ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

دربارۀ خط فارسی باستان (2)


    کارل هوفمان خط فارسي باستان موضوع علاقۀ بسياري از محققان بوده است و نظريات گوناگونی دربارۀ آن مطرح شده است اما همچنان اين خطر وجود دارد كه نه تنها اين نظريات قديم به باد فراموشي سپرده شود، بلكه تنها پرسش زبانشناسان مبني بر اينكه اين خط تا چه اندازه منعكس‌كنندۀ دقيق تلفظ زبان فارسي باستان است هم پاك از صحنه محو شود. خط فارسي باستان خط ميخي است و با خط ميخي زبانهاي بابلي-آشوري تنها در داشتن ميخ مشترك است. تنها يك حرف، يعني حرف la كه نه در واژه‌ هاي فارسي باستان بلكه در يك نام بيگانه مي‌آيد، مي‌تواند برگرفته از خط بابلي نو و يا ايلامي باشد . شكل حروف ميخي خط فارسي باستان اصول سبكي خاص خود را دارد. اين حروف تنها از حروفي با شكل زاويه به طرف راست و ميخ‌هاي عمود و افقي با اندازه‌هاي متفاوت ساخته شده اند در اين ميان تنها...
ادامه خواندن

ريشه‌شناسي واژة آتش


واژة فارسي آتش برگرفته از اوستايي ātr-,āϑr-ātar-,ātərə اسم مذكر به معني آتش است( رايخلت221)، و صورت فاعلي مفرد آن ātarš،اين واژه را برگرفته از آرياييr- t(h)ā * *āt(h)ar- دانسته‌اند، قس. اشتقاق‌هاي هند باستان : atharī́- , atharyú- ، برگرفته از هند و اروپايي tr-ā ter-ā* ( توضيح دقيق و روشني براي پيشينة اين واژه داده نشده، و براي آن ريشة هند و اروپايي آغازين ā- * يا ai- *« درخشيدن، سوختن» را پيشنهاد كرده‌اند (ادلمان، راستارگويوا، 2000). صورت فارسي باستان –tarā، tr-ā «آتش» كه در تركيب به صورت‌هاي āç- < ātr-> āϑr-ظاهر مي‌شود، اين واژه در نام نهمين ماه سالِ فارسي باستان āçiyādiya به كار رفته و تركيبي است از tarā « آتش» و مشتقي از yad- «ستايش كردن» بر روي هم ماه پرستش آتش (كنت 166a) نيز در نام āçina مركب از āç- + پسوند ina- كه از tarā گرفته شده و بازمانده‌اي است از آيين آتش. فارسي ميانه...
ادامه خواندن

جنس در اسمها‌ي فارسي باستان


  مهرنوش عسگری زبان فارسی باستان چون دیگر زبان‌‌های هند و ایرانی دارای ویژگی صرفی است. این ویژگی در مورد اسم‌ها بسته به جنس آنها در حالت های مختلف صرفی (چون فاعلی، مفعولی، ندایی و ...) شکل می‌گيرد. مقالۀ زیر که ترجمه و تلخیص یکی از مقاله‌های رودیگر اشمیت، یکی از بزرگترین متخصصان فارسی باستان معاصر است، می‌کوشد، نقدی بر آثاری بیاندازد که به راحتی جنس اسم‌های فارسی باستان را سرخود تعیین کرده‌اند. از جملۀ آنها کتابی است از کنت (Kent, 1953, Old Persian Grammer) که ترجمۀ فارسی آن از سعید عریان نیز موجود است. رودیگر اشمیت، یکی از زبانشناسان و متخصصانی است که با تسلط بر زبان‌های کهن ایلامی، اکدی، یونانی باستان، لاتین، سنسکریت ، اوستایی و فارسی باستان، بیش از 40 سال پژوهش‌های خود را بر فارسی باستان متمرکز کرده است و کتیبه‌های فارسی باستان را از نو مورد برررسی و پژوهش موشکافانه ای قرار داده است و...
ادامه خواندن