ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

فرهنگ اصطلاحات مرتبط با حریم خصوصی


درس نظریه های انسان شناسی مهدیه محمدی فهرست اصطلاحات: عمومی/خصوصی                                                                                             مفهوم عمومی و خصوصی در پایه ای ترین صورت خود، نشان از آن دسته از روابط اجتماعی دارد که از دو قلمرو کاملا جدا و متمایز سخن می گوید. قلمرو عمومی با فعالیت هایی که حضور در فضای بیرون از خانه برای آنها الزامیست، با انبوهی از افراد سرو کار دارد و عموما با پرداخت مالی همراه است شناخته می‌شود. این فضا تحت حمایت قوانین سیاسی و مدنی است که به واسطه‌ی دولت اجرا می گردد. در مقابل فضای خصوصی با حضور آشنایان معدود (محارم)، کار بدون مزد و دیگر منابع اقتدار (پدرسالاری) اداره می گردد. بنابراین منظور از فضای خصوصی/ عمومی، نظم سلسله مراتبی است که بر اساس ورود و خروجهای متعدد شکل می گیرد و به عنوان مهمترین نشانه ی جداسازی، ساختار قدرت را تقویت می کند. مفهوم فضا در اینجا بر ساختار و تولید پیچیده ی...
ادامه خواندن

فرهنگ اصطلاحات کلیدی در مطالعات قومیت (5)


پیش‌داوری به معنای کم ارزش انگاشتن (پست دانستن) یک گروه است، به خاطر این که فرض بر این گرفته می‌شود که آن گروه رفتار، ارزش‌ها، توانایی‌ها و یا صفات ناخوشایندی دارد. آدم‌ها زمانی به پیش‌داوری می‌پردازند که درباره گروهها، تصورات قالبی داشته باشند و آن تصورها را در مورد افراد آن گروه به کار برند. تصورات قالبی افکار تثبیت شده و غالباً ناخوشایندی‌اند درباره اعضای یک گروه خاص. آدم‌های پیش‌داوری‌کننده فرض را بر این می‌گیرند که اعضای یک گروه، به همان سان که فرض شده است، طبق تصور قالبی‌شان عمل خواهند کرد (کتاک: 429-431). تعصب به عقاید یا ایستارهایی اطلاق می‌شود که اعضای یک گروه نسبت به گروه دیگری دارند. دیدگاههای آمیخته به پیش‌داوری یک شخص متعصب غالباً مبتنی بر شایعه‌ها است نه شواهد مستقیم. این پیش‌داوری‌ها در برابر تغییر مقاومت می‌کنند حتی اگر اطلاعات تازه‌ای نادرستی آنها را محرز کند. ممکن است مردم به پیش‌داوری‌های مثبتی درباره گروههایی که...
ادامه خواندن

فرهنگ اصطلاحات کلیدی در مطالعات قومیت (4)


هويت ملي(Nation Identity) اگر هويت، شناختي است كه مردم از خود دارند و خود را با ديگران متمايز مي كنند(زاهد، 1384: 131). هويت ملي ارتقاي اين شناخت از فرد، گروه و قبيله و هر اجتماع فروملي به جامعة ملي و احساس تعلق به« عناصر و نمادهاي مشترك ملي (كل جامعه ) و در ميان مرزهاي تعريف شده سياسي است».(یوسفی، 1380: 17). در هويت ملي سؤال از اين است كه فرد خودش را عضو كدام واحد سياسي مي دان د. مسئله اين است كه افرادي كه از لحا ظ فيزيكي در يك واحد جغرافيايي و نظام حكومتي خاص قرار دارند و مشمول قوانين حاكم بر آن هستند آيا به لحاظ رواني هم خود را عضو اين نظام سياسي مي دانند يا خير؟ هويت ملي به تعبيري، فراگيرترين، بالاترين و مشروع ترين سطح هويت و نوعي احساس تعلق به ملتي خاص است. ملتي كه نمادها، سنت ها، مكان هاي مقدس، آداب، رسوم،...
ادامه خواندن

فرهنگ اصطلاحات کلیدی در مطالعات قومیت روابط بين قومي (3)


رابطه بين قومي، رابطه اجتماعي در بين اعضاي گروه هاي قومي است. اين رابطه شامل «يك مجموعه به هم پيوسته از كنش هاي انساني معنادار»(Weber, 1978: 26-27). در یک زمينه معين است. براساس ديدگاه وبري هر كنش گر در ضمن كنش خود، كنش ديگران را نيز در نظر مي گيرد. اگرچه رابطه ي اجتماعي متضمن اين است كه معاني محتمل كنش براي كنش گران قابل ادراك باشد، لكن ممكن است درك افراد درگير رابطه، يكسان نباشد. تبعاً اگر معناي كنش براي طرفين قابل درك نباشد رابطه اجتماعي نيز مختل و يا منحل مي شود و يا ممكن است به سوء تفاهم بينجامد، هرچند الزامي براي وقوع چنين رابطه اي وجود ندارد. هویت(Identity) با رجوع به فرهنگ لغات انگليسي اكسفورد در مي يابيم كه واژة هويت يا Identity ريشه در زبان لاتين دارد Identitus که از idem يعني تشابه و يكساني ريشه مي گيرد، دو معناي اصلي دارد. اولين معناي آن...
ادامه خواندن

فرهنگ اصطلاحات کلیدی در مطالعات قومیت(1)


  قوم(Ethnic) واژه قوم یا اتنیک از واژه یونانی اتنوس و اتنیکوس ریشه گرفته که به منای کافرکیش و بی‌دین است. در زبان یونانی واژه یاد شده مضمونی منفی و مطرود داشته است. این واژه از قرن هجدهم به این سو مضمون منفی خود را از دست داده و به واژه‌ای خنثی بدل و هم معنا با مفهوم نژاد به کار گرفته شده است. حتی در ایالات متحده و در آستانه جنگ جهانی یهودیان و ایتالیایی‌ها و سایر اقلیت‌های دیگر در مقابل اکثریت مردم انگلیسی‌تبار، یک قوم خوانده می‌شدند و از آن مقصودی احترام‌آمیز داشتند (هاتچینسون و اسمیت 1966: 3 - 15). واژه قوم معنای ثابتی ندارد و همراه با تحولات دگرگون شده است. در یکی از چاپ‌های فرهنگ انگلیسی آکسفورد که در اواخر قرون گذشته تدوین شده برای واژه قوم معنای کفر یا موهومات کفرآمیز را آورده است. این معنا بتدریج جای خود را به معنای مردم‌شناختی و جامعه‌شناسی...
ادامه خواندن