ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

نگفتن برای کامل گفتن


تحليل ژان دوشه  در جلسه ‌ ي نمايش فيلم «باد مارا خواهد برد»  در سينماتک فرانسه در سال 2012 يافتن مسير الهامِ کيارستمي در اين فيلم ساده است. تمام کنش فيلم به سادگي با رفتن و ديدن تهران و ديدن دنياي امروزي آن روشن مي ‌ شود؛ گزارشي که نشان ‌ گر رسوم کهن در دل ايران قديمي است؛ از ايراني که بود آن هم در پايان قرن بيست! تمامي رسوم. چه چيزي از اين رسوم باقي ‌ مانده است؟ مثل نمونه ‌ هايي از برنامه ‌ هاي تلويزيوني که از  واقعيت تهيه مي ‌ شوند صحبت از زنانيست که صورتشان را چنگ مي ‌ اندازند و رسومي گروتسک و مضحک از اين دست مطرح مي ‌ شود؛ نبش قبر استخوان ‌ هاي ادبي و تاريخي کشور با نگاهي به امروز ايران. مسلم است که ما نمي ‌ توانيم در غرب چنين فيلم ‌ هايي بسازيم اما در شرقِ ميانه,...
ادامه خواندن

درباره «منصوره حسينى»


نقاشى با پوتین‌های گلى! محمد شمخانى جامع‌ترین تصوير از ۴۵ سال ذهن و زندگى «منصوره حسينى» را می‌توان در كتابى به نام «پوتين گلى» ديد و دريافت كرد. كتابى كه نقاش نوشته و سال ۱۳۵۰ منتشر شده است. كتابى كه چند سال پيش از من خواست كه آن را بخوانم و نظرم را درباره تجديد چاپ آن بدهم و بالاخره كتابى كه شخصیت‌های آن همه واقعى هستند انگار و خيلى هاشان هنوز در عرصه هنر اين سرزمين حضور دارند........   - متولد ۱۳۰۵ تهران - فارغ‌التحصیل دانشكده هنرهاى زيباى دانشگاه تهران در سال ۱۳۲۸ - فارغ‌التحصیل آكادمى هنرهاى زيباى رم در سال ۱۳۳۸ - شركت در بى ينال جهانى ونيز در سال ۱۳۳۵ - دريافت مدال طلاى نمايشگاه هنرهاى فيگوراتيو در شهر فروزينونه (ايتاليا) در سال ۱۳۳۵ - شركت در بى ينال هاى اول و دوم و سوم تهران و دريافت چند جايزه - برگزارى چندين نمايشگاه انفرادى در ايران،...
ادامه خواندن

نشست صد و چهل و دوم: پروبلماتیک هنر در دانشگاه


    انسان شناسی و فرهنگ صد و چهل و دومین نشست یکشنبه ها را با عنوان «پروبلماتیک هنر در دانشگاه» و سخنرانی دکتر محمدرضا مریدی (عضو هیات علمی دانشگاه هنر) برگزار خواهد کرد. در این نشست قسمت دوازدهم مستند «بسوی سیمرغ» با عنوان «آخر قصه» اثر حمید سهیلی نمایش داده خواهد شد.    زمان: 23 اردیبهشت 1397 ساعت 16 تا 19 مکان: تهران. خیابان ولیعصر. نرسیده به میدان ولیعصر. خیابان دمشق. پژوهشگاه فرهنگ هنر و ارتباطات   درباره مستند بسوی سیمرغ به قلم حمید سهیلی: تابستان سال 60 طرح مقدماتی مجموعه مستند "بسوی سيمرغ" را كه توسط استاد آيدين آغداشلو نوشته شده بود به تلويزيون ارائه دادم ، كه تصويب شد . فيلم برداری این مجموعه بيش از يك سال به طول انجاميد و طی آن نمونه های بسياری از آثار نگارگران ايرانی را از موزه ها، كتابخانه ها و مجموعه های شخصی گرد آوری کردم و سفرهای متعددی به نقاط...
ادامه خواندن

درباره ژازه تباتبايى: در قلمرو شعرهاى آهنى


محمد شمخانى شهرت امروز او بیشتر برای فیگورهای خلاقانه و مجسمه‌های فلزی است که با جفت‌کاری (اَسِمبلاژ) قطعات فلزی ماشین‌آلات صنعتی و اتومبیل‌ها ساخته است. سبک او به هنر سقاخانه‌ای نزدیک است و شیر-زن‌ها و خورشیدها از موضوعاتی است که اغلب در کارهای وی تکرار می‌شوند. به همین دلیل از او به همراه تنی چند از نقاشان معاصر ایرانی به‌عنوان پیشگامان مکتب سقاخانه در ایران یاد می‌شود که در اوایل دهه چهل شمسی شکل گرفت و شاید نخستین مکتب نقاشی منسجم ایرانی باشد....... - متولد سال ۱۳۰۹ تهران - فارغ‌التحصیل دانشكده هنرهاى زيبا دانشگاه تهران - شركت دربى ينال‌هاى قبل از انقلاب - تأسيس گالرى «هنرجديد» در سال ۱۳۳۴ - جزو بنیان‌گذاران مكتب سقاخانه - برگزارى تعداد زيادى نمايشگاه در ايران و خارج از ايران - نقاش، مجسمه‌ساز و شاعر - موضوع يكى از فیلم‌های مستند «خسرو سینایی» با عنوان «كوچه پاييز» - آثار نقاشی و مجسمه ژازه در موزه‌ها...
ادامه خواندن

خاك ايران در قاب!


  درباره ماركو گريگوريان محمد شمخانى ۷۹ سال پيش ، در شهر «كروپوتكين» روسيه كودكى به دنيا می‌آید كه ۳۳ سال بعد جريان نقاشى مدرن و معاصر ايران را با برگزارى نخستين بى ينال نقاشى تهران (۱۳۳۷) به‌طور رسمى كليد می‌زند. مردى بسيار جدى و بسیار خوش‌رو، كه خنده چاشنى تمام حرف‌ها و حرکات و نگاه‌های اوست..... - متولد ۱۳۰۴ - فارغ‌التحصیل آكادمى هنرهاى زيباى رم - بنیان‌گذار گالرى استتيك تهران - عضو هيأت داوران بى ينال جهانى «ونيز» در سال ۱۹۵۸ - بنیان‌گذار بى ينال‌هاى نقاشى تهران، سال ۱۳۳۷ - يكى از بنیان‌گذاران گروه آزاد نقاشان و مجسمه‌سازان ۱۳۵۳ - تأسيس گالرى «گوركى » در نيويورك به ياد نقاش بزرگ ارمنى ـ آرشيل گوركى - تأسيس موزه خاور نزديك (Near East Museum) در «ايروان» و جابه‌جايى مجموعه کم‌نظیر خود كه بالغ بر ۵هزار قطعه است - تأسيس گالرى ديگرى در منطقه ييلاقى «گارنى » ارمنستان - شركت در بى...
ادامه خواندن

جهان کتاب


سال بیست و دوم. شمارة 11 و 12. بهمن و اسفند 1396 نخستین مطلب این شماره، نامه‌ای از پرویز دوائی است با عنوان «آفتاب برفی». سپس داستان کوتاه «شکستنِ پیگی» از اتگار کرت، ترجمة پرتو شریعتمداری آمده است. به مناسبت انتشار مجموعه مقالات خلیل ملکی، سه یادداشت درج شده است: «دربارة مجموعه مقالات خلیل ملکی»/ کاوه بیات؛ «اوراقی زرد شده اما فروزنده از گذشتة نگذشته»؛ «مقالات ملکی در واپسین ماه‌های دولت ملّی»/ مجید رهبانی. «رفیق توفیق: نمونه‌ای شیوا از نثر اداری و سیاسی دورة صفویه» از علی قیصری در ادامه آمده است که به بررسی کتاب رفیق توفیق/ تصحیح رسول جعفریان اختصاص دارد. «سیمای ادوارد براون» از مرتضی هاشمی‌پور نقدی است بر کتاب ادوارد براون و ایران/ حسن جوادی. «گم‌گشته در زمان» عنوان نقد کاوه بیات است بر کتاب در اعماق زمان: زندگی‌نامة سیاسی فیروزمیرزا فیروز (نصرت‌الدوله)/ الهام ملک‌زاده. حمید نامجو در مقالة «روایتی مستند از برپاداشتن جهنم» کتاب انور...
ادامه خواندن

ایرانی بودن را زندگی می کنم


گفت وگو با فرزاد اديبي حوریه اسماعیل زاده فرزاد اديبي گرافيست است، در خلوت خود تار مي نوازد و خطي خوش دارد و در يک کلمه «هنرمند». اما رشتهي اصلي فعاليت او گرافيک است. رشته اي از هنر که به نوعي وارداتي محسوب مي شود. اما اديبي در اين هنر هم با پايبندي بر حفظ موتيف ها و المان هاي ايراني سبکي نو ابداع کرده. با او درباره ي نوستالژي در هنرهاي تجسمي گفت و گو کرديم. گذشتهگرايي يا نوستالژي افراطي به عنوان يک ويژگي فرهنگي در مردم ايران قرن هاست که همواره وجود داشته، آيا اين نوستالژي در عرصه ي هنر هم به همان شدتي که در بين مردم وجود دارد، ديده مي شود؟ بله و گاهي شديدتر از آن چيزي که بين مردم هست. ميدانيم که ذوق عمومي هميشه به سمت و سويي ميل دارد که يا نياز فطري مردم است و يا حاصل مجامع سياست گذاري و...
ادامه خواندن

شنيدن رنگ ديدن صوت و سکوت!


درباره مسعود عربشاهى محمدشمخانى مسعود عربشاهى از پيشگامان نقاشى مدرن ايران است.  وی یکی از نقاشان پیشرو و از شاخص‌ترین هنرمندان مفهومی ایران است . بلندقامت است و ايستاده. دستانش از كار و كار و آفرينش خبر می‌دهد و بيش از هر چيزى سكوت می‌کند. پشت اين سكوت ـ خوب اگر بشنويم ـ صداى سال‌ها تجربه و تلاش خوابيده است........ • مسعود عربشاهى متولد ۱۹ شهريور ۱۳۲۴ • نخستين نمايشگاه آثار در انجمن فرهنگى ايران و هنر ۱۳۴۱ • فارغ‌التحصیل دانشكده هنرهاى تزئينى در مقطع فوق‌لیسانس ۱۳۴۶ • دريافت جايزه اول نمايشگاه بین‌المللی مناكو ـ فرانسه و نمايشگاه روز مادر ۱۳۵۳ • همكارى در تأسيس «گروه آزاد نقاشان و مجسمه‌سازان » ۱۳۵۳  • چاپ كتاب « اوستا از ديدگاه هنر نو» ۱۳۵۷  • شركت در ده‌ها نمايشگاه شخصى و گروهى و بى ينال‌هاى داخلى و خارجى •  برگزارى نمايشگاه پيشگامان هنر نوگراى ايران در موزه هنرهاى معاصر تهران ۱۳۸۰ ۱۹...
ادامه خواندن

درباره احمد اسفنديارى زندگى در زمينه آبى


ژيان مجيدى استاد احمد اسفندیاری می‌گوید: «من زنده نقاشيم. برويد به اتاق كارم تا ببينيد اين روزها هم مشغول كار تازه‌ام هستم.» سراسر خانه پر از تابلوهاى سال‌های دور و نزديك است. اسفنديارى از نسل اول نقاشان مدرن ايران محسوب می‌شود. او از معدود هنرمندان ایرانی است که نامش در فرهنگ لاروس آمده است.............. ۱۳۰۱- تولد در تهران ـ دروازه شميران ـ تحصيل در دبيرستان تجارت تهران ۱۳۱۸- ورود به دانشكده هنرهاى زيبا ۱۳۲۳- پايان تحصيلات ۱۳۲۴- دبيرى نقاشى در مدارس تهران ـ شركت در نخستين بى ينال نقاشى ايران ۱۳۲۷- استخدام در موزه علوم طبيعى براى طراحى نقش‌های گياهى ـ اشتغال به كار در اداره هنرهاى زيبا ـ همكارى با دانشسراى عالى هنر ـ تدريس در دبیرستان‌های تهران ۱۳۵۵- بازنشستگى در را كه می‌گشاید، با موجى از زندگى و شور روبرو می‌شوی. در هشتادودوسالگی با چشمانى ساده و صميمى نگاهت می‌کند و به رويت لبخند می‌زند. پیرمرد کوچکی است...
ادامه خواندن

نگاهی به نمایشگاه ابیات مجسمه کاری از موسی عامری پور



  مردن برای زندگی هنرمند درون جامعه ای زندگی می کنند که دارای ساختار اجتماعی معینی است و بنابراین از آنها تاثیر می پذیردبنابراین همه کنش های نوآورانه فردی یک هنرمند (خلاقیت هنری)که منجر به تولید اثر هنری می شود،از ترکیب پیچیده ای از عوامل تعیین کننده و شرایط ساختاری متعدد ناشی می شود.بنابراین فعالیت های عملی و آفرینشگری انسان ها با ساختارهای اجتماعی دارای ارتباط متقابل هستند. نخستین تلاش ها برای مرتبط ساختن آفرینش «آثار هنری» به عوامل اجتماعی،در واقع آثار هنری را،نه صرفا به زمینه های آشکار اجتماعی،بلکه بیشتر به آن زمینه های فرهنگی ربط داده اند که در بسترآنها پدید آمده اند،و به قول ویکو: فرهنگ مانند روح یک جامعه است،روح حیات بخش آن،و هنر یک جامعه بیانگر آن روح است. هنرمندی که در جامعه زندگی می کند و با دغدغه های روزمره اجتماع درگیر است.و آنها را از نزدیک لمس می کند.هنگام تولید اثر هنری تمامی...
ادامه خواندن

درباره بيوك احمرى؛ قامت ناساز بى اندام!


محمد شمخانى «بيوك احمرى» از جمله هنرمندانى است كه شناسنامه ندارد! يعنى اگر هم داشت، اين همه را نمی‌شد در آن نوشت و داد دستش، كه اينجا و آنجا رو كند. هزارچهره دارد اين هنرمند و پشت هیچ‌کدام گم نشده است. گويى از دستش هيچ نمی‌آید، كه این‌همه دستانش را قايم می‌کند و خيره می‌شود. هرچه هست اما در چشمانش پيداست و پيداست كه خوب می‌بیند و خوب می‌خواند و خوب به خاطرمی‌سپارد....... بیوک احمریمتولد ۱۲۹۹ شمسی در تبریز طراح گرافیک و نقاشی ایرانی است. او پدر گرافیک تجاری ایران محسوب می‌شود.او در ۵ آبان ۱۳۸۷ درگذشت. فعالیت‌های هنری ۱۳۲۳ اولین چاپ سیلک‌اسکرین در ایران توسط او. ۱۳۲۴ اولین آتلیه گروهی با نام اسرام. ۱۳۲۷ ازدواج. ۱۳۲۸ استخدام در وزارت کشاورزی به‌عنوان نقاش آزمایشگاه. ۱۳۲۹ همکاری با نشریات ازجمله سپید و سیاه و طراحی و نقاشی مطالب آن. همکاری با نشریات طنز و کاریکاتور با نام مستعار شیوا و فرزین....
ادامه خواندن

درباره احمد فيناستيان


ميراث ضربه‌های قلم ژيان مجيدى احمد فيناستيان خوش‌رو و خندان از اصفهان عزيزش می‌گوید. پدرش عطار بوده است و برادران بزرگش قلم‌زن. كسى به هنرهاى دستى به‌عنوان هنر نمی‌نگریسته است و هنرها هم فن بوده‌اند تا پسرك كوچك بخشى از مخارج زندگى را تقبل كند. حرفه‌ای ياد بگيرد تا در آينده بتواند با آن زندگى كند. حتى در قديم هم هنرمند را اوستا می‌گفته‌اند. مردى كه مهارت و توانايى در رشته‌ای داشته و به سادگى می‌زیسته است........ متولد: ۱۳۱۶ اصفهان - عزيمت به تهران: ۱۳۳۴ - استخدام در وزارت فرهنگ و هنر: ۱۳۴۵ - بازنشسته: ۱۳۷۹ - كتاب در دست چاپ: از آموزش به تخصص در فن قلم‌زنی - نمایشگاه‌های داخلى: نمايشگاه قرآن، نمايشگاه صنایع‌دستی اصفهان، بابل، تهران و… - نمایشگاه‌های خارجى: اسپانيا، كلمبيا، اكراين، انگلستان، مراكش، اسپانيا - نشان درجه‌یک هنر: ۱۳۷۹ احمد فيناستيان از پيشكسوتان هنر سنتى قلم‌زنی و دارنده نشان درجه يك هنر است. نقش‌ها را پى...
ادامه خواندن

درباره حسين محجوبى


  میله‌های چوبى زندان! محمد شمخانی پارك ساعى اگر نگوييم بهترين، بزرگ‌ترین تابلويى است كه «حسين محجوبى» تا به سن ۷۴سالگى، به كمك خدا آفریده است و همين هميشه و همواره ما را ياد تابلوهاى مينياتورى او می‌اندازد.محجوبى تقريباً تمام دنيا را گشته است و از آن همه، سبزی‌هایش را به خاطر سپرده و در تابلوهايش پياده كرده است........ متولد ۱۳۰۹ لاهيجان فارغ‌التحصیل رشته نقاشى از دانشكده هنرهاى تزئينى دانشگاه تهران ۱۳۳۸ برگزارى ۳۸نمايشگاه انفرادى نقاشى در گالرى صبا، بورگز، سيروس (پارس)، سن پل (استكهلم)، انجمن فرهنگى فرانسه، بنگستون (استكهلم)، موزه هنرهاى معاصر تهران و... شركت در بسيارى از نمایشگاه‌های گروهى در كشور و خارج از كشور خلق آثارى در زمينه معمارى، پارك سازى و فضاى سبز مثل پارك ساعى تهران و... تأسيس گالرى «آشيان نقش و مهر» كسانى كه توى اين شهر شلوغ سراغى از فضاهاى سبز گرفته باشند و از آنجا سرى به پارك ساعى زده باشند، تابلوهاى...
ادامه خواندن

سوژه هنرمند و زن


فاطمه خضری داشتن درک درستی از "هنر" و "هنرمند" مطمئنا" بی ارتباط به شناختن کسانی که تا به امروز توانسته اند این مفاهیم را برای خود و آثارشان به ثبت برسانند، نیست. سال 1970 را نقطه ی تحول روابط بین هنر و زنان می دانند. در این سال عملگرایی سیاسی هنر معاصر، نقد تاریخی فلسفه و هنر هم رنگ اجتماعی به خودش گرفت. نقطه ی تحول روابط بین زن و هنر نمودی از به چالش کشیدن مفاهیم ساختار یافته ی «هنر و هنرمند» نیز می تواند باشد: چرا یک رومیزی گل دوزی شده برای میز ناهار خوری نمی تواند همانند یک تابلوی نقاشی که یک اثر خلاقانه و هنرمندانه به شمار می آید، پذیرفته شود...؟ درست است که هنر و هنرمند در رابطه با واژگانی همچون خلاقیت، یکتایی و نبوغ تعریف شده اند، اما پذیرفته شدن یک اثر هنری را در جامعه می توان این گونه بیان کرد: «این تماشاگران...
ادامه خواندن

درباره صادق تبريزى از حسرت و وحشت!


محمد شمخانى هيچ تفريحى بالاتر از كار نيست و هيچ لذتى برتر از پايان يك اثر، زيبايى اين لحظه قابل توصيف نيست. بايد نقاش باشى تا بدانى كه چه می‌گویم. شوهر خواهرم دلش می‌سوخت كه در گرماى تابستان، عرق‌ریزان نقاشى می‌کنم، چون حاصل كارم او را خوشحال نمی‌کرد، برمی‌گشت و به من می‌گفت: نمی‌گویم نقاشى نكن، اما به فكر يك شغل هم باش.....   صادق تبريزى متولد سوم اسفند ۱۳۱۷ ابداع سبك نقاشى خط (اداره هنرهاى زيبا) ۱۳۳۸ تشكيل نخستين نمايشگاه كلوپ فرانسه ۱۳۴۰ شركت در نمایشگاه جهانى سراميك و اخذ گواهينامه چك و اسلواكى ۱۳۴۱ مشاركت در تأسیس تالار ايران (قندريز) ۱۳۴۳ فارغ‌التحصیل دانشكده هنرهاى تزئينى كارشناسى ارشد ۱۳۴۶ اشتغال به كار در وزارت كشور تا سال ۱۳۵۰ تشكيل نمايشگاه انفرادى در پاريس و استكهلم ۱۳۵۱ فروش يك اثر به موزه حنان در چین ۱۳۷۶ شركت در آرت اكسپو ملبورن، سنگاپور، سيدنى، بولونيا، بال سوئيس و... برگزارى چندين نمايشگاه انفرادى در ايران و...
ادامه خواندن

پیر بوردیو، مانه: یک انقلاب نمادین(19)


برگردان ناصر فکوهی یکی از این تقسیم‌ها، امروز هنوز وجود دارد(اگر نگاهی به تقسیم کار میان تاریخ‌شناسان بیاندازیم، می‌بینیم که هر اندازه موضوع کار آنها در گذشته‌ای دورتر قرارداشته باشد، موقعیت اشرافی‌تری دارند. حتی اینجا در کلژدوفرانس، تاریخ‌دانی که بر قرون وسطی کار می‌کند، موقعیت بالاتری در سلسله مراتب تاریخ‌دانان دارد تا استادی که بر تاریخ معاصر مطالعه می کند. این یک امر تجربی است و حقیقتی ذاتی ندارد، اما از لحاظ اجتماعی حقیقی است). ما با نوعی مرز میان امر گذشته، امر اشرافی، امر دوردست، سنت نگارین، و امر حال روبرو هستیم؛ بنابراین با نوعی موقعیت تلسکوپی سروکار داریم که خواسته مانه بوده است – به این موضوع برخواهم گشت – موقعیتی که مانه از آن درباره گذشته و حال استفاده می‌کند. معاصر بودن اثر سبب می‌شود که نوعی برخورد با استنادهای مربوط به تصویرپردازی سنتی به وجود بیاید. و از همینجا پرسشی وسواس‌گونه در نزد منتقدان ظاهر می‌شود:...
ادامه خواندن

كسي كه مثل هيچ كس نيست نگاهي به سينماي ژان-‌پي‌ير ملويل


اميرحسين سيادت 1-‌ در صحنه‌اي از «غرامتِ مضاعفِ» بيلي وايلدر، بارتون كيز طي يك تك‌گوييِ نسبتاً طولاني مي‌كوشد رئيس خود را در شركت بيمه مُجاب كند كه ايده‌ي خودكشي كردن‌ آقاي ديتريكستون مشكوك است و بهتر است آنها پيش از پرداختن‌بيمه‌ي عمر به همسر او -فيليس- همه‌ي جوانب را به دقت بسنجند. بهترين سندي كه كارمند سِمج و تحليلگرِ بيمه براي راضي كردن‌ مافوق‌اش در اختيار دارد آمار و ارقامِ مربوط به خودكشي‌ست. ظاهراً در مستنداتِ آماري‌اي كه كيز آنها را تورق كرده انواع خودكشي‌رده‌بندي و منعكس شده‌اما حتي يك مورد گزارش مبني بر اينكه كسي از طريق پريدن از انتهاي قطار خودش را كشته باشد وجود ندارد. اگر بسياري از داستان‌هاي كارآگاهي از استدلال‌ها و پيش‌فرض‌هاي مشابه آكنده‌اند به اين خاطر است كه هم بوروكراسي‌ مدرن و هم اين گونه‌ي داستاني عميقاً به علم آمار وابسته‌اند. رجوع موشكافانه‌ي كيز به آمار، كه مستقيم در ارتباط با بيمه و معضلاتش...
ادامه خواندن

پیر بوردیو:مانه: یک انقلاب نمادین(14)


تصویر: بهار، 1882، اثر مانه برگردان ناصر فکوهی بنابراین ما با یک تخطی زیبایی‌شناختی و یک تخطی جنسی سروکار داریم. مانه گویی از این کار لذت می‌برد که از همه شاخص‌های ِ بارز یک موضع پایین‌دستی از نقطه نظر زیبایی‌شناسی استفاده کند (صحنه‌های روزمره، منظره،  پرتره‌های باسمه‌ای)  و همچنین  نقطه نظری زُمُخت یا  بالقوه زُمُخت. بهررو آن‌چه  خوانش امروزی می‌تواند دریافت کند، تقابل میان بالا و پایین در معنای اجتماعی این‌ها و تقابل میان مذکر و مونث است. در نهایت، آن‌چه [بیش از همه] رسوابرانگیز به شمار می‌آید  ملاقات میان  جوانان کلژ‌ها– واژه ای که در آن دوره دائما به کار می‌رفت – یا دانشجویان از یک سو و  «زنان بدکاره»  یعنی زنان طبقات پایین جامعه و «بدنام» که خطری برای  تولید‌مثل زیستی جامعه به شمار می‌آمدند (بیماری‌های مقاربتی) و یا  بازتولید اجتماعی (فرودست‌همسری) از سوی دیگر بود. این زنان، «بی شرم و حیا» دانسته می‌شدند – در نزد مانه...
ادامه خواندن

مانه: یک انقلاب نمادین (13)

خواننده خیابانی اثر مانه در سال 1862
تصویر: نقاشی مانه با عنوان «خواننده خیابانی» (1862) پیر بوردیو- برگردان ناصر فکوهی پیوند میان سلسه‌مراتب‌ها انقلاب  نمادین دیگری که می‌توانیم به آن بیاندیشیم، ماه مه 68 است، و از این نقطه‌نظر  قابل اعتنا است که در آن ما یک مکاشفه  محافظه‌کارانه می‌بینیم که به یک حقیقت عمیق جامعه‌شناسانه رسیده است؛  یعنی به این نکته که میان همه سلسه‌مراتب‌ها یک پیوند و حلقه وصلت وجود دارد:  کسی که به یکی از این سلسله‌مراتب‌ها دست‌درازی کند، این کار را با همه سلسله‌مراتب‌های دیگر نیز می‌کند (و یا می‌تواند بکند). و این هراس وجود دارد که هنرمندانی که  سلسله‌مراتب ِ میان امر‌معاصر و  امر‌قدیمی را زیرورو می‌کنند، بتوانند دست به چنین کاری میان [سلسله‌مراتب] میان بورژواها و مردم [فرودست] نیز بزنند و غیره. باید توجه داشت که استراتژی مانه کاملا ناخودآگاهانه نیست:  او واقعا قصد تحریک کردن دارد- مانه که جمهوریخواه  و بسیار  به چپ گرایش داشت،  پرتره هانری روشفور  (1881) را...
ادامه خواندن

پاره های معماری (30)، دانیل شارل: معماری و موسیقی(2)

معماری و موسیقی
برگردان ناصر فکوهی موقعیت مساله: انطباق ِهنر‌ها در دنیایی باستان که سرشار و آکنده از اسطوره‌ها بود، روابط میان معماری و موسیقی در قالبی تمثیلی به بیان در می‌آمد؛ و فلسفه در اغلب موارد تمایل بدان داشت که درباره این تمثیل‌ها تامل کند. داستان آمفیون را می شناسیم: پسر آنتیوپ  و ژوپیتر دیوار‌های شهر تِب  را با نواختن چنگ [رومی] ساخت؛ هر یک از سنگ‌ها در هماهنگی با آوا‌ها در جای خود قرار می‌گرفتند. و  جمله معروف فلوطن از همین جا می‌آید که می‌گفت: وقتی از بنایی، سنگ‌هایش را کنار بگذاریم، معمار است که باقی خواهد ماند. اما اتیین سوریو(در سال 1947 در کتاب خود «انطباق ِ هنرها» (این پرسش را مطرح می‌کرد: «چگونه می‌توان سنگ‌ها و همه چیز‌هایی که به آن‌ها مربوط می‌شود، را کنار گذاشت، و بنا را حفظ کرد؟ یعنی چیزی را نگه‌داشت؟ تنها روش، آن است که  صدا را در برابر سنگ قرار دهیم[...]؛ یعنی به...
ادامه خواندن