ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

معرفی کتاب قصه شهر؛ تهران نماد شهر نوپرداز ایرانی


کتاب «قصۀ شهر» روایتی است از آن چه میان سال های 1299 تا 1332 هجری شمسی بر تهران گذشته است؛ مدرنیته ای که از دوران قاجار در ایران آغاز شد و مدرنیسمی که در دورۀ پهلوی تکوین یافت، تحولاتی را هم در عرصه شهر و هم در جریان ادبی ایران رقم زد. این دگرگونی های ساختاری در حوزه ادبیات و شهر با یکدیگر همسو بودند، دگوگونی هایی که ریشه در تحولات فکری دوره مشروطه و تغییرات اجتماعی و اقتصادی جامعه داشت، و در دوره پهلوی همراه با رویکرد انقطاع از گذشته و در قالب مکتب مدرنیسم رخ نمود؛ تحولاتی که چهره شهر و نیز ادبیات معاصر ایران را رنگ دیگری بخشید و این دو را از آن چه بودند، متمایز کرد. قصه به معنای سرگذشت و حکایت است (فرهنگ معین) و قصۀ شهر روایت سرگذشتی است که بر آن رفته؛ شهر خود نیز به مثابۀ قصه است. سید محسن حبیبی...
ادامه خواندن

معرفی کتاب «سلسبیل»


سلسبیل(1394)، معصومه جوادی نسب، با دیباچه رضا کیانیان و نصرالله حدادی، این کتاب نخستین جلد از تاریخ شفاهی تهران است که در 196 صفحه، با شمارگان 1000 نسخه و با قیمت 10 هزار تومان از سوی نشر میراث اهل‌قلم منتشر شده است.  «سلسبیل» تاریخ ناگفته محله‌های تهران با رویکردی تازه‌ به تاریخ شفاهی و مردم‌نگاری است که خاطراتی از توزیع اعلامیه توسط مرحوم عسگر اولادی در خیابان سلسبیل، جلسات و دیدارهای آیت‌الله طالقانی با خانواده‌اش، رفت‌وآمدهای انقلابی شمس و جلال‌آل‌احمد در کاخ جوانان واقع در انتهای سلسبیل و اینکه حجت‌الاسلام والمسلمین ناطق نوری در کجای سلسبیل سخنرانی می‌کرده است، همه و همه، برای نخستین بار در کتاب «سلسبیل» منتشر شده است. در این مجموعه، خاطرات ناب و ناگفته و عکس‌های منتشرنشده‌ای از محله‌های مختلف منطقه 10 تهران، خصوصاً محله سلسبیل از سال‌های 1320 تاکنون به چاپ رسیده است. کتاب سلسبیل نخستین جلد از مجموعه تاریخ شفاهی تهران است و با...
ادامه خواندن

تهران جذاب و فرهنگی و درخشان


ترانه یلدا از همين روزهاي اول تابستان شروع شده! قشنگ حس مي‌کني که شهر دارد به هر بهانه‌اي مي‌جوشد و تکان مي‌خورد. شب‌هاي ماه رمضان خيلي‌ها - از پير و جوان - مي‌آمدند بيرون. تا ساعت دو و سه صبح خيابان‌ها شلوغ بود. در سه روز تعطيلات عيد فطر، کنسرت‌هاي بزرگ در پياده‌راه باغ ملي شبي بيش از يکي، دو هزار نفر را به قلب تهران کشاند و عليرضا قرباني هم با تانگوهاي محشري که خواند، همه را سر شوق آورد. حتي انعکاس مرگ دردناک شهسوار بي‌همتاي سينماي ايران در کنج غربت هم در اين شب‌هاي تابستاني آن‌قدر غم‌انگيز از آب درنيامد. به دعوت بانوي مهربان سينمايمان، رخشان بني‌اعتماد، همه با چشمان نمناک در خنکاي شامگاهي باغ فردوس جمع شديم تا در فضاي زيباي پارکي که خيابان را به موزه سينما وصل مي‌کند، خاطراتمان را با او که براي هميشه رفته بود، با همديگر مرور کنيم و بعد برويم توي...
ادامه خواندن

خاطرات خانه دایی جان ناپلئون


محبوبه حقیقی نشسته است روي صندلي و در حلقه مهندسان و مرمتگراني است که مشتاق بيشتر دانستن از خانه پدري او  و آدمها و داستانهايش هستند. عکسهاي قديمي سياه و سفيد رنگ و رفته را روي صفحه مانيتور ورق ميزنند و زن که گرد روزگار روي صورت و دستها و موهايش نشسته، آدمهاي توي عکسها و لوکيشن هايي از خانه را که عکسها در آنها گرفته شده اند، معرفي ميکند: "اين شمس ايران است. اين هما زاهدي است. اين يکي تاج الملوک است. اين هم اتحاد است. عروس دکتر لقمانالدوله ادهم... اين عکس را همينجا گرفتهايم؛ توي باغ... اين حسين است. اين يکي فريدون، آن يکي فروغ است. اين هم هما فرمانفرماست. اين يکي را توي آن ساختمان گرفتيم؛ همان که جلويش ستون داشت، حوضش را بعدا پر کردند... اين هم منم." توي عکس دختر جواني را با موهاي انبوه و صورت بشاش نشان ميدهد که دارد از ته دل...
ادامه خواندن