ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

سه دشواره؛ جابری و مواجهه با مدرنیته


  عبدالله محیسن بررسی کتاب «سنت و مدرنیته» با نگاهی به دیگر آثار ترجمه شده به فارسی از محمد عابدالجابری ترجمه‌ی سید محمد آل مهدی به نظر بسیاری از پژوهشگران فلسفه، منشأ فلسفه همان یونان است و آنچه ما از آن به فلسفه‌ی اسلامی یاد می‌کنیم چیزی جز همان مضامین گفته شده در فلسفه یونانی نیست. اما جابری نظر دیگری دارد. او عنوان می‌کند که اگر از زاویه‌ی کارکرد و نیت و قصد متفکران مسلمان نگاه کنیم، خواهیم دید که یکسره آنان تابع مضامین فیلسوفان یونان نیستند، «بلکه هر فیلسوف با توجّه به زاویه¬ى ایدئولوژیکی‌اش به محتوای آن افزوده یا غنا بخشیده است.» جابری فلسفه ى اسلامی را در بستر واقعیات اجتماعی، تاریخی، سیاسی، بررسی می‌کند. به همین سیاق جابری به دنبال شیوه‌ای نوین برای تعامل با میراث است؛ تعاملی که از منظر او تا پیش از این، از سوی متفکران عرب نادیده گرفته شده بود. چنان که در این‌جا...
ادامه خواندن

کتاب «فلسفه ساده»


  سیر اندیشه در قرون وسطی؛ فلسفه اسلامی «... اگر بخواهیم به یک جمع بندی برسیم شاید بتوان با کمی اغماض فلسفة اسلامی در قرون وسطا را به سه دوره تقسیم کرد. واقعیت این است که کلیت فلسفة اسلامی از حیث بنیان و چارچوب اصلی، بر تفکر افلاطون و ارسطو استوار است. یعنی در دورة اول از طریق نهضت ترجمه و آشنایی مسلمانان با نظریات ارسطو و افلاطون، طبیعتاً با شرح و تفسیر نظریات ارسطو و افلاطون مواجهایم. فیالمثل با فلاسفهای همچون کندی (در دورة نخست خلفای عباسی)؛ در دورة دوم با اسلامیسازیِ آن نظریات به یاری و تلاش فارابی و ابنسینا مواجهایم که تلاششان همانا برساختن فلسفة اسلامی مطابق اسلوب عقلانیِ فلاسفة یونانی (در هر دو شاخة آن یعنی افلاطون و ارسطو) است. و بالاخره در دورة سوم، با فلاسفه و قلمرو فکریای مواجه هستیم که بنای "فلسفی" خود را بر چارچوب "فلسفة اسلامی"ای که به یاری و کوشش...
ادامه خواندن

سیر اندیشه در قرون وسطی؛ فلسفه اسلامی


    سیر اندیشه در قرون وسطی؛ فلسفه اسلامی گروه کتاب «... اگر بخواهیم به یک جمع بندی برسیم شاید بتوان با کمی اغماض فلسفة اسلامی در قرون وسطا را به سه دوره تقسیم کرد. واقعیت این است که کلیت فلسفة اسلامی از حیث بنیان و چارچوب اصلی، بر تفکر افلاطون و ارسطو استوار است. یعنی در دورة اول از طریق نهضت ترجمه و آشنایی مسلمانان با نظریات ارسطو و افلاطون، طبیعتاً با شرح و تفسیر نظریات ارسطو و افلاطون مواجه‌ایم. فی‌المثل با فلاسفه‌ای همچون کندی (در دورة نخست خلفای عباسی)؛ در دورة دوم با اسلامی‌سازیِ آن نظریات به یاری و تلاش فارابی و ابن‌سینا مواجه‌ایم که تلاش‌شان همانا برساختن فلسفة اسلامی مطابق اسلوب عقلانیِ فلاسفة یونانی (در هر دو شاخة آن یعنی افلاطون و ارسطو) است. و بالاخره در دورة سوم، با فلاسفه و قلمرو فکری‌ای مواجه هستیم که بنای "فلسفی" خود را بر چارچوب " فلسفة اسلامی "‌ای...
ادامه خواندن