ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

بوطیقای شهر- بخش 37


پیر سانسو برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه ما از این گذشته غیب‌گویانه صحبت می‌کردیم که خود را در «تکرار» خویش، نیز در پیش‌گویی حال، به تحقق می‌رساند. در واقع ما اینجا با عنصری تنش‌زا سروکار داریم، می‌توان اولویت را به گذشته‌ای به یاد ماندنی داد، به جملاتی که در گذشته های دور به زبان آمده و ]امروز[ آن‌ها را باید در شهرها باز‌یابیم - یا برعکس خود را صرفاً به احساسی بسپاریم که شهر امروز در ما ایجاد می‌کند. ما نمی‌توانیم تصدیق کنیم که روستایی پاریس تنها از خلال این راه دوم خود را درک می‌کند: آیا بن‌بست‌های آن کوچه‌های تنگ و بسته‌ای نیستند که او را به یاد گذشته‌اش می‌اندازند؟ در کتاب نادیا دوبرتون ، نقاط ملاقات اغلب نام‌هایی سرشار از تاریخ هستند، «او ]نادیا[ مطمئن است که زیر پاهای ما یک گذرگاه زیرزمینی از کاخ دادگستری آغاز شده (و نشان می‌دهد از کدام بخش کاخ، کمی به...
ادامه خواندن

بوطیقای شهر- بخش 36


پیر سانسو برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه این امر جهت گیری پژوهش کسانی چون ژرار دو نروال (Gérard de Nerval) و منتقدانی چون ژان ریشر (Jean Richer) را نشان میدهد که در این راه چندان مشکلی برای یافتن رد پای یک ریاضت کشی طولانی را ندارند. هر کشف فلاکت‌باری به غنایی معنوی منتهی می‌شود. ژرار دو نروال در یک شهر و به خصوص در پاریس به دنبال امر تماشایی و بدیع نیست. او احساس بسیار زنده و بانشاطی از موقعیت ناکامل آن شهر دارد و امید زیادی برای رسیدن به یک زندگی بهتر، و این اوست که باید با تحمل رنج خود را بپیراید. واقع گرایی نباید ما را گول بزند. واقع گرایی مرحله ای است که باید از آن گذر کرد. دوزخ، کابارۀ پل نیکه (Paul Nicket) است. و این مواجهه با جنبه‌های نامطبوع و نفرت آور شهر مطابق است با آن چه مرگ پاگشایانه خوانده می‌شود. او...
ادامه خواندن