ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

درسگفتارهای کلژدوفرانس، مانه: یک انقلاب نمادین(38)


تصویر: پل دولاروش پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی   رویکرد تفسیری من در بخشی از صحبت‌های قبلی‌ام به نسبت‌های طلایی در یک نقاشی از جمعیت اشاره کردم که نمی‌توان آنها را با ماشین حساب به دست آورد: ابزار محاسبه ما باید در چشمهایمان باشد و تعداد آنها را در چشم‌هایمان داشته باشیم. در یک کلام ما از زبان مفهوم به زبان طرح‌واره خلاق می‌رسیم، طرح‌واره شکل‌دهنده، قدرتی که شکل را به وجود می‌آورد. بنابراین دیگر از چیزها و مسئله‌ها صحبت نمی‌کنیم، بلکه حرفمان بر سرکاری است که باید «انجام بگیرد». یک نقاش که نقاشی می‌کند در برابر کاری «برای انجام دادن» قرار گرفته است. برای آنکه به موضوع قبلی یعنی «پای اسب» در نقاشی ولاسکز برگردم، باید بگویم ولاسکز بوده که از پای اسبی که کشیده خوشش نیامده است، زیرا او برای دیدن این «پا» دارای یک طرح‌واره خاص بوده که برایش تعیین می‌کرد چه کاری باید «انجام بدهد». (من...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژدوفرانس، درباره دولت(22)


  پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی دولت و جامعه‌شناس باید از خود بپرسیم: جامعه‌شناس چگونه می‌تواند ابزارهای محسوسی را بیابد تا بتواند از نسبی‌کردن [مسائل] پرهیز کند؟ او چگونه می‌تواند نقطه‌نظری تولید کند که در رابطه با پیدایش نقطه‌نظری مدعی ِ غیر نسبی‌کردن، غیر‌نسبی باشد؟ چگونه جامعه‌شناس می‌تواند یک نظریه علمی تولید کند که مدعی بازشناسی جهانشمول فرایندی باشد؟ فرایندی که بنا بر آن همچنین، یک نهاد مدعی ِ بینش جهانشمول و توزیع درجه‌های مشروعیت‌یافته در بیان ادعای امر جهانشمول وجود داشته باشد؟ کرسی‌های کلژدوفرانس را هم دولت به وجود می‌آورد؛ دولت است که درجه‌های ادعا[در هر موردی] را توزیع می‌کند...مسئله درجه علمی‌بودن ِ علوم مختلف– چه علوم اجتماعی و چه علوم طبیعی – [اغلب] به صورت بسیار ساده‌لوحانه‌ای مطرح می‌شود. اما باید تلاش کرد در خطی که در اینجا مطرح می‌کنم موضوع را فرموله کرد. یک روش متعارف برای مطرح کردن مسئله دولت آن است که به دولت تعریفی...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژ دوفرانس، مانه: یک انقلاب نمادین(37)


پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی   نقد سنت آیکونوگرافیک بعد از همه این مقدمات که برای همان نامه‌ای بود که گفتم و وحشت از اینکه  (مشکلاتی که در آن مطرح شده) برای دیگران هم وجود داشته باشد، باید بگویم ما تا اندازه‌ای، میان بدیل‌هایی از دو سو گرفتار شده‌ایم: نظریه / کُنش، هوشمندی نظری / هوشمندی عملی. اگر ما چیزی به نام غرض‌مندی نداشتیم و تنها با قابلیت‌ها سروکار داشتیم، مانه  نمی‌توانست هیچ چیزهوشمندانه‌ای درباره کار خودش بگوید. اما آیا این بدان معنی است که او هیچ چیز به مثابه یک نقاش در آثارش هم نمی‌گفت؟ آیا می‌توان به این پرسش، پاسخی داد؟ در این حالت به نظر می‌رسد باید حق را به غر‌ض‌گرایانی بدهیم که می‌گویند: « به اثر نگاه کنیم. زیرا همه چیز درون اثر است. کافی است یک تحلیل درونی از اثر بکنیم». شکی در این امر نیست؛ اما اگر اثر می‌تواند این را در عمل بگوید،...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژ دوفرانس، درباره دولت(21)


پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی درباره دولت به دو معنای این واژه اشاره کردیم. به باور من دولت به مثابه مجموعه‌ای از کنشگران اجتماعی، به هم‌پیوسته و زیر سلطه یک حاکمیت ِ یکسان، خود، محصول مجموعه‌ای است از کنشگران مامور به اجرای حاکمیت و نه برعکس . هدف من آن است که این گزاره را بسنجم: شکل‌گیری نهادهای دیوان‌سالارانه خود‌مختار نسبت به خانواده، دین و اقتصاد، شرط ظاهر‌شدن چیزی است که ما دولت-ملت (دولت ملی) می‌نامیم و از خلال فرایندی انجام می‌گیرد که بنابرآن، این شکل‌گیری ِ تدریجی به انجام رسیده است. اما بپرسیم: این روایت حقوقی که عمدتا حاوی گروهی از واژگان و شیوه‌های سازمان‌یافتگی و غیره است، چگونه ساخته شده؟ برخی از کنشگران که دولت را ساخته‌اند و با ساختن آن، از خود نیز کنشگران دولت را ساخته‌اند، از آن رو این کار را کرده‌اند که قدرت دولت را به دست بگیرند. حال پرسش این است: چگونه باید...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژ دو فرانس ، مانه یک انقلاب نمادین (36)


پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی نقد ِ نقد ِ ژنتیک در این حالت، مسئله بر سر آن خواهد بود که ما فلسفه غرض‌مندی را به سود نوعی ساختار‌گرایی ژنتیک کنار بگذاریم: می‌گویم «ساختارگرایی» زیرا ما با ساختارهای عینی سروکار داریم – ساختارهای میدان که قابلیت‌هایشان تا حدی محصولشان است - و می گویم «ژنتیک» زیرا این قابلیت‌ها کسب شده‌اند و می‌توان [چگونگی] زایش فردی و جمعی آنها را بیان کرد. این ساختارگرایی ژنتیک کاملا در مقابل آنچه نقد ِ ژنتیک نامیده می‌شود، قرار می‌گیرد، نقدی که به نظر من یک سوء استفاده از زبان است. این یک جریان بسیار مهم در محافل ادبی بوده‌است و عجیب است که شخصیتی مثل ژرار ژنت از معناشناسی ِ بدون سوژه دفاع می‌کرد و جزو جریانی بود که من هفته گذشته به آن اشاره کردم (البته همراه با بارت و فوکو) یعنی جریانی که برایش، مولف دیگر وجود ندارد. نقدِ ژنتیک به گونه‌ای که...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژدوفرانس: درباره دولت(20)


  پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی ما باید میان دو مفهوم از دولت تمیز قائل شویم: یکی دولت به مثابه حکومت، خدمات عمومی، قوای عمومی؛ و دیگری، دولت به معنای مجموعه کسانی که این دولت زیر سلطه خود دارد. و میان این دو، باید از لحاظ درجه تمایز قائل شد. موریس هالبواکس از «کانون ارزش‌های فرهنگی» صحبت می‌کند که مردم کمابیش با آن فاصله دارند(1): ما می‌توانیم از مفهوم «کانون ارزش‌های دولتی» هم صحبت کنیم و یک شاخص نسبتا ساده از یک سلسله‌مراتب خطی بسازیم که فاصله‌ها تا کانون ارزش‌های دولتی را تعیین کند؛ مثلا براساس ظرفیتی که افراد برای دخالت کردن [در امور عمومی دارند] برای نمونه در باطل کردن جریمه‌ها و غیره، این فاصله‌ها را اندازه بگیریم. ما می‌توانیم یک شاخص انباشت‌شده هم داشته باشیم که کمابیش قابل اعتماد باشد: برای نمونه براساس نزدیکی نسبی به ماموران اجتماعی مختلف به نسبت این مرکز منابع ِ دولتی. همین‌طور می‌توانیم...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژدوفرانس : مانه: یک انقلاب نمادین(36)


پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی از من یک ماخذ‌شناسی خواسته شده است. من در میان کارهای خودم برای طراحی یادداشت‌های اولیه این تحلیل‌ها، می توانم به کتاب «طرحی از نظریه کنش» اشاره کنم که در سال 1973 انتشارات «دروز» آن را به چاپ رساند. این کتاب را من در واقع در سال‌های 1962- 1963 نوشته بودم، یعنی در دوره‌ای که هیچ کسی از چنین چیزهایی صحبت نمی‌کرد: همه کاملا در مفهوم ساختار و ساختارگرایی غرق شده بودند. بعد از آن، کتاب «حس عملی» بود که انتشارات «مینویی» در سال 1980 منتشر کرد. در آن کتاب من یک نظریه قابلیت‌گرا (موقعیت‌گرا) کنش، یک نظریه عملکرد را به مثابه عملکرد بسط داده بودم؛ یک نظریه نظریه را به مثابه [نظریه‌ای که] عملکرد نیست(این حرف‌هایم شاید به نوعی همان‌گویانه به نظر برسد اما اهمیت دارد). و بالاخره می‌توانم به «تاملات پاسکالی» اشاره کنم که انتشارات «سوی» همین اواخر [1997] منتشر کرده است و...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژدوفرانس: درباره دولت(19)


پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی   اطاعت باید به صحبت قبلی خود برگردم و نکته‌ای را تصحیح و تکمیل کنم؛ نکته‌ای هست که باید در آن انعطاف بیشتری داشت، باید کمی تردیدها و دودلی‌های خودم را کم کنم. در این صورت به گمانم بتوانیم بحثمان را ادامه دهیم. فقط می‌خواستم تمثیلی را که به کار بردم در ذهنتان باشد تا بتوانید آن را در این بحث تعمیم بدهید. به نظرم در این تمثیل، یک طرف را باید کمیسیون رسمی گرفت که گفتمانی خاص تولید می‌کند. اقتدار این گفتمان از یک سو بر پایه استنادش به مسئولان رسمی است و از سوی دیگر رفتار دهقانان قبایلی که با پذیرش و انجام یک ازدواج در چارچوب مقررات، به نوعی تبعیت خود از این مقررات را نشان می‌دهند. آنها بدین ترتیب منافع امر‌رسمی را به دست می‌آورند. این منافع به نظر من در همه جوامع نصیب کُنش‌هایی می‌شوند که جامعه آنها را در...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژدوفرانس، مانه: یک انقلاب نمادین (34)


پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی نظریه موقعیت‌ها و انحراف مدرّسی تبیین یک نظریه موقعیت‌ها، کار مشکلی است، زیرا برای آن نیاز به موقعیت‌هایی وجود دارد که تنها از خلال افرادی قابل به دست آوردن است که خود در جایگاه تبیین نظریه هستند. و به صورت متناقض‌نمایی ما نظریه‌ای درباره این نظریه نداریم؛ نظریه‌ای درباره این موقعیت نظری وجود ندارد. به صورتی که در پشت همه آنچه مدرسّان می‌نویسند نوعی شمارش‌گر جهانشمول وجود دارد که وابسته‌ای از آنچه آنها می‌گویند، اما نمی‌شناسند، و این را تنها می‌گویند تا نقطه نظر مدرّس را گفته باشند. نقطه نظر آنکس که به کتابخانه ملی رود، که از چنین قدرتی برخوردار است، کسی در «مدرسه» (اسکوله) مستقر است. آنچه من موقعیت مدرّسی می‌نامم بی‌شک سخت‌ترین چیز برای به عینیت در‌آوردن است؛ زیرا خود من هستم که باید آن را به عینیت در بیاورم و برای آنکه بتوانم این کار را بکنم باید از موقعیت‌های مدرّسی...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژ دوفرانس: درباره دولت(18)، پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی


این رویکرد دموکراتیک کاملا نادرست است و آنچه می‌خواستم نشان بدهم – و در درس پیشین به صورت ضمنی اشاره کردم – آن است که «دولت به مثابه مجموعه خدمات یک ملت» دولت به مثابه «مجموعه شهروندانی که با مرزهای مشخص » زندگی می کنند را به وجود می‌آورد. ما با یک زیر‌و‌رو شدن کامل علت و معلولی روبرو هستیم که خاص ِ منطق بت‌واره‌ای (فتشیستی) است؛ نوعی بت‌واره سازی از دولت به صورتی که گویی دولت – ملت، یعنی دولت به مثابه جمعیتی سازمان یافته، به صورت پیشینی وجود داشته، در حالی که تز من آن است که باید چگونگی پیدایش دولت را به آزمون بگذاریم و این کار را در دو سه سنت مختلف انجام دهیم، تز من، ایده‌ای معکوس است: یعنی ما تعدادی کُنشگر اجتماعی - از جمله حقوق‌دان‌ها - که نقش مهمی داشته ‌اند و به خصوص صاحبان این سرمایه منابع سازماندهندگی یعنی حقوق رومی را...
ادامه خواندن
ویژه

درسگفتارهای کلژدوفرانس، مانه: یک انقلاب نمادین (34)، پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی


اصطلاح «افکار جاافتاده» (پیش‌داوری‌ها) از فلوبر وام گرفته شده، اما در علوم اجتماعی بر خلاف سنت ادبی که بر آنها تاکید می کند، وظیفه ما تحلیل کردن، پشت سرگذاشتن و تخریب این گونه افکار است. برای نمونه، موضوعی که از آن صحبت می کنیم به گرد خود برج و باروهایی زیادی از افکار جاافتاده دارد که به آنها اشاره کردم. موزه اورسه، تاریخ این موزه، همه مسائلی که به آن مربوط می‌شوند، همچون قلعه سختی هستند که افکار جا‌افتاده‌ای به گرد این تابلو [نهار روی چمن] کشیده شده باشد، به گونه‌ای که دیگر خود تابلو را تماشا نکنیم. آنچه ساده نیست اینکه ما هرگز نمی‌توانیم کاملا مطمئن باشیم که افکار جاافتاده را پشت سرگذاشته‌ایم. این تجربه‌ای است که من صدها بار داشته‌ام: ما یک فکر جاافتاده را پشت سر می‌گذاریم و از خودمان راضی هستیم، اما بلافاصله فکر جاافتاده دیگری از راه می رسد و ما را درون تله خود...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژ دوفرانس : درباره دولت(17) پیر بوردیو


برگردان ناصر فکوهی سعی می‌کنم سریع به یک جمع‌بندی برسم. ما ظاهرا با چیزی بسیار پیش‌پا افتاده روبرو هستیم: رئیس جمهور ژیسکار دستن، یک کمیسیون تشکیل می‌دهد که در راس آن ریمون بار (نخست وزیر وقت) قرار می‌گیرد. این کمیسیون مسئول آن می‌شود که فرایند کمک به تامین مسکن را انجام داده و در نهایت یک گزارش مشاورتی به دولت ارائه دهد. مفهوم «مشاوره» در اینجا بسیار مهم است: مسئله آن است که سیاستی به تصویب برسد که در آن کمک به تامین مسکن به جای آنکه به سازندگان داده شود، به متقاضیان ارائه شود. این سیاست در خود نوعی عملکرد نمادین دارد که بسیار پیچیده بوده و در پی رسمی‌کردن یک فرایند است. در این فرایند، هدف، نمایشی‌کردن یک عمل سیاسی است که خود به دنبال آن است که عملکرد سیاسی ِ ایجاد ضوابطی اجباری را به کل جامعه تحمیل کند. مسئله، نمایشی‌کردن این گونه از نظم است که...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژدوفرانس، مانه: یک انقلاب نمادین(33)


پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی ما در اینجا ممکن است با یک قابلیت ثابت سروکار داشته باشیم - توجه کنیم که اگر علوم اجتماعی ممکن شده است دلیلش آن بوده که ما قابلیت‌های ثابت اما انعطاف‌پذیر داشته‌ایم زیرا [مفاهیم] ما، یک بار برای همیشه تعّیین پیدا نمی‌کنند. با وجود این، ما در محدود‌ه‌ای مشخص به صورت ثابت عمل می‌کنیم و این کار را با تکیه بر برخی از [مفاهیم] ثابت انجام می‌دهیم که بر اساس آنها می‌توان عملکردها را درک کرد بدون آنکه وارد فرضیه مخرّب ِ غرض‌مندی مطلق شد. من می‌توانم از مثال امضاء استفاده کنم: وقتی ما وارد تالار یک موزه می‌شویم و بلافاصله مثلا یک تابلوی کاندینسکی را تشخیص می‌دهیم - و این خود جزو لذت‌های هنری است - این کار را بر اساس تشخیص گروهی از عوامل ثابت می‌توانیم انجام بدهیم، بر اساس گروهی از تفاوت‌های آثار او با سایر آثار، مجموعه‌ای از شبکه‌ها، یک نظام...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژدوفرانس، مانه: یک انقلاب نمادین(32) / پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی


در کار علمی، ما دو گونه سرچشمه و منبع داریم (در این مورد می توانید به کارهای خودتان نگاه کنید). از یک طرف ما گونه‌ای از منبع داریم، مثل وقتی می‌گوییم: « موریس آگولون نشان داده است که نیم‌تنه ماریان...». این یک گزاره است که یک تاریخ‌دان آن را مطرح کرده است و زمان و مکان این منبع هم باید روشن باشد. اما وقتی شما از یک طرح‌واره تفسیری استفاده می‌کنید، مثلا از طرح‌واره برودلی اقتصاد جهانی و موضوع کار خود را بر اساس این طرح‌واره می سازید، آیا یادداشتی که بخواهید در آن سرچشمه و منبع خود را نشان دهید، همان جایگاه یادداشت قبلی را خواهد داشت؟ چنین یادداشتی اصولا ممکن است وجود نداشته باشد. ما در همه شاخه های علمی بخش بزرگی از کارهای پژوهشگران را داریم که نمی توان آنها را در قالب منابع مشخص قرار داد، چه از لحاظ شکل و چه از لحاظ محتوایی که...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژ دوفرانس، درباره دولت (16) پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی


در واقع با تحلیل مسائل با دقت بیشتر، به این نتیجه می‌رسیم که برخی از این ازدواج‌ها با همان تعریف رسمی [واقعا] وجود دارند و با سروصدای زیادی هم برگزار می‌شوند. این باور وجود دارد که چنین ازدواج‌هایی ضامن باروری در منطق اسطوره‌ای- مناسکی  ِ مفهوم حاصلخیز بودن و موجب سعادت کسانی هستند که آنها را انجام می‌دهند همچنان که  کل ِ گروه. اما با نگاهی بازهم نزدیکتر، متوجه می‌شویم که این ازدواج‌ها می‌توانند ظاهرا با ضوابط رسمی انطباق داشته ولی در همان حال دلایل آنها کاملا ریشه در مخالفت با همان ضوابط رسمی داشته باشند. به عبارت دیگر حتی همین سه درصد ازدواج که به صورت خالص با ضوابط انطباق دارند هم می‌توانند حاصل منافعی باشند کاملا متضاد با آن ضوابط. مثالی می‌آورم: خانواده‌ای را در نظر بگیرید که در آن دختری دارند کمی «مشکل‌دار» که  خواستگاری نمی‌یابد؛ در این صورت ممکن است یکی از پسرعموهایش خود را «فدا»...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژدوفرانس، مانه: یک انقلاب نمادین(31) / پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی


  نمونه نویسندگان در اینجا می‌خواهم اشاره‌ای کوتاه به نویسندگان بکنم. استنادی که می‌توانم به شما بدهم کتاب ژان-ماری لاکلاوتین و ژان لاهوگ است با عنوان:« با بیست حرف، بنویسیم و بخوانیم». این کتاب در سال 1998 به وسیله انتشارات شان والون به چاپ رسیده است. کتاب بسیار جالب توجهی است چون از یک طرف نویسنده‌ای بسیار متعارف که معادلی برای منتقدان مانه است، یعنی ژان ماری لاکلاوتین را می‌بینیم که درون ذهنش یک دُکسای امروزی درباره رمان وجود دارد (یعنی: چیست که یک رمان را رمان می‌کند) و از سوی دیگر ژان لاهوگ را، نویسنده‌ای که در حد مانه نیست، اما تا اندازه‌ای معادل اوست و شرایطی تقریبا تجربی را ایجاد می‌کند. در واقع، او به گالیمار – که همه می‌دانیم دیگر ناشری نیست که می‌شناختیم – رمانی پیشنهاد می‌کند که اگر بیست سال پیش بود، به سرعت آن را می‌پذیرفت. اما امروز دیگر آن را نمی‌فهمد. و گالیمار...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژ دو فرانس:مانه یک انقلاب نمادین(30)


پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی در واقع اگر خواسته باشیم از واژگان ماکس وبر استفاده کنیم، با یک فضای امکان‌های عینی (1) سروکار داریم که در آن برخی از کارها را می‌توان انجام داد و برخی را نه. این کارهای شدنی به هیچ عنوان به اغراض مربوط نمی‌شوند: تمثیلی که من برای فهم‌پذیر شدن این نکته به کار می‌برم وضعیت بازیگر تنیس است که بخواهد ضربه‌ای در جهت خلاف انتظار به توپ وارد کند‌: کاری هست که «باید انجام شود» اما تصمیم‌گیری در این مورد در یک ثانیه انجام بگیرد: مسئله آن نیست که بازیگر مقابل در یک جهت بدود و توپ را در جهت دیگر پرتاب کنیم؛ در اینجا کاری هست که «باید انجام شود» و این در حرکت بازیگر است اما این بدان معنا نیست که ما با یک حرکت خودکار و ابلهانه سروکار داشته باشیم؛ برعکس چنین حرکتی بسیار پیچیده است، بسیار سامان‌یافته است. کسانی هستند که...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژ دو فرانس پیر بوردیو؛ مانه : یک انقلاب نمادین (29)


برگردان ناصر فکوهی در تابلوی «موسیقی در تویلری»(1962) ما گروهی از شخصیت‌ها را که شاپو سیلندر بر سر دارند می‌بینیم. خط ترسیم شده با کلاه‌ها تابلو را در جهت [افقی] بر اساس نقاط مبتنی بر «نسبت طلایی» [ریاضی] بُرش داده و یک درخت کمی خمیده هم هست که تابلو را باز هم بر اساس همین «نسبت طلایی» بُرش داده است. این مورد را کسی مطرح کرده و به سرعت این پرسش مطرح می‌شود: «آیا این موضوع خودآگاهانه بوده یا ناخودآگاهانه؟ آیا عمدی بوده یا غیرعمدی؟» به نظر من، نقاش بودن یعنی همین که بدون دانستن از پیش، نقاشی کرد، بدون آنکه ماشین حسابی به دست داشت. این یک مثال خیلی کوچک است اما اهمیت دارد زیرا چیزی است که می توان آن را سنجید، چیزی که در خودش نوعی امر ریاضی دارد. [...] بخشی از نقد سبک‌شناسانه و خودانگیخته‌ای که افراد در برابر یک تابلو از خود بروز می‌دهند در...
ادامه خواندن

پیر بوردیو، درسگفتارهای کلژ دو فرانس (1989-1992)، درباره دولت (14)


برگردان ناصر فکوهی با وجود این، چنین روندی، برغم جنبه کاملا مشروع آن، ممکن است چیزی را نادیده بگیرد. کمیسیون یک ابداع سازمانی است – ما حتی می‌توانیم زمانی را که چنین ابداعی پیدا شده را مشخص کنیم. این ابداع همچون یک اختراع فناورانه است؛ اما از گونه‌ای کاملا خاص. دولت چنین ابداع‌هایی را می‌خواهد، یعنی ابداعی که از طریق آن بتوان انسان‌ها را کنار یکدیگر گذاشت و چنان سازماندهی کرد که کارهایی را انجام بدهند که در صورت سازمان یافته‌نبودن بدین شکل [حاضر] به انجامش نباشند. ما به صورت خود‌انگیخته وجود این نوع از فناوری را فراموش می‌کنیم. ما امروز مطالعات زیادی داریم که به تاثیرات ورود رایانه‌ها به محیط کار مربوط می‌شوند، اما اغلب فراموش می‌شود که بگویند چگونه ابداع چیزی مثل «بخشنامه» جهان دیوانسالارانه را دگرگون کرد؛ و یا در مرحله‌ای بسیار قدیمی‌تر چگونه همین جهان دیوانسالارانه با گذر از سنت شفاهی به حقوق کتبی، به کلی...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژ دو فرانس پیر بوردیو؛ مانه : یک انقلاب نمادین (28)


  برگردان ناصر فکوهی ناقدان معاصر مانه، پیوسته پرسش‌هایی را درباره اغراض او مطرح می‌کنند و حتی از این هم بدتر، اغراضی را به او نسبت می‌دهند. یعنی او را متهم می‌کنند که دارای یک فلسفه غرضمندانه در نقاشی است، برای نمونه معتقدند هدف او تخریب، تحریم و [توجیه] بی‌استعدادی و ... بوده است. اگر من فکر نمی‌کردم که این مسئله غرضمندی اهمیت دارد، آن را مطرح نمی‌کردم، زیرا اگر شما تحصیلات ادبی داشته باشید، اگر اندکی در جریان مباحث نقد [ادبی] در فرانسه امروز باشید، اگر این پرسمان را در ذهن داشته باشید، قاعدتا باید نکته‌ای را که در جلسه گذشته گفتم، شنیده باشید – منظورم آن است که در این تابلوی مانه معانی بسیار بیشتری از آنچه خودش تصور می‌کرد، وجود دارد – همچون بازتابی از همان فلسفه اثر هنری ِ بدون مولف به گونه‌ای که بارت و فوکو در رابطه با بلانشو(1) مطرح کرده‌اند. این نقد ساختارگرایانه...
ادامه خواندن