ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

بوطیقای شهر – بخش 47


پیر سانسو برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه با پل، ما این بار بر فراز رودخانه ای آرام می ایستیم که هیچ هول و هراسی را بر نمی‌انگیزد. قوس های پل از روی رودخانه گذشته‌اند و بیشتر از هنر و غرورآفرینی انسان سخن می گویند تا از زیبایی «طبیعت». پل به گونه‌ای تجلی جدیدی از انسان است. کناره‌های رودخانه –در مقابلِ اضطرار، تنش و قطعیت شهری- ما را به سوی آزادی، آسایش و پیچ و خم‌ها هدایت می‌کنند. انسان سرانجام این فرصت را می‌یابد که خود را درون حفره‌ای جای دهد. روی پل ما دو عنصر اساسی را بازمی‌یابیم که چندان نمی‌توانند با یکدیگر سازش داشته باشند. از یک سو ما نمایش را داریم، یک حیات شهری مضاعف، همچون پدیده‌ای معادل بلوار. تاریخ نشان می‌دهد که دستفروشان،شعبده‌بازها، معرکه‌گیران ، سارقان و دلقک‌ها به فراوانی روی پل‌های پاریس دیده می شده‌اند. این گروه‌ها رفته رفته در طول زمان از میان رفته...
ادامه خواندن

بوطیقای شهر – بخش 45


پیرسانسو برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه ** آیا می‌توان گفت که این دوگانه در مفهوم‌‌‌‌‌ها گویای آن است که ما انگیزه‌هایمان را به سوی یکدیگر فرا می‌فکنیم؟ بدون شک چنین است، اما فرافکنی در زمینه‌ای خنثی و بی‌تفاوت به وجود نمی‌آید. یک ساختار در این‌جا آشکار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود: این ساختار در تقابل دو مفهوم شهرِ سخت/رودخانه سیال مطرح است. آن‌چه اهمیت دارد روابطی است که میان رودخانه و شهر برقرار می‌شود و نه روابطی که میان رودخانه و خودِ ما ایجاد می‌شود. ما بلافاصله دربرابر عنصری هستیم که به طور محسوسی به ما مربوط است،بی‌آن‌که نیازی باشد از رودخانه سِن یا رودخانه لوار صحبتی بکنیم. ضرورت ما را به تقابل رودخانه/شهر می‌کشاند و از زمانی که یک مسیر را انتخاب می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنیم، درگیر رویایی می‌شویم که ما را درون گذرگاهی مشخص هدایت خواهد کرد.بدین ترتیب کسی که رودخانه را می‌پذیرد، آن را به مثابۀ حفره‌ای در شهر درک می‌کند. رودخانه در...
ادامه خواندن

معرفی کتاب «بوطیقای زمان»


  باشلار، گ. (۱۳۹۶)، بوطیقای فضا، مترجمان: مریم کمالی و محمد شیربچه، تهران: نشر روشنگران و مطالعات زنان این کتاب خودش سراسر نیازمند شعر شناسی است. آنچه باشلار در کتاب میگوید، از کنج خانه ها، از صدفها، از خانهی دوران کودکی، از گوشه ها، قفسه ها، از خانه و از جهان؛ پیش و بیش از هر چیز در خود کتاب است. کتاب دستمان را میگیرد و به تمام فضاها میکشاند با زبان شعر. جدا از همانند پنداری که خواننده با کتاب دارد و با پدیدار شناسی فضاها همراه میشود، خود کتاب تمام آنچیزی است که میگوید. گویا با تمام آن فضاها یکی شدهاست. کتاب همان قفسهها و گنجههاست که خواننده با احتیاط و شگفتی هر بار درش را میگشاید، به درونش میخزد و حس امنیت و سکنا گزیدن در آن دارد. « راز همیشه از مخفیکنندهی چیزها به مخفیکنندهی خود میپردازد. صندوقچه، سیاهچال رازهایش را  با دیگران در میان نهادهاست....
ادامه خواندن