ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

درباره محمود دولت‌آبادی جادويى به نام ادبيات!


محمود دولت‌آبادی می‌گوید: «اگر شهرزاد با گفتن قصه، مرگ خود را به تعويق می‌انداخت، نويسنده هم با نوشتن به زندگى خود ادامه می‌دهد». هرچند اين روزها همزاد ديرينش ـ نوشتن ـ را دشمن خود می‌داند... - داستان‌نویس،نمایش‌نامه نویس و فیلم‌نامه‌نویس - متولد دهم مرداد ،۱۳۱۹ دولت‌آباد سبزوار - گذراندن دوره تئاتر در كلاس تئاتر آناهيتا و شروع بازيگرى تا سال ۱۳۵۳ - انتشار اولين داستان، «ته شب» در سال 1341 - برنده جایزه ادبی هوشنگ گلشیری برای یک‌عمر فعالیت در سال ۲۰۱۲ - برگزیده جایزهٔ ادبی یان میخالسکی سوییس در سال ۲۰۱۳ - دریافت جایزه شوالیه ادب و هنر فرانسه توسط سفیر دولت فرانسه در تهران در سال ۲۰۱۴ - شرکت در کنفرانس برلین در سال ۱۳۷۹ - برنده جایزه ادبی واو در سال ۱۳۹۰ - ترجمه آثار وی به زبان‌های انگلیسی، فرانسوی، ایتالیایی، نروژی،سوئدی، چینی، کردی، عربی،هلندی، عبری و آلمانی - دارای سابقه بازیگری برای کارگردانان معتبری چون عباس...
ادامه خواندن

اینجا مردان غایبند و زنان با خاطراتشان زندگی می کنند: نگاهی به کتاب «آهنگی که با تو شنیدم»


«آهنگی که با تو شنیدم» نام مجموعه داستانی آناماریا مرادی است که به تازگی توسط نشر آنیما منتشر شده است. این نخستین کار داستان نویسی آناماریا مرادی است. از وی، پیش از این، مجموعه شعری با عنوان «اصالتاً درختی تبریزی ام» توسط نشر بوتیمار منتشر شده بود. همه داستانهای این مجموعه با مرور و یادآوری آهنگی شکل می گیرد که تخیل شخصیت اصلی داستان، با شنیدن یا زمزمه کردن آن، راهی روزهای گذشته زندگی اش می شود. زنان، شخصیتهای اصلی این داستانها هستند و مردان در این داستانها غایبند. زنانِ «آهنگی که با تو شنیدم» زنان معمولی هستند که همین جا و در کنار ما زندگی می کنند اما زندگی تک تک شان در گیر مسائل جانکاه اجتماعی همچون جنگ، مهاجرت، مشکلات روحی، قوانین نابرابر و ... است. این زنان همگی از یکسو محصول ساختار اجتماعی پرمسئله و از سوی دیگر اسیر در همین ساختار هستند. به عنوان مثال داستان...
ادامه خواندن

رمان «آ» اثر لیلا صادقی


صادقی، لیلا، ۱۳۹۶، رمان آ، تهران، نشر مروارید، چاپ اول، ۹۲ صفحه رمان «آ» درباره‌ی شخصیتی به نام «آ» است که به صورت تصادفی با ازدحام جمعیت در میدانی به نام آ مواجه می‌شود. در این ازدحام در برخورد با شخصیت‌های متفاوت، داستان‌های متفاوتی شکل می‌گیرد که نقطه‌ی اشتراک شخصیت‌های‌ تمام این داستان‌ها از جمله پروانه، بهزاد، فرناز یا فرهاد، لیلا و بسیاری دیگر با شخصیت اصلی، وجود اولین حرف الفبا در نام آن‌هاست که همین حرف مشترک، باعث سرنوشتی مشترک برای همه‌ی آن‌هایی می‌شود که بخاطر حضور خود در میدان آ وارد قلمروی این داستان می‌شوند. رمان در ساختار فرهنگ لغت با مدخل آ به روایت داستان‌ها می‌پردازد. در مقدمه‌ی رمان مدخل‌های متفاوتی از شیوه‌های متفاوت تلفظ و کاربرد آ وجود دارد که همانند لغت‌نامه به معرفی شخصیت‌ها به مثابه‌ی واژه می‌پردازد، سپس در سرفصل‌های رمان که از ساختار مراحل تبدیل کرم ابریشم به پروانه استفاده می‌شود، به صورت...
ادامه خواندن

درباره جمال مير صادقى


زندگى را به آواز بخوان! ساره دستاران جمال ميرصادقى از نويسندگان و داستان نويسان نام‌آشنای ادبيات معاصر ايران است. او تقريباً هم‌زمان با هوشنگ گلشيرى آموزش داستان‌نویسی را در ايران بنا نهادند، هرچند زاويه ديدشان چندان به هم نزديك نبود؛ گلشيرى بر فردیت فرد تأكيد داشت و ميرصادقى همچنان فرد را جزيى از اجتماع می‌داند....... داستان‌نویس و پژوهشگر ادبيات داستانى متولد سال ۱۳۱۲ تهران نوشته‌ها: مسافرهاى شب ‎/ چشم‌های من، خسته‎/ شب‌های تماشا و گل زرد‎/ دراز ناى شب‎/ اين شکسته‌ها‎ / اين سوى تل‌های شن‎/ اين سوى پرچين (مجموعه نه داستان كوتاه، ترجمه با همكارى محمود كيانوش)‎/ نه آدمى، نه صدايى‎/ شب‌چراغ/ دوالپا ‎/ هراس ‎/ عناصر داستان‎/ بادها خبر از تغيير فصل می‌دهند‎/ آتش از آتش ‎/ پشه‌ها ‎/ ادبيات داستانى‎/ کلاغ‌ها و آدم‌ها‎/ برگزيده داستان كوتاه‎/ جهان داستان (غرب)‎/ داستان و ادبيات‎/ واژه‌نامه هنر داستان‌نویسی ( با همكارى ميمنت مير صادقى ‎/ پیشکسوت‌های داستان كوتاه‎/ روشنان‎/ اضطراب...
ادامه خواندن

زنان داستان نویس، قهرمانان داستان­های خود را چگونه می بینند؟


مریم نورائی نژاد اگر سراغی از عناوین ادبیات داستانی امروز ایران بگیریم، در می ­یابیم که زنان سهم چشمگیری در داستان­نویسی امروز ایران دارند. نام­هایی چون «فتانه حاج سید جوادی» با پنجاه و شش بار تجدید چاپ «بامداد خمار»، «پرینوش صنیعی» با سی بار تجدید چاپ «سهم من»، فریبا وفی با برنده شدن جوایز متعدد ادبی داخلی و خارجی برای داستان­های «رویای تبت» و «پرنده من» و ... تنها نمونه­هایی از حضور فعال زنان نویسنده در این عرصه هستند. فعالیت زنان ایرانی در عرصه داستان­نویسی و ادبیات داستانی نه تنها می­تواند نشانگر تغییر و تحولات قابل تامل در عرصه­های اجتماعی و فرهنگی باشد بلکه نیازمند پرداخت­های جامعه­شناسانه، انتقادی، ادبی و ... است تا داستان­های زنانه را از خطر روایت­های تک­خطی و محدود عاطفی دور نگه داشته و به سمت گزارشی واقعی­تر از جریانات اجتماعی و فرهنگی سوق دهد. کتاب«زنان در داستان» که به قلم دکتر نرگس باقری نوشته شده، بر...
ادامه خواندن
ویژه

آنا؛ آنای تندنویسِ نجات‌دهنده


نیچه او را بزرگ‌ترین روانکاو بشریت خوانده و گفته بود: داستایفسکی تنها روانشناسی است که می‌توان از او آموخت؛نیچه حقیقتی را به زبان آورده و به‌حق او را شایسته این لقب کرده است . کوچه «استورلیارنی»،گوشه میدان «مشانسکایا»، خانه«آلونکین»، آپارتمان شماره سیزده... «اولخین» معلم تند‌نویسی این نشانی را روی قطعه کاغذ کوچکی نوشته و آنرا به دلیل نامعلومی چهار‌تا کرده بود...شاید آینده را خوانده بود و می‌دانست این نشانی چون قایقی کاغذی است که برآب انداخته شده و به راه دوری خواهد رفت؛ پس نه کاغذ بود و نه نشانی، تقدیر بود: داستایفسکی... -فئودور داستایفسکی؟ -بله! -نویسنده خاطرات خانه مردگان؟! -بله...اجازه بده حرفم را تمام کنم:فئودور داستایفسکی در موقعیت سختی قرار گرفته است... -مریض شده است؟ -مریض هم هست، اما بدتر از آن مقروض است. تاخرخره زیر قرض است و اگر نتواند قرضش را پس بدهد... -دوباره زندانی‌اش می‌کنند؟...وای خدای من دوباره قصد تیر‌بارانش را دارند؟ «اولخین» معلم مهارت جدید...
ادامه خواندن

نقد و بررسی «روز اول قبر»، نوشته صادق چوبک


   تاریخ انتشار 1344 نوشته زهره روحی داستان کوتاه روز اول قبر، به یکی از بعد از ظهرهایِ پاییزیِ «حاج معتمدِ» هشتاد، نود ساله اختصاص دارد. پیر مردی مالدار و صاحب اسم و رسم که ثروتش را از راه ظلم و کلاهبرداری، و شهرتش (معتمد و یا احتمالا معتمدالدوله) را هم با پول خریده است؛ و در آخر هم سر پیری، تک و تنها در ساختمانی بزرگ در یک سمت از باغ بسیار بزرگی زندگی می‌کند. هفت پسر دارد؛ اما نه آنها با حاجی رابطه‌ خوبی دارند و نه او با آنها. سالی یکبار آنهم در ایام عید نوروز با زنان و فرزندان (که پیر مرد هیچ اهمیتی به هیچ کدامشان نمی‌دهد) بنا به رسم جهت دست‌بوسی می‌آیند. همسرش حاجیه خانم هم در ساختمانی در سمت دیگر باغ، جایی که در داستان دیده نمی‌شود سالیان سال دور از حاجی در قلمروِ خودش زندگی می‌کند. پیرمرد و پیرزن، سالیان درازی می‌شود...
ادامه خواندن

از ایستگاه واقعیت تا تقاطع بدعت ها (گذری در تصویر خیابان و شهر در رمان جهان و ایران)


    در داستان رئالیستی، با جهانی آشنا مواجه هستیم که شباهت زیادی دارد به همان زندگی روزمره مردمانی از یک جامعه ی فرهنگی خاص در دوره ای مشخص. نویسنده ی چنین داستانی سعی می کند تقریباً همان تصویری را از شهر و خیابان و جامعه ارائه کند که یک عکاس واقعگرا یا مستندسازِ مردمنگار با دوربین و لنز معمولی و بدون دستکاری در اکسپوز. این ویژگیِ منحصر به فردِ سبک رئالیسم بوده است که در تمامی نمونه های داستانیِ خصیصه نما دیده ایم.  در این سبک، معمولاً چنین برداشت می شود که نگاه تصویرگر ثابت و ایستاست؛ او همه ی آنچه را می بیند در لحظه ثبت و ترسیم می کند و تصویری فریز شده از امر واقع به مخاطب می نمایاند؛ و آینه ای از عینیت دنیای بیرونی به او عرضه می دارد. در این سبک، مخاطب هیچ قدرت تفسیر اضافه و تعبیر و تأویل فردی از آنچه...
ادامه خواندن

آدم گرسنه خواب نان سنگک میبیند


امیررضا پوررضایی درباره کتاب «جستارهایی در باب عشق» آلن دوباتن که گلی امامی با قلمی خوب و روان آن را به فارسی ترجمه کرده است ما در حوزه هايي که متر و معيار مشخص دارند اسير تعارفزدگي هستيم، چه رسد به حوزههايي که ذاتا چنين شفافيتي ندارند. بسيار پيش ميآيد که صحبتي درباره عشق ميشنويم، اما واقعا نميتوانم بگويم چند درصد از ما عشق را تجربه کرده يا در اطراف خود ديدهايم و يا حداقل ميتوانيم تعريفي از آن ارائه بدهيم. جوانان ما در بسياري از موارد تاوان همين تفکر فانتزي را ميدهند و در حالي که از زندگي و رابطهاي قابل قبول برخوردارند، با اين تصور که عشق آن چيزي نيست که در رابطه فعليِ خود دارند، اين روابط را ناديده ميگيرند و با سوداي رابطهاي رويايي، امروز و فردا و فرداها را به باد ميدهند.  وقتي نگران کاهش ازدواج هستيم و رشد آمار طلاق بر نگرانيمان ميافزايد، لازم...
ادامه خواندن

جنگ به روایت احمد محمود


خبرهاي راديو عادي است کاوه فولادي‌نسب  جنگ براي بسياري از نويسنده‌هاي بزرگ دنيا منبع الهام بوده و هرچه باشد اين هم نظري است که: «در مرکز رمان‌هاي بزرگ هميشه يا جنگ حضور دارد يا عشق.» در ايران ما هم نويسنده‌هاي زيادي از اعاظم قدما تا جوان‌ترها و تازه‌کارها با الهام از جنگ تحميلي هشت‌ساله دست به خلق آثار داستاني زده‌اند و هنوز هم مي‌زنند؛ گرچه کم‌کمک نسلي از نويسنده‌ها دارند وارد بازار ادبي مي‌شوند که هيچ خاطره و يادگاري از جنگ ندارند و متولد سال‌هاي بعد از امضاي قطع‌نامه صلح هستند. در کلي‌ترين تقسيم‌بندي، آثار مربوط به ادبيات جنگ هشت‌ساله ايران و عراق را مي‌توان به دو گروه تقسيم کرد. گروه اول آن‌هايي هستند که به «دفاع مقدس» مي‌پردازند و هدفشان بيشتر به تصوير کشيدن رشادت‌هاي نيروهاي خودي و جنايت‌هاي دشمن غاصب است و گروه دوم آن‌هايي هستند که مفهوم «جنگ» را به ‌عنوان پديده‌اي شوم و خانمان‌برانداز در کانون...
ادامه خواندن

معرفی کتاب خواهران تاریک (رمان نوجوان)


  خواهران تاریک (رمان نوجوان) رجبی، مهدی (1395)، خواهران تاریک، تهران: نشر افق شروع شکل ‏گیری سوژه بالطبع در نوجوانی صورت می گیرد، هنگامی نوجوان تمایل دارد یک فاصله بین خود و دیگران ایجاد کند، اما قدر توانایی ندارد که به این امر بپردازد و در نتیجه نیازمند فراهم شدن یک موقعیت مناسب است. البته وقتی از موقعیت مناسب حرف می زنیم منظور فراهم کردن شرایط مادی مناسب نیست. از آن جا که مهم است این فاصله گذاری بین نوجوان و دیگری، در دنیای شناخت و واقعی نوجوان چگونه شکل می ‏گیرد. در این ‏جا زمینه ‏ی فرهنگی مهم انگاشته می ‏شود  به هر حال  داستان ‏ها، اسطوره ها، نظام تربیتی غیر رسمی فضای خیال ‏پردازی کودک و نوجوان را که ریشه در گذشته ‏ی هر جامعه ‏ای دارد را شکل می ‏دهد. جامعه ‏ای که اخلاق‏ ارزشی را درونی کرده است، یعنی به نوعی ناهنجاری را نمی ‏پسندد و...
ادامه خواندن