ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

بوطیقای شهر – بخش 55


پیر سانسو برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه   سکوی پشتی برای پایان دادن به این موضوع، باید به تصویر واپسینی اشاره کنیم که اصل و اساس مضمون مورد بررسی ما را تأیید خواهد کرد‌. موضوع ورود به شهر از سکوی پشتی قطار است که اغلب در روایت‌های مربوط به جنش مقاومت و رمان‌های پلیسی با آنها روبرو می‌شویم- و یکبار دیگر ما در پی آن خواهیم بود که نشان دهیم چگونه از امری استثنایی یا امری ادبی به یک انگیزش خیالین واقعی و به شیوه‌ای بکری در کشف شهر می‌رسیم. در مورد جنبش مقاومت، تصویر ما معنایی مضاعف می‌یابد: عضو یک گروه، با این روش، از همدستیِ کارکنان ایستگاه راه‌آهن یا «کارگران قطار» برخوردار می‌شد. و بدین ترتیب است که  بر جهانِ کار، بر ظاهر شدنِ خاموش طبقه‌ای از مردم، و بر رفاقت ]سیاسی[ که گاه بورژوا و کارگر را به هم نزدیک می‌کرد، تأکید وجود داشت. افزون بر...
ادامه خواندن

بوطیقای شهر – بخش 54


  پیر سانسو برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه   یک مشخصۀ ممتاز دیگر، از راه رسیدن جمعی بود. مسافران با چمدان‌هایشان، با امیدهایشان، با کودکانشان از قطار پیاده می‌شدند و در انبوه بی‌نظم خود به دیدار جمعیت دیگری می‌شتافتند که در ایستگاه در انتظارشان بود، و همچنین کمی بعد به دیدار عابران، مراکز، ساختمان‌ها و تمام خیابان‌ها می‌رفتند. صرفِ ورود یک قطار کمابیش معادل شأن شهری بود که به آن وارد می‌شد. میان پنجره‌های قطار و پنجره‌های ساختمان‌هایی که از درون آن دیده می‌شدند، سر مسافران، و چهره‌هایی که در خیابان یا در پنجره خانه‌ها یک نظر دیده می‌شدند، نوعی رابطۀ دوسویه و سازش وجود داشت. البته لازم بود که قطار طول مشخصی داشته باشد و واقعاً نوعی کاروان به حساب بیاید: یک قطار کوتاه حجم کافی را ندارد و به نظر شبیه وسیلۀ نقلیه‌ای است که بی‌نوبت و به ناحق آمده است. به همین سبب است که امروز...
ادامه خواندن