ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

بازخوانی روزهای فقر و فاقه؛ از «قاف» تا «قاف»


مریم پیمان   به پاهایش خیره می‌شوم. چیزی برای پوشاندن آنها ندارد. از خاک، رنگ گرفته است. صدای خنده‌اش نگاهم را می¬دزدد. هم‌بازی می‌خواهد. لنز دوربین را می¬خواهد و تا صدای شاتر را نشنود خیالش راحت نمی‌شود. برق هست. آب هست. گاز هست. حتی تلفن و موبایل هم هست. تلویزیون هم دارند، در این چندین صد کیلومتر مارپیچ دور از شهر. گویا نان ندارند. گندم و حبوبات ندارند. جان هم ندارند برای کشاورزی و دامداری. بدبینانه، شاید هم همت. آب را می‌جوشانند و با ته‌مانده‌های نان خشک بچه‌ها را سیر می‌کنند. در هر خانه روستای هشت خانواری، حداقل چهار کودک زیر 10 سال حضور دارد. کوچک‌ترها لبا‌س‌های بزرگ‌ترها را می‌پوشند. کفشی از کسی به دیگری نمی‌رسد. می‌دوند، روی سنگ و کلوخ کوچه. کسی درد را به روی خود نمی‌آورد. کسی رنج را تکرار نمی‌کند. کسی فقر را باور نمی‌کند. اگر همین آب و برق را بگیرند و نان خشک هم...
ادامه خواندن