ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

نگاهی به فیلم «یک اتفاق مبارک»


فیلم (A happy event) (یک اتفاق مبارک) فیلمی به کارگردانی رمی بزانسن (Remi Bezancon) و با بازی لوئیس بورگین (Louise Bourgoin) و پو مارمای (PioMarmai) در سال 2011 ساخته شده است. عنوان فیلم، از همان ابتدا، نوید اتفاق‌ یا اتفاق‌های خوب و شاد را به خواننده می‌دهد و مخاطب خود را برای یک اتفاق خوب آمده می‌کند. محوریت فیلم در مورد دختر و پسری است که باهم آشنا می‌شوند و ازدواج می‌کنند و بچه‌دار می‌شوند. به نظر ایده جدیدی نمی‌آید و شاید گفت در فیلم‌های بسیاری وجود داشته است مخصوصاً اینکه داستانی خطی هم دارد. اما فیلم سعی می‌کند با نگاهی مدرن و امروز‌ی‌تر به این موضوع بپردازد و شاخ و برگ دهد. ابتدای داستان در مورد آشنایی این دختر و پسر است که چاشنی طنز دارد، اما هرچه فیلم بیشتر جلو می‌رود جدی‌تر می‌شود. دریک آشنایی ساده دختری باهوش و دانشجو فلسفه و مشغول نوشتن رساله و پسری که...
ادامه خواندن

نگفتن برای کامل گفتن


تحليل ژان دوشه  در جلسه ‌ ي نمايش فيلم «باد مارا خواهد برد»  در سينماتک فرانسه در سال 2012 يافتن مسير الهامِ کيارستمي در اين فيلم ساده است. تمام کنش فيلم به سادگي با رفتن و ديدن تهران و ديدن دنياي امروزي آن روشن مي ‌ شود؛ گزارشي که نشان ‌ گر رسوم کهن در دل ايران قديمي است؛ از ايراني که بود آن هم در پايان قرن بيست! تمامي رسوم. چه چيزي از اين رسوم باقي ‌ مانده است؟ مثل نمونه ‌ هايي از برنامه ‌ هاي تلويزيوني که از  واقعيت تهيه مي ‌ شوند صحبت از زنانيست که صورتشان را چنگ مي ‌ اندازند و رسومي گروتسک و مضحک از اين دست مطرح مي ‌ شود؛ نبش قبر استخوان ‌ هاي ادبي و تاريخي کشور با نگاهي به امروز ايران. مسلم است که ما نمي ‌ توانيم در غرب چنين فيلم ‌ هايي بسازيم اما در شرقِ ميانه,...
ادامه خواندن

درگذشت هوشنگ‌آزادی‌ور


  هوشنگ آزادی‌ور، شاعر و هنرمندی که در عرصه سینما و ادبیات زندگی پر ارزش و پرباری داشت و بسیار به فرهنگ معاصر ایران خدمت کرده بود، روز 8 اردیبهشت 1397 درتهران درگذشت. «انسان‌شناسی و فرهنگ» فقدان این هنرمند وفادار به ارزش‌های انسانی و کوشنده برای هنر معاصر و آوانگارد را به جامعه فرهنگی ایران تسلیت می گوید. در زیر چند مطلب درباره این هنرمند که در ساعات گذشته منتشر شده اند را بازنشر می کنیم. یادش زنده و خاطره‌اش پایدار ایسنا هوشنگ آزادی‌ور درگذشت هوشنگ آزادی‌ور سینماگر، مستندساز، مترجم، نظریه‌پرداز تئاتر و شاعر ساعتی پیش به دلیل مشکلات قلبی و ریوی درگذشت. ابراهیم مختاری، کارگردان و مستندساز ایرانی در گفت‌وگو با ایسنا ضمن تایید خبر فوت هوشنگ آزادی‌ور بیان کرد: این هنرمند پیش از این مشکل قلبی و ریوی سابقه‌داری داشت و یک سکته ناقص هم کرده بود. او در چند روز اخیر در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان بستری...
ادامه خواندن

درباره نورالدين زرين كلك، جادوى نقش‌های متحرك!


احمد جلالى فراهانى نورالدين زرين كلك تصويرگر و انيماتور نام‌آشنا و پيشكسوت ايران است. نورالدين زرين كلك را به‌حق پدر انيميشن ايران می‌شناسند. نه از آن خاطر كه آورنده يا ابداع‌کننده هنر هشتم به سرزمين بهزاد و مينياتور باشد. شايد انتساب اين لقب بامسمى بيشتر به خاطر مويى است كه او براى انيميشن سفيد كرده است و چهره‌ای كه از شدت تحمل رنج و مشقت در اين وادى پير و پيرتر شده است. به من اگر بود نورالدين زرين كلك را پدر انيميشن ايران می‌نامیدم................. - متولد سال ۱۳۱۶ ـ مشهد - دريافت مدرك دكتراى داروسازى در دانشگاه تهران. - كارگردانى انيميشن ـ آكادمى سلطنتى بلژيك. دوره فيلم عروسكى ـ استوديو jiriTronka. سال ۱۹۷۵. - تأليف و تصويرسازى کتاب‌های درسى، كودكان و مجلات. - طراحى، فیلم‌نامه و كارگردانى فیلم‌های انيميشن، گرافيك پوسترهاى پزشكى و دارويى، بروشور، كتاب و بسته‌بندی. - تأسيس اولين مدرسه انيميشن (فوق‌دیپلم) در سال ،۱۳۵۳ - تأسيس...
ادامه خواندن

زاون میانجی اجتماعی (گپ و گفتی با محمد تهامی نژاد در سومین سالروز درگذشت زاون)


گپ و گفتی با محمد تهامی نژاد در سومین سالروز درگذشت زاون در سومین سالگرد درگذشت زاون بیش از آنکه تهیه متنی برای بزرگداشت درگذشته ای قابل اهمیت باشد؛ این نکته قابل توجه است که آن مطلب روشنگر حال و آینده باشد؛ آن هم با اتکا بر واقعیت وجودی کسی که از جنس نگاهِ همیشه بیدار بود. یکی از بهترین گزینه ها برای گپ و گفت درباره این مهم نیز محمد تهامی نژاد است. او رئیس هیئت مدیره انجمن صنفی کارگردانان مستند، پژوهشگر و مستندساز بوده و در دوره های مختلف کاری با زاون قوکاسیان همکاری داشته است. او با روی خوش و حوصله به پرسش های مکتوب ما درباره زاون پاسخ می دهد.   شما از چه سالی با زاون آشنا شدید و تا زمان مرگ ایشان  چه  موارد همکاری باهم داشتید ؟ در سینمای آزاد، ایشان را می دیدم. بعد از انتشار کتاب چشمه، با دیدگاهش در باره...
ادامه خواندن

درباره على نصيريان: روزه‌ای براى تئاتر!


  مریم منصوری در دوره كودكى و بعد هم نوجوانى و جوانی‌اش، امكانات نمايشى در اين مملكت وجود نداشت. تلويزيون كه نبود، راديو هم در خانه خودشان نداشت. با گوش كردن به راديوى همسايه، بعضى چيزهاى پيرامون را شناخت. اما در محله‌ای كه على نصيريان زندگى می‌کرد، در ميدان شاپور، نمایش‌های عاميانه جريان داشت. تعزیه‌ها، نمایش‌های شادی‌آور در عروسى فاميل، نقالى در قهوه‌خانه‌ها، پرده‌خوانی و ... نصيريان این‌ها را در ميدان گمرك، باغ معير، بازارچه قوام الدوله و ... می‌دید و پس از آن كارش تقليد و كپى كردن اين نمایش‌ها بود.......... على نصيريان متولد ۱۳۱۳ در تهران - آشنايى با رفيع حالقى در کلاس‌های آموزشى «جامعه باربد در دوره دبيرستان» - آموزش در هنرستان هنرپيشگى - آشنايى با شاهين سركيسيان و حضور در کلاس‌هایش - مطالعه در فرهنگ عامه و نمایش‌های سنتى ايران - از دههٔ ۱۳۳۰ در نمایش‌های حرفه‌ای بازیگری و نویسندگی می‌کرد و از اعضای آغازین گروه...
ادامه خواندن

در کوچه باد مي‌آيد...


نگاهي به ميزانسن در فيلم‌هاي رخشان بني‌اعتماد ارائه‌ي تعريفي جامع و مانع از ميزانسن کار چندان ساده‌اي نيست. ميزانسن طيف گسترده‌اي از عناصر، چينش آنها و نيز ارتباط ميان آنان را دربر مي‌گيرد و از اين‌رو، اغلب تعاريف، ناگزير، از دقت زيادي برخوردار نيستند و نمي‌توانند ماهيت اين مفهوم را به درستي روشن کنند. هندرسن (1372: 15) پس از توضيح اينکه به دليل وجود اختلاف نظر، رسيدن به تعريفي دقيق و جامع از ميزانسن دشوار است، مي‌نويسد: «ميزانسن، اصلاً اصطلاحي تئاتري است؛ به معناي «قرار دادن در صحنه» و به طور کل عبارت است از هنر تصوير -بازيگران، دکور و پس‌زمينه، نورپردازي و حرکت‌هاي دوربين- که در رابطه با خود و يکديگر مورد ملاحظه قرار مي‌گيرند.» ديالوگ و صدا (چه صداي هم‌گاه، چه صداي ناهم‌گاه) غالباً در ميزانسن تنيده مي‌شوند. گاه ميزانسن‌ها، ترجمه‌ي ديداري ديالوگ‌اند و صدا مکمل ميزانسن در فضاسازي محسوب مي‌شود. گاه ميزانسن و ديالوگ در برابر هم...
ادامه خواندن

ميزانسن‌ِ انزوا، انزواي ميزانسن پيش‌درآمدي بر سينماي فيليپ گَرِل


بابک کريمي مقدمه هر زمان که کسي قلم به دست بگيرد و بخواهد در مورد موضوعي -‌که در اينجا مربوط به سينماست- چيزي بنويسد، اولين و شايد مهم‌ترين مساله‌اي که با آن روبه‌رو مي‌شودمساله‌ي منابع موجود است. اين مساله آن زمان که نويسنده به سراغ موضوعي مهجور و نه‌چندان بابِ روز مي‌رود پيچيده‌تر مي‌شود. اگر او مثلاً بخواهد در موردِ يک سينماگر بنويسند، در قدمِ اول، چطور مي‌تواند فيلم‌هاي آن سينماگر را ببيند؟ و در قدمِ دوم، چطور مي‌تواند به منابع نوشتاري، خواه ريويو، نقد، مقاله و مصاحبه، خواه کتاب‌هايي که در موردِ موضوعِ مد نظر نوشته شده‌اند، دست پيدا کند؟نويسنده اگر ساکن‌ ايران باشد در بسياري از موارد به جايي نخواهد رسيد. اما خوشبختانه امروز اينترنت همراه ماست؛ با همه‌ي کاستي‌هايش؛ و همه‌ي بدي‌هايش. مي‌شود به آن رجوع کرد، اما محدوديت در آنجا نيز گريبان‌ِ نويسنده را مي‌گيرد. به موضوعِ اين نوشته بينديشيم: به سينماي سينماگري فرانسوي به‌نام فيليپ...
ادامه خواندن

معرفی کتاب راهنمای سینمای جهان: ایران (جلد دوم)


با درخشش سینمای ایران در جهان، انتشار مقالاتی در باره سینمای ایران در نشریات وسایت های بین المللی نیز رواج یافت و تا آنجا که میدانم کتاب هایی نیز به زبان های فرانسه، انگلیسی و آلمانی، در اروپا و آمریکا منتشر شده است. این نوشته در باره کتاب راهنما(دایرکتوری)ی سینمای جهان است که به سینمای ایران (1و 2)، آفریقا، ایتالیا، اسپانیا، ژاپن، چین، اروپای شرقی از جنبه ملی می پردازد . فکر فراهم سازی و نشر این مجموعه با مسعود یزدانی مدیر انتشارات اینتلکت در بریتانیا و استاد دانشگاه بریستول بود. پس از انتشار جلد اول دایرکتوری(راهنما)ی سینمای جهان(بخش ایران) و به دنبال درگذشت یزدانی(در فوریه سال 2014)، کار گرد آوری، ویراستاری و به سامان رساندن جلد دوم کتاب راهنمای سینمای جهان ( ایران)که دارای چندین مدخل و به صورت مجموعه مقاله است نیز با مسؤلیت پرویز جاهد( نویسنده کتاب نوشتن با دوربین) ادامه یافت و امسال(2017) به زبان انگلیسی...
ادامه خواندن

دویدن تا خط پایان


  هوشنگ اعلم با خداحافظ رفيق در ذهن من متولد شد و ماند گفتم متولد شد. يعني آمد با همه ابعاد يک حضور، حضوري که آمده بود تا بماند. آمد و ذهنم را درگير کرد. امير نادري، عکاس فيلم‌هاي کيميايي و يکي دو نفر ديگر. با دست خالي فيلم ساخته بود فيلمي براساس يک ماجراي واقعي، سرقت يک صرافي در چهارراه اسلامبول. فيلمي که چندان از جنس سينماي آن روز ايران نبود و همين نشان از اعتماد به نفس و جسارت سازنده‌اش داشت. جسارتي که به او امکان داده بود با دست خالي فيلمي بسازد که در رقابت با فيلم‌هاي مردم پسند آن روز چندان خوش‌شانس نمي‌نمود اما کارگردانش خواسته بود که فيلم خودش را بسازد و ساخته بود و خوب هم. ساز دهني اما حادثه ديگري بود. که دو سال بعد اتفاق افتاد فيلمي از هر جهت متفاوت با سينماي آن روز ايران فيلمي نه از جنس هر فيلم...
ادامه خواندن

درباره امیر نادری


مجله آزما امير پيش از آن‌که به دنيا بيايد پدرش را از دست داده است و مادرش او را در شش‌سالگي تنها مي‌گذارد. همراه با برادر بزرگترش تحت سرپرستي خاله‌اش زندگي مي‌کند. کارهايي مانند تخمه‌فروشي جلوي در سينما، کنترل‌چي سالن سينما و آپارات‌چي سينما را در آبادان تجربه مي‌کند. از 12 سالگي با تماشاي فيلم‌هاي خارجي در سينماي آبادان، به سينما و نمايش علاقه پيدا مي‌کند و بعد در تئاتر حافظ آبادان نقش‌هايي کوتاه بچه‌ها را بازي مي‌کند. سال‌هاي اول دبيرستان را در دبيرستان رازي آبادان مي‌گذراند. با برادرش به تهران مي‌آيد و در چند عکاس‌خانه کار مي‌کند. آشنايي‌اش با علي‌رضا زرين‌دست پاي او را به سينما باز مي‌کند. کار در سينما را با عکاسي فيلم «قيصر»، «حسن کچل» و «پنجره» آغاز مي‌کند و بعد از شش‌ ماه به انگلستان مي‌رود، سال 1350 کار فيلم‌سازي‌اش را با نويسندگي و  کارگرداني خداحافظ رفيق شروع مي‌کند.   مهاجرت به آمريکا توقيف فيلم...
ادامه خواندن

متروپلیس: از ساختار عمودی اجتماعی تا ساختار افقی کالبدی


تصویر 1. متروپلیس، ساخته فریتس لانگ، ۱۹۲۷. دقیقاً ۹۰ سال از ساخت فیلم مهم و تأثیرگذار متروپلیس ساخته فریتس لانگ گذشته است و ده سال دیگر، افق چشم‌انداز ۱۰۰ ساله او از آینده، فرا می‌رسد. پرسش از میزان تحقق پیش‌بینی او از آینده، پرسشی اساسی است و نشان‌می‌دهد انسان تا چه حد در مسیری که او پیش چشم آدمیان باز کرده بود، حرکت کرده و یا تا چه میزان پیش‌بینی او را به‌مثابه هشداری جدی قلمداد کرده و از افتادن در دام‌تلکنولوژی و ماشین و نیز تعریف ساختارهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و ... بر اساس ماشینی‌شدن و سود و سرمایه، اجتناب کرده است. فریتس لانگ، در حالی در ۱۹۲۷ متروپلیس را ساخت که در ۱۹۰۹ بیانیه‌ی فوتوریسم منتشر شده بود. بیانیه‌ای که در آن راه سعادت بشر، اصلاح نژاد او، از بین بردن ساختارهای موجود اجتماعی سنتی، پشت کردن به تاریخ، استقبال از سرعت، حرکت و ماشین معرفی می‌شد. هم‌زمان...
ادامه خواندن

كسي كه مثل هيچ كس نيست نگاهي به سينماي ژان-‌پي‌ير ملويل


اميرحسين سيادت 1-‌ در صحنه‌اي از «غرامتِ مضاعفِ» بيلي وايلدر، بارتون كيز طي يك تك‌گوييِ نسبتاً طولاني مي‌كوشد رئيس خود را در شركت بيمه مُجاب كند كه ايده‌ي خودكشي كردن‌ آقاي ديتريكستون مشكوك است و بهتر است آنها پيش از پرداختن‌بيمه‌ي عمر به همسر او -فيليس- همه‌ي جوانب را به دقت بسنجند. بهترين سندي كه كارمند سِمج و تحليلگرِ بيمه براي راضي كردن‌ مافوق‌اش در اختيار دارد آمار و ارقامِ مربوط به خودكشي‌ست. ظاهراً در مستنداتِ آماري‌اي كه كيز آنها را تورق كرده انواع خودكشي‌رده‌بندي و منعكس شده‌اما حتي يك مورد گزارش مبني بر اينكه كسي از طريق پريدن از انتهاي قطار خودش را كشته باشد وجود ندارد. اگر بسياري از داستان‌هاي كارآگاهي از استدلال‌ها و پيش‌فرض‌هاي مشابه آكنده‌اند به اين خاطر است كه هم بوروكراسي‌ مدرن و هم اين گونه‌ي داستاني عميقاً به علم آمار وابسته‌اند. رجوع موشكافانه‌ي كيز به آمار، كه مستقيم در ارتباط با بيمه و معضلاتش...
ادامه خواندن

قانون یا اخلاق


((من دلم سخت گرفته ست از این میهمانخانه مهمان کُشِ روزش تاریک)) "نیما یوشیج" اگر در سینمای ایران به فیلم های اصغر فرهادی دقت کرده باشید ، یکطرف دغدغه ایشان مفهوم "اخلاق " هست که می شود درباره آن یک مقاله جدا و یا حتی کتاب به صورت موسع به نگارش در آورد. یاد آوری می کنم به فیلم جدایی نادر از سیمین و یا فیلم درباره الی. در سکانسی در فیلم درباره الی کودکان که بعد از حادثه ی غرق شدن "الی" شخصیت پیمان ( پیمان معادی ) به کودک خود می گفت "دروغ" نگو در صورتیکه بزرگسالان خودشان در چند سکانس دورغ گفته بودند. در فیلم جدایی نادر از سیمین کاراکتر احمد (شهاب حسینی ) در آخری دقایق فیلم دچار تزلزل اخلاقی می شود و وجدان خودش را زیر پا می گذارد. مگر غیر از این هست که دو واژه " وجدان " و "دروغ" جز دایره وسیع...
ادامه خواندن

گفت‌و‌گوي سينما و ادبيات با الك نگين فيلمنامه‌نويس برنده‌ي جايزه‌ي کن هنرمند نمي‌تواند باور نداشته باشد!


فرشته اماني گفت‌و‌گو با يک هنرمند براي فهم و روشن ‌شدن اثرش، ناخواسته راهي جدا و منفک از خود اثر طي مي‌کند. اين موضوع هميشه مرا به ياد مجسمه‌ي يادبودي از سرگئي پاراجانيان کارگردان ارمني، در شهر تفليس مي‌اندازد. هنرمند خواسته معناي آثار پاراجانف را در کالبد جسمش به وديعه بگذارد، هنر غير‌قابل لمس و جادويي (از جهت اصالتشان)، اما از ديدگاه من موفق نبوده است. او تنها رمزگان‌هايي مادي را به عنوان قالب‌هاي معنايي به تماشاگر اثرش ارزاني داشته است. شکلي که در نهايت از گفت‌وگو مي‌سازيم نيز همين گونه است، کلمات و واژه‌ها مستقل از اثر عمل مي‌کنند و چهره‌ي  نويسنده (هنرمند) در آن پنهان مي‌ماند. گفت‌وگو با الك نگين به توفيقي اجباري دست يازيد؛ در ميان مکث‌هايش‌،تولد دوباره‌اي هنگام پاسخ دادن يافته بود. وقتي نگين جايزه‌ي کن را برد آنجا نبود‌؛ با همسرش به ديدن نمايشي از کانچالوفسکي در تئاتر هنري مسکو رفته بودند. دو هفته بعد،...
ادامه خواندن

میان گریه می‌خندیم؛ گفتگو با اکبر عالمی


روناک حسینی اغلب مخاطبان سینمای وودی آلن یا دوستش دارند و هر اثر جدید از او را با اشتیاق دنبال می‌کنند یا از او متنفرند و هیچ دلشان نمی‌خواهد به دنیای خنده‌های خاکستری او قدم بگذارند. وقتی به تماشای اثری از آلن می‌نشینید، همین‌جور که شاید به شوخی‌هایش بخندید، از دست شخصیت‌ها حرص می‌خورید یا احتمالا در ورطه ناامیدی فرو می‌روید. شاید هم فقط از شوخی‌های مردی که در بازی‌هایش اغلب نمی‌خندد، لذت ببرید و تصمیم بگیرید خیلی ساده‌تر با زندگی برخورد کنید. اکبر عالمی، استاد دانشگاه، کارگردان و عضو فرهنگستان هنر معتقد است آلن از آن رو هنرمند است که می‌تواند هم مردم را بخنداند و هم غمگینشان کند. فضاي داستان‌هاي وودي آلن بيش از آن‌که ما را به خنده بيندازد غمگينمان مي‌کند. نوعي غم که حالتي از بيهودگي را القا مي‌کند. پس دليل استقبال مردم از فيلم‌هاي او و روايت‌هاي او از زندگي چيست؟ سبک او در توليد...
ادامه خواندن

به خاطر سی و چهار هزار تومن: نقد گفتمانی برادرم خسرو


مقدمه آن چه که روی پرده می افتد، کمی بیشتر از آن که وابسته به ذهن خود فیلمساز باشد، در به صورت پنهانی در ناخودآگاه او قرار دارد. اما ناخودآگاه غاری است که می توان از آن بیرون رفت و واقعیت را هم دید؛ همه ی نشانه هایی که فیلمساز در تخیل خود بر روی متن یا پرده می آفریند، در پرده ای بزرگ به نام جامعه وجود دارد. جامعه، پشت صحنه ی تمام تخیل های ما است. چگونه تخیلی شکل می گیرد؟ آیا تخیل، همان تصوراتی است که حاصل کردارهای اجتماعی و به قول هیوم، برآمده از انطباعاتی ناشی از آن است که به تدریج به صورت احساسات درونی شاعر و یا هر خالق دیگری در می آید؟ برادرم خسرو، فیلمی است که شاخصه های نقد اجتماعی را در خود دارد. فیلم، یک فرافکنی روی پرده است و در آن، فیلمساز یا نویسنده، آن چیزی که در ذهنش یا...
ادامه خواندن

زندگی عجیب عالیجناب مارلون براندو

مارلون براندو
روبرت صافاریان مستند «به من گوش بده مارلون» به کارگرداني استِوان رايلي که سال گذشته در امريکا اکران شد و نسخه دوبله و کوتاه ‌شده آن از تلويزيون ما هم پخش شده، از چند نظر فيلمي جذاب و ديدني است. مثل هر مستند پرتره‌اي داستان يک زندگي است و آن هم داستان يک زندگي پرماجرا؛ داستان صعود يکي از مشهورترين ستارگان سينماي عصر ما به اوج شهرت و پيامدهاي تراژيک آن. «به من گوش بده مارلون» فيلمي است درباره بازيگري، چراکه قهرمان فيلم بازيگر است؛ بازيگري که درباره حرفه‌ خود حرف زده است. در‌واقع نمونه‌اي است از فيلمي که تماما از مواد آرشيوي موجود ساخته شده و به‌طور خاص متکي است بر گزينش نوارهاي صوتي باقيمانده از صداي مارلون براندو که بيشترشان شخصي هستند. اين‌ متريال در اختيار بنياد مارلون براندو است که در ضمن سفارش‌ دهنده فيلم هم هست و طبيعتا آن‌ها را در اختيار کارگردان گذاشته است. زندگي...
ادامه خواندن

مرا نکشید، من عاشق زندگی‌ام؛ پازولینی‌ام


  من از اين ناخوانده‌هاي تقدير و يکي از آن‌ها مي‌گويم و هنوز مبهوتم: فاشيست‌ها پير پائولو پازوليني را بي‌رحمانه در «اوستيا ليدو» شهرکي ساحلي در پنجاه کيلومتري «رم» مي‌کشند؛ شاعر، نويسنده، پژوهشگر، فيلمنامه‌نويس، نمايشنامه‌نويس، کارگردان سينما با ضربه‌هاي پياپي چماق به دست فاشيست‌ها بر شن‌هاي اوستيا کشته مي‌شود. من اين خبر را خوانده‌ام؛ سال 1975 است و مطلقا نه رم را ديده‌ام و نه اوستيا ليدو را مي‌شناسم، اما دو سال بعد و در سال 1977 خانه‌اي در اوستيا ليدو اجاره مي‌کنم و از عجايب زندگي‌ام اين است که خانه‌ام به قتلگاه پازوليني چنان نزديک است که نمي‌توانم آن صحنه را از ذهنم دور کنم. شب‌هاي طوفاني صداي همسايه روان پريشمان که از طوفان مي‌ترسد و از تراس خانه‌اش به دريا فحش مي‌دهد و بطري‌هاي مشروبش را به‌طرف موج‌ها پرت مي‌کند، من را به ياد فريادهاي پير پائولو پازوليني مي‌اندازد. در صبح‌هاي غير طوفاني صداي ماهيگيري را مي‌شنوم که...
ادامه خواندن

تاملي بر مشکلات نظريه‌ي بوردول و نئوفرماليسم: غافلان در جهان امن پيشانظريه


امين حامي‌خواه نئوفرماليسم در نظريه فيلم که غالباً با چهره‌هايي چون ديويد بوردول، نوئل کرول و کنت استايگر شناخته مي‌شود براي دانشجويان سينما در ايران به‌ويژه در فيگور ديويد بوردول، به دليل اهميت مبالغه‌آميزي که کتاب‌هايش به‌عنوان منابع کنکور سينما! پيدا کرده؛ قابل بازيابي است. اما به‌مانند همه‌ي فقدان‌ها و کسالت‌هاي فکري مشابه در اين سرزمين، جريان نئوفرماليسم نيز مورد تبيين و بازانديشي عميق قرار نگرفته ‌است. در اين نوشته مي‌کوشم مشکلات و محدوديت‌هاي نظري نئوفرماليسم را به مثابه نقيصه‌هاي آن بيان کنم. از اواخر دهه‌ي 60 کريستين متز، نظريه‌ي نشانه‌شناسانه و روانکاوانه را به مثابه کلان نظريه در نظريه‌ي فيلم نويد مي‌دهد. دهه‌ي 60 دوران طلايي نقد فيلم است؛ نقد در تنشي انضمامي، متعين و با بدنه‌ي اصلي سينما در ارتباط است. چنان‌که جدال قلمي دو منتقد مهم اين دوران: پالين کيل و اندرو ساريس به چاپ‌هاي فراوان در مجلات مي‌انجاميد. جامعه‌ي ملتهب سياسي به نقد فيلم امکان رشد...
ادامه خواندن