ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

بحران آب در اصفهان (بخش دوم)


  صدایی که از زاینده رود و تالاب گاوخونی به گوش می ‌ رسد اینگونه که به نظر می‌رسد دولت مدرن ، هم به دلیل تقلیدهای کورکورانه اش از غرب ، و هم به دلیل خودشیفتگی نسبت به «خودِ در حال مدرن شدگی» و راهکارهای بوروکراتیک و شدیداً ضد دموکراتیکش (همین بس که همواره خود را ولّی و قیم ملت پنداشته ) ، از همان ابتدا فاقد بینشی بود که بتواند مستعد مدیریت پایدار نسبت به منابع آبی و زمینی باشد . به تعبیری ، آن چیزی که امروزه بدان «توسعه پایدار» می‌گوییم و در عهد صفوی وجود داشت ؛ حتی علارغم نادانی و مظالمی که در اواخر این سلسله ، در زمان شاه سلیمان و سلطان حسین روی داد (19) باری، دولت مدرن از همان ابتدا فاقد هر گونه دغدغه ای نسبت به مصرف و صرفه جویی بود . از نظر دولت مدرن ، این میزانِ مصرف، است که...
ادامه خواندن

بحران آب در اصفهان (بخش اول)


صدایی که از زاینده رود و تالاب گاوخونی به گوش می‌رسد مقدمه :  بحران آب در ایران ، اصفهان، امری برآمده از شرایط «امروز» نیست. دقیق تر بگوییم ، رخدادی مربوط به دهه های اخیر  نیست ؛ چیزی که برخی آنرا پیامد سیاستگذاری‌های حکومت فعلی دانسته اند . بلکه چنانچه خواهیم دید، سیاست گذاریِ آن در زمان خیلی قبل تر یعنی در برنامه ریزی های به اصطلاح عمرانیِ رضا شاهی پایه گذاری شده است؛ و تا امروز هم ادامه یافته است. بحث حاضر هر چند با دیدگاهی انتقادی موضوع را بررسی می‌کند، اما مبتنی بر روش انضمامی است: پژوهشی که به دلیل تأکید بر «نحوه درکِ» هستی شناسانه انسان از جهان و وضعیت اجتماعیِ در رابطه با خود و دیگری ، ناگزیر است تا «بحران آب» را به منزله برساخته ای فرهنگی و اجتماعی بپذیرد . «در گذشته های بسیار دور نظام مازاد بری (حجم جریان و اولویت مکانی در...
ادامه خواندن

اصفهان عصر صفوی، سبک زندگی و ساختار قدرت


   معرفی کتاب  خوانشی دیگر از شرایط اجتماعی ـ سیاسی دوره صفویه درباره سبک و شیوه زندگی مردم اصفهان در مدت زمانی که این شهر پایتخت صفویان بود، چه می‌دانیم؟ می‌دانیم که در پیِ اصلاحات سیاسیِ شاه عباس، شهر اصفهان بازسازی شد و حتی گسترش پیدا کرد، اما درباره ماهیت الگوهایی که در آن عصر از ناحیه قدرت شکل می‌گرفت چه می‌دانیم!؟ همان الگوهایی که تعیین‌کننده سبک زندگی در قلمرو روزمره بود؛ به عنوان مثال، آیا در این عصر از وجود شرایطی که منجر به شکل‌گیریِ خرده‌فرهنگ‌های مختلفی (حداقل در برخی از شهرهای بزرگ) شد، خبر داریم؟ یا آیا از لای درزهای گزارش‌های تاریخی، توانسته‌ایم گروه‌هایی از زنان یا مردانی را ببینیم که در دامان آزادسازیِ فرهنگیِ مورد تقاضای دیوان‌سالاری شاه عباسی، به منظور خاصی پرورده می‌شدند؟ از آنان چه می‌دانیم؟ اصلا پراکنش و اسکان گروه‌های مختلفِ اجتماعی از سوی شاه عباس، چه نقشی در سبک و شیوه زندگی و...
ادامه خواندن

بررسی انسان شناختی تغییرات محله جلفای اصفهان: از ارمنی نشینی دیروز تا کافه نشینی امروز


محمدرضا نکویی   طرح مسئله بافت های تاریخی به عنوان بزرگ ترین و شاید مهم ترین میراث بر جای مانده از گذشتگان در قلب شهر های جدید و نو ظهور قرار گرفته اند. در کشور ما تعداد شهر های تاریخی و میراث تاریخی بافت آنها پر شمار هستند و هر کدام از نظر اصالت تاریخی و غنای ساختاری و کالبدی در درجه بندی مشخصی قرار می گیرند. آغاز دوران معاصر و تحمیل شدن شاخصه های زندگی مدرن بر بافت تاریخی باعث فرو پاشی و از هم گسیختگی بنیان های سنتی و اجتماعی ساکنین این بافت گردیده و آن را در مرحله ای از دگردیسی جهت انطباق با شرایط جدید قرار داده است. محله ای که این پژوهش در مورد آن صورت گرفته محله ای تاریخی در منطقه پنج شهرداری اصفهان است که پیشینه آن با فراز و فرود تاریخ ایران گره خورده است. احداث این محله توسط اقلیتی مهاجر و...
ادامه خواندن

در جست و جوی فضاهای گم شده


  بگذارید تصویری از تصاویر شایگان از شهر اصفهان را ابتدا وصف کنم و سپس آن را دوباره از نو زنده کنم: ---------------------------- شایگان بناها و فضاهای معمارانه شهری همچون اصفهان را به شکل «مدینه ای تمثیلی» و «محیط ظهور صور معلق»، به نحوی مشاهده و ادراک میکند که در همه حال،تمام بناها و سازه هایش از «حیاط منزل (و) مدرسه (و) مسجد (و) خیابانهای پوشیده این شهر (و) داخل میدانش» روبه سوی «فضایی معلق» دارد و لذااین حس فضایی را در ما ایجاد می کند که «آدمی همیشه در اندرون [این بناها] قراردارد» (شایگان، [1392]1990: 8 - 107) و «بدون انحلالِ استمرارِ [بودنش در اندرون این فضاها]، همواره از یک فضای بسته به فضای بسته دیگر، گذار» می کند (شایگان، 1990 به نقل از استیرلن، 1976: 8 - 107). و این در اندرون این فضاها بودن، همان طی کردن «زمان انتظار» توسط نظرباز و گردشگر شهر اصفهان است به...
ادامه خواندن

درباره احمد فيناستيان


ميراث ضربه‌های قلم ژيان مجيدى احمد فيناستيان خوش‌رو و خندان از اصفهان عزيزش می‌گوید. پدرش عطار بوده است و برادران بزرگش قلم‌زن. كسى به هنرهاى دستى به‌عنوان هنر نمی‌نگریسته است و هنرها هم فن بوده‌اند تا پسرك كوچك بخشى از مخارج زندگى را تقبل كند. حرفه‌ای ياد بگيرد تا در آينده بتواند با آن زندگى كند. حتى در قديم هم هنرمند را اوستا می‌گفته‌اند. مردى كه مهارت و توانايى در رشته‌ای داشته و به سادگى می‌زیسته است........ متولد: ۱۳۱۶ اصفهان - عزيمت به تهران: ۱۳۳۴ - استخدام در وزارت فرهنگ و هنر: ۱۳۴۵ - بازنشسته: ۱۳۷۹ - كتاب در دست چاپ: از آموزش به تخصص در فن قلم‌زنی - نمایشگاه‌های داخلى: نمايشگاه قرآن، نمايشگاه صنایع‌دستی اصفهان، بابل، تهران و… - نمایشگاه‌های خارجى: اسپانيا، كلمبيا، اكراين، انگلستان، مراكش، اسپانيا - نشان درجه‌یک هنر: ۱۳۷۹ احمد فيناستيان از پيشكسوتان هنر سنتى قلم‌زنی و دارنده نشان درجه يك هنر است. نقش‌ها را پى...
ادامه خواندن

تن‌بارگی در دوره صفویه(3)


  بازگردیم به بررسی تمایلات همجنس‌گرایانه در ایرانِ قبل از صفوی در یکی دو مورد با گونه‌هایی از « مردان » مواجه می‌شویم که رسمیت‌ شان در قلمرو عمومی، در گروی « خصی » بودن ‌شان است ؛ فقط از این راه می‌شد آنان را به عنوان خدمت ‌گزارِ سرای بزرگان و توانگران شهری و یا حرمسرای شاهی به کار گرفت و یا همچنین متوجه پسران جوانی می شویم که صرفاً جهت عیش و نوش « مردان »، از کودکی و نوجوانی به قهوه‌ خانه‌ ها سپرده می‌شدند تا تعلیمات لازم دلبری را فراگیرند ؛ و به همین دلیل در سفرنامه‌ها، از قهوه‌ خانه‌ ها به‌منزله نوعی آکادمی یاد شده است .  به عنوان مثال شاردن از وجود پسران جوانی خبر می‌دهد که در بین مردان خواهانی داشتند و در تمام قهوه‌ خانه ‌های شهر اصفهان به‌سر می‌بردند (13) . به گفته وی، آن‌ها زلف‌های آراسته و تابدار و جامه...
ادامه خواندن

گروه همسالان، مرگ ­اندیشی و فضای مجازی


    1) اواخر دهه پنجاه که در کلاس سوم راهنمایی بودم، روبروی خانه دوطبقه مان، خانه دو طبقة مداحی قرار داشت که به همراه زن و فرزندانش در آن زندگی می­کرد. تصوری که از او در ذهنم مانده پالتویی بلند و روشن همراه با عبایی مشکی و یک کلاه «فينه» استوانه‌اي شكل به رنگ قرمز با شال‌بند سبز و یک موتور وسپا بود که از آن برای رفتن به مجالس روضه خوانی استفاده می کرد. خاطرم هست که یک روز بعد از ظهر تابستان با شیون اهالی این خانه به کوچه آمدیم و فهمیدیم که مرد مداح خودکشی کرده و خود را در اتاق منزل با طناب حلق آویز کرده است. جسد این مرد را ندیدم اما فضایی که از خودکشی مرد مداح در محله بوجود آمد و تصور منِ نوجوان از مرگ و ترسیم مرگ و خودکشی و درگیری ذهنی ناشی از آن، خواب را برای چند صباحی...
ادامه خواندن

یهودیان ایرانی؛ گزارش یک سفر – بخش 2



  یاکوف رابکین برگردان مرجان یشایایی یاکوف رابکین، استاد تاریخ در دانشگاه مونترئال. وی که همزمان با انتخابات مجلس به کشورمان سفر کرده بود، مشاهدات خود از جامعه یهودیان ایرانی را در قالب گزارش‌گونه‌ای با ذکر جزئیات چاپ کرده است که در 5 قسمت ارائه خواهد شد. از کتب‌های او که به زبان فارسی ترجمه شده، «یهود علیه صیهونیسم» برگردان عبدالرسول دیانی است.   مردم همیشه نسبت به من آماده کمک و گشاده دست بودند.یک بار بعد از پایان نماز صبح در یکی از کنیساهای بزرگ اصفهان، به دنبال تاکسی می‌گشتم که یکی از نمازگذاران مرا سوار بر موتورسیکلتش به هتل برد. یا روزی دیگر که از یکی از افراد کنیسا سراغ رستوران کاشر را گرفتم، به اصرار دعوت کرد در خانه میهمان او باشم. در اصفهان اغلب می‌شنوید که شهر به دست یهودیانی بنا شده که بعد از خرابی معبد اول(1 از اسرائیل آن زمان به منطقه اصفهان فعلی کوچ کرده‌اند....
ادامه خواندن

ایران سحرانگیز؛ گزارش سفر یک گروه فرانسوی به ایران


      برای اولین سفرمان به ایران تصمیم گرفتیم، دایره‌وار حرکت کنیم؛ یعنی از تهران شروع کنیم و به ترتیب از یزد، شیراز، تخت جمشید، اصفهان و کاشان دیدن کنیم و در پایان به تهران برگردیم. این مسیر یعنی پیمودن 1400 کیلومتر با ماشین طی 13 روز. به سمت یزد به راه می‌افتیم. 600 کیلومتر چشم‌انداز بیابانی، در دل دشت‌های پهناور آفتابی. در نائین برای صرف ناهار توقف می‌کنیم. پژمان نام راننده‌مان است. او از باغ پدرش در تهران برایمان گوجه‌سبز آورده است. ایرانی‌ها این میوه‌ ترد و ترش را به همراه نمک با لذت تمام می‌خورند. پژمان حتی یک کلمه فرانسه نمی‌داند و انگلیسی را هم دست‌وپاشکسته حرف می‌زند؛ اما هم‌سفر بسیار خوب و پرانرژی است و بهترین مسیرها و کوچک‌ترین جزئیات مناظر را می‌داند. ازآنجایی‌که سفر کردن به ایران بدون داشتن راهنما دشوار است (آدم سریع گم می‌شود به‌خصوص به دلیل ندانستن زبان) انتخاب راننده و راهنماهای...
ادامه خواندن