ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

اسطوره و موقعیت، گذشته و اکنون




    اسطوره و موقعیت، گذشته و اکنون نگاهی به برساختِ اجتماعیِ اسطوره از خلال فرهنگ‌های موسیقاییِ شمال خراسان این مقاله می‌کوشد با تکیه بر تحقیقات میدانیِ متمرکز بر موسیقی شمال خراسان و در  کانون آنها، مقاله‌ی "مفهوم «عاشق» در فرهنگ موسیقایی شمال خراسان." از استیفِن بِلام، (پانوشت 1) و نیز مشاهده‌ی شخصی به تبیین مفهومی بپردازد که از آن تحتِ عنوانِ تعالیِ گذشته/ ترافرازاندنِ گذشته (Transcendence of Past) یاد می‌کند. همان‌طور که در انتهای مقاله شرح داده می‌شود، سازوکاری را ”تعالیِ گذشته“ اطلاق خواهیم کرد که گذشته را (به‌عنوانِ بخشی از زمان) به قلمرویی فراتر از دسترسیِ پرسش‌گری منتقل می‌کند (ترافرازاندن) و از قبَلِ آن اسطوره می‌سازد. تماس‌ها و تمایزها در اواخر اردیبهشت 1382 این بخت را پیدا کردم تا گروهی از نوازندگانِ خراسانی را برای برگزاری بخشی از یک جشنواره‌ی تنبور در ساری همراهی کنم (پانوشت 2). جشنواره در واقع بر عمده‌ترین کارگان‌های لوتِ دسته بلندِ دو وتره،...
ادامه خواندن

هنر و رقص


مقدمه: انسان در وراي اين همه هياهو و جنجال به دنبال چيست؟ در نهان به دنبال آرامش است ولي در عمل چيز ديگري را از او مي بينيم . آيا آرامش را در بازاربورس و مراكز تجاري يا خريد و... ميتوان يافت؟ بايد چيزي باشد كه بتواند حتي براي لحظه اي كوتاه احساس لذتي لمس شدني را در ما ايجاد كند؛ هر كسي بنا به تعلقات و علايق خود ميتواند تعريفي از اين عامل داشته باشد ولي در صورت ريشه يابي ميبينيم همه به يك چيز ختم ميشوند و آن هنر است. اسكار وايلد دركتاب "از اعماق" مي نويسد : ((...ارسطو اعلام داشته كه همه ي هنرها وسيله اي براي تسكين آشوبهاي رواني هستند و سبب آرامش يا كاتارسيس ميشوند )) . واژه ی Art در زبان انگلیسی هم به معناي هنر و هم به معناي فن و ابزارسازي است در حاليكه در فارسي واژه ي هنر نمي تواند اين...
ادامه خواندن

درباره دكتر داريوش کاظم‌زاده صميمى


بهتر از بی‌قانونی! پرداختن به مباحث ساختارى يكى از اصول مهم در ساخت‌وسازهای كلان شهرى است كه نياز به كارشناسانى كلان نگر نيز دارد. يكى از معدود آشنايان به اين رشته دكتر «داريوش کاظم‌زاده صميمى» است . او حالا خود را نه‌تنها يك شهرساز، كه يك انسان گرفتار در چنبره معضلات شهرى چون تهران می‌داند و می‌شمارد...  -متولد۱۳۱۶خرمشهر   -فوق‌لیسانس معمارى از دانشكده هنرهاى زيبا دانشگاه تهران، ۱۳۴۳  -اولين دكتراى شهرسازى از دانشكده هنرهاى زيبا دانشگاه تهران، ۱۳۴۸  -كارشناس شهرسازى دفتر فنى وزارت كشور از ۱۳۴۳ تا ۱۳۵۳   -تهيه انواع طرح‌های هادى شهرى براى شهرهاى يزد، كرمان، سارى، خوانسار و…  -عضو هیئت‌علمی مؤسسه تحقيقات و برنامه‌ریزی علمى و آموزشى (وابسته به وزارت علوم) از سال ۱۳۵۳ تا ۱۳۶۰   -عضويت در گروه كالبدى وزارت علوم و آموزش عالى تا سال ۱۳۷۱ سال بازنشستگى  -تهيه ضوابط و معيارهاى ساختمان‌های آموزش عالى و…  -دو سال عضو هیئت ژورى رشته معمارى دانشگاه...
ادامه خواندن

از پشت شیشه‌ها...


درباره رکن‌الدین خسروى از سال۱۳۵۴ با گروه تئاتر دانشگاه صنعتى كار می‌کرد و اغلب سراغ  متن‌های «برشت» می‌رفت و همه این‌ها باعث شد كه شب اجرا نيروهاى پليس به داخل سالن دانشكده هنرهاى دراماتيك بريزند. «رکن‌الدین خسروى» توى حياط ايستاده بود. اصلاً وارد سالن نشد. دورتادور حياط دانشگاه را نيروهاى پليس گرفته بودند… - متولد۱۳۰۸ در تهران  -درگذشت ۲۶ دی ۱۳۹۵ - ۱۳۲۷: اخذ مدرك ديپلم ادبيات از كالج البرز - ۱۳۲۸: ورود به دانشكده حقوق - ۱۳۲۹: انصراف از دانشكده حقوق و ادامه تحصيل در دانشكده ادبيات -  ۱۳۳۴: شركت در کلاس‌های تئاتر پروفسور «ديويدسن» در انجمن ايران و آمريكا -  ۱۳۳۵: شركت در دوره آموزشى دكتر «محمدى فروغ» -  ۱۳۳۶: همكارى با دكتر «فروغ» در تأسيس اداره هنرهاى دراماتيك -  ۱۳۳۷: كارگردانى و اجراى نمايش «جايى كه صليب گذاشته شد» در اداره هنرهاى دراماتيك و ضبط تلويزيونى اين نمايش -  كارگردانى و اجراى نمایش‌های «سايه دره» نوشته «ويليام...
ادامه خواندن

درباره عليرضا اسپهبد (ترجمان فاجعه!)


اين واقعيتى ترديدناپذير است كه تاكنون از ميان نقاشان مدرن و معاصر ايران هیچ‌کس نتوانسته به اندازه «عليرضا اسپهبد»، اقبال و اجماع جامعه روشنفكرى و در كنار آن توده مردم ايران را به دست بياورد. اين از حجم گسترده داستان‌ها و شعرها و یادداشت‌هایی كه در طول سى سال گذشته به اين هنرمند حاذق و حساس تقديم شده است، كاملاً آشكار است... - متولد ۲۲ آذر ۱۳۳۰ ـ تهران - درگذشت ۵ اسفند ۱۳۸۵ - فارغ‌التحصیل هنرستان هنرهاى زيبا پسران ۱۳۵۰ - فارغ‌التحصیل رشته گرافيك از دانشكده هنرهاى تزئينى تهران ۱۳۵۴ - فوق‌لیسانس هنر از دانشگاه «گلد اسميت» لندن ۱۳۵۷ - شركت در چندين نمايشگاه گروهى و برگزارى اولين نمايشگاه انفرادى تا سال ۱۳۵۴ - شركت در دو دوره نمايشگاه سالانه بال سوئيس ۵۶ـ۱۳۵۵ - برگزارى نمايشگاه انفرادى در گالرى «بدفوردهاوس» لندن ۱۳۵۶ - برگزارى نمايشگاه انفرادى در دانشگاه لندن ۱۳۵۷ - برگزارى دو نمايشگاه انفرادى در گالرى گلستان و...
ادامه خواندن

روایت‌هایی کوتاه از زندگی، آدم‌ها و ...


فرّخ امیرفریار آن‌چنان‌که بودیم؛ مجموعه یادداشت‌های لیلی گلستان. لیلی گلستان. تهران: حرفة هنرمند، 1397. 335 ص. مصوّر. 280000 ریال. خانم لیلی گلستان حدود 5 دهه است که آثار ادبی و هنری را به فارسی ترجمه می‌کند و سه دهه است که گالری هنرهای تجسّمی دارد. امّا او علاوه بر این‌ها در نوشتن هم‌کوشا بوده است. اغلب نوشته‌های او کوتاه و برخی بسیار کوتاه‌اند و در مطبوعات مختلف طی سال‌ها درج شده‌اند. کوتاهی نوشته‌ها و پراکندگی‌شان باعث شده این جنبه از کار او برای شماری از خوانندگان چندان شناخته شده نباشد. تعدادی از یادداشت‌ها و نوشته‌های او در کتاب حاضر جمع و عرضه شده است. این نوشته‌ها دربارة مضمون‌های مختلفی است: افراد خانواده، دوستان، مشاهیر ادب و هنر، مسائل اجتماعی، فرهنگی و هنری و وقایع روزمره. در این یادداشت‌ها خصوصیّات شخصیّتی خانم گلستان کاملاً آشکاراست: صراحت، جسارت، گزیده‌گویی و پرهیز از تعارف. عمدة یادداشت‌ها سبکی شتابکار دارند و خالی از حشو...
ادامه خواندن

چاق و لاغر کتاب


احمد اخوت «زندگی کوتاه است، هنر بلند.» جملة پیشانی‌نوشت نقل‌قولی است از بقراط (377-460 ق. م) پزشک نامدار یونان باستان. فردی متعلق به دوران قبل از میلاد. اکنون این سخن او به این تغییر پیدا کرده است: «زندگی کوتاه است، هنر از آن کوتاه‌تر». جمله‌ای که نمی‌دانیم سخن کیست و درواقع حرف یک نفر نیست و شاید چون در میان افراد جمهوری ادبیات زبانزد است معلوم نیست چه کس اول‌بار آن را گفته است. جمله‌های قصار هم تغییر می‌کنند.  سخن از کوتاه و بلند، چاق و لاغر، کُلُفت و نازکِ محصولات هنری، به طور مشخص کتاب، به میان است. به این موضوع سال‌ها پیش برخوردم. روزی دوستی به من گفت: «اون مصاحبة ژرژ سیمنون، تو کتاب کار نویسنده، عجب گفت‌وگویی بود، واقعاً حظّ کردم. بخصوص اونجا که از قول بعضی از منتقدان می‌گه: دیگه وقتش رسیده که سیمنون رمانی بلند بنویسه، کتابی با بیست، سی شخصیت.» دوستم ساکت شد. من...
ادامه خواندن

«برخورد نزدیک !»


  هانیه کرمیان   نادیده گرفتن،کنار گذاشتن،دور بودن و خود خواسته نزدیک نشدن و دستِ کم گرفتن...این ها دقیقاً همان تفکر و نگرشی است که مرا، از فعالیت های هنری و فضاهای اجتماعی-فرهنگی شهرم،با وجود علاقه به این حوزه،دور نگه داشته بود.گاهی ناخواسته و بدون اینکه متوجه باشیم،در همان مسیری قرار می گیریم که نسبت به آن منتقد و معترضیم.همان مسیری که باعث می شود فعالیت ها،تلاش ها،رشد کردن ها و شدن ها در فضا و جغرافیایی کوچک و بی زرق و برق،آن چنان که باید درک و شناخته نشود. قرار بود در یک مجتمع فرهنگی و هنری در شهرستان رفسنجان،نمایشی توسط صدرالدین زاهد به روی پرده برود؛افسانه ببر داریو فو.... در ابتدا برای کمی آشنایی با این مجموعه و سازوکارهای آن باید به یکسری مشخصه ها اشاره کنم.سه دهه است که از ساخت مجموعه ی «افصح هجری» می گذرد.در این مجتمع گروه ها،مؤسسات،انجمن ها و مراکز فرهنگی مختلفی در...
ادامه خواندن

همچون نسيم صبا


درباره بيژن ترقى بيژن ترقى، تنها يكى از چهار ترانه‌سرای بزرگ «عصر گل‌ها» نيست، تنها يك شاعر رمانتيك و حساس نيست، و در راهى كه رفته، نه فقط رمانتيك است و نه تنهاست. اشعار اجتماعى او در چند سال گذشته، به ويژه آن‌ها كه تک‌وتوک در «كلك» قديم و «بخارا»ى جديد چاپ شده، سخن از حساسيت او و رقت قلب او در برابر رنج انسان‌ها دارد... - ترانه‌سرا و شاعر - متولد ۱۲ اسفند ۱۳۰۸ تهران ـ همكارى با راديو از سال ۱۳۳۵ ـ در بسيارى از برنامه‌های گل‌های راديو، ترانه‌های بيژن ترقى با صداى خوانندگان بنام آن دوران پخش شده و جزئی از خاطره چند نسل از اهالى و دوستداران موسيقى شده است. - ترقی فعالیت ادبی خود را با استادانی چون ملک‌الشعرای بهار، امیری فیروزکوهی، نیما یوشیج و شهریار آغاز کرده بود و با هنرمندان و آهنگسازان نامی روزگار خود چون ابوالحسن صبا، رضا محجوبی، علی تجویدی، داریوش...
ادامه خواندن

تأملی مختصر بر فیلم بلید رانر 1982، و نسبت هنر با فلسفه


  هر دو فیلم بلید رانر 1982 و بلید رانر 2049 در ژانر نئونوآر قرار می گیرند. و هر دو ترسیمگر گونه ای پادآرمانشهر هستند. پادآرمانشهرها بیانگر آینده ی محتوم بشر هستند؛ بشری که با اعمالش، در زمین چیزی جز ویرانی و نابودی باقی نمی گذارد. و این هر دو فیلم به دلیل تأکید شدید بر چنین مضمونی، دارای فضاسازی تماماً منطبق با فیلم های نوآر، سیاه و سرد و دلگیر هستند؛ با پیامی واضح که اینهمه ویرانی بر اثر حاکمیت ماشین بر زندگی آدمی ایجاد می شود. در فیلم اوّل (بلید رانر 1982)، داستان با تصمیم مأمور برای از بین بردن شش رپیکنت آغاز می شود. رپیکنت ها ربات های آدم نما هستند؛ که طبق قانون مصوب مدتهاست که تصمیم گرفته شده اینان نباید در کره ی زمین باقی بمانند و زندگی کنند؛ و به همین علت، همه شان از زمین رفته اند به سیارات دیگر؛ و مطابق همان...
ادامه خواندن

درباره مهين اسكويى


بازى در صحنه گل‌آلود دختر پانزده‌ساله‌ای كه در دبيرستان نوباوگان تهران آن زمان درس می‌خواند و مسؤولين مدرسه، به خاطر زیبایی‌اش يا شايد به دليل داشتن خانواده‌ای هنرمند، هميشه نقشى در نمايش جشن پايان سال، براى او در نظر می‌گرفتند، وقتى روى يكى از صندلی‌های رديف جلوى تالار فرهنگَ نشسته و محو تماشاى خاله‌اش «بانو روح‌بخش» بود كه روى سن، كنسرت می‌داد، اصلاً فكرش را هم نمی‌کرد كه زمانى در راه هنر، بايد با يك هواپيماى جنگى از «نى ژنينوگوردو»، شهر ماكسيم كورگى، خودش را به مسكو برساند... کارگردان، مدرس تئاتر، مترجم آثار نمایشی و یکی از بنیان‌گذاران تئاتر آناهیتا ۱۳۰۹:  تولد در محله منيريه تهران ۱۳۲۴:  شروع بازيگرى تجربى همراه با مصطفى اسكويى و شاگردى زنده‌یاد«عبدالحسين نوشين» در تئاتر فرهنگ ۱۳۲۵:  بازيگرى در نمایش‌های «روسپى بزرگوار» اثر «ژان پل سارتر» و «سه دزد» ۱۳۲۶:  بازى در نمایش‌های «مستنطق»، «ولپن»، «سرگذشت» و «توپاز» ۱۳۲۷:  بازى در نمايش «پرنده آبى» و...
ادامه خواندن

زاده مهر بی‌پایان


درباره فوزيه مجد زندگى فوزيه مجد دو وجه شاخص و مشخص دارد: هنرى و عرفانى، اين دو هیچ‌وقت از هم جدا نبوده‌اند و هميشه در كنار هم حضور داشته‌اند، با اين تفاوت كه «مجد موسيقيدان» تا چهار دهه اول اين حيات زمينى، بارز بود و مجد مجذوب خلوت‌نشین، سيطره يافته در دهه‌های بعدى اين زندگى و هزاره‌های آنى حيات آينده اوست كه از قيد سال و ماه و تقويم رهاست... ـ متولد ۶تير،۱۳۱۷ تهران، آهنگساز و پژوهشگر و مؤلف ـ آشنايى با موسيقى و يادگيرى پيانو از كودكى ـ تحصيلات موسيقى در انگلستان (مدرسه مورتن هال) و فرانسه (دوره عالى نزد ناديا بولانژه)؛ از ۱۳۳۱ تا ۱۳۴۲؛ در آهنگسازى و نوازندگى پيانو (همچنين آشنايى با نوازندگى ويولونسل) ـ اقامت در ايران (به تشويق فريدون رهنما) و ساخت اولين آثار؛ ۱۳۵۰ـ۱۳۴۲ ـ آغاز سفرهاى پژوهشى به خراسان و سيستان و بلوچستان (۱۳۵۱) و انتشار «نفيرنامه» ـ اجراى آثار اركسترى او در...
ادامه خواندن

تحول تهران و تحول عکاسی


  مبنای پژوهشی فیلم تهران در عکس   روبرت صافاریان    تهران در عکس فیلمی است از مجموعه “تهران در هنرها” که در سال 1386 به سفارش “سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران” و “موسسه تصویر شهر” توسط هفت مستندساز ساخته شد. از همان ابتدا که ساخت یکی از قسمت‌های این مجموعه به من پیشنهاد شد، بدون دودلی تصویر تهران در عکاسی را انتخاب کردم، به این سبب که از یک سو عکاسی کرده بودم و عکاسی از شهر (و نه تنها تهران) برایم جالب بود و از سوی دیگر از اینکه تا صحبت عکس‌های تهران می‌شود، فوری با یک نگاه رمانتیک و نوستالژیک (و ساده‌انگارانه) تنها به یاد عکس‌های تهران قدیم می‌افتیم، ناراضی بودم و فکر کردم می‌توانم در فیلمی که می‌سازم به این موضوع نیز بپردازم. به هر رو، وقتی پروژه و ساخت فیلم تهران در عکس توسط من قطعی شد، بعد از تامل و تحقیق اجمالی به این...
ادامه خواندن

الکساندر ترونه


معمار فضاسازی­ مجازی از شهرهای واقعی الکساندر ترونه یکی از بزرگترین نوابغ دنیای سینماست. هر فضای طراحی شده توسط او، در نخستین لحظه ظاهر شدن روی پرده، کاملا قابل تشخیص است. حضور او در هر فیلم به معنای یک طراحی ماندگار و امضایی پررنگ در کنار اثر بود که حتی در آثار فیلمسازان صاحب سبکی چون بیلی وایلدر و اورسون ولز نیز کمرنگ­تر از امضای کارگردان به­نظر نمی­آمد. در آثار ترونه می­توان مانند یک نقاشی کوبیست (که ترونه بدون شک تحت تاثیر آن بوده) تمام زوایا و ابعاد یک فضا را در لایه­هایی انباشته به روی پرده دوبعدی دید. طرح­های او تابلوهای جان­داری بودند که توامان از نبوغ یک نقاش در کنار هم گذاشتن رنگ­ها و ترکیبات و نبوغ یک معمار در خلق حجم­ها و فضاها برخوردار بودند. پس از مارسل کارنه (کارگردان) و ژاک پره­ور (سناریست)، ترونه مهم­ترین چهره سینمای رئالیست شاعرانه فرانسه نیز محسوب می­شد. فیلمهای او بین...
ادامه خواندن

معمار طلایی عصر هالیوود


  سدریک گیبونز برگردان: کتایون یوسفی در میان تمامی هنرمندانی که در طول عصر طلایی سینما دکورهایی را برای فیلم­ها آفریدند، سدریک گیبونز سرشناس ­ترین چهره بود. وی در مقام سرپرست واحد طراحی استودیوی متروگلدوین مایر، استانداردهای هنری هالیوود را چنان بالا برد که تماشاگران را بسرعت مجذوب تمایز بصری فیلم­های مترو کرده و در عین حال تحسین منتقدان را برانگیخت. به این ترتیب وی گامی مهم در جهت همه فهم کردن اندیشه­ های معمارانه برداشت. خود مجسمه­ اسکار برجسته ­ترین دستاورد اوست که در 1928 طراحی کرد. فیلم­های گیبونز از نظر ژانر، سبک و مضمون بسیار متنوع بودند؛ از درام های معاصر و فیلم­هایی در دوره­های گوناگون تاریخی گرفته تا موزیکال و فیلم­های جنگی. اما با وجود کارنامه­ پربارش، اهمیت وی بیشتر بخاطر وارد کردن طراحی مدرن به هالیوود بود که نمونه آن را در درام­هایی همچون گراند هتل (1932) و زنان (1939) می ­توان دید. سال­های اولیه­ فعالیت...
ادامه خواندن

پیکار با زمان: در هنر سینما


  سینما الگویی از عالم واقع ارائه می­دهد. زمان در زمره­ ی مهم­ترین خصائل جهان واقعی است. سینما پیش از آغاز هر نوع عمل خلاقانه ای، نظام بسیار محکم و بی ­انعطافی را در بکارگیری زمان اختیار کرده و بر کارگردان تحمیل می­کند. بریدن از این معادل­ها و هم بازماندن در حدود و حصور سینما، امکان پذیر نیست. کارگردان باید با آنها پیکار کرده، و با استفاده از منابع و امکانات خود سینما شکستشان دهد. در تمامی هنر­هایی که دید و نشانه­ های تصویری را بکار می­گیرند، تنها یک زمان هنری ممکن وجود دارد و آن، زمان حال است؛ لیخاچف در تعریف ماهیت این پدیده در ارتباط با تئاتر می­نویسد: اصولا زمان حال تئاتری چیست؟ این زمان، زمان حال اجرای نمایش در برابر تماشاگران، احیاء زمان رویدادها، شخصیتها و فراتر از آن، چنان رستاخیزی است که تماشاگران باید فراموش کنند که ناظر گذشته هستند. در همین آفرینش توهم راستین زمان...
ادامه خواندن

ملودی ملال در موسیقی متن زندگی


فلسفه ملال. لارس اسوِندسن. ترجمه افشین خاکباز. چ3. تهران: فرهنگ نشر نو، 1396. 224ص. 180000 ریال. پس از دو کتابِ کار و فلسفه ترس، فلسفه ملال سومین اثری است که از لارس اسوِندسن، استاد فلسفه دانشگاه برگن نروژ، خوانده‌ام. گویا تا امروز فقط همین سه کتاب او به فارسی ترجمه شده و با استقبال خوبی هم همراه بوده است. سبک و سیاق اسوندسن در این متن مشابه دو نوشته دیگر است، که با طرح پرسش‌های هستی‌شناختی درباره یکی از مفاهیم بنیادین زندگی، مخاطب را به تفکر و بازاندیشی در آن زمینه دعوت می‌کند. او در پیشگفتار از دو انگیزه شخصی و آکادمیک برای نگارش این اثر سخن می‌گوید. نخست آنکه خودش در برهه‌ای از زندگی - پس از فراغت از تحصیل در مقطع دکتری – گرفتار ملالی عمیق می‌شود و می‌کوشد با واکاوی این تجربه به بینشی تازه دست یابد. بعد از آن نیز با مرگ یکی از دوستانش به...
ادامه خواندن

کتاب «هنر چگونه می‌تواند زندگی شما را دگرگون کند»، نشر نظر


  هنر چگونه می‌تواند  زندگی شما را دگرگون ‌کند/آلن دوباتن، جان آرمسترانگ ؛ ترجمه گلی امامی. نشر نظر هنر به چه کار می‌آید؟ جهان مدرن برای هنر اهمیت بسیاری قائل است، به‌اهمیت مفهوم زندگی. شاهد این دیدگاهِ متعالی را می‌توان در افتتاح موزه‌های جدید، اختصاص منابع مالی دولت‌ها در جهت تولید و عرضه‌ی هنر، شوق سردمداران و حامیان هنر برای دستیابی بیشتر به آثار هنری (به‌خصوص به نفع کودکان و اقلیت‌ها)، اعتلای رشته‌های هنری دانشگاه‌ها و قدردانی از بازار هنرِ تجاری، مشاهده کرد. با وجود این ، برخورد ما با هنر همیشه به آن خوبی که باید باشد نیست. احتمال دارد از موزه‌ای معروف و خوشنام خارج شویم و احساس سرخوردگی، حتی شگفتی و عدم‌رضایت کنیم و از خود بپرسیم چرا آن تجربه‌ی تکان‌دهنده‌ای که انتظارش را داشتیم رخ نداد. طبیعی است که خود را سرزنش کنیم و گمان بریم که مشکل احتمالاً ناشی از بی‌دانشی و نداشتن احساس در...
ادامه خواندن

مسئلۀ هنر: گریز از واقعیت یا نقد آن؟


وحید میره‌بیگی، در نشریۀ «چشم‌انداز ایران» مقاله‌ای با عنوان «واقعیتی که به فرارفتن از واقعیت فرا می خواند؛ درباره ی علی اشرف درویشیان و آثارش» نوشته است. در اینجا من در راستای نقدی که بر این مقاله خواهم داشت، بحثی در مورد رسالتِ هنر مطرح می‌کنم. ابتدا باید گفت که مقالۀ خوب و قابل تأملی است. همچنین، قلم و نگارش جذاب نویسنده هم به ارزش مقاله افزوده است. با وجود این، لازم می‌دانم نکاتی را دربارۀ این مقاله بیان کنم. نخست اینکه، مقاله می‌توانست بسط بیشتری یابد و به دو شکل ارائه شود؛ یا بخش اول و دوم مقاله با توجه به عنوانِ مقاله، می‌بایست مقدمه‌ای بر نقد و بررسی درویشیان می‌بود؛ که در این صورت، بخش نقدِ درویشیان باید بسط بیشتری می‌یافت و توجه بیشتری به آن می‌شد و یا اینکه بر خود بحث فلسفی در بخش نخست، یعنی نسبت انسان با واقعیت و تخیل، تاکید می‌شد و مصداق...
ادامه خواندن

نگفتن برای کامل گفتن


تحليل ژان دوشه  در جلسه ‌ ي نمايش فيلم «باد مارا خواهد برد»  در سينماتک فرانسه در سال 2012 يافتن مسير الهامِ کيارستمي در اين فيلم ساده است. تمام کنش فيلم به سادگي با رفتن و ديدن تهران و ديدن دنياي امروزي آن روشن مي ‌ شود؛ گزارشي که نشان ‌ گر رسوم کهن در دل ايران قديمي است؛ از ايراني که بود آن هم در پايان قرن بيست! تمامي رسوم. چه چيزي از اين رسوم باقي ‌ مانده است؟ مثل نمونه ‌ هايي از برنامه ‌ هاي تلويزيوني که از  واقعيت تهيه مي ‌ شوند صحبت از زنانيست که صورتشان را چنگ مي ‌ اندازند و رسومي گروتسک و مضحک از اين دست مطرح مي ‌ شود؛ نبش قبر استخوان ‌ هاي ادبي و تاريخي کشور با نگاهي به امروز ايران. مسلم است که ما نمي ‌ توانيم در غرب چنين فيلم ‌ هايي بسازيم اما در شرقِ ميانه,...
ادامه خواندن