ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

روزگار زیدآبادیِ جوان


معصومه علی‌اکبری از سرد و گرم روزگار. احمد زیدآبادی. تهران: نشر نی، 1396. 286 ص. «آب قنات در قلعة مظفرخان به‌آرامی جریان داشت. تابستان بود و توت‌های درشت و رسیده یکی پس از دیگری از بلندای درختان کهنسال به روی آب می‌افتادند و بر سطح آن شناور می‌شدند. پسرک سه‌ساله روی کُت‌پله - جایی که آب از جوی روباز به تونلی سربسته از نای وارد می‌شود - دراز کشیده بود و با فروبردن سرش به عمق جوی، در انتظار رسیدن دانه‌های شیرین توت به قصد شکار آن‌ها بود. در آن لحظه هیچ‌کس در قلعه نبود. مادرش برای جمع‌آوری هیزم به باغ پستة امیرآقا رفته بود و خواهرانش هم در پستوهای نمور و تاریک به قالی‌بافی مشغول بودند. پسرک با نخستین تقلا برای شکار دانه‌های توت با سر به عمق آب فرورفت. جریان آب او را به کُت‌پله کشاند و از چشم هر ناظر احتمالی پنهان کرد. آن روز نوبت آبیاری...
ادامه خواندن