ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

سفرنامه مغولستان، بخش چهاردهم


روز پانزدهم: شنبه 14 مرداد 1396 ساعت ده دقیقه به هشت بیدار شدم و با بچه‌ها رفتیم به رستوران. پس از صبحانه هم، به ساختمان اصلی دانشگاه رفتیم تا در سالن همایش بسیار کوچکی، کارهای‌مان را ارائه دهیم. در واقع کلاس نیم‌دایره و پلکانی بود، شبیه کلاس برخی دانشگاه‌های غربی که در فیلم‌ها می‌بینیم. به بالای دیوار کلاس، تندیس نیم‌تنه 12 تن از مشاهیر دنیا را چسبانده بودند. نکته شگفت‌انگیز و البته اسف‌بار برای من این بود که همه این 12 تن اروپایی بودند و هیچ تندیسی از مشاهیر شرق و مسلمان در آن میان نبود. استادان و دانشجویان آمدند و ارائه‌ها یکی یکی آغاز شد. ارائه من یکی مانده به واپسین ارائه بود. در آغاز ارائه‌ام، به تاریخچه‌ای از نقوش تاریخی روی سنگها اشاره کردم و آنها را به دو گروه تصویری و نوشتاری دسته‌بندی نمودم. پس از توضیحاتی کوتاه درباره اهداف نقش کردن روی سنگها در دوره باستان...
ادامه خواندن

سفرنامه مغولستان: بخش ششم (گیر در فرهنگ مغولی)



روز سوم (دوشنبه دوم مرداد 1396)، صبحانه را که در همان رستوران همیشگی خوردیم، پیاده رفتیم به وزارت آموزش و ورزش که همان نزدیکی بود. چند نفر از مسئولین آمدند برای‌مان سخنرانی. پروفسور «زایاباتور» هم بود. کسی که چندین بار به او رایانامه زده بودم و او بود که نهایتا تصمیم به دعوت دوباره‌ام برای برنامه امسال گرفت. نزدش رفته و پس از معرفی خودم، ازش سپاسگزاری نمودم. یک جعبه خاتم نفیس هم که از اصفهان خریده بودم، به وی دادم. می‌گفت وقتی دیده این‌چنین پیگیر آمدن به مغولستان هستم، تاکید کرده بود که این شخص قدر چنین دوره‌ای را می‌داند و حتما بیاوریدش. دو نفر دیگر هم آمده بودند که با کمانچه مغولی، موسیقی سنتی برای‌مان اجرا کردند. خودشان هم پوشاک سنتی مغولی به تن داشتند. یک ردای بلند که تا سر قوزک پا می‌رسید. کلاه چهار تَرَکی به سر که دو گوشه‌اش را بالا زده بودند و در...
ادامه خواندن

معرفی کتاب «سفر به سرزمین آریایی‌ها (سفرنامه افغانستان)»


ابتدا قرار بود این سفرنامه در سال 1394 با همکاری بین انسان‌شناسی و فرهنگ، از یکسو، و نشر گهرشید از سوی دیگر منتشر شود. صفحه‌آرایی و فیپای کتاب هم دریافت شد؛ اما به دلیل پایان همکاری این دو نهاد با یکدیگر، منتشر نشد. ولی در روزهای پایانی سال 1396 نهایتا به دست انتشارات سپیده‌باوران منتشر گردید. نویسنده که تاکنون مقالات بسیاری درباره افغانستان در نشریات و مجلات منتشر کرده، در این کتاب، دو موضوع را دوشادوش هم به پیش می‌برد: 1- چرایی این سفر؛ و 2- توصیف شهرهایی که می‌رود. در مقدمه این کتاب که به چرایی سفر پرداخته، نویسنده می‌گوید به جای آنکه بپرسیم چرا افغانستان؟؛ باید پرسید چرا تاکنون به افغانستان نمی‌رفتیم؟ و سپس به نگاه منفی ایرانیان به افغانستانی‌ها و در واقع ناآشنایی‌شان با این کشور و مردمانش می‌پردازد. در این مقدمه مفصل، او تک تک دلایل نگاه منفی ایرانیان به افغانستان و افغانستانی‌ها را بررسی کرده...
ادامه خواندن

سفرنامه مغولستان / خوان اول: جنگ رستم و چنگیز برای گرفتن روادید مغولستان


بخش دوم اینکه کشوری کوچک به نام مغولستان با سه میلیون جمعیت، در ترکیه هم سفارتخانه دارد و هم کنسولگری، و چندین پرواز بین دو کشور وجود دارد، نیازمند کمی توضیح است. مغولستان برای هویت ترکیه بسیار مهم است. نخستین نوشته‌های ترکی که در سده هشتم میلادی بر روی چندین ستون سنگی نوشته شده، در خاک مغولستان هستند. همچنین یکی از نخستین حکومتهای ترکی در سرزمینی بر پا شد که مغولستان بخش عمده آن است. به‌علاوه اینکه زبان مغولی و ترکی جزو یک خانواده زبانی بوده و هنوز برخی واژه‌های مشترک دارند. برای نمونه همان دوستم آلتنسوخ، نامش ترکیبی است از دو واژه آلتن و سوخ. آلتن هم در مغولی و هم در ترکی به معنای طلا است. اما روایت ترک‌ها کمی اغراق‌آمیز است و سر و صدای مغول‌ها را در آورده. برای نمونه هر وقت با آلتنسوخ بودیم و کسی می‌فهمید که او مغول است، سریعا می‌گفت: «شما هم...
ادامه خواندن

سیاحت و ماجراهای من در ایران (بخش دوم)


آرمین وامبری ترجمه خسرو سینایی ... شایع شده بود که زمانی‌که او در انگلستان در کاخ باکینگهام مستقر بود، روزی از سلمانی ایرانی‌اش هنگام اصلاح صورت شاه خطائی سرزدهو او چنان عصبانی شده که به محافظان ایرانی‌اش دستور داده او را بکشند و آن‌ها هم‌ چنین کردند ! اما با ابن کار، مشکل اصلی آن شد که با نعش خدمتکار چه باید کرد. ملکه نباید به‌هیچ‌وجه از ین موضوع خبردارمی‌شد، و حتی پلیس هم نمی‌توانست به طور رسمی به روی خود بیاورد. جالب‌تر از همه آن بود که خود شاه اصلا نمی‌فهمید چرا همه نگرانند، و برایش بدیهی بود که حق داشته فرمان قتل نوکر خطاکار را بدهد. در نهایت ادوارد – پرنس ولز – این ماجرای دردسرساز را به ترتیبی «ماست‌مالی» کرده بود. اگرچه وامبری در خطر کشته شدن به فرمان شاه نبود، اما اگر در بحث‌‌ها احتمالا نظری مغایر با نظر او ابراز می‌کرد، شاه بسیار عصبانی می‌شد....
ادامه خواندن

سیاحت و ماجراهای من در ایران (بخش اول)


آرمین امبری /  ترجمه خسرو سینایی، از متن اصلی آلمانی (1867) درباره نویسنده (1) درباره نویسنده این کتاب، سفرها، ماجراها و تالیفات متعدد او بسیار می‌توان نوشت. شاید دانستن همه آن اطلاعات برای کسی که درباره شخص او تحقیق می‌کند ضروری باشد؛ اما برای خوانند ایرانی این کتاب جز در مواردی که به ایران مربوط می‌شود، یا به طریقی با آن‌ها آشناست، جالب نیست. به این ترتیب این مقدمه را به اختصار، با ذکر نکاتی که در رابطه با ایران قرار می گیرد. یا تا حدی به شاخت نویسنده کمک می‌کند، می نویسم. آرمین وامبری، در سال 1832 میلادی، در منطقه‌ای از امپراتوری اتریش- مجار که امروز در خاک اسلواکی قرار دارد، در خانواده‌ای یهودی به دنیا آمد. یکساله بود که پدرش فوت کرد. خانواده‌اش بسیار فقیر بود. و به دلیل یک بیماری که از زمان تولد داشت، ناچار بود همه عمر با چوب زیر بغل یا با عصا راه...
ادامه خواندن

سفرنامه غار مغان در ارتفاعات بینالود (پاييز سال 1355)


با تحمل كوهي از سختيها بالاخره به قله رسيديم پاسي از شب گذشته بود برف هم كماكان مي باريد ما تازه به روستاي مغان در حاشيه رشته كوه بينالود رسيده بوديم آسمان ابري بود ماه هم پنهان در ميان ابرهاي سپيد. شب مهتابي و آسمان ابري و بارش برف بقول خواننده اي قديمي عجب  شبي بود! عليرغم شب دير پاي زمستاني گويي هرگز شب نبود ماشين را كه وانت پيكاني بود وسط روستا رها كرديم در آن وقت  تك وتوك افراد روستايي كه به مزرعه مي رفتند يا از مزرعه به روستا بر مي گشتند با كنجكاوي وشك مارا ورانداز  مي كردند و احیانا  زير لب چيزي زمزمه .... ولي با گروه ما واين روستاييان نجيب حس غريبه گي نبود ديدن گروهي جوان با آن شكل و شمايل خاص برايشان تكراري و به عبارتي عادي مي نمود . بعد از بستن كوله پشتیها گروه ده نفره ما آماده رفتن به...
ادامه خواندن

آیین استقبال از هیات های خارجی در عهد صفوی


نقش آیین ها و مناسک اجتماعی در بازسازی جامعه صفوی آیین استقبال از هیات های خارجی در عهد صفوی     ورود هیات های خارجی چه به عنوان سفیر یا جهانگرد یا بازرگان را بیشتر از زمان حکومت شاه عباس اول دانسته‏اند. اگرچه سفرنامه ونیزیانی که در زمان آق قویونلوها و ابتدای صفویان در ایران حضور داشته اند موجود است اما با توجه به شرایط حکومت شاه اسمعیل صفوی که دولتی نوین با مذهبی متفاوت را بنیان می نهاد و دایم در معرض حملات و جنگ های مدعیان حکومت و نیز همسایگان نگرانی بود که با اضطراب، قدرت گرفتن لحظه به لحظه دولت شیعی مذهبی را شاهد بودند که آن را برنمی تافتند، زمان یا روی خوشی برای پذیرش خارجی‏ها باقی نمی ماند.      دوران طولانی حکومت شاه طهماسب نیز معمولا با سفرنامه جنیکسون سنجیده می شود که چگونه جای پای آن کافر را با خاک پوشاندند و مشخص...
ادامه خواندن