ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

بوطیقای شهر(27): پیر سانسو برگردان ناصرفکوهی با همکاری زهره دودانگه


اگر کمی بیشتر در زمان به عقب برگردیم و اگر فرایند عینی کردن را در کار خود ریشه ای‌تر کنیم، می‌توانیم بگوییم که فضای شهری به صورتی خاص تقدس خود را از دست داده است. در این جا می‌توانیم به اصلاحات کلیستن آتنی [1] برای تغییر این شهر یونانی اشاره کنیم. زمانی که قدرت پادشاه هم چون قدرت خانواده های بزرگ رو به ضعف می‌گذارد، فضا رمز و راز خود را از دست می‌دهد. مرکز، همان آگورایی است که همه می‌توانند درونش وارد شوند: مکانی باز، عمومی، تهی- درست شبیه قوانین مکتوب کنونی که در تضاد با سخنان محرمانۀ رمزآموزان  [پیشین] قرار می‌گیرد. افراد می‌توانند با آزادی [درشهر] بچرخند؛ بناها و معابد رو به بیرون دارند و نمای آن‌ها گویای سخنی است که میل به بیانش دارند. این جهش شاخص ظهور یک دموکراسی شهری است اما در عین حال بار مقدس فضا را کاهش می‌دهد. البته شکی نیست که آکروپل...
ادامه خواندن

پاره های هنر(50)، افلاطون: درباب بهره برداری  روا یا ناروا از سخنوری (بلاغت)


برگردان ناصر فکوهی  گورگیاس، چه می گفتی اگر همه چیز را می دانستی، اگر می دانستی که بلاغت (rhétorique)  به نوعی  درون ِ خود،  همه توانایی ها را دارد. برایت نمونه ای گویا می آورم. بسیار پیش آمده که من همراه برادرم که طبیب است نزد بیمارانش بروم. در این حال بیمارانی که نمی پذیرفتند دارویی را  مصرف کنند  و یا طبیب اندامی از آنها قطع کند و یا تکه ای از بدنشان را بسوزاند، اگر  او نمی توانست قانعشان کند، من این کار را می کردم؛ آن هم فقط با هنر ِ سخنوری.  فرض بگیریم یک سخنور و یک طبیب، به هر شهری که  فکرش را بکنی بروند،  حال اگر در آن شهر، در مجمع ِ مردم  یا در هر مجمع دیگری از آنها بخواهند یک طبیب را انتخاب کنند،  من اطمینان دارم که در تصمیم گیری ِ آنها، طبیب به حساب نمی آید و سخنور را ، البته...
ادامه خواندن

سعادت به روایت فلسفه  یونان باستان


 جان هر ترجمه زهرا پروان اشاره جان هر،  فرزند آدام هر که برخلاف پدر در زمره  فیلسوفان اخلاق گرای سنتی بریتانیا جای می گیرد، در این نوشتار  با نظر کردن به رابطه  دین و اخلاق از عصر هومر به بعد،  پس از اشاره به گفتارهای افلاطون در باب سرشت امر قدسی و اخذ این نتیجه که انجام عمل خیر در واقع خدمت به خدایان است، به بسط سلسله اندیشه ای می پردازد که در اندیشه  ارسطو نیز مستولیست. اندیشه ای که خدا، یا خدایان را به مثابه مغناطیسی تلقی می کند که با قدرت خیریت یا فضیلتشان ما را برای همانند شدن به  سوی خود جذب می کنند. همان گونه که ارسطو نیز در اخلاق فضیلت خود که بایستی بر اساس پس زمینه مقدمات الاهیاتیش فهمیده شود، با بکارگیری این استعاره افلاطون، خداوند را به منزله  مغناطیسی فرض می کند، که از طریق نیروی جاذبه  خود، آدمی را به سوی...
ادامه خواندن

پاره های هنر(41)، ایو میشو: «امر زیبا» و «امر نیک» در اندیشه باستان یونان


هنر قرن بیستم – یعنی همان هنری که به مثابه هنر «مدرن» می شناسیم – چه در موسیقی، چه در هنرهای تصویری، در ادبیات و در تئاتر، رویکردی پرخاش جو و تحریک کننده داشته ؛ از این رو نیز، کمتر توجهی به «امر زیبا» داشته است. به صورتی که این موضوع گاه بدل به  نشانه ای برای  محصولات دانشگاهی شده است. اما برغم این گرایش، در ابتدای قرن بیست و یکم، ما برعکس شاهد نوعی وسواس  درباره «امر زیبا» هستیم؛ و این واقعیتی است محسوس نه فقط در جوامع اروپایی بلکه در  کشورهای  در حال رشد ِ شتابان نظیر چین و هندوستان. البته این وسواس بیشتر از آنکه  در خود «هنر» دیده شود در برخی از رفتارهای فردی قابل مشاهده است ( برای نمونه در آرایش ِ بدن، ورزش، جراحی پلاستیک)، همچنان که در موفقیت  مد و طراحی[لباس و وسایل مصرفی]، در  تولیدات صنعتی موزه ها و در رخدادهای  هنری...
ادامه خواندن

رأی ها در چاه: اُستراکیسم، تبعید به خواست مردم - بخش سوم و پایانی


  پایان اُستراکیسم   ارسطو،  قانون اساسی آتن (فصل 22): «این اصلاحات [تغییرهایی که کلِیستِنِس با اِعمال آنها در 7/508 پیش از میلاد، بنیان رسمی دموکراسی آتن را برقرار کرد] بسیار بیشتر از اصلاحات سُلُن موجب دموکراتیک شدن قانون اساسی شد؛ چرا که کار استبداد [تورانی = فرمانروایی مطلق] بدان جا رسیده بود که با سوء استفاده از قوانین سُلُن آنها را از اعتبار ساقط کند، و کلِیستِنس با در نظر گرفتن [مصلحت] توده قوانین تازه ای برقرار کرد، از جمله این که قانون مربوط به اُستراکیسم را به تصویب رساند. پیش از هرچیز، در پنجمین سال پس از تصویب این قانون ها، در زمان آرخُنی [زمامداری] هرموکرئُن، قانون ادای سوگند آغاز به کار برای اعضای «شورای پانصدنفره» را برقرار کردند که هنوز پابرجاست. سپس، دست به انتخاب سردارانی از [تمام] دِمُس ها [demos = قبیله ها]، از هر دِمُس یک سردار، زدند در عین این که کل ارتش زیر...
ادامه خواندن