ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

انقلاب علیه سرمایه*


آنتونیو گرامشی   برگردان علیرضا نیاززاده نجفی                   انقلاب بلشویک ها سرانجام به انقلاب عمومی خلق روس پیوست. ماکسیمالیست ها که تا دو ماه پیش بن مایه ی واجب جوش و خروشی بودند تا که حوداث دچار رکود نشوند، تا این حرکت به سوی آینده با نوعی سازگاری قطعی متوقف نشود- که اگر می بود یک سازگاری بورژوایی می بود- صاحب قدرت شدند و دیکتاتوری خود را بنا نهادند؛ و در حال کار روی فرم هایی از سوسیالیسم هستند که انقلاب در نهایت ،در ادامه ی توسعه ی همسازش، بدون دردسر روی آن آرام خواهد گرفت، با شروع از پیروزی های بزرگی که قبلا به واقعیت پیوسته اند. انقلاب بلشویک ها بیشتر از ایدئولوژی ها ساخته شده است تا از وقایع (به همین دلیل اهمیت کمی دارد که چیزی بیشتر از آنکه می دانیم از وقایع بدانیم). این انقلابی است علیه سرمایه ی مارکس. در روسیه سرمایه ی مارکس...
ادامه خواندن

شهر آینده (3)


برگردان علیرضا نجف زاده بخش سوم   مدل و واقعیت مدل طرحِ کلّیِ تیپیک از یک پدیده ی معین ،از یک قانون معین است. پیشامدِ یک شکلِ وقایع اجازه می­دهد که برایشان قانونی وضع کنیم، که ازشان طرحی کلی در بیاوریم و مدل­هایی بسازیم. تا زمانی که به این انتزاعاتِ خِرد ارزشی مطلق داده نشود، سودمندیِ تربیتی قابل ملاحظه­ای دارند: به گونه­ی معجزه آسایی به موفقیت در جایگیری در مرکز خودِ عملِ پدیدار که در جریان است کمک می­کنند و روی تمام امکاناتِ پدیده و گرایش­های غایت­باورانه­اش کار می­کنند. و بعد از موفقیت در به سرانجام رسانیدن این عمل آغازین، دیگر قسمت اعظم کار حل شده است: خِرد موفق به غافلگیریِ "شدنِ امر واقع" می­شود، در تمامیتش و بنابراین در فردیتش درکش می­کند. مدل، قانون و طرح در اصل تدابیر متودولوژیکی هستند که به تصاحب واقعیت کمک می­کنند، تدابیر انتقادی­ای برای آغاز آگاهی و شناخت دقیق هستند. یکی از این...
ادامه خواندن

شهر آینده (2)


آنتونیو گرامشی  برگردان علیرضا نجفی بی  تفاوت ها متنفرم از بی تفاوت ها. چون فدریکو هبل5 معتقدم زندگی کردن به معنای مبارز بودن است. نمی شود که تنها "آدم" بود، غریب با شهر. کسی که واقعا زندگی می¬کند نمی¬تواند که شهروند نباشد و مبارزه نکند. بی تفاوتی تنبلی است، انگلی است، بی جراتی است، زندگی نیست. بنابراین از بی تفاوت ها متنفرم. بی تفاوتی وزن مرده ی تاریخ است. وزن سربی ای به پای نوآور است. عنصر لَختی است که در آن درخشان¬ترین اشتیاقات غرق می¬شوند، باتلاقی است دور شهرِ کهنه که از دیوارهای سخت بهتر محافظتش می¬کند، بهتر از سینه¬ی جنگجویانش، چونکه عابران را در عمق چسبناکش می¬بلعد، از بین می¬برد و گاهی کاری می¬کند تا دست از عمل قهرمانانه¬شان بردارند. بی تفاوتی باقدرت در تاریخ عمل می¬کند. غیرفعالانه عمل می¬کند، اما عمل می¬کند. تقدیر است، چیزی است که نمی¬شود رویش حساب کرد. چیزی است که برنامه¬ها را به...
ادامه خواندن

آنتونيو گرامشي و مفهوم هژموني


آنتونيو گرامشي  روشنفکر، نظريّه‌پرداز، سياستمدار و از بنيانگذاران اصلي حزب کمونيست ايتاليا بود که ايده‌هايش تأثير بسيار بر کمونيسم ايتاليايي داشته است. او از آوريل 1924 تا 1926 ميلادي با سمت دبيرکل، رهبري حزب کمونيست ايتاليا را بر عهده داشت و به مقام نماينده در مجلس نمايندگان ايتاليا انتخاب شد. او در عرصه‌ي جامعه‌شناسي سياسي، در قرن بيستم ميلادي، يکي از نظريّه پردازان اصلي و در حوزه‌ي مطالعات فرهنگي يکي از نظريّه‌پردازان مدرنيست است. شناخت اوليّه‌ي گرامشي از مارکسيسم با مطالعه‌ي فلسفه‌ي هگل و فلسفه‌ي کلاسيک آلمان آغاز شد. او در طي سال‌هاي جنگ جهاني اول (18-1914 م) آثار مارکس، انگلس و رزالوگزامبورگ را مطالعه کرد و از ‌آنها تأثير گرفت، ولي مارکس بيشترين تأثير را بر او داشت. او همچنين آثار بنه دِتوکروچه  را دقيق مطالعه کرد و درباره‌ي او گفته است: «همانگونه که فلسفه‌ي هگل مقدّمه‌ي مارکسيسم در قرن 19 ميلادي و يکي از پايه‌هاي قرن جديد بوده،...
ادامه خواندن