ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

فراخوان ویژه نامه نوروز 98 و سیزدهمین سالگرد تأسیس مؤسسه انسان شناسی و فرهنگ

دوستان و علاقمندان به انسان شناسی و فرهنگ

ویژه نامه سال ۱۳۹۸ انسان شناسی و فرهنگ و سالگرد سیزدهم موسسه همزمان با نوروز ۱۳۹۸ همچون هر سال منتشر خواهد شد.

حضور شما در این ویژه نامه باعث افتخار و دلگرمی ما خواهد بود. اما با توجه به کمبود زمان برای صفحه آرایی نیاز به ارسال مطالب در کوتاه ترین زمان ممکن است . لطفا مطلب خود را در یکی یا هر سه شاخه زیر تا ۱۵ بهمن برای ما ارسال کنید. مشارکت شما سبب امکان یافتن تداوم کار ما خواهد بود.

1- بخش یادداشت ها و نوروزنامه ها ( مطالب 1 تا 4 صفحه ای)

2- بخش مقالات ( 6 تا 20 صفحه)

3- بخش یادبود درگذشتگان (1 تا 10 صفحه)


در انتظار دریافت مطالب شما، (به همراه عکسی مناسب برای مطلب و عکسی از خودتان) تا 12 اسفند هستیم تا همکاران ما نیز بتوانند از فرصتی برای آماده سازی جشن نوروز خود برخوردار باشند.

با تشکر مجدد

ناصر فکوهی
مدیر موسسه انسان شناسی و فرهنگ

نگار شیخان
سردبیر ویژه نامه نوروز ۱۳۹۸ و سیزدهمین سالگرد انسان‌شناسی و فرهنگ

 

آدرس برای ارسال مطالب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

ادامه خواندن

آداب‌ و رسوم نوروزی در گیلان


سمانه خلیلی فر جلگه گیلان به شکل سنتی و به‌طور طبیعی تا پیش از تسلط صفویان، به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم می شد. مبنای این تقسیم نیز جریان سفیدرود بود. این رود به سبب میزان تأثیرگذاری و همچنین دشواری در عبور، گیلان را از نظر فرهنگی و سیاسی به دو بخش تقسیم می‌کرد. گیلان، سرزمین باران به سبب برخورداری از تاریخ کهن، مملو از آیین‌ها و فرهنگ هاست. بخش زیادی از این آیین ها و سنن متأثر از وضع طبیعی، جغرافیایی و معیشتی است که برای پاسخگویی به نیازهای جسمانی و روانی انسان شکل گرفته اند. در بعد فرهنگی، رابطه انسان با محیط، شكل خاصی پيدا مى‏كند. سنگ، كوه، آب، گياه، زمين، آسمان و همه آنچه در پهنه هستى است، جان مى‏گيرد و با انسان به سخن درمى‏آيد، انسان نیز بخشی از خواسته‌ ها و کمبودهایش را در محیط فرهنگی و در تعامل با آن بروز می دهد....
ادامه خواندن

بازتاب ایران باستان در شعر حافظ شیرازی


شعر حافظ شیرازی بی‌‌گمان چکیدۀ  روح ایرانی است. روح ایرانی در درازنای چند هزاره از دوران باستان تا روزگار اسلامی فراز و نشیب‌های شگرف تاریخی و فرهنگی را پشت سر گذاشته و آبدیده شده است. از ایران باستان آثار نوشتاری نظم و نثر بازمانده است، ولی شمار و پیکره این نوشتارها در سنجش با آثاری که پس از اسلام به نوشتار درآمده است، بس خُرد و کم حجم است. همین اندازه از نوشتار باستانی که به زبان‌های اوستایی، پهلوی اشکانی، فارسی میانه، سُغدی، خوارزمی، سکایی و نوشته‌های مانوی تورفان بازمانده کافی است که به ژرفای فرهنگ ایران زمین پی ببریم. نام ایران هرچند در دیوان حافظ نیامده، اما از فارس سه بار و از شیراز نیز یازده بار یاد شده است. نبود نام ایران در دیوان خواجه حافظ چندان شگفت‌آور نیست، چون در سدۀ هشتم هجری و عصر حافظ، ایران در قلمرو چندین فرمانروایی به سر می‌برده و هنوز فرمانروایی...
ادامه خواندن

سخنی پیرامون اضطراب نوروزهای بی پول


عطا شعبانی راد احوال خود را با جوهره هستی تنظیم کنیم «روزی نیست که در کانالهای تلگرامی یا متن های تنظیمی مجریان رادیو و تلویزیون به جملات مثبت اندیشانه و القا کننده «حال خوب» برنخوریم و تاکنون تحقیقی جامع انجام نشده که مشخص سازد کارکرد عملی این مفاهیم در بهتر شدن حال جامعه تا چه میزان است؟ چنانکه زبانشناسان عنوان می کنند گفتمان های حوزه های زبانی با یکدیگر تداخل کرده و افراد با کاربرد واژگان یک گفتمان، دانسته یا نادانسته به تدریج آن را درونی ساخته در زمره مفاهیم و تعاریف ذهنی خود قرار می دهند. در بسیاری موارد ما مصرف کننده کلمات و اصطلاحاتی هستیم که خود به دقت خاستگاه آن را نمی دانیم و گاه هم حتی آن را در معنای دقیق و مطابق نظر واضعان به کار نمی بریم، کلمات و اصطلاحات معرفتی و دینی یکی از نمونه های چنین امری هستند که در خاستگاه فرهنگی...
ادامه خواندن

دلالت حضور بر غیاب


ساز و کار اصل تخاصم در فیلم‌نامه ماجرای نیمروز « جذابیت فکری و گیرایی عاطفی قهرمان و داستان بستگی کامل به نیروهای مخالف دارد » ( رابرت مک‌کی) هامارتیا کلیدواژه‌ای است که ارسطو در پوئتیک برای نقطه ضعف قهرمان تراژدی در نظر می‌گیرد، این نقطه ضعف باعث تحرک و قدرت نیروی مخالف می‌گردد و این قدرت تا آن میزان پیشروی می‌کند که باعث بروز تراژدی می‌شود. نکته مستتر در این موضوع قدرتی است که نیروی مخالف به قهرمان وارد می‌کند و قهرمان را در تنگنایی قرار می‌دهد که در انتخاب مسیر و کنش خود مقهور نیروی مخالف شود. با توجه به این نکته می‌توان اینگونه برداشت کرد که آنچه موجب خلق موقعیت تراژیک می‌شود قدرت بالای نیروی مخالف قهرمان است، نیرویی که قهرمان را دچار یک سرگشتگی و درماندگی می‌کند. رابرت مک‌کی در کتاب « داستان، سبک و اصول فیلم‌نامه نویسی» به این نکته تحت عنوان اصل تخاصم اشاره می‌کند،...
ادامه خواندن

مسئلۀ هنر: گریز از واقعیت یا نقد آن؟


وحید میره‌بیگی، در نشریۀ «چشم‌انداز ایران» مقاله‌ای با عنوان «واقعیتی که به فرارفتن از واقعیت فرا می خواند؛ درباره ی علی اشرف درویشیان و آثارش» نوشته است. در اینجا من در راستای نقدی که بر این مقاله خواهم داشت، بحثی در مورد رسالتِ هنر مطرح می‌کنم. ابتدا باید گفت که مقالۀ خوب و قابل تأملی است. همچنین، قلم و نگارش جذاب نویسنده هم به ارزش مقاله افزوده است. با وجود این، لازم می‌دانم نکاتی را دربارۀ این مقاله بیان کنم. نخست اینکه، مقاله می‌توانست بسط بیشتری یابد و به دو شکل ارائه شود؛ یا بخش اول و دوم مقاله با توجه به عنوانِ مقاله، می‌بایست مقدمه‌ای بر نقد و بررسی درویشیان می‌بود؛ که در این صورت، بخش نقدِ درویشیان باید بسط بیشتری می‌یافت و توجه بیشتری به آن می‌شد و یا اینکه بر خود بحث فلسفی در بخش نخست، یعنی نسبت انسان با واقعیت و تخیل، تاکید می‌شد و مصداق...
ادامه خواندن

آماده نیستیم


مزدک دانشور الیوت روزگاری گفته بود که اولین ماه بهار، بی رحمترین ماههاست زیرا خاطره و خواهش را به هم می آمیزد. او به درستی می دانست که زمان امری قراردادی است و آنچه زمان را برای ما مفهوم می کند، خاطره ای جمعی یا فردی است. خاطره فضا را دگرگون می کند و به زمان معنا می بخشد. هرچه افراد بیشتری از یک زمان مشخص خاطره داشته، یا تجربه شرکت در مناسک و مراسم مشخصی را داشته باشند، آن لحظه در بازگشت ادواری خود پراهمیت تر خواهد بود و در روندی دیالکتیکی خاطره سازتر. رسیدن بهار برای ما ایرانیان و دیگر ساکنان فلات نوروز هم خاطره ای جمعی را تداعی می کند و هم خود خاطره ساز است: صد سال به آن یا این سالها... نوشتن بهاریه سهل است و ممتنع. نوشتن از بهار است و سالی نو که می آید. عموما پرامید است و روشن. دورنمای سالی است...
ادامه خواندن

خاطره ی ازلی و اسطوره امروز


نزدیک نوروز که می شویم خاطره ها بیش از هر زمان دیگر در من جان می گیرند. خاطره ی کودکی، خاطره ی مبهم تولّد، درست در نیم قرن پیش؛ شاید خاطره هایی از اسطوره های کودکی بشر حتی، و یا خاطراتی از آنگاه که جزوی از مواد آلی بودم در این کُره ی ارض؛ در سراسر گیتی. نوروز لحظه ی تأمل است برایم که به این سراسرِ گیتی فکر کنم. و به اینکه این گردش فصول و این زایش و مرگ چه آیه ای است؟ آیه های آه و افسوس که زمان می گذرد و بشر به راز هستی پی نمی برد که بی بنیاد نیست یا کرانمند نیست یا بی غایت. نوروز که می رسد به زمان فکر می کنم. به فاصله. به یکی که دو شده است. و شورانگیزی جذبه و کشش این دو از لحظه ی آغاز تا لحظه ی پایان. کدام آغاز؟ کدام پایان؟ کدام لحظه؟...
ادامه خواندن