ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

بداهه در شعر و موسیقی دستگاهی


تعریف بداهه نوازی بر چند موضوع می چرخد؛ به طور نمونه بداهه درموسیقی، آفرینش نواها در لحظه ای توصیف ناشدنی است؛ بداهه هنری است كه اندیشه و احساس و زبان و حالات اشراقی ومکنونات درونی نوازنده را، که پیشتر به آن دسترسی نداشته، درعرصه شهود به آفرینش دیگری مبدل می سازد. بداهه نوازی ایرانی مدیون هستی ردیف و اقلیمی از آزادی در توانایی اجرا در روح دستگاه است. بداهه در موسیقی ایران، عرصه فرمانفروایی بر دنیای ناشناخته ها مدها و ملودی و ریتم های ایرانی است. اینها توصیفات ظاهری بداهه نوازی است؛ اما نگفتیم در لحظه ای که بداهه آفریده می شود چه اتفاقی می افتد و عامل یا محرک آن لحظه در خلقت بداهه چیست؟ آیا امکان دارد منبع آن محرک یا عوامل آن را شناسایی کرد؟ آیا برای شناسایی محرک یا عوامل بداهه درموسیقی، بجز منبع ارجاع حالات روحانی و تاثیرات حوادث جنبی و اجتماعی فرهنگی، پدیده های...
ادامه خواندن

در آستانه 80 سالگی رادیو؛ جای موسیقی اصیل ایرانی خالی است


اولین تصاویر ذهنی که از شنیدن موسیقی اصیل ایرانی دارم مربوط به دوران بین کودکی و نوجوانی است. وقتی با پدر به سلمانی محله مان با آن آینه کوبی و دیوارهای سبز رنگ می رفتم، یک رادیوی بزرگ قهوه ای رنگ فیلیپس، روی طاقچة بالای آینه های چسبیده به دیوار، درست روبه¬روی صندلی سلمانی خودنمایی می کرد که به طور دائم روشن بود. ابتدا پدر روی صندلی می نشست و حسین آقا، سلمانی 60- 70 ساله محله مان با آن بینی عقابی و سر طاس، با لهجه شمالی خود شروع به گفتگو با پدر می کرد و در عین حال با قیچی موهای پدر را که پشت گردنش فر شده و نشانه ای برای آمدن به سلمانی بود، کوتاه می کرد. بعد از آن نوبت به من می رسید تا حسین آقا برای آنکه راحت بتواند موهای مرا کوتاه کند تخته ای را روی دسته های صندلی سلمانی قرار می...
ادامه خواندن

مفهوم «مکتب» در موسیقی کلاسیک ایرانی (بخش 2)




3.مفهوم مکتب در ادبیات موسیقی کلاسیک ایرانی از مرور ادبیاتی که در بخش اولِ این نوشتار آمدمی‌توان دریافت که بحث درباره‌ی مکاتبِ مختلف تنها در مورد سازِ تار و آواز انجام شده است. در دسته‏ای از پژوهش‏ها اساساً هیچ تعریفی برای اصطلاحمکتب‌ ارایه نشده و ویژگی‏های روشنی هم برای طبقه‏بندی‏های ارایه‌شده دیده نمی‏شود. در برخی موارد طبقه‏ بندی‏هایی کلیشه‏ ای و بدونِ ارایه ‏ی منطق و دلیل انجام شده که حتی به صورت پیش‏فرض در برخی دیگر نوشته‌ها مورد استفاده قرار گرفته است. در برخی از مقالات و یادداشت‌های بالا، اگرچه عناصری برای تشخیص و تفکیکِ مکاتب معرفی شده‏اند اما نتایج‌شان عناصر و عواملِ موسیقاییِ متفاوتی نسبت به آنچه در ابتدا گفته‌اند را نشان می‏دهد. همچنین به‏نظر می‏آید اگر با دلایلی و با توجه به عناصری طبقه‏بندی‏هایی در مکاتب یک ساز صورت گرفته باشد (مثلاً تار) پس می‏توان، با تمهیداتی و با توجه به عناصر تفکیک‌کننده‏ی این مکاتب، این طبقه‏بندی...
ادامه خواندن

درباره مصطفى كمال پورتراب، تلاقى علم و هنر


سید علیرضا ميرعلى نقى مصطفى كمال پورتراب، هشتادساله، برخاسته از عمل جراحى سنگينى كه مردان جوان به زحمت تاب آن را دارند، با انرژى و اعتقاد، از عشق خود به «موسيقى علمى» می‌گوید و از كارهايى كه در دست نگارش و انتشار دارد. اگر ملاك را ـ حداقل بعضی‌اوقات ـ سن درونى افراد در نظر بگيريم و نه سن شناسنامه‌ای آن‌ها، نمی‌توان پورتراب را بيش از مردى پنجاه‌ساله انگاشت. پنجاه‌ساله‌ای با تجربه هشتادساله و همچنان مصر و معتقد. چه پشت پيانو، چه پشت ميز تحريرش، وقتى كه بی‌وقفه می‌نویسد و ترجمه می‌کند........ - متولد ۱۳۰۳ تهران ـ يادگيرى موسيقى در هنرستان عالى موسيقى ۱۳۱۷ تا ۱۳۲۴ ـ نت‌نویسیترانه‌های عاميانه تا سال ۱۳۲۸ ـ يادگيرى پيانو نزد گيتى امیر خسروی و مليك اصلانيان، بهره‌مند از كلاس درس فريدون فرزانه در فرم و دشيفر، حسين ناصحى در هارمونى و كنترپورن، فؤاد روحانى، زيباشناسى و تجزيه و تحليل و مهدى بركشلى در آكوستيك...
ادامه خواندن

ازرنجی که میبریم / گفتگو با شهرام ناظری


علی پاکزاد هر وقت نام شهرام ناظری میآید آدم خواه ناخواه یاد آثار درخشانی مانند «گل صدبرگ» و «حیرانی» و «شاهنامهکردی» و «آتش در نیستان» میافتد. تا جایی که میتوانیم بگوییم ایشان سازنده بسیاری از خاطرات فراموش نشدنی ما در سالهای گذشته بودهاند. چطور میتوان تصنیف «اندکاندک جمع مستان میرسند» را گوش داد و در خاطرات سالهای نهچندان دور غرق نشد. چطور میشود صدای تنبور مرحوم سیدخلیل عالینژاد و آواز استاد را در آلبوم «صدای سخن عشق» از یاد برد؟ چطور میتوان آن همه روزها را از یاد برد؟ واقعیت این است که همه ما گاهی به این فکر کردهایم که چرا دیگر نمونه آن آثار درخشان تولید نمیشوند؟ چرا از پس نو شدن روزگار و حتی با فاصله گرفتن از سختیهای اجتماعی و اقتصادی آن دوران که طبیعتا باید باعث رونق کار فرهنگی شود، آن همه تجربه های خوب و به یاد ماندنی برای موسیقی تکرار نشد؟ راز این...
ادامه خواندن

دستگاه  و موسیقی ایران


  در این نوشته به پیدایش "تن رهبر"، یکی از مهم ترین عوامل دگرگونی موسیقی کهن به موسیقی دستگاه ایرانی اشاره می کنیم و در پی آن به رساله ای که ناظر بر تکوین حالت جنینی دستگاه است می پردازیم و در انتها نقل قولی از یک موسیقی شناس انگلیسی در پایان سده نوزدهم که به اهمیت کیفی موسیقی ایران اشاره کرده است را می آوریم. دو رکن اساسی موجب تغییر سیستم کهن تر موسیقی ایران به موسیقی دستگاهی شده است: اول عامل درونی که منشاء ذاتی دارد و دوم عوامل بیرونی. عامل درونی را در اینجا در پیدایش "تن رهبر" و کاربرد تنوع "کوک ها"  و عامل بیرونی را در نقش فرهنگ جستجو خواهیم کرد.   پدیده هنری دستگاه  در موسیقی ایران پدیده ای پیچیده و تاریخی است. سرنوشت تاریخ پیدایش آن را باید در تاریخ فرهنگ، مخصوصاً از دوران مغول به این سو جستجو کرد. دلیل عمده آن...
ادامه خواندن

تافته جدابافته


  بهروز   غریب‌پور آقا محمد شاطر دست او را گرفته است و از کوچه‌هاي پيچ در پيچ شهر مقدس با خود مي‌برد. مقصدشان خانه «آقا سيد عرب» پير و فرزانه است. جمعه است و در همان کوچه‌ها کودکان هم‌سن و سال «محمدرضا» در حال بازي‌هاي بي‌سر‌انجام يا کم سر‌انجام کودکانه‌اند اما او حسرت پيوستن به آن‌ها را ندارد. او واهمه دارد که پير فرزانه و مومن صدايش را و تلاوت قرآنش را به همان اندازه که پدرش پسنديده است، نپسندد و سوره‌ها را در ذهن زمزمه مي‌کند و با لبان بسته، خود را آماده خواندن مي‌کند و بي‌آن‌که بداند به تمريني حرفه‌اي تن مي‌دهد که تارهاي صوتي را ورزيده مي‌کند.   آقا محمد شاطر از رعاياي حاج‌آقا سيد علي‌اکبر طبسي، جد کودکي است که دستش در دست اوست و خدمتگزاري‌ است که نمي‌داند دست يک نابغه آواز و موسيقي را گرفته. شايد اگر مي‌دانست هم‌قدم شدن با محمدرضاي شجريان خردسال...
ادامه خواندن