ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

درسگفتارهای کلژ دو فرانس پیر بوردیو؛ مانه : یک انقلاب نمادین (26)


برگردان ناصر فکوهی آنچه بسیار جالب توجه است، اینکه مونه چون تصور می‌کرد با این نقاشی مانه را به چالش می‌کشد، اصولا کار مانه را نفهمیده است. یکی از مشکلات مونه آن بود که در آن زمان [افراد] اسامی را با یکدیگر اشتباه می‌گرفتند. و این در حالی است که یکی از قوانین میدان هنری آن است که باید برای خود نامی خاص به دست آورد. به عبارت دیگر، به دلیل یک صدا در یک نام، می‌توان از تاریخ حذف شد... نامه معروفی از زولا هست درباره مقاله‌ای که برای یک مجله در سن‌پترزبورگ نوشته بود که در آن روزنامه‌نگاران نام‌های مانه و مونه را با هم اشتباه گرفته بودند؛ این نامه تا حد زیادی برای مانه سبب گلایه بود و این موضوع تعجب همه را برانگیخته بود. زولا به سرعت اعتراض کرده و گفته بود که مترجم روس نام مونه و مانه را اشتباه گرفته است. او در نامه‌ای...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژ دو فرانس: بوردیو: مانه : یک انقلاب نمادین (25)


برگردان ناصر  فکوهی   تصویر: پرتره مانه اثر Charles Auguste Émile Durand   و در این تقاطع کولیوار ِغریب است که ما رودررویی میان عشق ناب و عشق خریداری شده، میان عشق ناب به هنر و عشق خریداری شده به هنر و در عین حال تمایز میان آنها را مییابیم. شاید در چنین نقطهای، با گسستی شدید، بنیادین و از لحاظ تاریخی قدرتمند هم روبرو باشیم که هنوز هم وجود دارد و میان پول و هنر مطرح میشود و به آن میرسیم و بر اساسش مثلا میگوییم: «این یک فیلم تجاری است». این پدیدهای است که نمیخواهم بگویم در این دوران ابداع شده، اما در این دوران تبلور یافته و نباید آن را فراتاریخی دانست. این تابلوی مانه به نوعی، ساختارهای دریافت در جهان اجتماعی را دست میاندازد. گستاخی ِ زیباییشناسانه صوری که به آن اشاره کردم در این تابلو با نوعی گستاخی اخلاقی همراه میشود. من تلاش کردم از آنچه بیش...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژ دو فرانس: بوردیو: مانه : یک انقلاب نمادین (24)


برگردان ناصر فکوهی کلاس روز 20 ژانویه 1999 پاسخ به پرسشی درباره دیالکتیک. – تخطی‌ها در رده اخلاق .- مانه و مونه.- چشم آمادمیک.- نظریه موقعیتی.- فلسفه غرض‌مندی.- غرض‌مندی و موقعیت.- رودررویی عادتواره و فضای امکان‌ها.- مثال نویسندگان. – نقد مفهوم سرچشمه. – فرضیه انسجام.   پاسخ به پرسشی درباره دیالکتیک من با پاسخی کوتاه به پرسشی آغاز می‌کنم که درباره دیالکتیک مطرح شده است. – این البته واژه‌ای است که در پرسش آمده است- درباره دیالکتیک میان انقلاب نمادین و آوانگاردی که آن را ایجاد کرده است. پرسش این است: «آیا تنش میان آوانگارد و آکادمیسم از میان می‌رود یا این فرایند ادامه خواهد یافت؟ ». به نظر من تاریخ به این پرسش پاسخ داده است: آنچه با حرکت از نخستین تابلوهای مانه می‌یابیم - دقیقا فرایندی بی‌پایان از پشت‌سر‌گذاشتن‌هاست. با وجود این، برای آنکه اندکی از ساده‌گرایی ناشی از مطرح شدن واژه دیالکتیک خارج شویم، باید بگویم که...
ادامه خواندن

خاك ايران در قاب!


  درباره ماركو گريگوريان محمد شمخانى ۷۹ سال پيش ، در شهر «كروپوتكين» روسيه كودكى به دنيا می‌آید كه ۳۳ سال بعد جريان نقاشى مدرن و معاصر ايران را با برگزارى نخستين بى ينال نقاشى تهران (۱۳۳۷) به‌طور رسمى كليد می‌زند. مردى بسيار جدى و بسیار خوش‌رو، كه خنده چاشنى تمام حرف‌ها و حرکات و نگاه‌های اوست..... - متولد ۱۳۰۴ - فارغ‌التحصیل آكادمى هنرهاى زيباى رم - بنیان‌گذار گالرى استتيك تهران - عضو هيأت داوران بى ينال جهانى «ونيز» در سال ۱۹۵۸ - بنیان‌گذار بى ينال‌هاى نقاشى تهران، سال ۱۳۳۷ - يكى از بنیان‌گذاران گروه آزاد نقاشان و مجسمه‌سازان ۱۳۵۳ - تأسيس گالرى «گوركى » در نيويورك به ياد نقاش بزرگ ارمنى ـ آرشيل گوركى - تأسيس موزه خاور نزديك (Near East Museum) در «ايروان» و جابه‌جايى مجموعه کم‌نظیر خود كه بالغ بر ۵هزار قطعه است - تأسيس گالرى ديگرى در منطقه ييلاقى «گارنى » ارمنستان - شركت در بى...
ادامه خواندن

شنيدن رنگ ديدن صوت و سکوت!


درباره مسعود عربشاهى محمدشمخانى مسعود عربشاهى از پيشگامان نقاشى مدرن ايران است.  وی یکی از نقاشان پیشرو و از شاخص‌ترین هنرمندان مفهومی ایران است . بلندقامت است و ايستاده. دستانش از كار و كار و آفرينش خبر می‌دهد و بيش از هر چيزى سكوت می‌کند. پشت اين سكوت ـ خوب اگر بشنويم ـ صداى سال‌ها تجربه و تلاش خوابيده است........ • مسعود عربشاهى متولد ۱۹ شهريور ۱۳۲۴ • نخستين نمايشگاه آثار در انجمن فرهنگى ايران و هنر ۱۳۴۱ • فارغ‌التحصیل دانشكده هنرهاى تزئينى در مقطع فوق‌لیسانس ۱۳۴۶ • دريافت جايزه اول نمايشگاه بین‌المللی مناكو ـ فرانسه و نمايشگاه روز مادر ۱۳۵۳ • همكارى در تأسيس «گروه آزاد نقاشان و مجسمه‌سازان » ۱۳۵۳  • چاپ كتاب « اوستا از ديدگاه هنر نو» ۱۳۵۷  • شركت در ده‌ها نمايشگاه شخصى و گروهى و بى ينال‌هاى داخلى و خارجى •  برگزارى نمايشگاه پيشگامان هنر نوگراى ايران در موزه هنرهاى معاصر تهران ۱۳۸۰ ۱۹...
ادامه خواندن

پیر بوردیو، مانه: یک انقلاب نمادین(23)


برگردان ناصر فکوهی سخنرانی بسیار زیبایی از رینولدز هست که اتفاقی به آن رسیدم – در فرهنگ یک بخش تصادفی هم وجود دارد – در آنجا او معتقد است که کیفیت کار یک نقاش را باید بر اساس کیفیت وام‌گیری‌هایش [از کار دیگران] سنجید، هنر او در بهره بردن از وام‌گیری(1) است؛ و بدون شک نقاشان بسیار زیادی هستند که وام‌گیری‌های متعددی انجام داده‌اند. وام‌گیری‌های مانه در خود محتوایی نظام‌مند دارند: از نخستین آثارش به شیوه گویا و ولاسکز تا «نهار روی چمن»، همیشه می توان یکی دو سرچشمه را در کارهایش دید، گویی او همواره بر آن بود که هم از کسانی که از او پیشی گرفته‌اند جلو بزند و هم گویی بتواند در نقاشی معاصر آنچه را در گذشته وجود داشته، تکرار کند. درهمین راستا، بدون آنکه کاملا بتوانیم بدانیم، و بدون شک بی آنکه بخواهد، او در نقاشی خود، نقاشی را به پرسش می‌کشد: برای مثال وقتی...
ادامه خواندن

درباره احمد اسفنديارى زندگى در زمينه آبى


ژيان مجيدى استاد احمد اسفندیاری می‌گوید: «من زنده نقاشيم. برويد به اتاق كارم تا ببينيد اين روزها هم مشغول كار تازه‌ام هستم.» سراسر خانه پر از تابلوهاى سال‌های دور و نزديك است. اسفنديارى از نسل اول نقاشان مدرن ايران محسوب می‌شود. او از معدود هنرمندان ایرانی است که نامش در فرهنگ لاروس آمده است.............. ۱۳۰۱- تولد در تهران ـ دروازه شميران ـ تحصيل در دبيرستان تجارت تهران ۱۳۱۸- ورود به دانشكده هنرهاى زيبا ۱۳۲۳- پايان تحصيلات ۱۳۲۴- دبيرى نقاشى در مدارس تهران ـ شركت در نخستين بى ينال نقاشى ايران ۱۳۲۷- استخدام در موزه علوم طبيعى براى طراحى نقش‌های گياهى ـ اشتغال به كار در اداره هنرهاى زيبا ـ همكارى با دانشسراى عالى هنر ـ تدريس در دبیرستان‌های تهران ۱۳۵۵- بازنشستگى در را كه می‌گشاید، با موجى از زندگى و شور روبرو می‌شوی. در هشتادودوسالگی با چشمانى ساده و صميمى نگاهت می‌کند و به رويت لبخند می‌زند. پیرمرد کوچکی است...
ادامه خواندن

مانه: یک انقلاب نمادین (22)


پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی این فاصله‌گذاری و این سردی (در تابلو) کاملا تعیین‌کننده هستند: به همین دلیل است که تقابل قائل شدن میان صورت‌گرایی و واقع‌گرایی پوچ است: با وجود این، باید به آن اشاره کرد زیرا در ساختار ذهنی کسانی که آن را دریافت می‌کنند، وجود دارد، هر‌چند فعال نیست. برای این نبود منطق، دلایل زیادی هست: مثلا آنچه بودلر آن را «دندیسم»(1) می‌نامید؛ یعنی این سردی در نگاه که نگاه می‌کند بی‌آنکه خود را درگیر کند؛ و یا فاصله‌گذاری فلوبری با یک سبک غیرمستقیم آزاد که امکان می‌دهد چیزی بگوییم، بی‌آنکه چیزی گفته باشیم و در همان حال که چیزی می‌گوییم. برای مثال از طریق نقل قول از کسی بی‌آنکه بگوییم درباره آنچه گفته شده چه فکر می‌کنیم، یا حتی بی‌آنکه اجازه دهیم حدس زده شود چه فکر می‌کنیم. در نتیجه ما با نوعی اخلاق روابط سروکار داریم و همین‌طور دلایلی زیبایی‌شناسانه. و این دلایل اخلاقی و...
ادامه خواندن

درآمدی بر جایگاه مکتب سقاخانه در جنبش نوگرایی هنر معاصر ایران»


تصویر: اثری از حسین زنده‌رودی: تصویرسازی برای قران، ۱۳۵۱ ه.ش؛ منبع: پاکباز، ۱۳۸۰، ۷۱   درآمدی بر جایگاه مکتب سقاخانه در جنبش نوگرایی هنر معاصر ایران» (با نگاهی تحلیلی به آثار سقاخانه‌ای‌ها) چکیده بحث بر سر «مکتب سقاخانه» آن‌چنان گسترده است که نه‌تنها باید آن را در قالبِ شاخۀ «هنر نوگرا»ی هنر معاصر ایران بررسی کرد، بلکه باید از آن به عنوان جریانی یاد کرد که در تاثیر و تاثر با تاملات و تفکراتی که از سوی برخی متفکرانِ حوزۀ فلسفه و اجتماع مطرح می‌شد، قرار داشت. هنرمندان «مکتب سقاخانه» به‌عنوانِ یکی از نمایندگانِ راستینِ جریان «تاریخ‌گرا» در هنر معاصر ایران، جایگاهی حائز اهمیت در میانِ هنر معاصر ایران دارند. در این مقاله کوشش می‌شود با شناخت بیشتر از «مکتب سقاخانه»‌و «هنرمندان سقاخانه» و حدود و ثغور تفکرات و آثار این هنرمندان، به جایگاهی که اینان به‌طور عام در «هنر معاصر» ایران و به‌طور خاص در «هنر نوگرا» داشته‌اند، نگاهی بیاندازیم....
ادامه خواندن

مانه یک انقلاب نمادین(21)


  پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی یک بمب نمادین باید از خود بپرسیم چه تخطی‌هایی در «نهار روی چمن » وجود دارند که سبب می‌شوند این اثر همچون یک بمب نمادین عمل کند؟ ترکیب در این نقاشی چه تاثیرهایی دارد؟ بیش از هرچیز این نبود ِ گفتگو میان شخصیت‌های تابلو به چشم می‌آید که با کنار هم قرارگرفتنشان در آن بیشتر تاثیرگزار می‌شود و این را ما در آثار پیشین نیز همچون «نوازنده پیر» (1862) نیز می بینیم که در آن‌هم یک ردیف از شخصیت‌ها کنار یکدیگر چیده شده‌اند. و با این نکته روبروییم که چون نسبت به ساخت اثر بی‌تفاوتی نشان داده‌می شود، گویی با نوعی ناشی‌گری سروکار داشته باشیم که به آن به مثابه نبود ژرفانمایی(پرسپکتیو) در کار یورش برده شده است. این امر در «نهار روی چمن» به خصوص در شخصیت زنی که در ردیف پشتی قرار گرفته و بی‌شک نام اولیه تابلو یعنی «آب‌تنی» از او...
ادامه خواندن

درباره حسين محجوبى


  میله‌های چوبى زندان! محمد شمخانی پارك ساعى اگر نگوييم بهترين، بزرگ‌ترین تابلويى است كه «حسين محجوبى» تا به سن ۷۴سالگى، به كمك خدا آفریده است و همين هميشه و همواره ما را ياد تابلوهاى مينياتورى او می‌اندازد.محجوبى تقريباً تمام دنيا را گشته است و از آن همه، سبزی‌هایش را به خاطر سپرده و در تابلوهايش پياده كرده است........ متولد ۱۳۰۹ لاهيجان فارغ‌التحصیل رشته نقاشى از دانشكده هنرهاى تزئينى دانشگاه تهران ۱۳۳۸ برگزارى ۳۸نمايشگاه انفرادى نقاشى در گالرى صبا، بورگز، سيروس (پارس)، سن پل (استكهلم)، انجمن فرهنگى فرانسه، بنگستون (استكهلم)، موزه هنرهاى معاصر تهران و... شركت در بسيارى از نمایشگاه‌های گروهى در كشور و خارج از كشور خلق آثارى در زمينه معمارى، پارك سازى و فضاى سبز مثل پارك ساعى تهران و... تأسيس گالرى «آشيان نقش و مهر» كسانى كه توى اين شهر شلوغ سراغى از فضاهاى سبز گرفته باشند و از آنجا سرى به پارك ساعى زده باشند، تابلوهاى...
ادامه خواندن

پیر بوردیو، مانه: یک انقلاب نمادین(20)


برگردان ناصر فکوهی   ِبلاغت ِبه‌گویی و تاثیر عناوین بنابراین آثاری که وارد «نمایشگاه» می شوند، باید جامگانی برازنده بر تن داشته باشند؛ جامگان البته پیش از هرچیز به شکل و شمایل آنها مربوط می‌شوند، اما معنایی سبک‌واره نیز دارند: جامگان برازنده، یعنی برخورداری از نوعی بلاغت به‌گویانه که مفهومی است دقیقا در رابطه با امر قدسی. «به‌گویی» (اوفمیسم) همان چیزی است که باید برای نام‌بردن از نام‌نابُردنی‌ها به کار بُرد. برای مثال در میان قبایلی‌های الجزایر نمی‌توان هیچ یک از واژگانی را که به پایان، تمام شدن و به آخر رسیدن اشاره دارند به صورت مستقیم به کار برد، منظورم همه واژگانی است که تمام شدن را به صورت یک تهدید مطرح می‌کنند؛ چیزی دررابطه با مرگ و غیره. همه این کلمات تابویی هستند و باید برای آنها از به‌گویی [یعنی واژگان زیباسازی شده] استفاده کرد، کلماتی که به قول فروید نوعی انکار [تایید‌آمیز] به حساب می‌آیند، اینکه با...
ادامه خواندن

درباره صادق تبريزى از حسرت و وحشت!


محمد شمخانى هيچ تفريحى بالاتر از كار نيست و هيچ لذتى برتر از پايان يك اثر، زيبايى اين لحظه قابل توصيف نيست. بايد نقاش باشى تا بدانى كه چه می‌گویم. شوهر خواهرم دلش می‌سوخت كه در گرماى تابستان، عرق‌ریزان نقاشى می‌کنم، چون حاصل كارم او را خوشحال نمی‌کرد، برمی‌گشت و به من می‌گفت: نمی‌گویم نقاشى نكن، اما به فكر يك شغل هم باش.....   صادق تبريزى متولد سوم اسفند ۱۳۱۷ ابداع سبك نقاشى خط (اداره هنرهاى زيبا) ۱۳۳۸ تشكيل نخستين نمايشگاه كلوپ فرانسه ۱۳۴۰ شركت در نمایشگاه جهانى سراميك و اخذ گواهينامه چك و اسلواكى ۱۳۴۱ مشاركت در تأسیس تالار ايران (قندريز) ۱۳۴۳ فارغ‌التحصیل دانشكده هنرهاى تزئينى كارشناسى ارشد ۱۳۴۶ اشتغال به كار در وزارت كشور تا سال ۱۳۵۰ تشكيل نمايشگاه انفرادى در پاريس و استكهلم ۱۳۵۱ فروش يك اثر به موزه حنان در چین ۱۳۷۶ شركت در آرت اكسپو ملبورن، سنگاپور، سيدنى، بولونيا، بال سوئيس و... برگزارى چندين نمايشگاه انفرادى در ايران و...
ادامه خواندن

پیر بوردیو، مانه: یک انقلاب نمادین (17)


برگردان ناصر فکوهی کمی پیش‌تر گفتم که درباره حرف‌هایم در جلسه قبلی، تامل بیشتری کرده‌ام و به نظرم می‌رسد که آن‌چه به صورت ضمنی مطرح شد را امروز به صورت صریح‌تری ارائه کنم. این موضوع به زیبایی‌شناسی تاثیر و زیبایی‌شناسی ِ موقعیت هنری مربوط می‌شود. به عبارت دیگر من سعی می‌کنم از طریق نوعی بازگردآوری تاریخی، تاثیرات یک اثر هنری را بررسی کنم. شما تعریف دکارتی را از اثر هنری می شناسید( متاسفانه من متن بسیار زیبایی داشتم که برای این جلسه آن را پیدا نکردم، می‌خواستم این‌جا به آن استناد کنم، اما مجبورم فقط اشاره‌ای به آن داشته باشم)(1) دکارتی‌ها بر تاثیرات یک اثر هنری تاکید داشتند، مثلا تاثیر موسیقی بر حساسیت‌های ما، بر عقل ما و غیره. و من فکر می‌کنم آن‌چه در رویکرد من در جلسه پیشین به صورت ضمنی مطرح شد این فکر بود که ما می‌توانیم یک تحلیل عینی از تاثیرات اجتماعی یک اثر هنری...
ادامه خواندن

پیر بوردیو، مانه: یک انقلاب نمادین (15)


برگردان ناصر فکوهی بازی ِ آزمون فرافکنانه و با‌فرهنگ   (« این مرا به یاد [فلان اثر] ... می اندازد») در این‌جا می‌خواهم به صحبت‌های جلسه گذشته برگردم و این تا اندازه‌ای به دلیل آن است که فکر می‌کنم قدری پشیمانم همه چیزهایی را که باید می‌گفتم، نگفته‌ام؛ کمی هم به دلیل این‌ است که بعد از صحبت‌هایم به نظرم رسید در عمل مساله‌ای را مطرح کرده‌ام بی آن‌که آن را کاملا توضیح بدهم. بنابراین کاری را که امروز می‌خواهم به شما پیشنهاد کنم فکر کردن به همان کاری است که من کردم، یعنی فکر‌کردن به معنای این‌که  وقتی یک نظریه اثرهنری را عرضه می‌کنیم  تا بتوانیم  تاثیرات آن اثر هنری را تحلیل کنیم و یا تاثیر این تحلیل را بر خود تحلیلگران آن اثر بررسی کنیم، با چه وضعیتی سروکار داریم. من شاید از سر فروتنی – چیزی که به نظرم در جلسه پیش نگفتم- فکر می‌کنم  ما با...
ادامه خواندن

مانه: یک انقلاب نمادین(12)

manet still life
پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی تاثیر برخورد میان اثر فاخر و اثر مبتذل دومین تخطی: استنادهای تاریخی هستند. نخستین ملاحظه: نقد‌های دوره مانه که  دارای استنادهایی تاریخی، یعنی اشاره به  «وام‌گیری»هایی از نقاشی‌های گذشته داشته باشند، معدودند ( سه یا چهار  مورد در باره این تابلو)  در حالی که نقدهای امروزی بسیار به این مساله توجه کرده‌اند.  به قول اروین پانوفسکی، این یکی از میانبرها به شمال‌نگاری است: وقتی کسی خودش را یک منتقد  تیزبین می‌داند، برایش افتخارآمیز است که در یک نقاشی،  یا حکاکی یا در یک چاپ سنگی، استناد[های تاریخی] بیابد؛ در حالی که در نزد با فرهنگ‌ترین ناقدان هم‌دوره مانه (برای نمونه توره) جز چند مورد استثنایی، بسیار کم به استنادهای تاریخی اشاره می‌‌شود. این نکته، خود یک داده تاریخی درباره نگاه تاریخی  ِ نقد تاریخی در آن دوره است. این نقد، هدف خود را  روایت  تاریخی می‌داند که تابلو روایت می‌کند و نه  روایت تاریخی که...
ادامه خواندن

مانه: یک انقلاب نمادین (10) / پیربوردیو


  برگردان ناصر فکوهی  چند سال پیش کتابی منتشر کردم با عنوان « سخن گفتن، به چه معنا است؟» (1). در این کتاب به متونی استناد کرده بودم که  اتفاقی به دستم رسیده بودند: روزی وقتی داشتم از خیابان سن سولپیس(Saint Sulpice)  رد می شدم، به کتابی برخوردم  با عنوان: «کتاب سفید و سیاه عشای ربانی»(2). روشن است که  دیدگاه جامعه‌شناختی‌من تحریک شد و کتاب را خریدم. در این کتاب چیزی خارق‌العاده یافتم: مولف، پدر لولون(Lelong) متولی نُتردام به نوعی تمام نامه‌هایی را که از مومنان پایبند خود دریافت کرده بود و در آنها نسبت به تغییرات انجام شده به وسیله واتیکان دوم در شیوه برگزاری نیایش‌سرایی(لیتورژی) کاتولیک، اظهار انزجار کرده بودند، گردآورده بود. اگر کتاب را ببینید متوجه می شوید: به نظر من خیلی جالب است، من در صفحه سمت چپ جملاتی که مومنان درباره تجربه خود در اجرای این نیایش نوشته اند را مشخص کرده‌ام و داخل پرانتز...
ادامه خواندن
برچسب ها:

پیر بوردیو/ مانه یک انقلاب نمادین (8)


یک برنامه پژوهشی ناممکن: فضای نقد در این‌جا باز می‌خواهم یکی از اظهار‌نظر‌های  قاطعانه و دلبخواهانه‌ام را مطرح کنم، اما فکر می‌‌کنم آن‌چه را در این برنامه مشغول  کارکردن بر آن هستم، بیش‌تر از آن‌که به نظر می‌رسد،  بنیادین باشد، هر‌چند در این فرصت نتوانم موضوع را کاملا باز‌کنم. هم‌چون قرن نوزدهم، محکومیت آکامیک‌گرای ِ ضد آکادمیک (دانشگاه‌گرای ِ ضد‌دانشگاهی) امروز هم جنبه غالب دارد و در آن با نوعی همراهی ِ یک نقد راست‌گرا و یک نقد چپ‌گرا سروکار داریم. زمانی که ما با محکومیت‌هایی روبرو می‌شویم که اغلب خود را زیر لوای پیش‌فرض‌های یک‌سان اخلاقی، مطرح می‌کنند، این موضوع، بسیار جالب توجه می‌شود. و اگرمن کمی به این بی‌راهه تردید‌آمیز و سخت پا‌گذاشته‌ام،  منظورم دستکم سخت در بیانش است، دلیل آن است که فکر می‌کنم در این‌جا مساله بر سر یک هدف اخلاقی- سیاسی، در کاری جامعه‌شناختی است. به نظر من، کار جامعه‌شناختی، که دارای لحن مناسبی در...
ادامه خواندن

پیر بوردیو/ مانه یک انقلاب نمادین (7)


تصویر: راه آهن اثر مانه، 1873 پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی  پرانتزی درباره پوپولیسم علمی  (در شیوه افشاگری‌های محافظه‌کارانه در زمینه هنر، مهم‌ترین سلاح پیش کشیدن مفهوم ِ «مضحکه شدن» در نظر «مردم» [مخاطبان] است: برای نمونه این‌که بگویند: «نگاه‌کنید‌شان، نگاه کنید چطور به او می خندند[مخاطبان  به تابلوهای مانه](1) زولا در کتابش «شاهکار» (L'Oeuvre)، کتابی که از لحاظ ادبی چندان شورانگیز نیست و به عنوان یک سند نیز  نمی‌توان چندان به حسابش آورد، اما در برخی از موارد به نکاتی اشاره کرده که در بسیاری از تحلیل‌های تاریخی  نادیده گرفته‌شده‌اند، این جّو ِ مشمئز‌کننده را توصیف می‌کند، جّوی که در مجله شاریواری(Charivari) وجود داشت. این مجله فکاهی هر‌هفته ، مانه را سوژه خود می‌کرد(2) شاریواری مجله‌ای مهم بود که از نوعی تخریب مناسکی از نوع دینی و از فضایی که جنجال‌هایی از نوع «شکار جادوگران»* [در قرون وسطا]  را به یاد می‌آورد، استفاده می‌کرد. همه تمثیل‌های این‌چنینی برای  مجله،...
ادامه خواندن

پیر بوردیو/  مانه: یک انقلاب نمادین(6)


تصویر: فلوت زن جوان اثر مانه  برگردان ناصر فکوهی   انقلاب باسمه‌ای  از خلال ِ این پرسش، یکی از  مسائل اساسی که تاریخ‌دان نمی‌تواند از کنارش بگذارد مطرح می شود و آن مساله قصد و هدف هنرمند است.  منتقدان  در آن دوره،  کسانی نظیر  ژول آنتوان کاستانیاری(Jules- Antoine Castagnary)، تئودور دوره(Théodore Duret)، تئوفیل توره بورگر(Théophile Thoré-Bürger) دائما  مساله هدف هنرمند را مطرح می کردند و این نکته را که همه چیز  به این هدف بستگی دارد. امروز هم  ما با موقعیت مشابهی سروکار داریم. از همان دوره مانه، ما شاهد  ظهور افراد متقلبی هستیم که پیش از دیگران می‌فهمند انقلابی به راه افتاده و به آن می پیوندند یا دستکم این طور وانمود می کنند تا بتوانند مدتی هم از منافع ِ محافظه کاری و هم از سود ناشی از پذیرش این انقلاب برخوردار شوند. یکی از بهترین نمونه ها در این زمینه، شخصیتی است در یکی از آثار زولا به...
ادامه خواندن