ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی درد و رنج (66)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور نیکلا می‌گوید: «بعد از دوازده ساعت دویدن، ران‌های آدم کاملا می‌گیرد و پاها ورم می‌کنند. می‌سوزنند. همه جای بدن می‌سوزد و هر گامی مثل بمبی است که در یکی از پاها منفجر شود. هربار که پا را بر زمین می‌گذاری احساس سنگینی می‌کنی، و من به فکر یک بمب اتمی کوچک می‌افتم که با هر یک از قدم‌هایم در یکی از پاهایم منفجر می‌شود[...] سعی می‌کنم پایم را خیلی بالا نبرم که منقبض نشود. چون در این ورزش‌ها اگر پایت بگیرد، مثل آن است که یک ضربه چاقو بخوری[...] من هم برای خودم یک رمز و رازی دارم که در مواقع درد شدید به کار می‌برم، و در خودم درونی‌اش کرده‌ام. سعی می‌کنم در خودم احساس خلاء به وجود بیاورم، پیش می‌روم، ادامه می‌دهم، خودم را بر افکارم متمرکز می‌کنم، و وقتی به مقصود برسم، به آرامی در رده‌بندی بالا رفته‌ام، و...
ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج (65)


    داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی 5- پی‌آمد درد «اینکه انسان بتواند آگاهانه، بی‌ثبات بودن خود را درک کند، اینکه بتوانند بفهمد موجودی شکننده است و رابطه خود را با «دیگری» درک کند، همین سبب خواهد شد که اجازه ندهد ذهنش با تابویی هولناک مسموم و آکنده شود، تابوی درد و مرگ: این کار همچنین سبب می‌شود انسان بتواند تجربه‌های خود را از درد، از بیماری و از مرگ در زندگی خود جای دهد؛ این جای گرفتن تجربه‌های حیات می‌تواند به شیوه‌ای روشن‌بینانه انجام بگیرند و برای این کار انسان باید نوعی بی‌حسی در وجود خود را کنار بگذارد. این بی‌حسی است که با دستکاری‌های خود بر انسان سبب می‌شود وی آمادگی رودررو شدن با مرگ را همانگونه که هست، نداشته باشد.» جینا پین، نامه‌ای به یک ناشناس از دست رفتن مرزهای کالبدی که با رنج تجربه شده‌اند، برای نمونه در بیماری یا دردهای لجام‌گسیخته و زخم‌های برجای مانده...
ادامه خواندن