ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

نشانه شناسی گفتمانی انتقادی (بخش دوم)


در بخش اول مقاله‌ی حاضر، رویکرد نشانه‌شناختی به تحلیل انتقادی گفتمان را با عنوان نشانه‌شناسی گفتمانی انتقادی مورد ارجاع قرار دادیم و به طرح استدلال‌هایی پرداختیم که نشان دهیم رویکرد نشانه‌شناختی به تحلیل انتقادی گفتمان، می‌تواند رویکرد متفاوتی در مطالعات نشانه‌شناختی قلمداد شود که متن را موضوع مطالعه‌ای انتقادی گفتمانی می‌بیند. در ادامه‌ی بحث، نشانه‌شناسی گفتمانی انتقادی را در آراء بارت پی‌گرفتیم و او را از پیشگامان این عرصه‌ی مطالعاتی به حساب آوردیم. در این بخش از مقاله، تاملی در رویکرد بارت به مفهوم ایدئولوژی خواهیم داشت و پس از آن، پرداخت به خاستگاه‌های نشانه‌شناسی گفتمانی انتقادی را با ارجاع به آراء نشانه‌شناسان اجتماعی پی‌خواهیم گرفت. بخش اول مقاله‌ی حاضر را با ارجاع به آراء نشانه‌شناختی انتقادی بارت به پایان بردیم. گفتیم بارت اسطوره را تبدیل فرهنگ به طبیعت قلمداد می‌کند. فرایندی که طی آن سازه‌های فرهنگی و ایدئولوژیک، به‌مثابه‌ی واقعیت‌هایی تردیدناپذیر، بدیهی، عام و جهانی عرضه می‌شوند. گفتیم بارت...
ادامه خواندن

بازگشت خنده‌های برتولت برشت


ماری نوئل ریو برگردان عبدالوهاب فخریاسری از آن جا که برشت لذت رهایی از مشاهدات کاذبی را به تماشاچیان بخشید که بصورتی پنهانی در حفظ نظم موجود می‌کوشند و دنیایی اساسا نو –چه از لحاظ فرم و چه از نظر محتوا- به روی تئاتر گشود. زمانی که در فرانسه به این جهش بزرگ پی بردند، نخست آن را گرامی داشتند، اما اندک اندک این جریان رنگ باخت. بازگشت محجوبانه‌اش، اما، خبر از شهامت در اندیشه توام با شادی می‌دهد. فرانسه با برتولت برشت در  ١٩٥٤ آشنا شد ، زمانی که «ننه دلاور و فرزندان او» توسط گروهی از بازیگران از برلن در فستیوال بین‌المللی تئاتر پاریس -رویدادی بی‌سابقه(١)- به اجرا درآمد. تئاتر ملی مردمی، تئاترهایی که عمرشان به جنبش تمرکززدایی تئاتر می‌رسید، و گروه های تئاتر: جملگی به سرعت به انقلابی که در نویسندگی و اجرای تئاتر در آلمان آغاز شده بود، خوشامد گفتند و از آن پشتیبانی کردند. اما...
ادامه خواندن

پاره های هنر(42)، بارت: نوشتار و انقلاب 


هنرورزی در سبک سازی به گونه ای  خرده-نوشتار دامن زده است که از فلوبر ریشه گرفته، اما خود را با رویکردهای مکتب طبیعت گرا  پیوند زده است.  این،  نوشتاری است چون نوشته های موپاسان، زولا و دوده  که می  توان آن را نوشتار واقع گرا  نامید: ترکیبی  از نشانه های  شکلی  ِ ادبیات (استفاده از ماضی مطلق، سبک غیر مستقیم، نوشتار دارای ضرب آهنگ) و نشانه هایی کمابیش به همان اندازه شکلی، از واقع گرایی ( پاره هایی از زبان مردمی، واژه های زمخت و گویش وار، و غیره). این نوشتار، با این ترکیب، به چیزی می رسد  که برغم ادعاهایش، ترسیم طبیعت را تصنعی ترین موقعیت  انجام می دهد. بی شک، شکست در اینجا نه فقط در سطح ِ شکل، بلکه در  در سطح  ِ نظریه نیز مطرح است: در زیبایی شناسی ِ طبیعت گرا، نوعی قرارداد نسبت به امر واقعی  وجود دارد؛ همچون  قراردادی که ساختن این نوشتار...
ادامه خواندن