ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

باز کردن کتابخانه‌ام [1] : سخنی در جمع‌آوری کتاب


والتر بنیامین ترجمة فائقه سرشوقی مشغول باز کردن کتابخانه‌ام هستم. بله، مشغول این کارم. کتاب‌ها هنوز در قفسه‌ها نیستند؛ هنوز ملال نظم به آن‌ها راه نیافته است. نمی‌توانم میان صفوف‌شان بالا و پایین رژه بروم تا با آن‌ها در یک محفلِ دوستانه قدرت‌نمایی کنم. نیازی نیست از این چیزها بترسید. در عوض از شما می‌خواهم در این بی‌سامانیِ جعبه‌های گشوده، در این هوای آغشته به گرده‌های چوب و زمین پوشیده از کاغذپاره به من بپیوندید؛ در میان جلدهای بر هم انباشتۀ کتاب‌هایی که نور روز را پس از دو سال تاریکی دوباره می‌بینند به من بپیوندید؛ شاید مهیا شوید برای این‌که ذره‌ای از این حال‌وهوا را –که به‌یقین نه هوای ماتم بلکه هوای انتظار است– با من تجربه کنید؛ حال‌وهوایی که این کتاب‌ها در یک کلکسیونر اصیل برمی‌انگیزد. چرا که چنین کسی دارد با شما صحبت می‌کند و اگر موشکافانه‌تر نگاه کنید، به شما ثابت می‌شود که دارد تنها از خودش...
ادامه خواندن

درون هزارتوی تهران (مروری بر تهران، هنر مفهومی ساخته‌ی محمدرضا اصلانی)


درون هزارتوی تهران مروری بر تهران، هنر مفهومی ساخته‌ی محمدرضا اصلانی با گریزی به نظریه‌های زیمل و بنیامین در باب کلانشهر پیام غنی‌پور "تهران، هنر مفهومی" هدفمندانه تماشاگر را به پرسه‌زنی در تهران دعوت می‌کند اما عینک خود را بر چشم و ذهن بیننده می‌گذارد. قرار نیست گزارشی خبری و روزانه تدارک ببیند؛ بلکه تماشاگر را مبتلا به روایتی سوبژکتیو می‌کند تا از ظاهر آنچه هر روز در معرض دید و شنید داشته، فراتر رود. و واقعیتی را که فیلمساز (راوی اصلی) به آن پی برده، از طریقی غیر واقعگرا ارائه دهد. فیلم در اکثر موارد تصویری معوج‌از اشیا و افراد می‌سازد و روایت خود را با ساختاری غیر کلاسیک پیش می‌برد. عنوان فیلم نیز اشاره به نوعی از هنر دارد که کلاسیک و رئالیستی نیست و هنر مدرن را تداعی می‌کند. هنر مدرن با گسست هنر و اندیشه از رئالیسم و کلاسیسیسم پدید آمد و به طور مشخص، هنر...
ادامه خواندن

يادداشتي بر سينماي آندري وايدا با نگاه به تزهايي درباره‌ي فلسفه‌ي تاريخِ والتر بنيامين


    میلاد روشنی پایان «براي آزادي‌، نان و لهستان جديد». اين بخشي از ترانه‌ي يادبود يانک ويشنفسکي است که کريستينا ياندا در تيتراژ پاياني مرد آهنين (1981)، با صدايي شبيه ضجه‌هاي يک ماده‌گرگ مي‌خواند. لهستان جديد، با تمام ابهام‌هاي ناشي از واژه‌ي «جديد» همواره بزرگ‌ترين روياي لهستان بوده است. کشوري که بيشترين زخم‌هاي قرن بيستم را بر تن خود داشت و تاريخ، فرصت التيام آنها را نداده بود. بهترين مثال ‌تاريخي در تاييد اين موضوع، دردناک‌ترين مثال ممکن نيز هست. زماني که اروپاي متفقين پس از سقوط برلين مي‌رفت تا از روزهاي پيروزي و پايداري مدام حرف بزند و دلاوري‌ها در جنگ را به عنوان عصر قهرماني‌ها براي تکوين اروپاي آزاد جديد، ستايش کند، لهستان به آغوش استبداد بلشويکي شوروي کشيده مي‌شد و بلافاصله اين پرسش مطرح مي‌شد که ثمره‌ي قهرماني‌ها در جنگ چه نسبتي با «لهستان جديد رويايي»، که تا حدود نيم‌قرن پس از پايان جنگ فقط (و...
ادامه خواندن