ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

بوطیقای شهر- بخش 53


تصویر: ایستگاه راه آهن اثر کلود مونه   پیر سانسو، برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه 8 دروازه‌های شهر: ایستگاه راه‌آهن چه کسی رویای راه‌یافتن به شهر از خلال دروازه هایش را ندارد- و با این همه، آن زمان‌ها که کسی همچون ژان ژاک روسو ناچار بود بیرون دروازه‌های ژنو بخوابد چون ]شب شده و[ دروازه ها بسته بودند، به نظر بسیار دور می آید. فاتح، یا سفیر، یا میهمان پرآوازه ]شهر[ از دروازه وارد می‌شد و مسیر پیروزمندانه‌ای را طی می کرد- مسیر همۀ فریادهای زنده‌باد، همۀ جشن‌ها، همۀ آذین بندی‌ها . بنابراین ]گاه[ کارکرد یک خیابان صرفاً آن بود که در شوروشوق فاتحی را در شهر بپذیرد. روزهای جشن و روزهای مرگ! مردمان در شهر شادی می‌کردند، اما همان‌جا محلی برای به دار آویختن و اعدام دشمنان حکومت نیز بود. چه عَلَم‌ها و آذین‌بندی‌ها، نیز چوبه‌های دار و جسدهایی که زیر آفتاب می پوسیدند! چهره‌های ظریف سیاستمداران، دیپلمات‌ها...
ادامه خواندن