ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

شماره جدید «جهان کتاب» منتشر شد


سال بیست و سوم آذر _ دی ۱۳۹۷ 86 صفحه. 20000 تومان. این شماره طبق معمول با نامه‌ای از پرویز دوائی آغاز می‌شود که عنوان آن چنین است: «... پیش از دَمِ صبح» . سپس داستانی به نام «رپانزل، رپانزل» از جین ریس با ترجمهٔ پرتو شریعتمداری آمده است. «هر کسی از ظنّ خود شد یارِ تصحیح شاهنامه» از سجّاد آیدنلو نقدی است بر کتاب از گمان خویش هر کس یار فردوسی (جستاری چند دربارۀ فردوسی و شاهنامه)/ عبّاس پریش‌روی. بخش نخست مقالة «نقد و بررسی دو طومار نقالی» از محمد جعفری (قنواتی) در پی آمده است که به دو اثر اختصاص دارد: طومار نقالی شاهنامه (بر اساس دستنامة مورخ ۱۱۳۵ ه. ق. کتابخانة شادروان مجتبی مینوی)/ به‌کوشش سجادآیدنلو و طومار جامع نقالی شاهنامه (طومار جامع قجری به قلم محمد شریف نایگلی)/ به‌کوشش فرزاد قائمی. «همراهی قصه و جامعه» مقاله‌ای است از آذر تشکر که به تحلیل جامعه‌شناختی اثر ادبی...
ادامه خواندن

انتشار ماهنامه جدید «اقوام ایرانی»


سید علیرضا هاشمی   به تازگی ماهنامه «اقوام ایرانی» با رونمایی از اولین شماره خود و سپس انتشار دومین شماره ویژه نوروز 1397، روی دکه مطبوعات قرار گرفت و به جمع نشریات کشور پیوست. این ماهنامه به مدیر مسئولی حسین سبزه صادقی و سردبیری مجتبی افشارزاده، با هدف انتشار موضوعات عمومی تر فرهنگ و ادبیات، قصد دارد مخاطبان خود را با عناصر فرهنگی کشور بیشتر آشنا نماید. از این رو یادداشت ها، مطالب و مقالات این ماهنامه جدای از سبک مقالات آکادمیک فصلنامه­ های فرهنگی، به شکل عمومی­ تری درج می شود. مثلا بخش‌های مختلف شماره اول ماهنامه با عناوین کوچه ادبیات، آداب و رسوم، هنر اقوام، رگ و ریشه، روزگاران، بوم و بر، روزی، رندانه و گشت و گذار بخش بندی شده است و گفتگو با آیدا شاملو، نقد عبدالعلی دستغیب، موسیقی قوم بلوچ، معرفی موجودات افسانه‌ای جنوب ایران بخشی از موضوعات کار شده در این شماره مجله «اقوام...
ادامه خواندن

جهان کتاب (سال بیست و دوم. شماره 9 و 10. آذر و دی 1396)


  این شماره با نامه‌ای از پرویز دوائی آغاز می‌شود: «شکلات روسی». نشستن در بوفة کتابخانه‌ای در پراگ و دیدار گردانندة جوان و خوشروی آن، خاطره‌ای را از گذشته‌های دور در ذهن نویسنده بیدار می‌کند. خاطرة سفری به همراه مادر به گرگان در زمستانی پُربرف و بازگشت از مسیر بندر شاه سابق و بسته شدن راه‌ها و اقامت ناگزیر در قهوه‌خانه/ مسافرخانه‌ای که صاحبش یک ارمنی درشت‌هیکل و سرخ‌روی و خدمتکارش دختری روس‌تبار به نام نورا بود. «این دخترک جوان و زیبا و خوش‌رو، که رنگ و رو و شکفتگی‌اش هیچ تناسبی با آن درودیوار و محیط دلگیر قهوه‌خانه نداشت، در حق من به‌خصوص مهربان بود. نمی‌دانم چرا، شاید چون‌که سوای آن پسرک مریض، یگانه بچة این قهوه‌خانه بودم. شاید مربوط به عاطفة مادری در وجود او بود و این‌که من، همیشه تنها و پژمرده، اغلب روی یکی از تخت‌های کنار دیوار بر دفتر مشقی خم شده بودم و بی‌خودی...
ادامه خواندن