ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

مصاحبه با جیم جارموش دربارۀ فیلم قهوه و سیگار


ترجمۀ مهرنوش فطرت فیلم قهوه و سیگار محصول 2003 میلادی از یازده داستان کوتاه تشکیل شده است که در کافه‌ای می‏گذرد. این فیلم ساختۀ جیم جارموش، کارگردان مستقل آمریكایی، است. ویژگى‏هایى مانند روایتِ مینى‌مالیستى، تأكید بر ریتم و ساختار، فضاى سوررئال و ابزورد، ساختار روایى شاعرانه، طنز تلخ، نگاه بدبینانه و در‌ عین حال انسانى به زندگى در بیشتر فیلم‏هاى جارموش دیده می‌شوند. شخصیت‏هاى او معمولاً سرگردان، درون‌گرا، بیگانه یا جدا‌افتاده هستند و در پى یافتن حقیقتى ناشناخته‏اند. گفت‌و‌گوی زیر دربارۀ فیلم قهوه‌ و سیگار یکی از آثار سینمایی وی است.     ایدۀ اولیۀ فیلم چطور در ذهنت شکل گرفت؟ -    ایدۀ اولیه از برنامۀ SNL (Saturday Night Live) در سال 1986 آمد. مجری SNL از من خواست تا برنامه‏ای کوتاه برای این شو بسازم و گفت که باید پنج دقیقه باشد. قرار شد چند قسمتی درست کنم تا طی چند هفته در برنامه پخش شود. آن‌موقع روبرتو بنینی  را...
ادامه خواندن

صحنه: یک قهوه‌خانهٔ کوچک و کثیف


سعید خواجه‌افضلی شاید میان نمایشنامه‌نویسان معاصر نشود کسی را پیدا کرد که مانند اسماعیل خلج مکان واحدی را صحنهٔ بیشتر نمایشنامه‌هایش قرار دهد. از خلج سی نمایشنامه چاپ شده است و سیزده‌تایش در قهوه‌خانه می‌گذرد، تقریباً نیمی از آثارش. کسی که سراغ نوشتن نمایشنامه رفته باشد، این انتخاب خلج در جایگاه نویسنده را به آسانی درک نخواهد کرد. چرا نویسنده باید مکانی تکراری را برای نمایشنامه‌هایش انتخاب کند؟ این اصرار و سماجت از کجا می‌آید و چه کارکرد و هدفی برای نویسنده دارد؟ خلج در زندگی هنری خود به حوزه‌های دیگر نمایش نیز گرایش داشته است. به گفتهٔ اکبر رادی «اسماعیل خلج مصداق زنده‌اى است از مثلث نویسنده، كارگردان، بازیگر كه شمارى از بهترین نمایشنامه‌هاى معاصر ما را با استتیک خالص ایرانى نوشته، اجرا و بازى كرده است.» خلج بازیگر و کارگردان نیز به قهوه‌خانه و مکان‌هایی شبیه به آن علاقهٔ واضحی دارد. او در کارگردانی‌هایش این سلیقه را اعمال...
ادامه خواندن

تاریخ سرّی قهوه‌خانه در تبریز


«از بحث‌خانه تا فراموش‌خانه» اکبر شریعت تازه کشف کرده بودیم که نویسندگان ایرانی فقط ر. اعتمادی و امیر عشیری و پرویز قاضی‌سعید نیستند و همچنان که پشت لب‌هایمان را مرتب تیغ می‌انداختیم تا آن کرک‌های نازک تبدیل به سبیل شوند، گلشیری و هدایت و ساعدی و آل‌احمد را کشف می‌کردیم. آن روزها روزهای کشف بود و ما کریستف کلمب‌های بی‌کَشتی در سواحل ادبیات مشغول کشف گنج‌هایی بودیم که هر چه مغزمان را با آن‌ها پر می‌کردیم، چیزی‌شان کم نمی‌شد. شنیده بودیم که هدایت و آل‌احمد و ساعدی و شاملو و حتی فروغ کافه‌نشین بوده‌اند. شنیده بودیم که «کافه نادری»، از گذشته تا هنوز، پاتوق روشنفکران بوده است. خوانده و شنیده بودیم که تا همین چند ده سال پیش، در کوچه‌پس‌کوچه‌های شهرمان، قهوه‌خانۀ «خران» بوده و آن‌قدر اشتهار داشته که جلال آل‌احمد هوس کند سری به آنجا بزند و آن‌قدر مؤثر بوده که پای آقای نویسنده را دوباره به آنجا بکشاند....
ادامه خواندن

اردشیر محصص و نقد زمانه


اسماعیل عباسی آخرین بازماندگان گارسون‌های «هتل نادری» تهران که عمری با اهالی هنر و ادب محشور بوده‌اند، هنوز آن جوان باریک‌اندام، صبور و کم‌حرف را به‌یاد می‌آورند که یک روز در هفته، میزی را در اختیار می‌گرفت و سفره‌ای از جنس کاغذ کاهی را که ماهرانه از به‌هم چسباندن صفحه‌های کوچک‌تر کاغذ درست‌کرده بود، روی میز پهن می‌کرد. لحظه‌هایی در سکوت، آدم‌های حاضر در هتل را از نظر می‌گذراند. در همان لحظه‌های سکوت، مداد طراحی آرام و بی‌وقفه روی سطح کاغذ کاهی بزرگ به‌حرکت درمی‌آمد. چند نوجوان علاقه‌مند به طراحی که کمی دورتر از میز طراح، با اشتیاق و کنجکاوی، این لحظه‌های پرشور و نفس‌گیر را به‌تماشا می‌نشستند؛ در ادامه به حرکات ماهرانه طراح که با ماژیک مشکی درشتی به شاکله‌ی ناپیدای مدادی جان می‌بخشید خیره می‌شدند. این شیوه طراحی که طراح نامدار و بلندآوازه، زنده‌یاد اردشیر محصص، به‌کار می‌گرفت در کار گشودن فصل جدیدی در هنر طنز تصویری در...
ادامه خواندن