر این است که چون بخشی تحت عنوانِ مطالعه‌ی مردم‌شناختی موسیقی در پایان‌نامه هست این تحقیق بینارشته‌ای شده است. اما بحرانی دیگر، در بخشِ دیگری از مطالعاتِ موسیقایی هست که در پژوهش‌های انسان‌شناسان و جامعه‌شناسان قابل پی‌گیری هست. بسیاری از این افراد بدون داشتن دانش موسیقایی و بدونِ شناخت مفاهیمِ بنیادینِ موسیقی اقدام به صحبت یا نوشتن در باب موسیقی و به کررات از مفاهیم نابجا در توضیح موسیقیِ مورد نظرشان استفاده می‌کنند. ظاهراً چنین رویکردی تمام اصوات را غیرموسیقایی در نظر میگیرد و اساساً انسان‌شناسی موسیقی را به نفع انسان‌شناسیِ صدا کنار می‌گذارد. چنین بحران‌هایی می‌توانند با نزدیکیِ حوزه‌های موسیقی‌شناسی و مردم‌شناسی به یکدیگر و همکاری دانشکده‌های موسیقی و علوم اجتماعی حل شود.

خلاصه سخنرانی فرشاد توکلی با موضوع «مسئله مندی فرهیخته گرایی در موسیقی ایران»

ایرانی‌شدنِ فضل موسیقی
بخش نخست: سطوح تاریخ‌مندی
خلاصه
این سخنرانی بخشی از یک پروژه‌ی مطالعاتیِ بزرگ‌تر است با نام ایرانی‌شدنِ فضل موسیقی. این بخش به مسئله‌ی ”سطوحِ تاریخ‌مندی“ (Planes of Historicity) از زاویه‌ی واکاوی مفاهیمِ «قدما» و «متأخرین» می‌پردازد. این واکاوی متکی بر دو پایه‌ی اولیه طرح‌شدنی است. اول موقعیتی که مؤلفْ موسیقی‌دان شدنِ خود را در آن تجربه کرده و دوم، این حقیقت که مفهوم‌ها (در این جا «قدما» و «متأخرین») هم‌زمان که برساخته هستند، برسازنده نیز هستند: از موقعیت‌ها و تجربه‌هایی برمی‌خیزند و موقعیت‌ها و تجربه‌های جدیدی را رقم می‌زنند.
موقعیتِ مؤلف در این پرسش منعکس بود که چرا در هنگامه‌ای که به ”موسیقی ایرانی“ مشغول شدم واژه‌های «قدما» و «قدیم»، و نه «قدیمی»، مفاهیمی جادوی و اغواکننده بودند، آنچنان که می‌توانستند من و بخش عمده‌ای از دیگر نیروهای فعال در موسیقی را به خود جذب و یا در خود حل کنند. برای پاسخ به این پرسش، مقاله با نگاهی به عمده‌ترین رسالات موسیقی، از حدود قرن سوم هجری تا انتهای دهه‌ی سوم از قرنِ حاضر، به دگردیسی این دو مفهوم می‌پردازد. از منظری که گفته شد، سه سطح تاریخ‌مندیِ متفاوت مشخص می‌شود:
ـ در افقِ اُمت اسلامی (از حدود قرن سوم تا اوایل قرن سیزدهم هجری)
ـ در افق ملت‌ـ دولتِ مدرن: دوره‌ی اول، عصر قاجارها (از جنگ‌های ایران و روس تا ۱۳۰۲)
ـ در افق ملت‌ـ دولتِ مدرن: دوره‌ی دوم، پس از قاجارها (از ۱۳۰۲ تا کنون)
مقاله با بازخوانیِ متون نشان می‌دهد که در دوره‌ی امت اسلامی دو گونه قدما برای مؤلفین رساله‌ها وجود دارد. اول، قدمای خودی که از آن با عنوانِ «جاهلیت» یاد می‌کنند و دوم، قدمای غیرخودی که منظورِ رساله‌ها در حقیقت فلاسفه‌ی کلاسیکِ یونان هستند که خود به هزاره‌ای پیش از اسلام تعلق داشتند. در این بین، بدیهی است که مؤلفینِ مسلمان رساله‌های موسیقی، همچون دیگر رسالات، نه با عصر «جاهلیت» که تنها با فلاسفه‌ی یونانی به دیالوگ علمی بپردازند. در این دوره از رساله‌ی فارابی تا رساله‌های صفوی همواره یونانیان «قدما» و بقیه‌ی مؤلفین معاصرین و یا، آن‌طور که رساله‌ها یاد می‌کنند، «متأخرین» شناخته می‌شوند.
در دوره‌ی اول از «افق دولتِ مدرن» اما رفته‌رفته شاهد تغییرات در متون هستیم. مقاله صحنه‌ی این تغییر را از نگاه ناظران متفاوت در موقعیت‌های گوناگون به نمایش می‌گذارد: موقعیت یک موسیقی‌دانِ احتمالاً فقط اهل نظر (ضیاءالدین یوسف)، یک صرفاً اهل عمل (میرزاشفیع)، یک اهل فضل ادیب و شاعر (فرصت‌الدوله شیرازی) و یک دولت‌مردِ فرهیخته (مهدیقلی هدایت). بررسی نشان می‌دهد که چطور رفته‌رفته «امروز» (به لاتین Modo) در لابه‌لای متون می‌دود و در این وضع دیگر هردو گروهِ «قدما» و «متأخرین»ـِ امت اسلامی برای آنها به «قدمای قاجاریان» تبدیل می‌شوند.
پس از این دوره، با طرح آراء وزیری و حمایت و پشتیبانیِ مجهزِ دولتِ مدرن از آنها در پهلوی اول، عملاً گذشته‌ی پیش از این تاریخ به عصر جاهلیتِ جدیدی تعبیر می‌شود. با این تعبیر «متأخرین»ـِ قجری در مدت کوتاهی به «قدما» تبدیل می‌گردند. این «قدما» آخرین نسل قدما هستند، اما این آخرین بار نیست که آنها را در صحنه‌ی تاریخ موسیقی می‌بینیم. آنها در میانه‌ی دهه‌ی چهل خورشیدی، به کشاکشِ نبرد اقتدار مراجعِ موسیقاییِ بازمی‌گرداند: دانشگاه تهران و مرکز حفظ و اشاعه.

 

پس از سخنرانی پنل پرسش و پاسخ با حضور سخنرانان و دکتر ناصر فکوهی استاد دانشگاه و رئیس موسسه انسان شناسی و فرهنگ برگزار شد. نشست‌های انسان شناسی و فرهنگ یکشنبه‌های هر هفته (ساعت ۱۶ تا ۱۹) در محل پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار می‌شود.
هفته آینده (۲۰ بهمن) نشست صد و هشتاد و یکم با «موضوع مرگ در فضای شهری» در پژوهشکده فرهنگ، هنر و ارتباطات واقع در خیابان دمشق، برگزار خواهد شد. در این نشست هاجر قربانی سخنرانی خود با عنوان فهم فرهنگی «مرگ» در فضای شهری را ایراد می کند و همچنین مستند «همه باید بمیریم» ساخته حمیده شریف راد در ابتدای نشست نمایش داده خواهد شد.