انسان شناسی و فزهنگ
انسان شناسی، علمی ترین رشته علوم انسانی و انسانی ترین رشته در علوم است.

ایرانیان مرگ را، پیش از فرا رسیدن، زندگی می‌کنند

مقدمه

انسان‌ها در آغاز رویارویی با واژه‌ی «مرگ»، بیش از هر چیزی با مفاهیمی چون نیستی و زوال که یادآور نوعی پایان برای زیستن است، درگیر می‌شوند. اگرچه یک سوی مرگ، پایان زندگی متوفی است؛ سوی دیگر مرگ، کنش‌های وابسته به مرگ از سوی فرد متوفی در روزهای پیش از مردن و کنش‌های وابسته به مرگ از سوی بازماندگان در آیین‌ها و مناسک مرگ است. چرایی و چگونگی این کنش‌ها با معنا و مفهومی که  از مرگ در ذهن افراد برساخت شده است، ارتباط تنگانگی دارد. این کنش‌ها از مکانی به مکان دیگر و حتی در گذر زمان‌ و دوران‌های گوناگون در یک مکان واحد، متفاوت می‌باشند. در واقع می‌توان گفت که مکان و زمان، روی کنش‌های پیش از مرگ افراد و کنش‌های بازماندگان، تاثیر بسیاری می‌گذارند. مرگ، اگرچه پایان زندگی، اما بخشی از زندگی است که کنش‌های معطوف به آن نیز تحت‌تاثیر فرهنگ و جامعه است.

نوربرت الیاس (جامعه‌شناس آلمانی)، مرگ را مسئله‌ی زندگان می‌داند، به این معنا که انسان تنها موجودی است که آگاهی‌اش نسبت به مرگ، او را وادار کرده تا در تمام روزهای زیستن، در انتظار مرگ، زوال خویشتن را نظاره‌گر باشد (الیاس, ۱۳۹۹). در تمام آن روزها، آگاهی از مرگ، فرد را به سوی انجام کنش‌های خاصی هدایت می‌کند. همچنین پس از مرگ، بازماندگان فرد متوفی برای برگزاری آیین‌ها و مناسک مرگ، انواع خاصی از کنش‌ها را از خود نشان می‌دهند.

می‌خواهیم بدانیم که مرگ‌آگاهی و معنا و مفهومی که از مرگ با حضور در فرهنگ ایرانی‌ـ‌اسلامی، برای‌ افراد برساخت می‌شود چه تاثیری در شیوه‌ی زیست و کنش‌هایشان دارد؟ نه فقط کنش‌های پیش از مرگ از سوی متوفی، بلکه کنش‌های بازماندگان در برگزاری آیین‌ها و مناسک مرگ و سوگواری‌های بلندمدت، تحت‌تاثیر چه عواملی است؟

یافته‌ها

پیش از آن‌که از نقش فرهنگ در ساخت معنا و مفهومی از مرگ که تعیین‌کننده کنش‌های انسان است، گفته شود؛ باید تعریفی از فرهنگ ارائه شود تا کنش‌های موردنظر در ذیل آن تعریف، مورد بررسی قرار بگیرند.

ادوارد تایلر (انسان‌شناس بریتانیایی)، بر این باور است که «فرهنگ… مجموعه‌ای کلی است که دانش، باورداشت، هنرها، اخلاقیات، قوانین، رسوم و نیز هرگونه قابلیت‌ها و عادت‌های دیگری را دربرمی‌گیرد که انسان به عنوان عضو یک جامعه آن‌ّ‌ها را کسب می‌کند» (کتاک, ۱۳۸۶).

در بسیاری از ادیان از جمله اسلام، مرگ نه تنها پایان زندگی فرد متوفی محسوب نمی‌شود، بلکه آغاز زندگی جدیدی از او است که کیفیت آن به تناسب کردارهای صواب و ناصوابی که داشته است، تعیین می‌شود. (پویافر, ۱۳۹۹). بنابراین در فرهنگ ایرانی‌ـ‌اسلامی، دین از عواملی است که تعیین‌کننده‌ی چرایی و چگونگی کنش‌هایی است که از آن‌ها سخن می‌گوییم. در جوامع اسلامی از جمله ایران به علت اهمیت حق‌الناس، افراد در طول زندگی‌ دنیوی‌شان، نظامی اخلاقی که مبتنی بر آسیب نرساندن بر حق و حقوق دیگری است، می‌سازند و اگر در بخشی از زندگی‌شان حق‌الناس کرده باشند، تلاش می‌کنند تا پیش از مرگ از آن فرد یا افراد، حلالیت بطلبند. بازماندگان نزدیک به فرد متوفی، در صورتی که متوفی دارای نماز قضا باشد، خودشان آن نمازها را به‌جا می‌آورند یا با پرداخت هزینه‌ای معین، فردی را برای خواندن آن نماز‌ها اجیر می‌کنند. بازماندگان فرد متوفی، هم در روزهای آغازین سوگواری و هم در گذر زمان، برای آرامش روح متوفی، خیرات‌هایی مادی و معنوی تدارک می‌بینند. همچنین در فرهنگ ایرانی‌ـ‌اسلامی، «بخش مهمی از خدمات و فعالیت‌های موسسات مذهبی، هیئت‌ها، حسینیه‌ها و مساجد نیز به برگزاری مراسم ختم با حضور واعظان و مداحان اختصاص یافت» (پویافر, ۱۳۹۹). همه‌ی این کنش‌ها، برخاسته از اعتقادی است که ایرانیان به اسلام و معنایی که اسلام از مرگ برساخت کرده است، دارند.

با نگاهی کلی به آیین‌ها و مناسک مرگ در ایران، با حضور تعداد فراوانی از عزاداران و سوگواران در کنار بازماندگان نزدیک به متوفی، مواجهه می‌شویم که نشان از جمع‌گرایی و اهمیت سوگواری جمعی دارد. اطرافیان و دوستان متوفی، حضور در نزد خانواده‌ی متوفی را امری ضروری می‌دانند و نه تنها در طول آیین‌ها و مناسک، بلکه بعد از آن‌‌ نیز تلاش می‌کنند تا مدتی طولانی در کنار خانواده‌ی متوفی باشند؛ حداقل تا زمانی که خانواده‌ی متوفی به پذیرش این سوگ رسیده و به روال طبیعی زندگی بازگردند. کمیت و کیفیت حضور کسانی که در آیین‌ّها و مناسک مرگ شرکت می‌کنند، بسته به ساختار اجتماعی متفاوت است. برای مثال در کلان‌شهر مدرنی مانند تهران، کمیت و کیفیت حضور افراد در آیین‌ّها و مناسک مرگ با شهری کوچک‌تر همراه با ساختاری سنتی مانند اصفهان متفاوت است. حتی در اصفهان، مواجهه‌ی خانواده‌های سنتی با مرگ، از مواجهه‌ی خانواده‌هایی که کمی از مناسبات سنتی دور شده‌اند، متفاوت است. برای مثال با مرگ فردی از خانواده‌های سنتی اصفهان، شاهد حضور پررنگ اقوام دور و نزدیک و آشنایان هستیم که در تمام مراسم‌های سوگواری از جمله سوم، هفتم، چهلم تا سالگرد، شرکت می‌کنند. همچنین این افراد در برگزاری مراسم‌ها با کمک‌های مادی (کمک مالی به خانواده‌ی متوفی برای تسهیل مخارج آیین‌ها و مناسک مرگ و سوگواری) و غیرمادی (پذیرش مسئولیت انجام کاری در مراسم‌ها مانند پذیرایی از عزاداران در منزل متوفی)، مشارکت می‌کنند. مرگ، اتفاقی است که نظم زندگی بازماندگان را به‌هم می‌زند و مناسک با ایجاد ساختاری برای بیان احساسات با وجود حمایت اجتماعی و عاطفی دیگران که وابسته به حضور فیزیکی آن‌ها است، به بازماندگان و سوگواران توان ایستادگی در برابر این بی‌نظمی و مهار هرج و مرج را می‌دهد (کلهیر, ۱۳۹۷).

خلق آثار هنری که بیانگر نگرش افراد نسبت به مرگ است، برخاسته از معانی و مفاهیمی است که فرهنگ از مرگ برساخت می‌کند. در عرصه‌ی ادبیات معاصر، صادق هدایت می‌گوید: «تنها مرگ است که دروغ نمی‌گوید! حضور مرگ همه‌ی موهومات را نیست و نابود می‌کند. ما بچه‌ی مرگ هستیم و مرگ است که ما را از فریب‌های زندگی نجات می‌دهد» (هدایت, ۱۳۸۳). امروزه نیز برخی از بازماندگانی که به سوگ عزیزان‌شان نشسته‌اند، به ادبیات پناه آورده و از تجربه‌ی سوگواری خویش می‌نویسند. در واقع این سبک از نوشتن، هم برای آن‌ها جنبه‌ی خوددرمانی داشته و طی کردن مراحل سوگواری را برای آن‌‌‌‌‌‌‌‌‌ّ‌ها راحت‌تر می‌کند و هم باعث پدید آمدن آثار هنری ارزشمندی می‌شود که بیان‌گر معنا و مفهومی از مرگ در زمان و مکان خاصی است. در عرصه سینما نیز در آثاری مانند «بوی کافور، عطر یاس» ساخته‌ی بهمن فرمان‌آرا، شیوه‌ی مردن و برگزاری آیین‌ها و مناسک مرگ و سوگواری را در فرهنگ ایرانی‌ـ‌اسلامی را نشان داده شده است. «مجید فتحی‌زاده در مجموعه‌ای به نام ضیافت (۱۳۹۱) به نقاشی‌‌‌های سیاه و سفید  از گورکنان می‌پردازد؛ افرادی که جسدی را بر زمین می‌کشند، مناسکی مرموز بالای گور به‌جا می‌آورند و سوگوار تدفین هستند. ژان کلود کریر در وصف این مجموعه از کارهای مجید فتحی‌زاده که در گالری طراحان آزاد برگزار شد نوشت: «انگار که تنها مرگ شایسته‌ی یادگاری از سنگ یا تاجی از طلاست، گویی که تنها در این واپسین جشن مشترک است که زندگان و مردگان گرد هم می‌آیند»» (مریدی, ۱۳۹۹)

نتیجه

همان‌طور که زیستن، تحت‌‌‌تاثیر فرهنگی است که با حضور در جامعه می‌آموزیم؛ مرگ، آیین‌ها و مناسک آن نیز تحت‌تاثیر فرهنگ است. همچنین آگاهی از مرگ به عنوان تنها امر قابل پیش‌بینی از سوی بشر، کنش‌های انسان در طول زیستن را وابسته به مرگ و برخاسته از فرهنگ می‌گرداند. دین اسلام، یکی از بخش‌های فرهنگ ایرانی‌ـ‌اسلامی است که بر نگرش ایرانیان نسبت به مرگ تاثیر می‌گذارد. مسلمانان ایرانی، مرگ را آغازی برای زندگی جدیدی می‌دانند که تلاش می‌کنند با اعمال نیکو و پسندیده‌ای که از سوی اسلام مورد تایید و تحسین قرار گرفته است، کیفیت آن زندگی را به بهترین شکل ممکن رقم بزنند. همچنین پس از مرگ متوفی، بازماندگان او تلاش می‌کنند با انجام خیرات مادی و معنوی، آرامش و شادی را برای روح متوفی فراهم کنند. هرچقدر ساختار اجتماعی، سنتی‌تر باشد؛ آیین‌ها و مناسک مرگ با حضور تعداد بیشتری از افراد برگزار شده و مبتنی بر جمع‌گرایی است و هرچقدر ساختار اجتماعی، مدرن‌تر باشد؛ آیین‌ها و مناسک مرگ با تعداد محدودتری برگزار شده و مبتنی بر فردگرایی است. در کلان‌شهرهایی مدرن مانند تهران مواجهه‌ی افراد با مرگ از مواجهه‌ی شهرهای کوچک و روستاها متفاوت است. همچنین در شهرها، به تناسب شیوه‌ی زیستن خانواده‌ها و نزدیکی و دوری‌شان از سنت و مدرنیته، مواجهه با مرگ متفاوت است.

«ادبیات هنردرمانی (با تعریف محدود، یعنی داخل نکردن موسیقی و دیگر درمان‌ها) گرایشی متمایز به تشویق مشتریان به تولید نقاشی، مجسمه‌سازی، نوشتن خلاقانه و… خودشان، به عنوان وسیله‌ای برای بیان ترس‌‌ها و دغدغه‌هایشان، به ویژه پیرامون مرگ و ضایعه که آوردنشان در کلام روزمره مشکل است، وجود دارد» (والتر, ۱۳۹۶). در ایران نیز، بخشی از آثار هنری در حوزه‌ی مرگ، با رویکرد هنردرمانی خلق می‌‌شوند. تمامی این آثار بیانگر معنا و مفهومی از مرگ هستند که در هنگام زیستن صاحب آن اثر، رایج بوده است و با توجه به آن می‌توان به ویژگی‌های فرهنگ او دست یافت.

در واقع آن کنش‌هایی که به هنگام رویارویی با مرگ، برای‌مان بدیهی است، نوع خاصی از کنش‌ها هستند که در آن زمان، مکان و تحت‌تاثیر فرهنگ اتفاق می‌افتند. ما می‌توانیم برای شناخت بخشی از فرهنگ، به نگرشی که انسان‌ها نسبت به مرگ دارند و رفتارهایی که به تناسب آن انجام می‌دهند، رجوع کنیم.

منابع

الیاس, ن. (۱۳۹۹). تنهایی دم مرگ. (ا. مهرگان, & ص. نجفی, مترجم) تهران: گام نو.

پویافر, م. (۱۳۹۹). تحولات معنایی مرگ. در ه. قربانی, مطالعات اجتماعی مرگ (ص. ۱۶۹ـ۱۵۹). تهران: انسان‌شناسی.

کتاک, ک. (۱۳۸۶). انسانشناسی کشف تفاوتهای انسانی. (م. ثلاثی, مترجم) تهران: علمی.

کلهیر, آ. (۱۳۹۷). تاریخ اجتماعی مردن. (ق. دلیری, مترجم) تهران: ققنوس.

مریدی, م. (۱۳۹۹). بازنمایی مرگ در هنر و ادبیات. در ه. قربانی, مطالعات اجتماعی مرگ (ص. ۴۱۴ـ۳۴۱). تهران: انسان‌شناسی.

هدایت, ص. (۱۳۸۳). بوف کور. اصفهان: صادق هدایت.

والتر, ت. (۱۳۹۶). مرگ و مدرنیته: مجموعه مقالات تونی والتر. (ه. قربانی, مترجم) تهران: پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات.