ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

بررسي تحليلي زبان بدن در روايتگري بخشي روشن گل افروز


مطالعه موردي روايت شفاهي اصلي و كرم يلدا شعباني كارشناسي ارشد پژوهش هنر حميد عليپور شيرازي ليسانس آهنگسازي " شاخص ترين پرسوناژ زندگي موسيقيايي شمال خراسان رامشگر است كه به او بخشي مي گويند رامشگرادامه دهنده سنت خنياگري ايران پيش از اسلام و نيز سنت كوچ نشيني و شمني است كه مي توان آن را به صورت هاي گوناگون در سراسر آسياي ميانه ديد " بي شك از نقش مهم اين شخصيت به عنوان قديمي ترين قصه گو و روايتگر اين منطقه نمي توان گذشت اما با توجه به شفاهي بودن اين سنت تا كنون پژوهشهاي كمي در خصوص آنها صورت گرفته دراين مقاله سعي شده است با بررسي و تحليل زبان بدن بخشي و استاد منطقه خراسان شمالي روشن گل افروز به نكات روشني درخصوص اصلي ترين زبان وجودي وي صدا و ساير نشانه هاي غيركلامي در زبان وجودي روايت شفاهي اصلي و كرم كه يكي از روايت هاي...
ادامه خواندن

صدای گم شده در روزهای دور گفت‌وگو با ابراهیم سلمکی


حبیبه  نیک‌سیرتی چهل و یک سال از عمر هشتاد و دو سه ساله‌ی خود را در رادیوهای مختلف به عنوان نوازنده، رهبر ارکستر، آهنگساز و گاه ترانه‌سرا گذرانده‌ است مردی که روزگاری هر موج رادیو را می‌گرفتی نام و ساز او را می‌شنیدی. سرفه می‌کند اما سرحال و سرپاست. پیراست اما دل جوان دارد؛ پیرمرد موسیقی است .. بذله‌گوست، آن‌قدر که اگر ساعت‌ها پای صحبتش بنشینی خسته نمی شوی. همسری مهربان و همدل دارد درست مثل خودش. ابراهیم سلمکی هنرمندی است که اگر حتی به عمد بخواهیم فراموشش کنیم، نمی‌توانیم چون برهه‌ای از تاریخ موسیقی ایران به نام اوست و کسانی که او را می‌شناسند می‌دانند که روزگاری ترانه او با نام «دنیا» و با صدای زنده‌یاد قاسم جبلی دل دوستداران موسیقی را لرزانده بود و شعر و آهنگ دنیا از ساخته‌های استاد سلمکی بود. دنیای سلمکی دنیایی است از موسیقی و خاطرات موسیقیایی. هنوز هر سازی را که به...
ادامه خواندن

یادی از استاد تنری کرور






  از میان نوازندگان بزرگ ترک مانند تنبوری جمیل بی، شریف محی الدین، نجدت یاشار، قدسی اورگونه و کسان دیگر،نام جنوجین تنری کرور (Cinucen Tanrikorur) به عنوان یکی از بزرگان عود نواز ترک به چشم می آید. تنری کرور در دهم فوریه ١٩٣٨ (10 بهمن ماه) متولد و در هجدهم خرداد ٢000 در سن ٦٢ سالگی درگذشت. او موسیقی را از عمویش که شاگرد منیر نورالدین سلجوق بود فرا گرفت. منیر نورالدین سلجوق از آوازه خوانان برجسته ترک بود که نعت پیش سماع دراویش را در مکام رست به شکل کم نظیری خوانده است. یک شب استادم دکتر منیر نورالدین بکن همراه پدر و مادرش در بالتیمور مهمان من بودند که پدر بکن تعریف می کرد به علت دوستی که با منیر نورالدین سلجوق داشته، فرزندش را منیر نورالدین نام نهاده است و از آنجا هم حلقه دوستی ها میان این جماعت موسیقی دان شکل گرفته و از این مسیر...
ادامه خواندن

نشست صد و سی و یکم: نگاهی به تاریخ موسیقی در ایران


موسسه انسان شناسی و فرهنگ، صد و سی و یکمین نشست از یکشنبه های انسان شناسی و فرهنگ (دوره پنجم) خود را در تاریخ یکشنبه 10 دی 96 با عنوان «نگاهی به تاریخ موسیقی در ایران» برگزار می کند. در این نشست فیلم مستند «هزار دستاِن امیرجاهد» اثر منوچهر مشیری نمایش داده خواهد شد. همچنین آقای محسن شهرنازدار درباره «مقدمه ای بر موسیقی شناسی تاریخی» و آقای بابک خضرایی درباره «زریاب و نوبات اندلسی» سخنرانی خواهند کرد. انسان شناسی و فرهنگ از همه علاقه مندان دعوت می کند که در این نشست حضور یابند. ورود برای همگان آزاد است. مکان و زمان نشست: تهران- خیابان ولیعصر- خیابان دمشق- پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات یکشنبه 10 دی 1396- ساعت 16 الی 19
ادامه خواندن

شعر و موسیقی بومیان آمریکا


شعر در فرهنگ بومیان (سرخپوستان) آمریکا بخش جدا ناپذیر موسیقی است که البته در زمینه هایی با موضوعات "اساطیری" و هنر رقص هم درآمیخته می شود. اجرای اشعار در مراسم آئینی مانند مراسم مرگ و میر و جشن دوران بلوغ و لالایی های کودکانه صورت می گیرد. مفاهیم شعر سرخپوستان به طبیعت نزدیک است و آنجا هم که پیرامون "روح بزرگ" سخن می گویند، بازهم به نیروی های طبیعی ارجاع داده می شود، از این رو، هنر این مردان در دایره طبیعت پرورش پیدا کرده. چه پیش از تاسیس مردم شناسی آکادمیک و چه بعد از آن، پژوهش های میدانی که بر روی فرهنگ و زبان و آداب سرخپوستان انجام شده، کتابخانه درخور توجهی از تحقیقات کافی را در دسترس قرار می دهد. از قدیم ترین نوشته می توان به "آوازهای مردمان هجوکا" نوشته آوون دورسی (١٨٨٨)، "اسطوره و آوازهای ناواهو" نوشته واشنگتن ماتیو (1980)، "آوازهای رقص در میان مردم...
ادامه خواندن

پراکنش موسیقی ایران و ترک و عرب


  پیش از آن که به "پیشینه پراکنش موسیقی ایران و ترک و عرب" بپردازم لازم می دانم به اختصار نکته ی کوتاهی پیرامون تئوری "پراکنش فرهنگی تاریخی" گفته باشم. در اوایل سده بیستم مردم شناسان و انسان شناسان آلمانی زبان کوشش کردند با برداشت از پاره ای از واقعیت های تاریخی در پراکنش فرهنگ ها، اساس چند برداشت را به یک تئوری عام مبدل سازند اگرچه تئوریزه کردن موردی آن برای کل فرهنگ های جهانی مورد اعتراض تعدادی از دانشمندان این رشته قرار گرفت. در نوامبر 1904، دو تن از تاریخ دانان آلمانی و اتریشی به نام های فریتز گرابنر (Fritz Graebner)، متصدی موزه پولونزی و برنارد انكرمن (Bernhard Ankermann) متصدی موزه آفریقا، دو سخنرانی ارائه دادند كه مواضع خود را از دیدگاه ادولف باستین (فرهنگ ها دارای منشاء مشترکند) جدا ساختند0 آنها در تئوریشان گسترش حقله های دایره وار فرهنگ را برای مطالعه حوزه ی جغرافیای فرهنگی در...
ادامه خواندن

دستگاه شناسی: برداشتی تئوریکی تاریخی


موسیقی دستگاهی ایران پدیده ای است جاندار و جاندار بودن آن در پرتو پیوستگیش با اندیشه ایرانی است که آنرا آفریده و به حرکت درآورده  و این حرکت هم کمی است هم کیفی و هم با خود در وحدت است و هم در تضاد و هر زمان با تغییرات کمی، به کیفیتی بالاتر ارتقاء یافته است. پدیده ی دستگاه چیزی بیرون از اندیشه ایرانیان نیست، پس هر تحولی که در اندیشه فرهنگی اجتماعی ایرانیان رخ داده آن تحول بازتاب خود را در حرکت و اعتلای موسیقی برجای نهاده است. موسیقی دستگاهی یعنی اندیشه فعال ایرانیان درعرصه هنر. چندین عامل در پیدایش سیستم موسیقی دستگاهی نقش داشته که از میان آنها پاره ای آشکار و پاره های دیگر پنهان مانده اند (١). من این عوامل را به دو دسته کلی تقسیم می کنم: ١ - عوامل درونی یا عوامل موسیقایی که در ذات خود موسیقی نهفته و  لحظه به لحظه موجبات...
ادامه خواندن

پاره‌های معماری(33)، دانیل شارل: موسیقی و معماری (5) : تداخل ساختارهای صوتی و فضاهای ساختارمند


عکس: تصویری معمارانه از «سوئیت برای ویولن سل» (شماره 1) اثر باخ؛  اثر فدریکو بابینا، برگرفته از سایت آرک دیلی برگردان ناصر فکوهی یک بررسی تاریخی معتبر درباره روابط متقابل معماری و موسیقی – که در آن واحد هم محسوس، هم دقیق و  هم مستدل باشد -  را مدیون کار ِ صداشناس و موسیقی‌شناس آلمانی، فریتز وینکلهستیم . او این موضوع را دیگر نه از زاویه شکل، بلکه از بُعد تزئینی مطالعه کرده‌است. ما در این‌جا مهم‌ترین بخش‌های این بررسی را مطرح می‌کنیم.   نخستین ملاحظه آن است که تقریبا همه چیز در جریان چنین تاریخی، موضوع نوعی حصار است. وینکل با تایید جمله معروف هکتور برلیوز شروع می‌کند: « موسیقی در هوای آزاد، بی‌معنا است.» عامل توزیع (صدا) که فضای محیطی است، اگر فضایی بسته باشد، تاثیری تعیین‌کننده بر دریافت مادیت صداها دارد: نسل کاملی از شنوندگان ( و همچنین نوازندگان) شاهد افسردگی یا برعکس به هیجان‌آمدن احساسات موسیقیایی...
ادامه خواندن

پاره‌های معماری(32)، دانیل شارل: موسیقی و معماری (4) : موقعیت جدید مساله: نقد آگاهی موسیقیایی


برگردان ناصر فکوهی این‌جا ما صرفا با یک موسیقی کُند‌شده سروکار نداریم، یعنی موسیقی‌ای که به دلیل همین کُندی، آن‌چه را هایدگر تساوی زمانی - مساوی کردن فواصل زمان – یا Gleichzeitlichkeit می نامید را به تحقق رساند، یا آن‌چه می توان به آن نام خودانگیختگی داد؛ بلکه این موسیقی، گشایشی در فضا است، موسیقی ای که فضا می سازد، راه می‌گشاید،زوائد را حذف می کند و فضا یا فضاهایی را برای سایر هنرها – مجسمه‌سازی، نقاشی، نمایش، موسیقی می گشاید. گادامر با قدرت می گوید: معماری همه هنرهای دیگر را با تحمیل دیدگاه خود در بر می گیرد، یعنی دیدگاه تزئین. معماری نه تنها مکانی برای همه آنچه در بر می‌گیرد به وجود می آورد، بلکه این مکان از آن خود او باقی می ماند. زیرا یک پرده نقاشی با چارچوب خود تعریف و محدود می شود، و یک مجسمه با پایه خود؛ اما هر دوی این‌ها، چارچوب و...
ادامه خواندن

پاره‌های معماری(31)، دانیل شارل: موسیقی و معماری (3) : موقعیت جدید مساله: نقد آگاهی موسیقیایی


  برگردان ناصر فکوهی در این حال آیا نباید درباره این تقلیل «شکل» به اُبژه از خود پرسش کنیم؟ به یاد داریم که چگونه هایدگر در «زمانه مفاهیم جهان» در 1938،  خود را از هگل جدا می‌کرد: برخلاف هگل، نگارنده «هستی و زمان» نمی‌پذیرفت که رابطه سوژه-اُبژه، یعنی آگاهی در معنای سنتی آن بر فرازش «باشنده» – به خصوص باشنده‌ای که ما هنر می نامیم -  به حقیقت صورت عام حاکم باشد. برای هایدگر چنین فرازشی  نمی توانست جز به حضور هستی‌ای  بی‌نهایت گسترده‌تر  از هرگونه «میدان آگاهی» بستگی داشته باشد. و در این شرایط، این امری  ناممکن است که  «منشاء »  اثر را در هرگونه استراتژی  خلاقانه ‌ی در سوژه ببینیم. و از همین‌جا هایدگر به  بازتفسیری از  تز هگلی  «مرگ هنر» می‌رسید:  این امر به نظر هایدگر به هیچ رو به معنای برون‌آمدن  ِ سپهر هنری از  زیرمیدان یک آگاهی گسترده‌تر نبود، مثلا از آگاهی فلسفی. مساله بسیار...
ادامه خواندن

تاریخ جهانگشای جوینی و اشاره های موسیقایی


عطاملک جوینی تاریخ نگار تاریخ جهان گشای از خاندان فاضل و صاحب علم جوینی است که در کار حسابداری مملکت هلاکو خان (ایلخانیان) فعالیت داشت و در پایان به فرمان خاندان هلاکو کشته شد وقایع دوران مغول و چیزی بعد از آن را برمی شمارد. مورخ در دوران ایلخانیان چند بار به ماوراء النهر و ترکستان و چین سفر کرده تا وضعیت بعد هجوم از را ببیند و از برجای ماندگان آگاهی های تاریخی را به دست آورد. خود در این مورد چنین می گوید: "مع هذا چون بچند نوبت دیار ماوراء النهر و ترکستان تا سرحد ماچین و اقصی چین که مقر سریر مملکت و اروغ اسباط چنگیز خان است و واسطه عقد ملک ایشان مطالعت افتاد و بعضی احوال معاینه رفت و از معتبران و مقبول قولان وقایع گذشته را استماع افتاد..." (ج اول ص٦-٧). این کتاب مجموعه ای سه جلدی است که مورخ  تصریح می کند: "مجموعه...
ادامه خواندن

پاره های معماری (30)، دانیل شارل: معماری و موسیقی(2)

معماری و موسیقی
برگردان ناصر فکوهی موقعیت مساله: انطباق ِهنر‌ها در دنیایی باستان که سرشار و آکنده از اسطوره‌ها بود، روابط میان معماری و موسیقی در قالبی تمثیلی به بیان در می‌آمد؛ و فلسفه در اغلب موارد تمایل بدان داشت که درباره این تمثیل‌ها تامل کند. داستان آمفیون را می شناسیم: پسر آنتیوپ  و ژوپیتر دیوار‌های شهر تِب  را با نواختن چنگ [رومی] ساخت؛ هر یک از سنگ‌ها در هماهنگی با آوا‌ها در جای خود قرار می‌گرفتند. و  جمله معروف فلوطن از همین جا می‌آید که می‌گفت: وقتی از بنایی، سنگ‌هایش را کنار بگذاریم، معمار است که باقی خواهد ماند. اما اتیین سوریو(در سال 1947 در کتاب خود «انطباق ِ هنرها» (این پرسش را مطرح می‌کرد: «چگونه می‌توان سنگ‌ها و همه چیز‌هایی که به آن‌ها مربوط می‌شود، را کنار گذاشت، و بنا را حفظ کرد؟ یعنی چیزی را نگه‌داشت؟ تنها روش، آن است که  صدا را در برابر سنگ قرار دهیم[...]؛ یعنی به...
ادامه خواندن

پاره های معماری(29)، دانیل شارل: معماری و موسیقی(1)


    تصویر: هتل لیزما در یورمالای لتونی که با الهام از موسیقی طراحی شده است. بخش اول مقایسه میان معماری و موسیقی که بارها و بارها انجام شده، اغلب فراتر از جملاتی کلیشه ای همچون: «معماری یک موسیقی تجسم یافته است» نرفته است. هر چند نباید این نکته نیز ناگفته بگذاریم که آثار «بزرگ» موسیقی غربی، اندک اندک به استحکام اشیاء در آمده اند و پیچیدگی معمارانه آنها سبب شده است که بتوان درباره شان همچون یک بنا سخن گفت. حال آیا باید بازهم در تمثیل های خود پیشتر برویم؟ اینکه برخی از افراد با استعدادی که در گرایش به فیثاعورث داشته اند عادت کرده اند همه‌جا میان کلان‌کیهان‌ها و مقیاس‌های گوناگون ِ خُردکیهان‌ها، نوعی هماهنگی (هارمونی) بیابند: در این حال پرسش آن است که چرا روابط میان فواصل موسیقیایی و تناسب های معماری از این قاعدتا مستثنی بوده اند؟ از سوی دیگر، باید این واقعیت را از یاد...
ادامه خواندن

وارونگی موسیقی ایران


وارونگی یک واژه هوا شناسی است که ما در تهران در ماه های پایانی پائیز و اول زمستان با آن آشنا هستیم و آن را با فرود آمدن کثافات هوا به سطح زمین و ایجاد مشکل تنفسی و دید نامناسب می شناسیم. وارونگی هوا هر اندازه که در برهه ای از زمان طول بکشد بالاخره بعد از چند روزی با وزش باد بساطش را جمع می کند و می رود. وارونگی در اینجا یک واژه عاریتی است اما نه به مفهوم هواشناسانه آن بلکه به برای فرهنگی که دستخوش آلودگی دوران نامعلومی از سرنوشت شده  و در انتها به ویران سازی فرهنگ بزرگی می انجامد. فرهنگ ها در دوران هایی رو به زوال می گذارند و این که کی از دل بقایای زوال یافته ققنوس فرهنگ دیگری سربرآورد، به موضوع کیفی تخلیه اندیشناکی همان فرهنگ در زمان باز می گردد. هگل در فلسفه تاریخ آنجا که به مراحل، پرورش و...
ادامه خواندن

اشتراك مفاهیم موسیقی از دیدگاه شارحان پیشین


  تعریف مفاهیم‌صوت و نغمه از دیدگاه فارابی، بوعلی، صفی الدین و قطب الدین از موضوعات پایه ای موسیقی شناسی است. کاربرد فرضیه پردازانه مفاهیم کهن تر موسیقی تا چه اندازه راه گشای اجراهای عملی در موسیقی ایران بوده یا تا چه اندازه رابطه بین فرضیه و عمل را نگاه داشته اند پرسشی همیشگی است که مبحث آن تا روزگار ما ادامه دارد٠ دیدگاه صفی الدین با فارابی و ابن سینا بر سر تعریف مفاهیم صوت و نغمه متفاوت است و دیدگاه قطب الدین هم در همین زمینه با صفی الدین تفاوت دارد. تفاوت ها هم هراندازه که می خواهد باشد چیزی از اهمیت برداشت عالمانه این دانشمندان به تعریف این مفاهیم را كاهش نداده است.  دیدگاه های انتقادی این فلاسفه و دانشمندان تنها بر روند دو مفهوم بالا خلاصه نمی شود بلکه دایره آن به فاصله بندی درجات وتر هم کشیده شده و قطب الدین می گوید: "بباید دانست...
ادامه خواندن
برچسب ها:

فرود نغمه هاي ماندگار «نواحي» به گوشه فراموشي


  فرود نغمه هاي ماندگار «نواحي» به گوشه فراموشي بررسي جايگاه موسيقي اقوام و نواحي در ميزگرد «ايران» با حضور ناصر فكوهي، حميد رضا اردلان و محمدرضا اصلاني   نويسنده: ندا سيجاني مناسبات را به حدي رسانده ايم که بايد با احتياط در مورد موسيقي نواحي صحبت کنيم:  فکوهي: سياست فرهنگي ايران بايد به سمت گشايش و کنار گذاشتن مطلق ممنوعيت برود. درمحيط هاي گلخانه اي فرهنگ به وجود نمي آيد؛ براي رشد فرهنگ بايد آن را گسترش بدهيم و چاره اين کار از نگاه من از بين بردن ممنوعيت ها و انحصار است. اگر بخواهد دولت مدرن و توسعه يافته باشد نبايد تصدي فرهنگ را در دست داشته باشد. دولت تنها وظيفه سازماندهي را در خدمت مردم دارد  اصلاني: موسيقي شاخصه يک ملت است اما ما امروز آن را تبديل کرديم به تفريحات سالم و اين جايگاه خودش را از دست خواهد داد و درموسيقي روزمره جهان حذف خواهيم...
ادامه خواندن

معرفی کتاب «موسیقی رمضان در ایران»


این کتاب پژوهشی است در جهت حفظ گوشه‌ای از فرهنگ موسیقایی کشورمان یعنی موسیقی رمضان که توسط یکی از پژوهشگران موسیقی نواحی ایران و با همکاری تعدادی از موسیقیدانان و پژوهشگران دیگر نقاط کشور به انجام رسیده است. کتاب از سه مقدمه و شش بخش تشکیل شده که عبارت‌اند از: «آیین سحر»، «آوازهای نیمه ماه رمضان»، «آیین نوبت‌زنی یا نقاره‌زنی در ایران»، «رو در رو»، «بخش اضافات، حواشی و تعلیقات» و «شنیده‌ها». علاوه بر این در قسمت آخر کتاب نت‌نگاری ریتم­های نقاره‌نوازی، طبل سحری، طبل عزا و دهل‌نوازی در برخی از نواحی ایران، توسط محمدرضا درویشی نوشته شده است. «کتاب موسیقی رمضان در ایران»،‌ به بررسی و تحقیق در مورد نغمه‌هایی آشنا در خاطرات نه‌چندان دور ایرانیان می‌پردازد. آواها و نغمه‌های سحرخوانان که سال‌های متمادی زینت‌بخش شب‌های رمضان بوده است، شب‌های رمضان را تبدیل به یکی از خاطره‌انگیزترین شب‌های سال کرده است.  بخش‌بندی کتاب بسیار دقیق صورت‌گرفته و در هر...
ادامه خواندن

پکن، صحنه موسیقی راک


نوشته لئو دو بوا‌گیسون : روزنامه‌نگار، مروج رویدادهای فرهنگی در چین ترجمه عبدالوهاب فخریاسری دیگر زمان آن گذشته که دلباختگان جوان موسیقی غربی دیسک‌های گروه‌هایی را که از اروپا یا آمریکا آمده‌اند زیر لباس‌های‌شان پنهان و با یکدیگر مبادله کنند. حالا دیگر، خوانندگان راک که بیشتر به چشم می‌آیند چینی‌اند که گهگاه در صحنه‌های بین‌المللی نیز دیده می‌شوند. آن‌ها، که بسیار هم خلاق شده‌اند، لذایذ بازار را کشف می‌کنند البته بدون رهائی کامل از تیغ  سانسور. سی‌ام سپتامبر ٢٠١٦، کویی ژیان پدرخوانده راک چین در مقابل سی هزار هوادار در استادیوم کارگران پکن کنسرتی را اجرا می‌کند که درسی است از تاریخ معاصر. هنگامی که شروع به خواندن ترانه Yiwusuoyou («من چیزی ندارم») می‌کند که شعار جنبش دانشجویان در ١٩٨٩ بود، عکس‌های انتهای صحنه -که خواننده راکی با کلاه کاسکت با ستاره‌های قرمز رنگ را نشان می‌دهند که کنار گیتارش در میدان تین‌آن‌من ایستاده- به نظر می‌رسد مربوط به زمان...
ادامه خواندن

موسیقی: هنر گوش خراش


نوشته: اولین پیه* ترجمه: عبدالوهاب فخریاسری *Evelyne Pieiller. اختصاص جایزه نوبل ادبیات در اکتبر گذشته به باب دیلان موجب برخی واکنش‌های جالب شده و جای شگفتی نیست که برخی که عنوان «فرهنگ والا» را یدک می‌کشند، از آن برآشفته‌اند. آلن فینکیل‌کروات این رویداد را «شاخص اعلام پایان اروپای مدرن(١)» می‌بیند. به عقیده آلن ارنو که به خاطر قصه‌هایش از زندگینامه شخصی خود شهرتی به هم زده این انتخاب «نشانه نقطه عطفی است حاکی از فروپاشی ادبیات(٢)»- بدون آن که بخواهد در باره اصل کار داوری کند. ایروین ولش، خالق خرده‌گیران(Trainspotting)، به نظر می‌رسد کاملا دل‌آزرده شده: در تویتر داوران را «هیپی‌های سالخورده با پروستات گندیده که یاوه می‌بافند» (١٣ اکتبر ٢٠١٦) می‌خواند. در پس تمام این واکنش‌ها، پرسشی قدیمی همواره خودنمایی می‌کند: ادبیات چیست؟ پرسشی که حاصل یک نگاه تحقیرآمیز به فرهنگ «مردمی» و با نهایت تاسف یکی پنداشتن آن با مبتذل است. از سوی دیگر، سکوت طولانی دیلان پس...
ادامه خواندن
برچسب ها:

نقش آیین ها و مناسک اجتماعی در بازسازی جامعه صفوی- مناسک تاجگذاری


  مناسک عمومی تاجگذاری در عهد صفوی     در مورد تاجگذاری شاهان صفوی اطلاعات موجود بیشتر مربوط به دوران شاه سلیمان است. به ویژه که این پادشاه دوبار تاجگذاری کرده است و پادشاه پیشین در زمان مرگ در پایتخت حضور نداشته و در خصوص جانشین خود نیز وصیت مشخصی نکرده بوده است. لذا این بزرگان حاضر در ییلاق اشرف مازندران بوده اند که با تشکیل شورای جانشینی در این باره تصمیم گرفته اند و نتیجه را از طریق پیک مطمئن به اصفهان رسانیده اند تا شاهزاده از همه جا بی خبر و فراموش شده صفوی را از گوشه تاریک و گمنام حرمخانه بر تخت سلطنت ایران بنشانند و ستاره خاک گرفته بخت و اقبال این شهزاده بی نام و نشان را بر تارک آسمان جای دهند.     عدم حضور شاه عباس دوم در هنگام مرگ در اصفهان باعث شد تا مردم پایتخت در مورد مرگ شاه حتی احتمالی هم در...
ادامه خواندن