ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

داستان یا تولید حقیقت


  فوکو اغلب نوشته است که آثارش میتوانند همچون اکثر "آثار داستانی" خوانده شوند. وی در سال 1967 در مصاحبه ای در رابطه با کتاب واژه ها و چیزها تاکید می کند که "کتاب من داستانی محض و ساده است: یک رمان است."(1) و ده سال بعد در 1977 دوباره تاکید می کند که "من هرگز چیزی مگر داستان ننوشته ام." (2) آیا تمام این تاکیدهایی که مضمون واحدشان از سوی اندیشمندی که هرگز در سراسر زندگی اش از حرکت و تغییر نگرش باز نایستاده است، عجیب به نظر نمی رسند ونمی توانند دلالت بر روش یا موضع خاصی از طرف فوکو نمایند؟ پاسخ دشوار است: "داستان" واژه ای چنان ثقیل وچنان ظریف مواضع مختلفی را در بر می گیرد و در چارچوب هر تعریفی که باشد نمی گنجد. آیا برای فوکو مسئله این است که بگوید همسانی خاصی بین فلسفله و خلاقیت ادبی وجود دارد یا به طرز رندانه...
ادامه خواندن

از زبان زندگى ايرانى


  درباره امير حسن چهل تن ساره دستاران از دركه وارد می‌شود، بعد از چند قاب عكس كنار هم روى ديوار، پنجره چوبى نيمه بازى نگاهت را می‌کشاند به قفسه کتاب‌ها و اتاق کار مرد نويسنده. می‌رود انبوه كاغذهاى پراکنده در كف اتاق را گوشه‌ای روى هم بگذارد و حالا تو در اتاقى هستى كه داستان‌های اين چندساله امير حسن چهل تن در آنجا جان می‌گیرد؛ در منزل سعادت‌آباد......... ـ داستان‌نویس متولد ۹ مهر ۱۳۳۵ كتابشناسى چهل تن: صيغه (مجموعه داستان)، دخيل بر پنجره فولاد (مجموعه داستان)، روضه قاسم (رمان)، تالار آينه (رمان)، ديگر كسى صدايم نزد (مجموعه داستان)، مهر گياه (رمان)، چيزى به فردا نمانده است (مجموعه داستان)، تهران، شهر بى آسمان (رمان)، عشق و بانوى ناتمام (رمان)، ساعت پنج براى مردن دير است (مجموعه داستان)، كات، منطقه ممنوعه (فيلم ـ داستان) امیرحسن چهل‌تن در سال‌های ۱۳۸۹–۱۳۸۷ با بهره‌گیری از بورس دو بنیاد فرهنگی در آلمان اقامت داشت. او از...
ادامه خواندن

چرا مینویسیم؟ (بخش دوم)


خواندن خوب است، اما نوشتن از آن هم بهتر است. مردیت ماران برگردان: فریبا جان نثاری ایزابل آلنده نویسندهای اسپانیایی زبان است که در همه جای دنیا خواننده دارد. نام او همیشه درکنار رئالیسم جادویی میآید، ژانری که توسط فرانتس کافکا در سال 1920 پایهگذاری شد و با نویسنده صد سال تنهایی یعنی گابریل گارسیا مارکز شناخته تر شد. قابل ذکر است که معمولا آلنده را با مارکز مقایسه میکنند. اما از آنجایی که کارهای آلنده از رمان تاریخی گرفته تا شرح حال را در بر میگیرد، دسته بندیشان کمی دشوار است. همانطور که آلنده نیز خود را متعلق به یک ژانر نمیداند. آلنده در تاریخ 2 اوت 1942 در پرو متولد شد و از کودکی درکشورهای شیلی، بولیوی و لبنان زیست. در بیست سالگی ازدواج کرد و هرگز به دانشگاه نرفت. او هم اکنون با خانوادهاش در کالیفرنیا زندگی میکند. آلنده آثارش را به زبان اسپانیایی مینویسد و همگی...
ادامه خواندن

مردى كه از پا نمی‌افتد


  درباره ابراهيم يونسى ساره دستاران «ما نويسندگان، مردم ايران را با يكديگر آشتى داده‌ایم، مصداق اين ادعاى بسيار سنگين، تركيب مثلث احمد محمود از جنوب ايران، ابراهيم يونسى از غرب ايران و محمود دولت‌آبادی از شرق ايران است.» ابراهيم يونسى از چهره‌های مهم ادبيات ترجمه و داستان‌نویسی معاصر ايران است ............. مترجم و داستان‌نویس متولد: دوازدهم خرداد۱۳۰۵ ـ بانه كردستان تعدادى از نوشته‌ها و ترجمه‌ها: گورستان غريبان / داداشيرين / مادرم دوبار گريست / خوش آمدى / کج‌کلاه و كولى دعا براى آرمن / رؤيا به رؤيا / شكفتن باغ / مسأله كرد و روابط ايران و ترکیه جامعه‌شناسی مردم كرد / كردها / جنبش ملى كرد / كردها، ترک‌ها، عرب‌ها خاطرات نيكيتا خروشچف / جنگ كبير ميهنى / ادبيات آفريقا سيرى در ادبيات غرب / سيرى در نقد ادبيات روس تاريخ ادبيات روسيه / تاريخ ادبيات يونان وی نخستین استاندار کردستان ایران، پس از انقلاب ۵۷ و در...
ادامه خواندن

امروز سیالان شاد بود


علی اصغر ارجی «آخرهفته میرم سیالان. روی یال کوه، چند تکه ظرف پلاستیکی انداخته بودند. نتونستم جمع کنم. باید دوباره برم. میای؟». کلمات را با فشار بیرون می ریزد و تپق می زند اما زبانش شیرین و ساده است و پر از تکیه کلام های روستایی. جواب روشنی ندادم. گوشی را که قطع کردم با خودم گفتم بیکار است این مرد.عجب حوصله ای دارد. همه دردها و غصه را رها کرده به فکر چند تکه آشغال بالای قله است! البته احساسات رقیق و طبیعی اش را می شناسم، هر چند اعتراف می کنم نمی توانم اندازه اراده و حد طاقتش را بسنجم. باید تا ظهر روز پنجشنبه خبر می دادم. چندان اهل کوه نبودم و حسابی از سختی صعود می ترسیدم. اما باید می رفتم. نه برای آن چند تکه آشغال پلاستیکی بلکه برای دیدن کوه وجود او که در زیر پوست تکیده و جثه کوچکش پنهان است. ساعت سه...
ادامه خواندن

محکوم به اعدام، محمد علی افغانی (1370)


نوشته زهره روحی «در ستایش از مدنیت و حقوق شهروندی: جامعه‌ ی بی‌ قانون، تکلیفش روشن است، چیزی از جنگل کم ندارد؛ اما در صورتی که «قانون» باشد، اما در حمایت از اقشار ضعیف و یا در خدمت به همگان نباشد، با مسئله ای بسیار دشوار روبروییم؛ زیرا نه فقط با حکومت و دولتی فاسد، بلکه با جامعه‌ ای مواجه ایم که سلول‌های فرهنگی و اجتماعی اش، در طی چندین نسل، دستخوش آفتِ بی اخلاقی و تباهی شده  است. سخن از سکوت ناشی از بی اعتمادی مردمی است که در هر نسل و بنا به دلایلی، با تباهی ‌‌هایی درآمیخته که تحمل حکومت و دولتهای فاسد را آسان ‌کند. اما بغرنجی مسئله به همین جا ختم نمی‌شود چرا که علارغم تمامیِ رنجها، در هر مرتبه ی بی تلاشی و نا امیدی، به شکلِ طعنه‌آمیزی، آنچه تنیده و باز تولید می‌شود، تارهای بی اخلاقی و تباهی مایه ی دردش است». «محکوم...
ادامه خواندن

داستان یک اشتیاق آمریکائی تهاجم تهویه مطبوع به کره زمین


    بنوا بره‌ویل برگردان بابک دهقان چه کسی وقتی که گرمای هوا طاقت ناپذیر میشود، هوس نکرده است که دستگاه تهویه مطبوع را روشن کند واز بادی خنک لذت ببرد؟ چنین وسوسه ای، که با امواج پی درپی گرمای شدید، روزافزون شده است، چندان بی ضررنمیباشد : تهویه مطبوع، شیوه زتدگی کشورهائی را که در آنجا گسترش یافته است دگرگون میکند. شهر همیلتون درکانادا، آب وهوای واقعا مساعدی ندارد : صد وبیست ونه روزدرسال، درجه حرارت زیر صفراست وفقط هیجده روز درسال حرارت ازسی درجه بالاتر میرود. اما دراین شهر۵۰۰ هزارنفری، ۸۲ درصد خانه ها تهویه مطبوع دارند وشورای شهر قصد دارد که این فناوری را بطور رایگان دراختیارخانواده های فقیری که مشکلات سلامتی دارند نیزقراردهد. بدینگونه، همیلتون طرحی را که در ایالات متحده بکارگرفته شده بود، بازگشائی میکرد. در آنجا، مدتهاست که کمک دولتی به خانواده هائی که برای مجهز کردن خویش به تهویه مطبوع مشکل مالی دارند،...
ادامه خواندن

«خواب و رویا» در قصه های صمد بهرنگی


در دورانی که هنوز از جنبش های چریکی خبری نبود، آثار صمد بهرنگی در دهه چهل، به  ماهیِ سیاه و کوچکِ قصه اش می‌مانست. در دهه پنجاه، مخاطبین جوان، قصه های او را بیانگر نگرش چریکی چپ (فداییان خلق) می‌دانستند. چنانچه به دلیل محدودیت اطلاعات، و نیز محبوبیت چریکها، برخی او را از پیشگامان فداییان خلق به شمار می‌آوردند. و برخی دیگر هم او را  به «کرم شب‌ تاب» تشبیه می‌کردند: معلمی آگاه و انقلابی که به طور خود انگیخته، و به یاری قصه هایش، به چراغی در دل تاریکی تبدیل شده است. صمد که مخاطبین خود را در بین کودکان و نوجوانان می‌جست، با این هدف و اعتقاد می‌نوشت که برای داشتن نسلی حساس در آینده که به مسائل اجتماعی و سیاسی جامعه اهمیت دهد و آگاهانه مطالباتی در مسیر عدالت اجتماعی داشته باشد، می‌بایست تلاش کرد تا سطح آگاهی اجتماعیِ کودکان و نوجوانان امروز جامعه هشیار و تقویت...
ادامه خواندن

نگاهی به کتاب «زندگی کوتاه است»، نوشته یاستین گوردر


زندگی کوتاه است؛ نوشته یاستین گوردر. ترجمه مهرداد بازیاری. انتشارات هرمس. چاپ اول: 1381  . نویسنده مقاله: محمود پوراکبری. کتاب زندگی کوتاه است، رمانی مستند و جنجالی بوده که توسط  یاستین (=یوستین) گوردر، نویسندة نروژی معاصر به تحریر آورده شد. این رمان با وجود آنکه حجم کمی دارد اما در محتوایش می‌توان مفاهیم و مضامین بسیاری را مشاهده نمود که به دوران طولانی سرکوب کلیسا به زن و هویّتش داشته است. یاستین گوردر، علاوه بر نویسندگی، استاد فلسفه نیز می‌باشد. شهرت این استاد به دلیل نوشتن و آموختن مضامین و مفاهیم فلسفی در قالب داستان‌هائی ساده و قابل فهم بوده که در این زمینه کتاب "دنیای صوفی"، اوج خلاقیّت و ابتکار او می‌باشد. در این بین، کتاب "زندگی کوتاه است" نیز به عقیده نگارنده این مقاله از مضامینی کاملاً فلسفی برخوردار است که شاید در لابلای نجواها و سرزنش‌های نویسنده نامه‌ها پنهان مانده است. در این مقاله سعی بر آن...
ادامه خواندن

پس از داستان: لبخند ناسور


محمدرضا كاتب وقتي براي اولين بار سر بلند كردم, چشمم افتاد به لبخند ناسوري كه گوشه‌ي لب پدرم نشسته بود. من ساكت نشسته بودم روي نيمكت چوبي‌اي كه كنار پنجره‌ي كم‌نور اتاق بود. اما از چشم پدرم من مقابل او ايستاده بودم و با حرف‌هايم فضل‌فروشي مي‌كردم. پدرم هميشه خودش را به‌روزترين آدم دنيا مي‌دانست. و براي تحقير من و پدرش اين مطلب را شايد هزار بار به رخ‌مان كشيده بود. او مرا تحقير مي‌كرد چون از چشم او من موجودي شكاك, بي‌نظم و قاعده بودم. و پدرش موجودي كهنه و تمام‌شده. با هر وسيله‌اي كه به دستش مي‌رسيد پدرش را تحقير مي‌كرد. گاهي كه حالش خيلي خوب بود او را «قاطر مزرعه» صدا مي‌كرد. پدربزرگم تمام عمرش را در مزرعه‌ي آبا و اجدادي‌اش گذرانده بود. و حتي براي يك بار پايش را تو شهر نگذاشته بود. از شهر و آدم‌هاي عقل‌كل‌اش متنفر بود. وقتي پدرم, پدربزرگ را مسخره مي‌كرد...
ادامه خواندن

ازدواج‌هاي ادبي


توضیح تصویر: پرتره آرنولفینی، اثر یان وان آیک (1434) احمد اخوت   از معاني و ساحت‌هاي مختلف برخوردار است و مي‌توانيم از منظرهاي گوناگون به اين نگاه كنيم. يك معنايش ازدواج نويسندگان است. دو نويسنده كه با هم ازدواج مي‌كنند حال و روزگارشان چگونه است و نشانه‌شناسي اين زندگي چيست و احياناً چه تفاوت‌(هايي) با ديگر زندگي‌هاي زناشويي دارد؟ براي مثال نويسندة معاصر پل استر تا‌كنون دوبار ازدواج كرده است. از سال 1974 تا 1978 همسرش ليديا ديويس داستان‌نويس و مترجم بود و از سال 1982 به بعد با نويسنده‌اي نروژي‌تبار به اسم سيري هوستوت زندگي مي‌كند، كسي كه تا‌كنون چهار رمان و يك مجموعه داستان از او منتشر شده است. اين دو زندگي «ادبي-‌خانوادگي» (تاكيد بر اين تركيب مهم است) چه تفاوت‌هايي با هم داشت و اساساً نويسنده‌ها به زندگي خانوادگي چگونه نگاه مي‌كنند و اينها كه در داستان‌هايشان احتمالاً از عشق و نفرت هم حرف مي‌زنند خود در...
ادامه خواندن

شصت سال با داستایفسکی


پرویز شهدی به ياد دوران کودکي‌ام که مي‌افتم، خانه بزرگ قديمي شاه‌نشين‌دار با پنجره‌هاي کشويي، شيشه‌هاي رنگين، حوضخانه زير آن، هندوانه‌هايي که در فصل تابستان براي خنک شدن در آن مي‌انداختند، درخت اقاقياي سر به فلک کشيده و درخت‌هاي گلابي و تاک‌هايي که عاشقانه در آن فرورفته بودند و ميوه‌هاي شيرينشان را به هم مي‌آميختند در نظرم مجسم مي‌شوند. ولي از همه مشخص‌تر قصه‌هاي شبانگاهي مادربزرگ هستند. سواد خواندن و نوشتن نداشت اما همه داستان‌هاي «هزار و يک شب»، «اسکندرنامه»، فراز و نشيب‌هاي داستان پرماجراي «اميرارسلان نامدار» و «حسين کرد شبستري» را از حفظ مي‌دانست. پيرزن بي‌نوا اگرچه خستگي کارهاي روزانه هنوز در تنش بود، اما نمي‌توانست به خواهش و تمناهاي تنها نوه‌اش از سه پسر که دو‌تاشان جوانمرگ شده بودند، پاسخ ندهد و داستاني را از هر يک از اين کتاب‌ها برايم تعريف نکند. وسط‌هاي داستان خواب به او غلبه مي‌کرد، واژه‌ها جويده جويده مي‌شدند و من با بي‌رحمي...
ادامه خواندن

جهان كتاب، 329 ـ 330، مهر و آبان 1395


اين شماره با نوشته‌اي از پرويز دوائي آغاز مي‌شود: «در پس كوچه‌هاي پاريس». حكايت با يادي از ارنست همينگ‌وي و كتاب جشن بردوام او و پاريس اواسط قرن بيستم به حركت در مي‌آيد و به «عصر طلايي» سينما (دهه‌هاي 1930ـ1950) مي‌رسد و سينماتك‌هاي پس‌كوچه‌هاي پاريس و خاطرة نويسنده از تماشاي چند اثر كلاسيك سينماي جهان در آن‌ها. سپس از سينماهاي منفرد و پراكنده‌اي در تهران پنجاه‌ـ شصت سال قبل در چهار راه مخبر‌الدوله و لاله‌زارنو  ياد مي‌شود كه فيلم‌هاي خوب قديمي را نمايش مي‌دادند. نام فيلم «گيلدا» و بازيگر نقش اول آن (ريتا هيورث) خيال دوائي را پرواز مي‌دهد به روزي برفي در اوايل دهة 1350 در شميران، همراه با عباس كيارستمي و مرتضي كاخي، كه اتفاقي «گيلدا»ی ديگري را مي‌بينند كه در آن سال‌ها شهرت غيررسمي‌اش دست‌كمی از «گيلدا»ي سينما نداشت...     «كتاب آخر» نوشتة احمد اخوّت مقاله‌اي است دربارة آخرين اثر نويسندگان: نقطه‌هاي پاياني بر سال‌ها كار؛ خاموش...
ادامه خواندن

رمز و راز آنتون پائولوویچ چخوف


محمد بادپر چخوف را خیلی‌ها راوی بزرگ قصه‌های کوچک می‌دانند و خیلی‌ها، از شرق تا غرب عالم، موقعیت فعلی خود را در عرصه داستان مدیون او هستند. وی که شایعات زیادی در خصوص عمر کوتاهش وجود دارد و در ‌عصر تولستوی، داستایفسکی، تورگنیف، نیچه، هوگو، واگنر و ایبسن زندگی می‌کرد، همواره در معرض تشویق‌ها و نقدهای مختلفی به‌خصوص از سوی هم‌عصران خود روبه‌رو بود. برخی اعتقاد دارند داستان‌های چخوف با وجود موفقیتی که برای نویسنده‌شان به ارمغان آوردند، چندان هم با ذائقه زمان خود سازگار نبودند. آ‌ن‌ها می‌گویند مشکل این داستان‌ها که امروز به چشم خوانندگان بسیار روسی می‌آیند، به نظر برخی از صاحب‌نظران و منتقدان سنتی زمان چخوف در این بوده که اصلا روسی نیستند! با این حال، اگرچه طنز چخوف در همایش‌های باشکوه نجات بشریت، جایی که اندیشه و هنر بسیاری از بزرگان مورد سوء‌استفاده قرار می‌گیرد، غایب است اما هر بار که طوفان‌ها فرونشسته، سربلند و تسلی‌بخش...
ادامه خواندن

انتشار مجموعه داستانی غیرمجاز در خارج از کره که علاقه جهانی را برانگیخت


  داستان های نویسنده ناسازگاری که نام مستعارش بندی است و هنوز در کره شمالی زندگی می کند یک دیکتاتوری  مخفی را آشکار می کند. مجموعه داستانی که تحت نام مستعار نوشته شده و به صورت غیر مجاز به خارج از کره شمالی به وسیله ی نماینده اش منتشر شده راهی برای تبدیل شدن به یک شور ادبی را طی می کند. باربارا زیور نماینده مجموعه داستان نویسنده با نام مستعار بندی، با این ادعا که علاقه جهانی  در این رابطه بدیهی و حیرت آور بوده گفت که میزش را از هنگام پذیرش پیشنهادات فوری برای کتاب اتهام از سوی آمریکا و بریتانیا ترک نکرده است. باربارا گفت که در عرض چند روز من پیشنهادات را قبول کرده ام و انتظار دارم در آلمان، اسرائیل، سوئد، ایتالیا و بقیه کشورها تا قبل از نمایشگاه کتاب لندن در آوریل قرارداد ببندم. داستان های بندی در دهه ی 90 درباره ی کره...
ادامه خواندن