ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

ماکسیمالیست1 های روس*


آنتونیو گرامشی / برگردان علیرضا نیاززاده نجفی ماکسیمالیست های روس همان انقلاب روس اند. امروز کرنسکی2، سریتلی3 و شرنوف4 از انقلاب اند. سازنده ی یک تعادل ابتداییِ اجتماعی، ماحصل نیروهایی که در آن هنوز میانه روها خیلی اهمیت دارند. ماکسیمالیست ها ادامه ی انقلاب اند، ریتم انقلاب اند: بنابراین خود انقلاب اند. این ها تجسم ایده – حد سوسیالیسم هستند، تمام سوسیالیسم را می خواهند. و این وظیفه را دارند: مانع سازشی نهایی میان گذشته ی هزارساله و ایده شوند، نمادِ زنده ی هدف نهایی ای باشند که باید به سمتش نیل کرد، مانع این شوند تا مشکل فوری امروز که باید حل شود طوری بزرگ شود تا تمام آگاهی را اشغال کند، تا تنها نگرانی شود، تا تبدیل شود به جنونِ متشنجی که سدّی غیرقابل عبور بر امکانات بعدیِ علَم کند. این ماکسیممِ خطر برای تمام انقلاب ها است: شکل گیری این ایده که لحظه ای معین از زندگیِ جدید...
ادامه خواندن

انقلاب علیه سرمایه*


آنتونیو گرامشی   برگردان علیرضا نیاززاده نجفی                   انقلاب بلشویک ها سرانجام به انقلاب عمومی خلق روس پیوست. ماکسیمالیست ها که تا دو ماه پیش بن مایه ی واجب جوش و خروشی بودند تا که حوداث دچار رکود نشوند، تا این حرکت به سوی آینده با نوعی سازگاری قطعی متوقف نشود- که اگر می بود یک سازگاری بورژوایی می بود- صاحب قدرت شدند و دیکتاتوری خود را بنا نهادند؛ و در حال کار روی فرم هایی از سوسیالیسم هستند که انقلاب در نهایت ،در ادامه ی توسعه ی همسازش، بدون دردسر روی آن آرام خواهد گرفت، با شروع از پیروزی های بزرگی که قبلا به واقعیت پیوسته اند. انقلاب بلشویک ها بیشتر از ایدئولوژی ها ساخته شده است تا از وقایع (به همین دلیل اهمیت کمی دارد که چیزی بیشتر از آنکه می دانیم از وقایع بدانیم). این انقلابی است علیه سرمایه ی مارکس. در روسیه سرمایه ی مارکس...
ادامه خواندن

میراث شرق‌شناسان شوروی (2)


  توضیح تصویر: «چایخانه» نقاشی آوانگارد روسی، هنر شرقی اثر گایدونکویچ (1925)   آوازه‌گران و کارشناسان در خدمت حزب و دولت فرمان 23 ژانویة 1918 مبنی بر جدایی دین و دولت و جدایی نهادهای آموزشی از کلیسا، دولت نوبنیاد شوروی را دولتی غیردینی دانست، دین را امری خصوصی شمرد و آموزش باورهای دینی را منع کرد. از دهة 1920 تا میانة دهة 1980 سیاست دولت شوروی در قبال اهل دین بین سرکوب و تساهل در نوسان بود. ولادیمیر بوبرو نیکوف (V. Bobrovnikov)، پژوهشگر ارشد مؤسسة مطالعات شرقی فرهنگستان علوم روسیه در مقالة خود در کتاب میراث مطالعات شرقی شوروی به بررسی کردوکار دو سازمان عمدة دین‌ستیز در تاریخ شوروی و سهم و نقش شرق‌شناسان در این دو سازمان پرداخته است. بوبرو نیکوف دو مرحله را در تاریخ کارزارهای ضدّدینی باز می‌شناسد. دوران پس از انقلاب اکتبر تا دهة 1950 که در تاریخ‌نگاری رسمی شوروی دورة «ساختمان سوسیالیسم» نامیده می‌شد و...
ادامه خواندن