ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

درسگفتارهای کلژدوفرانس، مانه: یک انقلاب نمادین(38)


تصویر: پل دولاروش پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی   رویکرد تفسیری من در بخشی از صحبت‌های قبلی‌ام به نسبت‌های طلایی در یک نقاشی از جمعیت اشاره کردم که نمی‌توان آنها را با ماشین حساب به دست آورد: ابزار محاسبه ما باید در چشمهایمان باشد و تعداد آنها را در چشم‌هایمان داشته باشیم. در یک کلام ما از زبان مفهوم به زبان طرح‌واره خلاق می‌رسیم، طرح‌واره شکل‌دهنده، قدرتی که شکل را به وجود می‌آورد. بنابراین دیگر از چیزها و مسئله‌ها صحبت نمی‌کنیم، بلکه حرفمان بر سرکاری است که باید «انجام بگیرد». یک نقاش که نقاشی می‌کند در برابر کاری «برای انجام دادن» قرار گرفته است. برای آنکه به موضوع قبلی یعنی «پای اسب» در نقاشی ولاسکز برگردم، باید بگویم ولاسکز بوده که از پای اسبی که کشیده خوشش نیامده است، زیرا او برای دیدن این «پا» دارای یک طرح‌واره خاص بوده که برایش تعیین می‌کرد چه کاری باید «انجام بدهد». (من...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژدوفرانس، درباره دولت(22)


  پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی دولت و جامعه‌شناس باید از خود بپرسیم: جامعه‌شناس چگونه می‌تواند ابزارهای محسوسی را بیابد تا بتواند از نسبی‌کردن [مسائل] پرهیز کند؟ او چگونه می‌تواند نقطه‌نظری تولید کند که در رابطه با پیدایش نقطه‌نظری مدعی ِ غیر نسبی‌کردن، غیر‌نسبی باشد؟ چگونه جامعه‌شناس می‌تواند یک نظریه علمی تولید کند که مدعی بازشناسی جهانشمول فرایندی باشد؟ فرایندی که بنا بر آن همچنین، یک نهاد مدعی ِ بینش جهانشمول و توزیع درجه‌های مشروعیت‌یافته در بیان ادعای امر جهانشمول وجود داشته باشد؟ کرسی‌های کلژدوفرانس را هم دولت به وجود می‌آورد؛ دولت است که درجه‌های ادعا[در هر موردی] را توزیع می‌کند...مسئله درجه علمی‌بودن ِ علوم مختلف– چه علوم اجتماعی و چه علوم طبیعی – [اغلب] به صورت بسیار ساده‌لوحانه‌ای مطرح می‌شود. اما باید تلاش کرد در خطی که در اینجا مطرح می‌کنم موضوع را فرموله کرد. یک روش متعارف برای مطرح کردن مسئله دولت آن است که به دولت تعریفی...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژ دوفرانس، مانه: یک انقلاب نمادین(37)


پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی   نقد سنت آیکونوگرافیک بعد از همه این مقدمات که برای همان نامه‌ای بود که گفتم و وحشت از اینکه  (مشکلاتی که در آن مطرح شده) برای دیگران هم وجود داشته باشد، باید بگویم ما تا اندازه‌ای، میان بدیل‌هایی از دو سو گرفتار شده‌ایم: نظریه / کُنش، هوشمندی نظری / هوشمندی عملی. اگر ما چیزی به نام غرض‌مندی نداشتیم و تنها با قابلیت‌ها سروکار داشتیم، مانه  نمی‌توانست هیچ چیزهوشمندانه‌ای درباره کار خودش بگوید. اما آیا این بدان معنی است که او هیچ چیز به مثابه یک نقاش در آثارش هم نمی‌گفت؟ آیا می‌توان به این پرسش، پاسخی داد؟ در این حالت به نظر می‌رسد باید حق را به غر‌ض‌گرایانی بدهیم که می‌گویند: « به اثر نگاه کنیم. زیرا همه چیز درون اثر است. کافی است یک تحلیل درونی از اثر بکنیم». شکی در این امر نیست؛ اما اگر اثر می‌تواند این را در عمل بگوید،...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژ دوفرانس، درباره دولت(21)


پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی درباره دولت به دو معنای این واژه اشاره کردیم. به باور من دولت به مثابه مجموعه‌ای از کنشگران اجتماعی، به هم‌پیوسته و زیر سلطه یک حاکمیت ِ یکسان، خود، محصول مجموعه‌ای است از کنشگران مامور به اجرای حاکمیت و نه برعکس . هدف من آن است که این گزاره را بسنجم: شکل‌گیری نهادهای دیوان‌سالارانه خود‌مختار نسبت به خانواده، دین و اقتصاد، شرط ظاهر‌شدن چیزی است که ما دولت-ملت (دولت ملی) می‌نامیم و از خلال فرایندی انجام می‌گیرد که بنابرآن، این شکل‌گیری ِ تدریجی به انجام رسیده است. اما بپرسیم: این روایت حقوقی که عمدتا حاوی گروهی از واژگان و شیوه‌های سازمان‌یافتگی و غیره است، چگونه ساخته شده؟ برخی از کنشگران که دولت را ساخته‌اند و با ساختن آن، از خود نیز کنشگران دولت را ساخته‌اند، از آن رو این کار را کرده‌اند که قدرت دولت را به دست بگیرند. حال پرسش این است: چگونه باید...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژ دو فرانس ، مانه یک انقلاب نمادین (36)


پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی نقد ِ نقد ِ ژنتیک در این حالت، مسئله بر سر آن خواهد بود که ما فلسفه غرض‌مندی را به سود نوعی ساختار‌گرایی ژنتیک کنار بگذاریم: می‌گویم «ساختارگرایی» زیرا ما با ساختارهای عینی سروکار داریم – ساختارهای میدان که قابلیت‌هایشان تا حدی محصولشان است - و می گویم «ژنتیک» زیرا این قابلیت‌ها کسب شده‌اند و می‌توان [چگونگی] زایش فردی و جمعی آنها را بیان کرد. این ساختارگرایی ژنتیک کاملا در مقابل آنچه نقد ِ ژنتیک نامیده می‌شود، قرار می‌گیرد، نقدی که به نظر من یک سوء استفاده از زبان است. این یک جریان بسیار مهم در محافل ادبی بوده‌است و عجیب است که شخصیتی مثل ژرار ژنت از معناشناسی ِ بدون سوژه دفاع می‌کرد و جزو جریانی بود که من هفته گذشته به آن اشاره کردم (البته همراه با بارت و فوکو) یعنی جریانی که برایش، مولف دیگر وجود ندارد. نقدِ ژنتیک به گونه‌ای که...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژدوفرانس: درباره دولت(20)


  پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی ما باید میان دو مفهوم از دولت تمیز قائل شویم: یکی دولت به مثابه حکومت، خدمات عمومی، قوای عمومی؛ و دیگری، دولت به معنای مجموعه کسانی که این دولت زیر سلطه خود دارد. و میان این دو، باید از لحاظ درجه تمایز قائل شد. موریس هالبواکس از «کانون ارزش‌های فرهنگی» صحبت می‌کند که مردم کمابیش با آن فاصله دارند(1): ما می‌توانیم از مفهوم «کانون ارزش‌های دولتی» هم صحبت کنیم و یک شاخص نسبتا ساده از یک سلسله‌مراتب خطی بسازیم که فاصله‌ها تا کانون ارزش‌های دولتی را تعیین کند؛ مثلا براساس ظرفیتی که افراد برای دخالت کردن [در امور عمومی دارند] برای نمونه در باطل کردن جریمه‌ها و غیره، این فاصله‌ها را اندازه بگیریم. ما می‌توانیم یک شاخص انباشت‌شده هم داشته باشیم که کمابیش قابل اعتماد باشد: برای نمونه براساس نزدیکی نسبی به ماموران اجتماعی مختلف به نسبت این مرکز منابع ِ دولتی. همین‌طور می‌توانیم...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژدوفرانس: درباره دولت(19)


پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی   اطاعت باید به صحبت قبلی خود برگردم و نکته‌ای را تصحیح و تکمیل کنم؛ نکته‌ای هست که باید در آن انعطاف بیشتری داشت، باید کمی تردیدها و دودلی‌های خودم را کم کنم. در این صورت به گمانم بتوانیم بحثمان را ادامه دهیم. فقط می‌خواستم تمثیلی را که به کار بردم در ذهنتان باشد تا بتوانید آن را در این بحث تعمیم بدهید. به نظرم در این تمثیل، یک طرف را باید کمیسیون رسمی گرفت که گفتمانی خاص تولید می‌کند. اقتدار این گفتمان از یک سو بر پایه استنادش به مسئولان رسمی است و از سوی دیگر رفتار دهقانان قبایلی که با پذیرش و انجام یک ازدواج در چارچوب مقررات، به نوعی تبعیت خود از این مقررات را نشان می‌دهند. آنها بدین ترتیب منافع امر‌رسمی را به دست می‌آورند. این منافع به نظر من در همه جوامع نصیب کُنش‌هایی می‌شوند که جامعه آنها را در...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژدوفرانس، مانه: یک انقلاب نمادین (34)


پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی نظریه موقعیت‌ها و انحراف مدرّسی تبیین یک نظریه موقعیت‌ها، کار مشکلی است، زیرا برای آن نیاز به موقعیت‌هایی وجود دارد که تنها از خلال افرادی قابل به دست آوردن است که خود در جایگاه تبیین نظریه هستند. و به صورت متناقض‌نمایی ما نظریه‌ای درباره این نظریه نداریم؛ نظریه‌ای درباره این موقعیت نظری وجود ندارد. به صورتی که در پشت همه آنچه مدرسّان می‌نویسند نوعی شمارش‌گر جهانشمول وجود دارد که وابسته‌ای از آنچه آنها می‌گویند، اما نمی‌شناسند، و این را تنها می‌گویند تا نقطه نظر مدرّس را گفته باشند. نقطه نظر آنکس که به کتابخانه ملی رود، که از چنین قدرتی برخوردار است، کسی در «مدرسه» (اسکوله) مستقر است. آنچه من موقعیت مدرّسی می‌نامم بی‌شک سخت‌ترین چیز برای به عینیت در‌آوردن است؛ زیرا خود من هستم که باید آن را به عینیت در بیاورم و برای آنکه بتوانم این کار را بکنم باید از موقعیت‌های مدرّسی...
ادامه خواندن
ویژه

درسگفتارهای کلژدوفرانس، مانه: یک انقلاب نمادین (34)، پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی


اصطلاح «افکار جاافتاده» (پیش‌داوری‌ها) از فلوبر وام گرفته شده، اما در علوم اجتماعی بر خلاف سنت ادبی که بر آنها تاکید می کند، وظیفه ما تحلیل کردن، پشت سرگذاشتن و تخریب این گونه افکار است. برای نمونه، موضوعی که از آن صحبت می کنیم به گرد خود برج و باروهایی زیادی از افکار جاافتاده دارد که به آنها اشاره کردم. موزه اورسه، تاریخ این موزه، همه مسائلی که به آن مربوط می‌شوند، همچون قلعه سختی هستند که افکار جا‌افتاده‌ای به گرد این تابلو [نهار روی چمن] کشیده شده باشد، به گونه‌ای که دیگر خود تابلو را تماشا نکنیم. آنچه ساده نیست اینکه ما هرگز نمی‌توانیم کاملا مطمئن باشیم که افکار جاافتاده را پشت سرگذاشته‌ایم. این تجربه‌ای است که من صدها بار داشته‌ام: ما یک فکر جاافتاده را پشت سر می‌گذاریم و از خودمان راضی هستیم، اما بلافاصله فکر جاافتاده دیگری از راه می رسد و ما را درون تله خود...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژدوفرانس، مانه: یک انقلاب نمادین(33)


پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی ما در اینجا ممکن است با یک قابلیت ثابت سروکار داشته باشیم - توجه کنیم که اگر علوم اجتماعی ممکن شده است دلیلش آن بوده که ما قابلیت‌های ثابت اما انعطاف‌پذیر داشته‌ایم زیرا [مفاهیم] ما، یک بار برای همیشه تعّیین پیدا نمی‌کنند. با وجود این، ما در محدود‌ه‌ای مشخص به صورت ثابت عمل می‌کنیم و این کار را با تکیه بر برخی از [مفاهیم] ثابت انجام می‌دهیم که بر اساس آنها می‌توان عملکردها را درک کرد بدون آنکه وارد فرضیه مخرّب ِ غرض‌مندی مطلق شد. من می‌توانم از مثال امضاء استفاده کنم: وقتی ما وارد تالار یک موزه می‌شویم و بلافاصله مثلا یک تابلوی کاندینسکی را تشخیص می‌دهیم - و این خود جزو لذت‌های هنری است - این کار را بر اساس تشخیص گروهی از عوامل ثابت می‌توانیم انجام بدهیم، بر اساس گروهی از تفاوت‌های آثار او با سایر آثار، مجموعه‌ای از شبکه‌ها، یک نظام...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژدوفرانس، مانه: یک انقلاب نمادین(32) / پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی


در کار علمی، ما دو گونه سرچشمه و منبع داریم (در این مورد می توانید به کارهای خودتان نگاه کنید). از یک طرف ما گونه‌ای از منبع داریم، مثل وقتی می‌گوییم: « موریس آگولون نشان داده است که نیم‌تنه ماریان...». این یک گزاره است که یک تاریخ‌دان آن را مطرح کرده است و زمان و مکان این منبع هم باید روشن باشد. اما وقتی شما از یک طرح‌واره تفسیری استفاده می‌کنید، مثلا از طرح‌واره برودلی اقتصاد جهانی و موضوع کار خود را بر اساس این طرح‌واره می سازید، آیا یادداشتی که بخواهید در آن سرچشمه و منبع خود را نشان دهید، همان جایگاه یادداشت قبلی را خواهد داشت؟ چنین یادداشتی اصولا ممکن است وجود نداشته باشد. ما در همه شاخه های علمی بخش بزرگی از کارهای پژوهشگران را داریم که نمی توان آنها را در قالب منابع مشخص قرار داد، چه از لحاظ شکل و چه از لحاظ محتوایی که...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژ دوفرانس، درباره دولت (16) پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی


در واقع با تحلیل مسائل با دقت بیشتر، به این نتیجه می‌رسیم که برخی از این ازدواج‌ها با همان تعریف رسمی [واقعا] وجود دارند و با سروصدای زیادی هم برگزار می‌شوند. این باور وجود دارد که چنین ازدواج‌هایی ضامن باروری در منطق اسطوره‌ای- مناسکی  ِ مفهوم حاصلخیز بودن و موجب سعادت کسانی هستند که آنها را انجام می‌دهند همچنان که  کل ِ گروه. اما با نگاهی بازهم نزدیکتر، متوجه می‌شویم که این ازدواج‌ها می‌توانند ظاهرا با ضوابط رسمی انطباق داشته ولی در همان حال دلایل آنها کاملا ریشه در مخالفت با همان ضوابط رسمی داشته باشند. به عبارت دیگر حتی همین سه درصد ازدواج که به صورت خالص با ضوابط انطباق دارند هم می‌توانند حاصل منافعی باشند کاملا متضاد با آن ضوابط. مثالی می‌آورم: خانواده‌ای را در نظر بگیرید که در آن دختری دارند کمی «مشکل‌دار» که  خواستگاری نمی‌یابد؛ در این صورت ممکن است یکی از پسرعموهایش خود را «فدا»...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژدوفرانس، مانه: یک انقلاب نمادین(31) / پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی


  نمونه نویسندگان در اینجا می‌خواهم اشاره‌ای کوتاه به نویسندگان بکنم. استنادی که می‌توانم به شما بدهم کتاب ژان-ماری لاکلاوتین و ژان لاهوگ است با عنوان:« با بیست حرف، بنویسیم و بخوانیم». این کتاب در سال 1998 به وسیله انتشارات شان والون به چاپ رسیده است. کتاب بسیار جالب توجهی است چون از یک طرف نویسنده‌ای بسیار متعارف که معادلی برای منتقدان مانه است، یعنی ژان ماری لاکلاوتین را می‌بینیم که درون ذهنش یک دُکسای امروزی درباره رمان وجود دارد (یعنی: چیست که یک رمان را رمان می‌کند) و از سوی دیگر ژان لاهوگ را، نویسنده‌ای که در حد مانه نیست، اما تا اندازه‌ای معادل اوست و شرایطی تقریبا تجربی را ایجاد می‌کند. در واقع، او به گالیمار – که همه می‌دانیم دیگر ناشری نیست که می‌شناختیم – رمانی پیشنهاد می‌کند که اگر بیست سال پیش بود، به سرعت آن را می‌پذیرفت. اما امروز دیگر آن را نمی‌فهمد. و گالیمار...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژ دو فرانس پیر بوردیو؛ مانه : یک انقلاب نمادین (29)


برگردان ناصر فکوهی در تابلوی «موسیقی در تویلری»(1962) ما گروهی از شخصیت‌ها را که شاپو سیلندر بر سر دارند می‌بینیم. خط ترسیم شده با کلاه‌ها تابلو را در جهت [افقی] بر اساس نقاط مبتنی بر «نسبت طلایی» [ریاضی] بُرش داده و یک درخت کمی خمیده هم هست که تابلو را باز هم بر اساس همین «نسبت طلایی» بُرش داده است. این مورد را کسی مطرح کرده و به سرعت این پرسش مطرح می‌شود: «آیا این موضوع خودآگاهانه بوده یا ناخودآگاهانه؟ آیا عمدی بوده یا غیرعمدی؟» به نظر من، نقاش بودن یعنی همین که بدون دانستن از پیش، نقاشی کرد، بدون آنکه ماشین حسابی به دست داشت. این یک مثال خیلی کوچک است اما اهمیت دارد زیرا چیزی است که می توان آن را سنجید، چیزی که در خودش نوعی امر ریاضی دارد. [...] بخشی از نقد سبک‌شناسانه و خودانگیخته‌ای که افراد در برابر یک تابلو از خود بروز می‌دهند در...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژ دو فرانس پیر بوردیو؛ مانه : یک انقلاب نمادین (27)


  برگردان ناصر فکوهی   نظریه قابلیتی  برای اندشیدن به این عملکرد بسیار خاص که عملکرد هنری است، من همواره به جمله‌ای از دورکیم استناد می‌دهم که بسیار زیباست و برای من بسیار روشنگر بوده است: «[به باور ما، باید نام هنر را صرفا به چیزی اختصاص داد که] عملکردی خالص است و بدون نظریه» (1) وقتی از هنر به مثابه یک عملکرد خالص بدون نظریه صحبت می‌شود، یعنی با امری سروکار داریم که نظریه خود را در خویش نهفته ندارد، یعنی اصل آن در یک نظریه نیست، درست برخلاف مثلا یک فن که امروز می توان آن را کاربردپذیر ساختن یک نظریه علمی دانست. هنر و عملکرد هنری، در میان تمام عملکردهای نخبه، همان مسائلی را پیش می‌نهد که هر عملکرد دیگری. به عبارت دیگر به نظر من می‌توان برای نمونه عملکرد مناسکی یک زن قبایلی را بر یک عملکرد هنری انطباق داد: هرچند در این دو مورد دقیقا...
ادامه خواندن

 درسگفتارهای کلژ دوفرانس، پیر بوردیو، درباره دولت (12)


برگردان ناصر فکوهی این مسئله به صورت صریح در نوشته‌های والری ژیسکار دستن آمده است، همانگونه که در نزد همه کسانی که اصلاحات را دنبال می کردند. در اخبار و در نوشته‌های مطبوعاتی ما با پیشگویی‌های قابل ملاحظه‌ای روبرو هستیم ، با ارائه مدل هایی برای  تغییر دادن مردم،  مدل‌های ریاضی و همه چیزهای دیگری که بتواند مردم را قانع کنند. در جوامع مدرن،  ریاضیات، به یکی از مهم‌ترین ابزارهای قانع کردن مردم تبدیل شده‌اند. این افراد اهدافی سیاسی دارند که بر یک فلسفه استوار است: تعلق به نظم اجتماعی از خلال  باور آوردن به مالکیت می‌گذرد و اگر بتوانیم بخش چپ فضای اجتماعی را نسبت به نظم حاکم وفادار کنیم، تغییری اساسی در جامعه رخ خواهد داد. برای درک برخی از دگرگونی‌ها در دنیای سیاسی فرانسه، همان اندازه لازم است سیاست‌های مسکن را بشناسیم که  گفتمان شخصیت‌هایی مثل ژان دانیل (نوول ابزرواتور) و  گفتمان حزب کمونیست را که خود...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژ دو فرانس پیر بوردیو؛ مانه : یک انقلاب نمادین (26)


برگردان ناصر فکوهی آنچه بسیار جالب توجه است، اینکه مونه چون تصور می‌کرد با این نقاشی مانه را به چالش می‌کشد، اصولا کار مانه را نفهمیده است. یکی از مشکلات مونه آن بود که در آن زمان [افراد] اسامی را با یکدیگر اشتباه می‌گرفتند. و این در حالی است که یکی از قوانین میدان هنری آن است که باید برای خود نامی خاص به دست آورد. به عبارت دیگر، به دلیل یک صدا در یک نام، می‌توان از تاریخ حذف شد... نامه معروفی از زولا هست درباره مقاله‌ای که برای یک مجله در سن‌پترزبورگ نوشته بود که در آن روزنامه‌نگاران نام‌های مانه و مونه را با هم اشتباه گرفته بودند؛ این نامه تا حد زیادی برای مانه سبب گلایه بود و این موضوع تعجب همه را برانگیخته بود. زولا به سرعت اعتراض کرده و گفته بود که مترجم روس نام مونه و مانه را اشتباه گرفته است. او در نامه‌ای...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژدو فرانس: درباره دولت (11)


    پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی   در میان نظریه‌های  نومارکسیستی ِ دولت، نظریه‌ای که هیرش ِ آلمانی، مطرح کرده بر آن است که دولت مکان مباررزه طبقات است و نباید آن را به سادگی  ابزار ِ هژمونی  طبقه  حاکم به حساب آورد(1). درون دولت، کُنشگرانی هستند که بیشتر در سویه لیبرال  قرار می‌گیرند و دیگرانی که در سویه دولتی جای دارند. و این چالش بزرگی را ایجاد می‌کند. حال اگر این را به زبان  تقسیم سیاسی  دربیاوریم در یک سویه، سوسیالیست‌ها را خواهیم داشت و در سویه دیگر، لیبرال‌ها را.  به نظر من برای آنکه بتوانیم این توزیع  نیروها را درک کنیم،  باید به تاریخ  کالبدهای هر یک از این‌ها  و منافعی که هر یک از آنها  دربدنه های مربوط به خودشان ( مثلا مهندسان فنی و  بازرسان مالی) در این یا آن سیاست  دنبال می‌کنند، استناد کنیم. برای درک اینکه یک کالبد فنی چرا به دنبال یک...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژ دو فرانس: بوردیو: مانه : یک انقلاب نمادین (25)


برگردان ناصر  فکوهی   تصویر: پرتره مانه اثر Charles Auguste Émile Durand   و در این تقاطع کولیوار ِغریب است که ما رودررویی میان عشق ناب و عشق خریداری شده، میان عشق ناب به هنر و عشق خریداری شده به هنر و در عین حال تمایز میان آنها را مییابیم. شاید در چنین نقطهای، با گسستی شدید، بنیادین و از لحاظ تاریخی قدرتمند هم روبرو باشیم که هنوز هم وجود دارد و میان پول و هنر مطرح میشود و به آن میرسیم و بر اساسش مثلا میگوییم: «این یک فیلم تجاری است». این پدیدهای است که نمیخواهم بگویم در این دوران ابداع شده، اما در این دوران تبلور یافته و نباید آن را فراتاریخی دانست. این تابلوی مانه به نوعی، ساختارهای دریافت در جهان اجتماعی را دست میاندازد. گستاخی ِ زیباییشناسانه صوری که به آن اشاره کردم در این تابلو با نوعی گستاخی اخلاقی همراه میشود. من تلاش کردم از آنچه بیش...
ادامه خواندن

پیر بوردیو، درسگفتارهای کلژ دو فرانس (1989-1992)، درباره دولت (10)


برگردان ناصر فکوهی حال، مسئله بر سرآن است که بدانیم این مجموعه بزرگ‌بر اساس چه اصولی عمل می‌کند: آیا ما از یک طرف دولت را داریم و از طرف دیگر انجمن‌های محلی را؟ مردم اینگونه فکر می‌کنند. در نوعی جامعه‌شناسی خودانگیخته که در ذهن همه مدیران عالیرتبه وجود دارد، همیشه یک مرکزیت وجود دارد و یک موقعیت محلی.ما در اینجا یکی از مقولات اصلی در نوعی جامعه‌شناسی را می‌یابیم : مرکز/ پیرامون... به همین راحتی با یک رده‌بندی ساده‌سازی‌ها انجام می‌گیرند.مرکز، یعنی دولت، این بینشی است که آنها نسبت به خود دارند، یعنی آنها به منافع عمومی می‌اندیشند؛ و این در برابر مردم، که محلی و خاص در نظر گرفته می‌شوند: کسانی که همیشه مشکوکنند که نماینده نوعی لابی‌گری هستند، مثلا لابی ساکنان خانه‌های اجاره پایین دولتی. آنها افرادی هستند که هر کدام پیشینه‌ای دارند، مسیری که آنها در فضایی به حرکت در می‌آیند که من در حال ساختنش هستم،...
ادامه خواندن