ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

ایران درّودی (2)


ایران درودی (متولد ۱۱ شهریور ۱۳۱۵ در مشهد) نقاش برجسته ایرانی است. او همچنین کارگردان، نویسنده، منتقد هنری بوده و به عقیده برخی پیرو مکتب فراواقع‌گرایی (سورئالیسم) است.درودی همچنین کارگردان و تهیه‌کننده چند فیلم مستند و کوتاه برای تلویزیون بوده‌است. درودی در ۱۹۷۰ به درخواست دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف به تدریس تاریخ هنر در این دانشگاه پرداخت. زندگینامه ایران درودی در ۱۱ شهریور ۱۳۱۵ در خانواده‌ای اشرافی در خراسان به‌دنیا آمد. پدرش خراسانی بود و مادرش قفقازی. تبار پدری‌اش پشت در پشت بازرگان بودند و مادرش به همراه خانواده بعد از انقلاب اکتبر و تشکیل کشور شوروی از قفقاز به ایران مهاجرت کردند.در کودکی با خانواده به اروپا سفر کرد و از شهرهای مختلف اروپا دیدن کرد،وقتی جنگ جهانی دوم شروع شد خانواده او در هامبورگ زندگی می‌کرد و با شروع جنگ به ایران بازگشتند و مدتی در مشهد زندگی کردند و بعد به تهران آمدند و ساکن تهران شدند....
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژدوفرانس، مانه: یک انقلاب نمادین(39)


تصویر: تابلوی «ناهار روی چمن» اثر «کلود مونه» پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی ما با دلایل زیادی می‌توانیم رویکردی مدرّسی داشته باشیم. ما با امری در مفهوم اسکوله (1) مدرسه‌ای روبرو هستیم، یعنی با نوعی موقعیت سرگرم‌کننده در مدرسه. اما این موقعیت سرگرم‌کننده خود به عملکردهای مدرّسی دامن زده است، به آثاری مدرّسی [...] سوفسطائیانی که افلاطون [گفته ‌های] آن‌ها را پنهان می‌کرد، می‌گفتند، مهم «کایروس» است، یعنی لحظه مناسب. هر کسی می‌تواند جملات زیبایی به زبان بیاورد، اما اگر این کار را در لحظه مناسب و دیرتر از آن انجام دهد، هیچ فایده‌ای در این کار وجود ندارد. سوفسطایی‌ها که مدافعان و یا مدرّسان سیاست بودند، سیاستی در زبان داشتند که بسیار با سیاست افلاطون متفاوت بود و بسیار خوب می‌دانستند که در زبان یکی از اساسی‌ترین نکات، مناسب بودن است، اینکه زبان در زمان مناسب به کار رود(2). تمام این چیزهایی که من به صورتی نامنظم بیان می‌کنم...
ادامه خواندن

درباره سید علی‌اکبر صنعتى زاده: مجسمه‌های مردم پيرامون


با ساختن هر مجسمه انگار بار ديگر متولد مى شود. او را بايد در ميان انبوه پيكرهاى آدم‌هایی شناخت كه همين دوروبرها هستند. آدم‌های ساده و دوست‌داشتنی، اطرافت زن‌هایی با چادرهاى گل‌دار و نگاهى به زير، دكترى در مطب با پيراهن سفيد و كراوات، پيرمردى با عصا... - متولد ۱۲۹۵ كرمان - درگذشت ۱۳ فروردین ۱۳۸۵ ـ سه‌ماهگی پدرش را از دست می‌دهد و به پرورشگاه صنعتى سپرده می‌شود ـ پس از تحصيلات ابتدايى در كرمان، براى ادامه تحصيل به مدرسه صنايع مستظرفه به تهران می‌آید ـ در سال۱۳۱۹ درجه ليسانس نقاشى می‌گیرد ـ ۱۳۲۵ اولين موزه مردمى در ميدان توپخانه تهران را افتتاح می‌کند ـ ۱۳۵۲ موزه صنعتى تأسيس می‌شود - او تنها هنرمند ایرانی است که دو موزه به نامش ثبت ‌شده است: موزه صنعتی (کرمان) و موزه صنعتی (تهران) یا همان موزه هلال‌احمر در میدان توپخانه تهران - او شاگرد ابوالحسن‌خان صدیقی بود - صنعتی تا پایان...
ادامه خواندن

درباره ابوالقاسم سعيدى


خانه دوست كجاست! سعيدى را تا آنجا كه بوده و كارهايش در ايران به چشم آمده، ما با درخت‌های او می‌شناسیم. درخت‌هایی كه شاخ و برگ آن‌ها بيشتر در ترکیب‌بندی‌های نقاش آمده است تا تنه‌های آن‌ها. اينجا هم می‌توان باز به يك ارتباط طنز ميان سپهرى و سعيدى اشاره كرد... - متولد۱۳۰۴ اراك - فارغ‌التحصیل دانشكده هنرهاى زيباى پاريس برگزارى نمایشگاه‌های متعدد انفرادى در فرانسه، بلژيك، اسپانيا، سوئيس و... - شركت در نمایشگاه‌های گروهى متعدد در ايران و اروپا و آمريكا - شركت در نمایشگاه پاييزه فرانسه و دريافت جايزه «نقاشى جوان» در سال۱۳۳۸ - عضو هیئت‌داوران و كميته تشكيلاتى نمايشگاه «نقاشى جوان» فرانسه در دوره‌های بعد - شركت در بى ينالهاى تهران، پاريس و سائوپولو - دريافت جايزه از دومين بى ينال نقاشى تهران۱۳۳۹ - دريافت جايزه بزرگ پنجمين بى ينال نقاشى تهران۱۳۴۵ - شركت در نمايشگاه «باغ ايرانى» موزه هنرهاى معاصر۱۳۸۳ - تنها نمایشگاه انفرادی ابوالقاسم سعیدی در...
ادامه خواندن

درباره مريم جواهرى (آبى رنگ و آبى رؤيا!)


اين يك واقعيت انکار ناشدنی است كه حالا و در حال حاضر به لحاظ آمار، نيمى از نقاشان ما را جمعيت زنانه‌ای تشكيل می‌دهد كه اغلب با رؤياهاى مشتركى به اين هنر روى آورده‌اند. از ميان اين چهره‌های شاخص زن، كه صدالبته حضور آن‌ها درجايى به تكوين هنر معاصر، در جايى به تسريع و توسعه هنر معاصر و بالاخره در جايى به تكذيب هنر مردسالارانه ديوانى و دربارى و کلاسیک ايران كمك كرده است، می‌توان به چهره موفقى چون جواهرى اشاره كرد...   متولد ۱۳۱۶ تهران فارغ‌التحصیل دانشكده هنرهاى زيباى دانشگاه تهران در دهه۳۰ فوق‌لیسانس از دانشگاه نيويورك و مطالعه در نقاشی در «آرت استودانت ليگ» (مجمع هنرجويان دانشگاه نيويورك) شركت در نمایشگاه‌های متعددى در آمريكا و اروپا و ايران از سال ۱۳۳۸ برگزارى نمایشگاه‌های انفرادى در ايران و آمريكا و اروپا از سال ۱۳۳۹ برگزارى نمايشگاه در فرهنگسراى نياوران ۱۳۷۳ برنده جايزه آسپن ۱۹۶۳ برنده جايزه فورد ۱۹۶۵ برنده...
ادامه خواندن

ایران درّودی


ایران درودی (متولد ۱۱ شهریور ۱۳۱۵ در مشهد) نقاش برجسته ایرانی است. او همچنین کارگردان، نویسنده، منتقد هنری بوده و به عقیده برخی پیرو مکتب فراواقع‌گرایی (سورئالیسم) است.درودی همچنین کارگردان و تهیه‌کننده چند فیلم مستند و کوتاه برای تلویزیون بوده‌است. درودی در ۱۹۷۰ به درخواست دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف به تدریس تاریخ هنر در این دانشگاه پرداخت. زندگی نامه ایران درودی در ۱۱ شهریور ۱۳۱۵ در خانواده‌ای اشرافی در خراسان به‌دنیا آمد. پدرش خراسانی بود و مادرش قفقازی. تبار پدری‌اش پشت در پشت بازرگان بودند و مادرش به همراه خانواده بعد از انقلاب اکتبر و تشکیل کشور شوروی از قفقاز به ایران مهاجرت کردند.در کودکی با خانواده به اروپا سفر کرد و از شهرهای مختلف اروپا دیدن کرد،وقتی جنگ جهانی دوم شروع شد خانواده او در هامبورگ زندگی می‌کرد و با شروع جنگ به ایران بازگشتند و مدتی در مشهد زندگی کردند و بعد به تهران آمدند و ساکن تهران...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژ دو فرانس ، مانه یک انقلاب نمادین (36)


پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی نقد ِ نقد ِ ژنتیک در این حالت، مسئله بر سر آن خواهد بود که ما فلسفه غرض‌مندی را به سود نوعی ساختار‌گرایی ژنتیک کنار بگذاریم: می‌گویم «ساختارگرایی» زیرا ما با ساختارهای عینی سروکار داریم – ساختارهای میدان که قابلیت‌هایشان تا حدی محصولشان است - و می گویم «ژنتیک» زیرا این قابلیت‌ها کسب شده‌اند و می‌توان [چگونگی] زایش فردی و جمعی آنها را بیان کرد. این ساختارگرایی ژنتیک کاملا در مقابل آنچه نقد ِ ژنتیک نامیده می‌شود، قرار می‌گیرد، نقدی که به نظر من یک سوء استفاده از زبان است. این یک جریان بسیار مهم در محافل ادبی بوده‌است و عجیب است که شخصیتی مثل ژرار ژنت از معناشناسی ِ بدون سوژه دفاع می‌کرد و جزو جریانی بود که من هفته گذشته به آن اشاره کردم (البته همراه با بارت و فوکو) یعنی جریانی که برایش، مولف دیگر وجود ندارد. نقدِ ژنتیک به گونه‌ای که...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژدوفرانس، مانه: یک انقلاب نمادین (34)


پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی نظریه موقعیت‌ها و انحراف مدرّسی تبیین یک نظریه موقعیت‌ها، کار مشکلی است، زیرا برای آن نیاز به موقعیت‌هایی وجود دارد که تنها از خلال افرادی قابل به دست آوردن است که خود در جایگاه تبیین نظریه هستند. و به صورت متناقض‌نمایی ما نظریه‌ای درباره این نظریه نداریم؛ نظریه‌ای درباره این موقعیت نظری وجود ندارد. به صورتی که در پشت همه آنچه مدرسّان می‌نویسند نوعی شمارش‌گر جهانشمول وجود دارد که وابسته‌ای از آنچه آنها می‌گویند، اما نمی‌شناسند، و این را تنها می‌گویند تا نقطه نظر مدرّس را گفته باشند. نقطه نظر آنکس که به کتابخانه ملی رود، که از چنین قدرتی برخوردار است، کسی در «مدرسه» (اسکوله) مستقر است. آنچه من موقعیت مدرّسی می‌نامم بی‌شک سخت‌ترین چیز برای به عینیت در‌آوردن است؛ زیرا خود من هستم که باید آن را به عینیت در بیاورم و برای آنکه بتوانم این کار را بکنم باید از موقعیت‌های مدرّسی...
ادامه خواندن

جاى خالى نقاش


  درباره بهمن محصص محصص در تصوير و تصور نقاشان هم‌دوره خود چهره‌ای دوگانه دارد كه از یک‌سو در خلاقيت درونى او خلاصه می‌شود و از یک‌سو در دورى از دور باطل يا بايسته روابط اجتماعى آن دوره. به همين خاطر هم شايد او را بايد يكى از تكروهاى نقاشى مدرن و معاصر ايران به‌حساب آورد... - متولد۱۳۰۹ رشت - درگذشت ۶ مرداد ۱۳۸۹ در رم - فارغ‌التحصیل آكادمى هنرهاى زيبا رم - شركت در بى ينال ونيز ۱۹۵۸ و ۱۹۵۶ - شركت در بى ينال پاريس۱۹۶۲ - شركت در بى ينال سائوپائولو۱۹۶۲ - شركت در سومين بى ينال نقاشى تهران۱۳۴۱ - ترتيب نمایشگاه‌های انفرادى و جمعى در تهران، رم، ميلان، فلورانس، كان، پاريس، بيروت، ژنو و... - مترجم آثارى از «ايتالوكالوينو»، «لوييچى پيراندللو»، «مالاپارته» و «ژان ژنه» و... - اردشیر محصص کارتونیست شهیر ایرانی پسر عموی او نیز جایگاهی رفیع در جریان نوگرای ایران دارد. - محصص در نظرسنجی...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژدوفرانس، مانه: یک انقلاب نمادین(33)


پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی ما در اینجا ممکن است با یک قابلیت ثابت سروکار داشته باشیم - توجه کنیم که اگر علوم اجتماعی ممکن شده است دلیلش آن بوده که ما قابلیت‌های ثابت اما انعطاف‌پذیر داشته‌ایم زیرا [مفاهیم] ما، یک بار برای همیشه تعّیین پیدا نمی‌کنند. با وجود این، ما در محدود‌ه‌ای مشخص به صورت ثابت عمل می‌کنیم و این کار را با تکیه بر برخی از [مفاهیم] ثابت انجام می‌دهیم که بر اساس آنها می‌توان عملکردها را درک کرد بدون آنکه وارد فرضیه مخرّب ِ غرض‌مندی مطلق شد. من می‌توانم از مثال امضاء استفاده کنم: وقتی ما وارد تالار یک موزه می‌شویم و بلافاصله مثلا یک تابلوی کاندینسکی را تشخیص می‌دهیم - و این خود جزو لذت‌های هنری است - این کار را بر اساس تشخیص گروهی از عوامل ثابت می‌توانیم انجام بدهیم، بر اساس گروهی از تفاوت‌های آثار او با سایر آثار، مجموعه‌ای از شبکه‌ها، یک نظام...
ادامه خواندن

درباره ناصر اويسى حركت در جوار مرزهاى ملموس


    محمد شمخانى: وقتى به هنرمندانى چون «ناصر اويسى» فكر مى كنيم كه سال ها دور از وطن زندگى كرده اند ياد آن ها هم خانه خاطراتى مى شود كه همين جا گذاشته اند و از آن ها ـ انگار ـ گذشته اند. اويسى از آن دسته نقاشانى است كه زندگى كردن در ايران و آمريكا برايشان چندان فرقى ندارد و اين را تداوم همان نقش ها و نگارهايى مى گويد كه زمانى در ايران و حالا در آمريكا مى آفريند. اين تداوم اگرچه مى تواند حرفى از تكرار نيز با خود داشته باشد، اما مهم ترين چيزى كه به خاطر مى آورد ريشه داشتن هنرمند در يك آب وهواى فكرى است ..............   متولد سال ۱۳۱۳ تهران فارغ التحصيل رشته علوم سياسى از دانشكده حقوق دانشگاه تهران ۱۳۳۵ برنده جايزه نخست نمايشگاه نقاشان ايرانى ۱۳۳۶ شركت در پنج دوره بى ينال نقاشى تهران و برنده جايزه بزرگ بى...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژدوفرانس، مانه: یک انقلاب نمادین(31) / پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی


  نمونه نویسندگان در اینجا می‌خواهم اشاره‌ای کوتاه به نویسندگان بکنم. استنادی که می‌توانم به شما بدهم کتاب ژان-ماری لاکلاوتین و ژان لاهوگ است با عنوان:« با بیست حرف، بنویسیم و بخوانیم». این کتاب در سال 1998 به وسیله انتشارات شان والون به چاپ رسیده است. کتاب بسیار جالب توجهی است چون از یک طرف نویسنده‌ای بسیار متعارف که معادلی برای منتقدان مانه است، یعنی ژان ماری لاکلاوتین را می‌بینیم که درون ذهنش یک دُکسای امروزی درباره رمان وجود دارد (یعنی: چیست که یک رمان را رمان می‌کند) و از سوی دیگر ژان لاهوگ را، نویسنده‌ای که در حد مانه نیست، اما تا اندازه‌ای معادل اوست و شرایطی تقریبا تجربی را ایجاد می‌کند. در واقع، او به گالیمار – که همه می‌دانیم دیگر ناشری نیست که می‌شناختیم – رمانی پیشنهاد می‌کند که اگر بیست سال پیش بود، به سرعت آن را می‌پذیرفت. اما امروز دیگر آن را نمی‌فهمد. و گالیمار...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژ دو فرانس:مانه یک انقلاب نمادین(30)


پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی در واقع اگر خواسته باشیم از واژگان ماکس وبر استفاده کنیم، با یک فضای امکان‌های عینی (1) سروکار داریم که در آن برخی از کارها را می‌توان انجام داد و برخی را نه. این کارهای شدنی به هیچ عنوان به اغراض مربوط نمی‌شوند: تمثیلی که من برای فهم‌پذیر شدن این نکته به کار می‌برم وضعیت بازیگر تنیس است که بخواهد ضربه‌ای در جهت خلاف انتظار به توپ وارد کند‌: کاری هست که «باید انجام شود» اما تصمیم‌گیری در این مورد در یک ثانیه انجام بگیرد: مسئله آن نیست که بازیگر مقابل در یک جهت بدود و توپ را در جهت دیگر پرتاب کنیم؛ در اینجا کاری هست که «باید انجام شود» و این در حرکت بازیگر است اما این بدان معنا نیست که ما با یک حرکت خودکار و ابلهانه سروکار داشته باشیم؛ برعکس چنین حرکتی بسیار پیچیده است، بسیار سامان‌یافته است. کسانی هستند که...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژ دو فرانس پیر بوردیو؛ مانه : یک انقلاب نمادین (28)


  برگردان ناصر فکوهی ناقدان معاصر مانه، پیوسته پرسش‌هایی را درباره اغراض او مطرح می‌کنند و حتی از این هم بدتر، اغراضی را به او نسبت می‌دهند. یعنی او را متهم می‌کنند که دارای یک فلسفه غرضمندانه در نقاشی است، برای نمونه معتقدند هدف او تخریب، تحریم و [توجیه] بی‌استعدادی و ... بوده است. اگر من فکر نمی‌کردم که این مسئله غرضمندی اهمیت دارد، آن را مطرح نمی‌کردم، زیرا اگر شما تحصیلات ادبی داشته باشید، اگر اندکی در جریان مباحث نقد [ادبی] در فرانسه امروز باشید، اگر این پرسمان را در ذهن داشته باشید، قاعدتا باید نکته‌ای را که در جلسه گذشته گفتم، شنیده باشید – منظورم آن است که در این تابلوی مانه معانی بسیار بیشتری از آنچه خودش تصور می‌کرد، وجود دارد – همچون بازتابی از همان فلسفه اثر هنری ِ بدون مولف به گونه‌ای که بارت و فوکو در رابطه با بلانشو(1) مطرح کرده‌اند. این نقد ساختارگرایانه...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژ دو فرانس پیر بوردیو؛ مانه : یک انقلاب نمادین (26)


برگردان ناصر فکوهی آنچه بسیار جالب توجه است، اینکه مونه چون تصور می‌کرد با این نقاشی مانه را به چالش می‌کشد، اصولا کار مانه را نفهمیده است. یکی از مشکلات مونه آن بود که در آن زمان [افراد] اسامی را با یکدیگر اشتباه می‌گرفتند. و این در حالی است که یکی از قوانین میدان هنری آن است که باید برای خود نامی خاص به دست آورد. به عبارت دیگر، به دلیل یک صدا در یک نام، می‌توان از تاریخ حذف شد... نامه معروفی از زولا هست درباره مقاله‌ای که برای یک مجله در سن‌پترزبورگ نوشته بود که در آن روزنامه‌نگاران نام‌های مانه و مونه را با هم اشتباه گرفته بودند؛ این نامه تا حد زیادی برای مانه سبب گلایه بود و این موضوع تعجب همه را برانگیخته بود. زولا به سرعت اعتراض کرده و گفته بود که مترجم روس نام مونه و مانه را اشتباه گرفته است. او در نامه‌ای...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژ دو فرانس: بوردیو: مانه : یک انقلاب نمادین (25)


برگردان ناصر  فکوهی   تصویر: پرتره مانه اثر Charles Auguste Émile Durand   و در این تقاطع کولیوار ِغریب است که ما رودررویی میان عشق ناب و عشق خریداری شده، میان عشق ناب به هنر و عشق خریداری شده به هنر و در عین حال تمایز میان آنها را مییابیم. شاید در چنین نقطهای، با گسستی شدید، بنیادین و از لحاظ تاریخی قدرتمند هم روبرو باشیم که هنوز هم وجود دارد و میان پول و هنر مطرح میشود و به آن میرسیم و بر اساسش مثلا میگوییم: «این یک فیلم تجاری است». این پدیدهای است که نمیخواهم بگویم در این دوران ابداع شده، اما در این دوران تبلور یافته و نباید آن را فراتاریخی دانست. این تابلوی مانه به نوعی، ساختارهای دریافت در جهان اجتماعی را دست میاندازد. گستاخی ِ زیباییشناسانه صوری که به آن اشاره کردم در این تابلو با نوعی گستاخی اخلاقی همراه میشود. من تلاش کردم از آنچه بیش...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژ دو فرانس: بوردیو: مانه : یک انقلاب نمادین (24)


برگردان ناصر فکوهی کلاس روز 20 ژانویه 1999 پاسخ به پرسشی درباره دیالکتیک. – تخطی‌ها در رده اخلاق .- مانه و مونه.- چشم آمادمیک.- نظریه موقعیتی.- فلسفه غرض‌مندی.- غرض‌مندی و موقعیت.- رودررویی عادتواره و فضای امکان‌ها.- مثال نویسندگان. – نقد مفهوم سرچشمه. – فرضیه انسجام.   پاسخ به پرسشی درباره دیالکتیک من با پاسخی کوتاه به پرسشی آغاز می‌کنم که درباره دیالکتیک مطرح شده است. – این البته واژه‌ای است که در پرسش آمده است- درباره دیالکتیک میان انقلاب نمادین و آوانگاردی که آن را ایجاد کرده است. پرسش این است: «آیا تنش میان آوانگارد و آکادمیسم از میان می‌رود یا این فرایند ادامه خواهد یافت؟ ». به نظر من تاریخ به این پرسش پاسخ داده است: آنچه با حرکت از نخستین تابلوهای مانه می‌یابیم - دقیقا فرایندی بی‌پایان از پشت‌سر‌گذاشتن‌هاست. با وجود این، برای آنکه اندکی از ساده‌گرایی ناشی از مطرح شدن واژه دیالکتیک خارج شویم، باید بگویم که...
ادامه خواندن

خاك ايران در قاب!


  درباره ماركو گريگوريان محمد شمخانى ۷۹ سال پيش ، در شهر «كروپوتكين» روسيه كودكى به دنيا می‌آید كه ۳۳ سال بعد جريان نقاشى مدرن و معاصر ايران را با برگزارى نخستين بى ينال نقاشى تهران (۱۳۳۷) به‌طور رسمى كليد می‌زند. مردى بسيار جدى و بسیار خوش‌رو، كه خنده چاشنى تمام حرف‌ها و حرکات و نگاه‌های اوست..... - متولد ۱۳۰۴ - فارغ‌التحصیل آكادمى هنرهاى زيباى رم - بنیان‌گذار گالرى استتيك تهران - عضو هيأت داوران بى ينال جهانى «ونيز» در سال ۱۹۵۸ - بنیان‌گذار بى ينال‌هاى نقاشى تهران، سال ۱۳۳۷ - يكى از بنیان‌گذاران گروه آزاد نقاشان و مجسمه‌سازان ۱۳۵۳ - تأسيس گالرى «گوركى » در نيويورك به ياد نقاش بزرگ ارمنى ـ آرشيل گوركى - تأسيس موزه خاور نزديك (Near East Museum) در «ايروان» و جابه‌جايى مجموعه کم‌نظیر خود كه بالغ بر ۵هزار قطعه است - تأسيس گالرى ديگرى در منطقه ييلاقى «گارنى » ارمنستان - شركت در بى...
ادامه خواندن

شنيدن رنگ ديدن صوت و سکوت!


درباره مسعود عربشاهى محمدشمخانى مسعود عربشاهى از پيشگامان نقاشى مدرن ايران است.  وی یکی از نقاشان پیشرو و از شاخص‌ترین هنرمندان مفهومی ایران است . بلندقامت است و ايستاده. دستانش از كار و كار و آفرينش خبر می‌دهد و بيش از هر چيزى سكوت می‌کند. پشت اين سكوت ـ خوب اگر بشنويم ـ صداى سال‌ها تجربه و تلاش خوابيده است........ • مسعود عربشاهى متولد ۱۹ شهريور ۱۳۲۴ • نخستين نمايشگاه آثار در انجمن فرهنگى ايران و هنر ۱۳۴۱ • فارغ‌التحصیل دانشكده هنرهاى تزئينى در مقطع فوق‌لیسانس ۱۳۴۶ • دريافت جايزه اول نمايشگاه بین‌المللی مناكو ـ فرانسه و نمايشگاه روز مادر ۱۳۵۳ • همكارى در تأسيس «گروه آزاد نقاشان و مجسمه‌سازان » ۱۳۵۳  • چاپ كتاب « اوستا از ديدگاه هنر نو» ۱۳۵۷  • شركت در ده‌ها نمايشگاه شخصى و گروهى و بى ينال‌هاى داخلى و خارجى •  برگزارى نمايشگاه پيشگامان هنر نوگراى ايران در موزه هنرهاى معاصر تهران ۱۳۸۰ ۱۹...
ادامه خواندن

پیر بوردیو، مانه: یک انقلاب نمادین(23)


برگردان ناصر فکوهی سخنرانی بسیار زیبایی از رینولدز هست که اتفاقی به آن رسیدم – در فرهنگ یک بخش تصادفی هم وجود دارد – در آنجا او معتقد است که کیفیت کار یک نقاش را باید بر اساس کیفیت وام‌گیری‌هایش [از کار دیگران] سنجید، هنر او در بهره بردن از وام‌گیری(1) است؛ و بدون شک نقاشان بسیار زیادی هستند که وام‌گیری‌های متعددی انجام داده‌اند. وام‌گیری‌های مانه در خود محتوایی نظام‌مند دارند: از نخستین آثارش به شیوه گویا و ولاسکز تا «نهار روی چمن»، همیشه می توان یکی دو سرچشمه را در کارهایش دید، گویی او همواره بر آن بود که هم از کسانی که از او پیشی گرفته‌اند جلو بزند و هم گویی بتواند در نقاشی معاصر آنچه را در گذشته وجود داشته، تکرار کند. درهمین راستا، بدون آنکه کاملا بتوانیم بدانیم، و بدون شک بی آنکه بخواهد، او در نقاشی خود، نقاشی را به پرسش می‌کشد: برای مثال وقتی...
ادامه خواندن